اینکه چرا شهری با پیشینه و هویت کشاورزی، هر سال برای چند شب مردمش را کنار یکدیگر جمع میکند و چرا نشاط اجتماعی در شرایط امروز، دیگر یک موضوع حاشیهای و تزئینی نیست.
جشنواره انگور ارومیه برای نهمین دوره برگزار میشود؛ رویدادی که طی سالهای گذشته، به جز وقفه دوران کرونا، استمرار داشته است.
اما یک سؤال ساده وجود دارد: چرا باید جشنواره انگور را ادامه بدهیم؟
آیا صرفاً برای اینکه چند شب برنامهای روی صحنه اجرا شود؟ برای اینکه گردشگر جذب کنیم؟ برای معرفی انگور؟ یا برای اینکه مردم شهر چند شب در کنار یکدیگر باشند و لحظاتی متفاوت از روزمرگیهایشان را تجربه کنند؟
به گمان من، پاسخ را باید در همه این موارد جستوجو کرد؛ اما در شرایط امروز، یک بخش آن اهمیت بیشتری پیدا میکند: نشاط اجتماعی.
مردمی که سالها با مشکلات اقتصادی، کاهش قدرت خرید، فشارهای معیشتی و نگرانیهای مختلف دست و پنجه نرم کردهاند، فقط به تصمیمهای اقتصادی نیاز ندارند؛ جامعه به فضای اجتماعی سالم، ارتباط، گفتوگو، امید و لحظاتی برای با هم بودن نیز نیاز دارد.
ارومیه شهری است که اقتصاد و هویت آن با کشاورزی و باغداری گره خورده است. وقتی اقتصاد این بخش تحت فشار قرار میگیرد، طبیعی است که آثار آن فقط در حسابهای اقتصادی باقی نماند و بر زندگی اجتماعی مردم نیز اثر بگذارد.
در چنین شرایطی، ایجاد یک فضای عمومی برای شادی و کنار هم قرار گرفتن مردم، شاید در نگاه اول مسئله بزرگی به نظر نرسد؛ اما نشاط اجتماعی بخشی از سرمایه اجتماعی یک شهر است.
مردمی که در کنار هم قرار میگیرند، گفتوگو میکنند، خانوادهها در فضای عمومی حضور پیدا میکنند و شهر را زندگی میکنند، احساس تعلق بیشتری به محیط اجتماعی خود پیدا میکنند.
ما در سختترین روزها نیز همین مردم را دیدهایم؛ مردمی که در بحرانها کنار یکدیگر ایستادهاند، به هم کمک کردهاند و نشان دادهاند سرمایه واقعی این کشور، همین مردم و همدلی میان آنهاست.
پس چرا نباید برای شادی و نشاط آنها نیز برنامه داشته باشیم؟
وقتی یک دستگاه، بار نشاط اجتماعی را به تنهایی میکشد و در این میان، یک واقعیت را هم باید صریح گفت.
در شرایطی که متولیان فرهنگی حاکمیت، دستکم در عرصه عمومی شهر، تحرک و برنامهریزی متناسب و مستمری برای ایجاد نشاط اجتماعی نداشتهاند، شهرداری عملاً بخش قابل توجهی از بار این حوزه را به تنهایی بر دوش کشیده است.
این جمله به معنای نادیده گرفتن ضعفها و کاستیهای جشنواره نیست. اتفاقاً هرچه نقش شهرداری در این حوزه پررنگتر میشود، انتظار از این مجموعه برای ارتقای کیفیت برنامهها، محتوای فرهنگی، نظم اجرایی و استفاده بهتر از ظرفیتهای اقتصادی و گردشگری نیز بیشتر خواهد شد.
اما نمیتوان از یک سو درباره ضرورت نشاط اجتماعی صحبت کرد و از سوی دیگر، وقتی یک مجموعه برای ایجاد آن اقدام میکند، تمام بحث را به کمبودها تقلیل داد.
نقد باید باشد؛ اما نقد نباید اصل تلاش را بپوشاند
شهرداری البته نباید و نمیتواند به تنهایی مسئول نشاط اجتماعی یک شهر باشد. این موضوع نیازمند همکاری مجموعههای فرهنگی، اجتماعی، بخش خصوصی، تشکلهای مردمنهاد، رسانهها و مهمتر از همه خود مردم است.
اما وقتی این همراهی به اندازه کافی شکل نگرفته، نمیتوان از مجموعهای که بخشی از این مسئولیت را پذیرفته نیز غافل شد.
جشنوارهای که میتواند اقتصادیتر شود
در کنار وجه اجتماعی، جشنواره انگور یک ظرفیت اقتصادی جدی نیز دارد؛ ظرفیتی که شاید هنوز به اندازه کافی از آن استفاده نشده است.
انگور ارومیه فقط یک محصول کشاورزی نیست؛ میتواند بخشی از برند اقتصادی و گردشگری این شهر باشد.
اگر جشنواره قرار است در سالهای آینده ادامه پیدا کند، باید به تدریج از یک رویداد صرفاً فرهنگی و تفریحی به سمت رویدادی با پیوند جدیتر میان فرهنگ، گردشگری، کشاورزی، صنایع تبدیلی، صادرات و اقتصاد محلی حرکت کند.
معرفی فرآوردههای انگور، حضور فعال تولیدکنندگان، معرفی ظرفیتهای صادراتی، ایجاد بازار برای محصولات، دعوت از فعالان اقتصادی و استفاده از ظرفیت گردشگری استان میتواند جشنواره را از یک برنامه مناسبتی به یک رویداد اثرگذار اقتصادی تبدیل کند.
این همان جایی است که میتوان از جشنواره مطالبه جدی داشت؛ نه برای حذف آن، بلکه برای بهتر شدن آن.
کمبودها را ببینیم؛ اما داشتهها را هم ببینیم
هیچ رویدادی بدون نقص نیست و قطعاً نهمین جشنواره انگور نیز کمبودهایی دارد و باید درباره آنها حرف زد. نقدهای اجرایی، محتوایی و حتی اقتصادی میتواند به بهتر شدن دورههای بعد کمک کند.
اما اگر تمام نگاه ما به یک رویداد، پیدا کردن کاستیها باشد، ممکن است اصل اتفاق را فراموش کنیم.
اینکه مردم یک شهر چند شب کنار یکدیگر جمع شوند، خانوادهها در فضای عمومی حضور پیدا کنند، کودکان شادی کنند و شهر برای مدتی حال و هوای متفاوتی داشته باشد، خودش یک اتفاق اجتماعی است.
قرار نیست جشنواره جای مشکلات اقتصادی مردم را بگیرد. قرار نیست چند شب برنامه، مشکلات معیشتی را حل کند.
اما قرار هم نیست چون مشکلات اقتصادی داریم، شادی و نشاط اجتماعی را کنار بگذاریم.
برعکس؛ شاید دقیقاً در روزهایی که فشار اقتصادی بیشتر است، توجه به سلامت اجتماعی و روانی جامعه اهمیت بیشتری داشته باشد.
توسعه فقط ساختن پروژههای عمرانی و افزایش شاخصهای اقتصادی نیست.
توسعه، انسان دارد؛ مردم دارد؛ جامعه دارد و جامعهای که قرار است توسعه پیدا کند، باید بتواند در کنار کار، تولید، تلاش و تحمل سختیها، لحظاتی را نیز برای شادی، گفتوگو و با هم بودن تجربه کند.
جشنواره انگور شاید فقط یازده شب باشد؛ اما اگر بتواند مردم را کنار یکدیگر قرار دهد، احساس تعلق به شهر را تقویت کند، هویت ارومیه را به نمایش بگذارد و همزمان ظرفیتهای اقتصادی آن را معرفی کند، اثر آن میتواند فراتر از همین چند شب باشد.
پس بیاییم جشنواره انگور را نه با نادیده گرفتن کمبودهایش، بلکه با دیدن چرایی وجودش قضاوت کنیم.
کمبودها را مطالبه کنیم، نقدها را صریح بگوییم و برای بهتر شدن جشنواره فشار بیاوریم؛ اما در کنار آن، داشتههایمان را هم ببینیم.
مردمی که در سختترین روزها کنار کشور و کنار یکدیگر ایستادهاند، حق دارند چند شب هم در کنار هم شادی کنند.
و اگر نشاط اجتماعی را بخشی از مسیر توسعه میدانیم، ایجاد آن دیگر یک کار تزئینی نیست؛ یک مسئولیت اجتماعی است.