فریبا نباتی - دبیر گروه اجتماعی؛ قرار بود یک روز در شهر فرصتی باشد برای فکر کردن به اینکه شهرهای ما تا چه اندازه به خودرو وابسته شدهاند. برای تجربه خیابانی که در آن صدای موتور خودروها کمتر و سهم پیادهها، دوچرخهسواران و حملونقل عمومی بیشتر باشد. اما «روز بدون خودرو»، به جای آنکه نقطه شروع یک تغییر باشد، خودش به هدف تبدیل شده است.
۳۱ شهریور هرسال، همزمان با روز جهانی بدون خودرو، برنامههایی برای ترویج استفاده از حملونقل عمومی و کاهش وابستگی به خودروی شخصی برگزار میشود، چند تصویر و فیلم از حضور مسئولان در مترو، اتوبوس یا روی دوچرخه ثبت و بعد، همه چیز به روال قبل برمیگردد.
با یک روز متروسواری مسئولان و تصاویری که مناسبتی بودنش از قاب بیرونزده، چه چیزی تغییر میکند؟ سهم مردم از روز بدون خودرو چیست؟ آیا ناوگان حملونقل عمومی تقویت میشود؟ آیا مسیر امن و پیوستهای برای دوچرخه و پیاده ایجاد میشود؟ آیا برای کاهش سفر با خودروی شخصی برنامهای اجرا میشود؟ و آیا دستگاههای دولتی خودشان الگوی رفتوآمد پایدار ایجاد میکنند؟
وقتی پاسخ این پرسشها در سیاستگذاری شهری به برنامههای مستمر، قابل سنجش و قابل گزارش تبدیل نمیشوند، طبیعی است که روز بدون خودرو از یک مطالبه محیطزیستی فاصله بگیرد و به یک مناسبت تشریفاتی تبدیل شود. مناسبتی که بیشتر از آنکه جامعه را به تغییر رفتار دعوت کند، تصویری کوتاه از یک رفتار نمایشی ارائه میدهد.
مردم با یک تصویر، شیوه رفتوآمد خود را تغییر نمیدهند. شهروندی که هر روز برای رسیدن به محل کار یا دانشگاه و مدرسه، با مشکل شلوغی مترو و اتوبوس، فاصله زیاد ایستگاهها، کمبود ناوگان، زمان طولانی سفر یا ناایمنی مسیر دوچرخه مواجه است، صرفاً با دیدن یک مقام مسئول روی دوچرخه یا داخل واگن مترو، نمیتواند خودرو شخصی خود را کنار بگذارد. نمیتوان از شهروندی که انتخاب جایگزین مناسبی ندارد، انتظار داشت انتخاب متفاوتی داشته باشد.
نمیتوان از شهروندان خواست خودرو را کنار بگذارند، اما گزینه جایگزین قابل اتکا در اختیارشان نگذاشت. حملونقل عمومی باید آنقدر در دسترس، منظم، ایمن و قابل اعتماد باشد که شهروند بتواند بدون تحمل هزینه و زمان مضاعف، خودرو شخصی را انتخاب نکند. مردم زمانی از خودروی شخصی فاصله میگیرند که شهر نیز در مقابل، انتخابهای مناسبی پیش پای آنها بگذارد. فرهنگسازی بدون زیرساخت، بیش از آنکه راهحل باشد، ممکن است به توصیهای تکراری تبدیل شود.
از سوی دیگر، کاهش وابستگی به خودرو فقط با دعوت شهروندان به استفاده از مترو، اتوبوس یا دوچرخه اتفاق نمیافتد. مدیریت سفرهای شهری نیز باید تغییر کند. توسعه حملونقل عمومی، مدیریت پارک حاشیهای، اختصاص مسیرهای ویژه به اتوبوسها و ایجاد شبکه پیوسته و ایمن پیاده و دوچرخه، بخشی از سیاستهایی است که باید در تمام طول سال دنبال شود. اگر قرار است خودرو کمتر در شهر دیده شود، این تغییر باید در سیاستهای شهری هم دیده شود، نه فقط در قاب دوربینها.
از طرف دیگر، این روز نباید صرفاً یک مناسبت یکروزه باشد. اگر هدف، کاهش آلودگی هوا، کاهش ترافیک، کاهش مصرف سوخت و تغییر الگوی سفرهای شهری است، اثرگذاری چنین برنامهای باید در روزهای بعد هم دیده شود. اگر قرار است مردم الگو بگیرند، ابتدا باید امکان الگوبرداری وجود داشته باشد.
روز بدون خودرو اگر قرار است اثرگذار باشد، باید از قاب دوربینها بیرون بیاید و وارد سیاستگذاری شهری شود، از یک برنامه یکروزه و مناسبتی به یک برنامه مستمر تبدیل شود و موفقیت آن نه با تعداد عکسها و فیلمها بلکه با شاخصهایی قابل ارزیابی چون افزایش استفاده از حملونقل عمومی، کاهش سفر با خودروی شخصی، توسعه مسیرهای پیاده و دوچرخه و کاهش آلودگی و ترافیک سنجیده شود.