سید عباس عراقچی، وزیر خارجه کشورمان روز چهارشنبه راهی پکن میشود و با وجود آنکه سخنگوی دستگاه دیپلماسی اعلام کرده که در این جریان این سفر، عراقچی در دیدار با همتای چینی خود درباره روابط دوجانبه و مهمترین مسائل و تحولات منطقهای و بینالمللی گفتوگو و تبادل نظر خواهد کرد، اما همچنان نمیتوان با قطعیت درباره جزئیات دستورکار و اهداف این سفر اظهارنظر کرد. با این حال، از آنجا که این سفر پس از رایزنیهای اخیر میان مقامهای دو کشور و در پی طرح مواضع شی جینپینگ، رئیسجمهور چین درباره ضرورت حل مسئله تنگه هرمز انجام میشود، میتوان احتمال داد که موضوع هرمز و تحولات مرتبط با آن، یکی از محورهای مهم گفتوگوها باشد.
این نکته را نباید از نظر دور داشت که شی جینپینگ بهصراحت از میانجیگری چین سخن نگفته است. آنچه از سوی پکن مطرح شده، بیشتر در قالب ابتکارهایی برای کاهش تنش و ایجاد ثبات در منطقه قابل ارزیابیاست. در این چارچوب، چینیها مجموعهای از پیشنهادهای چندمادهای را مطرح کردهاند که محورهای اصلی آن، برقراری آتشبس، تضمین آزادی و امنیت کشتیرانی و ایجاد ثبات در منطقه است. این مواضع درواقع با چارچوب کلی سیاست خارجی چین در قبال تحولات خاورمیانه نیز همخوانی دارد.
البته چین پیش از این نیز در موضوع پاکستان نشان داده است که تمایل دارد برای شکلگیری آتشبس و ایجاد تفاهم میان طرفهای درگیر نقشآفرینیکند؛ چرا که تأمین امنیت انرژی و حفظ ثبات مسیرهای تجاری برای پکن اهمیت اساسی دارد. بنابراین، اگر سفر عراقچی در چنین مقطعی انجام میشود، آن هم پس از برگزاری اجلاس بریکس و سازمان همکاری شانگهایو طرح مواضع شی جینپینگ درباره تحولات منطقه، میتوان آن را در امتداد تلاشهای پکن برای کمک به بازگشت ثبات به منطقه ارزیابی کرد.
در همین چارچوب، یکی از موضوعاتی که پیشتر نیز از سوی چین مطرح شده، ایده ایجاد سازوکارهایی برای تأمین امنیت جمعی و پایدار در منطقه خلیج فارس است. پکن در رایزنیهای خود با کشورهای منطقه، از جمله در گفتوگوهای انجامشده با مقامهای عربستان، بر ضرورت همکاری منطقهای و آمادگی پکن برای کمک به ایجاد ترتیباتی در راستای امنیت و ثبات خلیج فارس تاکید کرده است.
از این منظر، ابتکار عمل صرفاً در اختیار چین نیست و بخش مهمی از مسئولیت بر عهده ایران قرار دارد. تهران میتواند با ارائه یک چارچوب مشخص برای همکاری با چین و کشورهای خلیج فارس، از ظرفیت پکن برای کاهش سوءتفاهمها و تنشهای موجود در روابط خود با کشورهای منطقه استفاده کند. همانگونه که چین در سال ۲۰۲۳ در روند توافق ایران و عربستان نقش ایفا کرد، اکنون نیز میتوان تصور کرد که پکن در صورت وجود اراده و ابتکار لازم از سوی طرفهای منطقهای، ظرفیت ایفای نقشی مشابه در کاهش اختلافات و نزدیک کردن دیدگاههای ایران و کشورهای خلیجفارس را داشته باشد.
بر این اساس، نقش چین در شرایط کنونی لزوماً به معنای ورود مستقیم به فرآیند میانجیگری میان ایران و طرفهای منطقهای نیست؛ بلکه میتواند در قالب تسهیل گفتوگو، ایجاد زمینه برای تفاهم و کمک به شکلگیری یکسازوکار همکاری منطقهای تعریف شود.
علیرضا ثمودی، پژوهشگر مسائل چین
انتهای پیام/