به گزارش خبرگزاری برنا، نشست صلاله قرار بود به ابتکار عمان و با حضور ایران و شماری از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در روز دوشنبه برگزار شود تا طرفها درباره ترتیبات امنیتی منطقه، وضعیت تردد کشتیها در تنگه هرمز و یافتن سازوکاری برای کاهش تنش در یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان گفتوگو کنند؛ نشستی که در صورت برگزاری میتوانست یکی از معدود تلاشهای چندجانبه برای مدیریت بحران هرمز، آن هم بدون حضور مستقیم قدرتهای فرامنطقهای، باشد. با این حال، این نشست در آخرین لحظه به تعویق افتاد؛ تعویقی که اگرچه به معنای کنار گذاشته شدن اصل ابتکار عمان نیست، اما نشان میدهد مسیر دستیابی به یک توافق منطقهای درباره هرمز با موانع جدی مواجه است.
وزارت خارجه عمان دلیل رسمی این تصمیم را فراهم کردن شرایط مناسب برای «گفتوگوی سازنده»، دستیابی به اجماع و رسیدن به تفاهمی پایدار برای تقویت امنیت و ثبات منطقه اعلام کرد. با این حال، تهران اعلام کرد که درخواست تعویق از سوی عربستان سعودی مطرح شده است. به گفته اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، تحولات یمن در این تصمیم مؤثر بوده و نسبت دادن اختلافات موجود به موضوعات دیگر، نوعی «آدرس اشتباه» است.
در واقع، مهمترین مانع پیش روی نشست صلاله را باید در شکاف میان کشورهای عربی درباره نحوه تعامل با تهران جستوجو کرد. عربستان سعودی در شرایطی که با حملات حوثیها در یمن مواجه است، حاضر نیست موضوع امنیت هرمز را از تحولات امنیتی گستردهتر منطقه جدا کند. بهویژه آنکه همزمان با تعویق نشست، حملات به زیرساختهای انرژی عربستان و تحولات نظامی در یمن، حساسیت ریاض را افزایش داده است.
بحرین نیز از ابتدا موضعی متفاوت داشت و اعلام کرده بود در نشستی با ایران شرکت نخواهد کرد؛ بنابراین حتی در میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس، درباره نحوه مواجهه با ابتکار عمان اتفاقنظر وجود ندارد. این وضعیت نشان میدهد که مسئله فقط چگونگی عبور کشتیها از هرمز نیست؛ بلکه هرگونه توافق بر سر این تنگه ناگزیر با مسائل بزرگتری همچون موازنه امنیتی منطقه، روابط ایران و کشورهای عربی، بحران یمن و نقش بازیگران خارجی گره خورده است. از سوی دیگر، خود موضوع هرمز نیز حساسیت ویژهای دارد. توافق مورد بحث میان ایران و عمان، به گفته تهران، شامل ایجاد مسیرهای موقت برای ورود و خروج کشتیهای تجاری از تنگه است و قرار بود جزئیات نقشه این مسیرها با کشورهای منطقه در میان گذاشته شود. ایران تأکید کرده است که چنین ترتیبی به معنای «بازگشایی» کامل تنگه نیست، بلکه سازوکاری موقت برای مدیریت تردد دریایی محسوب میشود. در صورت توافق منطقهای، این سازوکار میتواند بهعنوان نخستین چارچوب مشترک برای مدیریت بخشی از بحران هرمز مورد استفاده قرار گیرد.
فقدان اعتماد
با این حال، یکی از مهمترین موانع بر سر راه موفقیت چنین نشستی، مسئله اعتماد است. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از یک سو به شدت به بازگشت امنیت و جریان آزاد تجارت و انرژی از هرمز نیاز دارند و از سوی دیگر، در شرایط فعلی نسبت به افزایش اهرمهای فشار ایران در منطقه نگراناند. به عبارت دیگر، همان کشورهایی که از نظر اقتصادی بیشترین زیان را از تداوم اختلال در هرمز میبینند، لزوماً آماده پذیرش ترتیبی نیستند که از نگاه آنها بتواند به تثبیت نقش و اهرم ایران در این آبراه منجر شود.
در این میان، نقش آمریکا نیز قابل چشمپوشی نیست. واشنگتن همزمان با تلاشهای منطقهای برای مدیریت هرمز، همچنان طرف اصلی مناقشه با تهران است و از سوی دیگر، روابط امنیتی نزدیکی با کشورهای عربی خلیج فارس دارد؛ بنابراین کشورهای منطقه در هر توافقی با ایران ناچارند میان دو ملاحظه تعادل برقرار کنند: از یک سو ضرورت بازگشت امنیت به مسیرهای کشتیرانی و کاهش هزینههای اقتصادی جنگ و از سوی دیگر، ملاحظات امنیتی و سیاسی ناشی از روابطشان با آمریکا. گزارشها نشان میدهد که کشورهای عربی از کاهش جریان انرژی و آسیب به اقتصادهای خود بهشدت نگراناند و در عین حال درباره میزان توانایی و اراده واشنگتن برای پایان دادن به بحران نیز پرسشهایی دارند.
اجماع شکننده اعراب
با وجود همه این اختلافات و موانع، هنوز اصل ابتکار صلاله از میان نرفته است و اهمیت تنگه هرمز برای کشورهای منطقه و فرامنطقه همچنان انگیزه مهمی برای در پیش گرفتن این مسیر است. حال پرسش مهم این است که آیا تحولات منطقه و وضعیت تنگه هرمز به زودی پایتختهای عربی و تهران را بار دیگر به سمت برگزاری یک نشست سوق خواهد داد؟
محمدرضا مرادی، کارشناس مسائل غرب آسیا، درباره دلایل به تعویق افتادن نشست کشورهای عربی درباره امنیت منطقه و تنگه هرمز به «خبرگزاری برنا» گفت: «یک روایت ایناست که ظاهرا آمریکا به کشورهای عربی، بهویژه عمان، اعلام کرده است که در شرایط کنونی بازگشایی تنگه هرمز برای واشنگتن در اولویت قرار ندارد و موضوع هستهای ایران در اولویت است. بر این اساس، احتمال دارد فشارهایی از سوی آمریکا برای تغییر دستور کار و اولویتهای این نشست وارد شده باشد.»
وی افزود: «روایت دوم که در رسانههای عربی نیز بازتاب گستردهای داشته، به نبود اجماع میان کشورهای عربی درباره موضع مشترک در قبال مسائل منطقه بازمیگردد. بر اساس این دیدگاه، قرار بود عربستان، عمان، کویت و سایر کشورهای شرکتکننده پیش از برگزاری نشست، به درک و موضع مشترکی دست پیدا کنند؛ اما ظاهراً این هماهنگی حاصل نشده و نشست به تعویق افتاده است. با این حال، تعویق نشست را نمیتوان به معنای شکست ابتکار عمان تلقی کرد و احتمال برگزاری آن در آینده همچنان وجود دارد.»
مرادی با اشاره به تحولات ماههای اخیر و تاثیر آن بر نگاه اعراب توضیح داد: «مجموعه تحولات شش ماه تا یک سال و نیم گذشته، این تصور را در میان کشورهای عربی تقویت کرده است که شاید اکنون زمان مناسبی برای شکلدهی به یک سازوکار امنیتی مشترک میان کشورهای منطقه باشد. به نظر میرسد تجربه اخیر این کشورها از اتکای امنیتی به آمریکا و همچنین آسیبپذیری آنها در برابر تحولات منطقه، ضرورت گفتوگوی مستقیم با ایران و سایر کشورهای منطقه را بیش از گذشته برجسته کرده است.»
این کارشناس مسائل غرب آسیا ادامه داد: «تنگه هرمز اکنون به یکی از مهمترین چالشهای امنیتی کشورهای عربی، بهویژه عربستان، تبدیل شده است. موقعیت جغرافیایی عربستان موجب شده این کشور همزمان از شرق با تنگه هرمز و از غرب با دریای سرخ و بابالمندب مواجه باشد؛ دو گلوگاهی که تحولات آنها میتواند مستقیماً بر امنیت انرژی و صادرات نفت عربستان اثر بگذارد.»
وی افزود: «از یک سو، وضعیت تنگه هرمز فشار مضاعفی بر کشورهای عربی وارد کرده و از سوی دیگر، تحولات دریای سرخ و حضور انصارالله در بابالمندب، معادلات امنیتی ریاض را پیچیدهتر کرده است. حمله به زیرساختهای انتقال نفت و اختلال در مسیرهای صادراتی نیز نشان داده است که آسیبپذیری کشورهای منطقه تنها به یک جغرافیای مشخص محدود نیست.»
مرادی تأکید کرد: «در چنین شرایطی، به نظر میرسد کشورهای عربی به این جمعبندی رسیدهاند که صرفاً اتکا به حمایت خارجی نمیتواند پاسخگوی نیازهای امنیتی آنها باشد و باید برای گفتوگو با ایران و دستیابی به یک سازوکار مشترک منطقهای تلاش کنند. در صورت شکلگیری چنین گفتوگویی، امنیت تنگه هرمز، امنیت انرژی و تضمین استمرار مسیرهای صادراتی میتواند از مهمترین محورهای آن باشد.»
به گفته این کارشناس آنچه که در این مقطع باعث شده است کشورهای عربی نتوانند با ایران بر سر میز مذاکره حاضر شوند، نبود اجماع و زبان مشترک بین خودشان است. کارشناس مسائل غرب آسیا معتقد است آنچه اکنون اهمیت دارد، صرفاً برگزاری یا عدم برگزاری یک نشست مشخص نیست؛ بلکه روندی است که میتواند به سمت شکلگیری ترتیبات امنیتی جدید در منطقه حرکت کند؛ ترتیباتی که در آن کشورهای منطقه، به جای تکیه کامل بر بازیگران فرامنطقهای، سهم بیشتری در تأمین امنیت جمعی خود ایفا کنند.
انتهای پیام/