سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی و بین الملل

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

بنیانگذار هوش حرکتی ایران: از مغز تا حرکت؛ هوش حرکتی در مسیر ساختن یک حرفه جدید برای دانش‌آموختگان علوم ورزشی

۱۴۰۵/۰۷/۰۱ - ۰۸:۳۹:۴۳
کد خبر: ۲۳۹۲۶۷۰
برنا- گروه استانها: یک ایده که روزی در مرز میان مغز، حرکت و علوم ورزشی مطرح شد، حالا در حال تبدیل شدن به یک مسیر حرفه‌ای است؛ «هوش حرکتی» از کلاس‌های دانشگاهی عبور کرده و با برگزاری نخستین دوره مربیگری درجه ۳، در آستانه ورود به مرحله‌ای تازه قرار گرفته است؛ مرحله‌ای که می‌تواند از تربیت مربی و راه‌اندازی مراکز تخصصی تا ایجاد فرصت‌های شغلی جدید برای دانش‌آموختگان علوم ورزشی و ارائه خدمات تخصصی به کودکان، سالمندان و ورزشکاران را دربر بگیرد.

به گزارش خبرگزاری برنا، هوش حرکتی در حال عبور از مرحله یک مفهوم علمی و دانشگاهی و ورود به عرصه اجراست؛ نخستین دوره مربیگری درجه ۳ این حوزه برگزار شده و حالا صحبت از ایجاد مراکز تخصصی، تربیت نیروی انسانی، تدوین استانداردهای حرفه‌ای و ایجاد مسیری تازه برای اشتغال دانش‌آموختگان علوم ورزشی است؛ مسیری که قرار است از رشد حرکتی کودکان و سلامت عمومی تا ورزش قهرمانی و ارتقای عملکرد ورزشکاران را دربر بگیرد و میان علوم ورزشی، سلامت، آموزش و عملکرد انسانی پیوند ایجاد کند.

نخستین دوره مربیگری درجه ۳ هوش حرکتی با همکاری فدراسیون آمادگی جسمانی و تندرستی جمهوری اسلامی ایران، کمیته هوش حرکتی و دانشکده علوم ورزشی و تندرستی دانشگاه تهران، شهریورماه ۱۴۰۵ برگزار شد؛ دوره‌ای که می‌توان آن را یکی از نخستین گام‌های رسمی برای تبدیل این ایده به یک ساختار آموزشی و حرفه‌ای دانست.

اما پشت این دوره، یک سؤال بزرگ‌تر قرار دارد؛ هوش حرکتی قرار است چه جایگاهی در آینده علوم ورزشی ایران پیدا کند؟

وقتی حرکت فقط «ورزش کردن» نیست

هوش حرکتی یک رویکرد میان‌رشته‌ای در علوم ورزشی است که رابطه میان مغز، سیستم عصبی، حرکت، یادگیری، تصمیم‌گیری و عملکرد جسمانی انسان را مورد توجه قرار می‌دهد.

در این نگاه، حرکت تنها به معنای اجرای یک فعالیت ورزشی یا افزایش قدرت و استقامت بدنی نیست؛ بلکه توانایی انسان برای درک محیط، کنترل بدن، هماهنگی حرکات، واکنش مناسب، برنامه‌ریزی حرکتی، تصمیم‌گیری و سازگاری با شرایط مختلف نیز بخشی از توانمندی‌های حرکتی او محسوب می‌شود.

از همین منظر، هوش حرکتی می‌تواند در حوزه‌هایی مانند آموزش و رشد حرکتی کودکان، توسعه توانایی‌های نوجوانان، استعداد‌یابی ورزشی، ارتقای عملکرد ورزشکاران حرفه‌ای، پیشگیری از آسیب‌های حرکتی، سالمندی فعال و بهبود کیفیت زندگی افراد جامعه کاربرد داشته باشد.

اینجا همان نقطه‌ای است که مفهوم ورزش از زمین مسابقه فاصله می‌گیرد و به بخشی از زندگی روزمره انسان وارد می‌شود.

ملانوروزی؛ ایده‌ای که قرار است از دانشگاه به جامعه برسد

کیوان ملانوروزی، بنیانگذار و رئیس کمیته هوش حرکتی فدراسیون آمادگی جسمانی و تندرستی و دانشیار گروه علوم رفتاری دانشگاه علوم و تحقیقات، از جمله افرادی است که توسعه علمی و اجرایی این مفهوم را دنبال کرده است.

رویکرد او بر این ایده استوار است که علوم ورزشی نباید تنها در قالب مربیگری رشته‌های مختلف ورزشی، فعالیت در باشگاه‌ها، مسابقات و فدراسیون‌ها تعریف شود؛ بلکه می‌تواند در حوزه‌های گسترده‌تری از جمله سلامت عمومی، پیشگیری، رشد و تکامل حرکتی، سالمندی، ورزش حرفه‌ای و توسعه عملکرد انسانی نقش‌آفرینی کند.

ملانوروزی در این مسیر تلاش کرده است هوش حرکتی را از یک مفهوم نظری خارج کرده و آن را به یک نظام آموزشی، خدماتی و حرفه‌ای تبدیل کند؛ نظامی که یک سوی آن دانشگاه و دانش تخصصی قرار دارد و سوی دیگر آن، جامعه و نیازهای واقعی مردم.

برگزاری نخستین دوره مربیگری درجه ۳ هوش حرکتی با همکاری فدراسیون آمادگی جسمانی و تندرستی و دانشگاه تهران را می‌توان یکی از مهم‌ترین گام‌های اجرایی این مسیر دانست.

نخستین دوره؛ چهار روز برای شروع یک مسیر بزرگ‌تر

نخستین دوره مربیگری درجه ۳ هوش حرکتی از ۱۷ تا ۲۰ شهریورماه برگزار شد؛ دوره‌ای که هدف آن تربیت مربیان متخصص برای ورود به این حوزه و فراهم کردن زمینه توسعه خدمات تخصصی هوش حرکتی عنوان شده است.

اهمیت این دوره اما تنها به چهار روز آموزش محدود نمی‌شود. اگر قرار باشد مراکز تخصصی هوش حرکتی شکل بگیرند، نخستین نیاز آنها نیروی انسانی آموزش‌دیده و دارای صلاحیت حرفه‌ای است.

به همین دلیل، دوره مربیگری را باید حلقه نخست زنجیره‌ای دانست که قرار است در ادامه به ایجاد مراکز تخصصی، ارائه خدمات به گروه‌های مختلف جامعه و شکل‌گیری یک بازار کار جدید منتهی شود.

در این مسیر، دانشگاه نقش تولید و انتقال دانش را ایفا می‌کند، فدراسیون بستر حرفه‌ای و اجرایی را فراهم می‌کند و مربیان آموزش‌دیده قرار است این دانش را به خدمات قابل استفاده برای جامعه تبدیل کنند.

از کارت مربیگری تا استانداردسازی یک حرفه

هر حوزه تخصصی برای اینکه بتواند اعتماد جامعه را به دست آورد، نیازمند استاندارد، آموزش مشخص و تعریف صلاحیت حرفه‌ای است.

هوش حرکتی نیز از این قاعده مستثنی نیست. قرار است فعالیت در این حوزه بر پایه آموزش تخصصی و چارچوب مشخص انجام شود تا ارائه خدمات تحت عنوان هوش حرکتی، صرفاً به یک عنوان بدون پشتوانه علمی تبدیل نشود.

در این مدل، دریافت کارت مربیگری درجه ۳ هوش حرکتی به عنوان یکی از پیش‌نیازهای تخصصی فعالیت در این حوزه و توسعه مراکز مورد توجه قرار گرفته است.

بنیانگذار هوش حرکتی ایران می گوید، هدف از این رویکرد آن است که خدمات توسط نیروهای آموزش‌دیده و دارای صلاحیت ارائه شود و از ورود افراد فاقد دانش تخصصی به این حوزه جلوگیری شود.

استانداردسازی البته تنها به آموزش مربیان محدود نمی‌شود؛ بلکه نحوه ارزیابی، طراحی برنامه، ارائه خدمات، حدود فعالیت مربیان و کیفیت مراکز تخصصی نیز از جمله موضوعاتی است که در ادامه مسیر باید مورد توجه قرار گیرد.

مراکز هوش حرکتی؛ حلقه‌ای میان دانشگاه و بازار کار

شاید مهم‌ترین بخش این طرح، موضوع ایجاد مراکز تخصصی هوش حرکتی باشد؛ مراکزی که قرار است محل ارزیابی، آموزش و ارتقای توانمندی‌های حرکتی و عملکردی افراد باشند.

این مراکز قرار نیست صرفاً یک باشگاه ورزشی با نامی متفاوت باشند. در مدل مورد نظر، خدمات بر اساس سن، سطح توانایی، نیاز فردی و هدف مراجعه‌کننده طراحی می‌شود.

یک کودک ممکن است برای تقویت مهارت‌های حرکتی به این مراکز مراجعه کند؛ نوجوان برای توسعه توانایی‌های حرکتی و استعداد‌یابی؛ ورزشکار برای ارتقای عملکرد و فرد سالمند برای حفظ تعادل، کنترل بدن و استقلال حرکتی.

به این ترتیب، مرکز هوش حرکتی می‌تواند میان علوم ورزشی و گروه‌های مختلف جامعه یک پل ایجاد کند.

از سوی دیگر، چنین مراکزی می‌توانند یکی از حلقه‌های اتصال دانشگاه به بازار کار نیز باشند؛ چراکه دانش‌آموختگان علوم ورزشی می‌توانند در قالب یک حرفه تخصصی جدید، دانش خود را به خدمت قابل ارائه تبدیل کنند.

یک سؤال مهم؛ مرکز هوش حرکتی چه تفاوتی با باشگاه دارد؟

پاسخ به این سؤال برای شناخته شدن این حوزه در جامعه اهمیت زیادی دارد.

بنیانگذار هوش حرکتی ایران معتقد است؛ در باشگاه‌های ورزشی، هدف معمولاً افزایش آمادگی جسمانی، عضله‌سازی، کاهش وزن یا ارتقای عملکرد ورزشی است؛ اما در مدل هوش حرکتی، ارزیابی توانمندی‌های حرکتی و شناخت نیازهای فرد می‌تواند نقطه شروع برنامه باشد.

در اینجا مسئله تنها این نیست که فرد چه تمرینی انجام دهد، بلکه باید مشخص شود چه توانمندی‌ای نیاز به توسعه دارد و چرا یک برنامه مشخص برای او طراحی شده است.

از این منظر، مرکز هوش حرکتی قرار نیست جایگزین باشگاه شود؛ بلکه می‌تواند در کنار باشگاه‌ها و سایر خدمات ورزشی، حلقه‌ای تخصصی برای ارزیابی و ارتقای عملکرد حرکتی ایجاد کند.

این خدمات همچنین می‌تواند در تعامل با سایر تخصص‌ها مانند پزشکی، روان‌شناسی، علوم شناختی و کاردرمانی توسعه پیدا کند؛ به‌ویژه در مواردی که نیاز فرد فراتر از یک برنامه ورزشی معمولی است.

اشتغال؛ جایی که یک ایده علمی باید خودش را ثابت کند

یکی از مهم‌ترین ابعاد توسعه هوش حرکتی، موضوع اشتغال دانش‌آموختگان علوم ورزشی است.

سال‌هاست بخش قابل توجهی از فارغ‌التحصیلان این رشته مسیر حرفه‌ای خود را در مربیگری، باشگاه‌ها، هیئت‌ها و فدراسیون‌ها دنبال می‌کنند؛ در حالی که ظرفیت علمی علوم ورزشی بسیار گسترده‌تر از این حوزه‌هاست.

توسعه مراکز تخصصی هوش حرکتی می‌تواند مسیر دیگری برای استفاده از این ظرفیت ایجاد کند؛ مسیری که در آن دانش‌آموختگان علوم ورزشی، پس از دریافت آموزش‌های تخصصی، بتوانند در مراکز مستقل، مدارس، مهدهای کودک، باشگاه‌ها، مراکز سلامت، مجموعه‌های سالمندی، سازمان‌ها و محیط‌های کاری فعالیت کنند.

در چنین مدلی، یک مفهوم علمی زمانی به اثر اجتماعی واقعی می‌رسد که بتواند هم برای جامعه خدمت جدید ایجاد کند و هم برای نیروی متخصص فرصت شغلی تخصصی.

این همان نقطه‌ای است که هوش حرکتی تلاش می‌کند میان دانشگاه و بازار کار ارتباط تازه‌ای ایجاد کند.

از کودک تا سالمند؛ مخاطب هوش حرکتی چه کسی است؟

ملانوروزی می گوید: یکی از ویژگی‌های اصلی این رویکرد، گستردگی جامعه هدف آن است. کودک برای رشد صحیح به مهارت‌های حرکتی پایه نیاز دارد. نوجوان به هماهنگی، کنترل بدن و توسعه توانایی‌های جسمانی نیازمند است. بزرگسال برای مقابله با کم‌تحرکی و پیامدهای سبک زندگی غیرفعال به فعالیت هدفمند نیاز دارد و سالمند نیز برای حفظ تعادل، استقلال حرکتی و کیفیت زندگی به تمرینات متناسب با شرایط خود نیازمند است.

بنابراین، مخاطب هوش حرکتی الزاماً ورزشکار حرفه‌ای نیست. خدمات این حوزه می‌تواند برای خانواده‌ها، کودکان، نوجوانان، بزرگسالان، سالمندان، کارکنان سازمان‌ها و افرادی که به دنبال ارتقای سلامت و سبک زندگی فعال هستند، تعریف شود.

این گستردگی می‌تواند نگاه جامعه به علوم ورزشی را نیز تغییر دهد؛ از رشته‌ای که عمدتاً با ورزش قهرمانی شناخته می‌شود، به دانشی که می‌تواند بخشی از نظام سلامت و کیفیت زندگی جامعه باشد.

وقتی صدم ثانیه نتیجه را تغییر می‌دهد

چندتا بنیانگذار هوش حرکتی ایران تاکید می کند: با وجود گستردگی جامعه هدف، ورزش قهرمانی همچنان یکی از مهم‌ترین عرصه‌های کاربرد هوش حرکتی است.

ورزشکار حرفه‌ای تنها به قدرت عضلانی و آمادگی جسمانی عمومی نیاز ندارد. سرعت واکنش و تصمیم‌گیری، هماهنگی چشم و دست و چشم و پا، زمان‌بندی حرکتی، دقت، تعادل، کنترل بدن، چابکی، آگاهی فضایی، برنامه‌ریزی و سازگاری حرکتی نیز در عملکرد او نقش دارند.

وی خاطرنشان کرد: در رشته‌هایی مانند فوتبال، بسکتبال، والیبال، کشتی، ژیمناستیک و ورزش‌های رزمی، ورزشکار باید در کسری از ثانیه محیط را درک کند، تصمیم بگیرد و پاسخ حرکتی مناسب ارائه دهد.

مراکز هوش حرکتی می‌توانند با استفاده از ارزیابی‌های تخصصی و برنامه‌های تمرینی هدفمند، نقاط قوت و ضعف حرکتی ورزشکاران را شناسایی کنند و در کنار برنامه مربی تخصصی رشته، به ارتقای کیفیت حرکت و عملکرد کمک کنند.

از استعداد‌یابی کودکان و نوجوانان تا آماده‌سازی ورزشکاران نخبه، این حوزه می‌تواند بخشی از مسیر توسعه بلندمدت ورزشکاران را پوشش دهد.

پیشگیری قبل از درمان

یکی دیگر از محورهای مهم هوش حرکتی، حرکت از نگاه درمان‌محور به سمت پیشگیری و ارتقای سلامت است.

کم‌تحرکی، سبک زندگی نامناسب و ضعف برخی مهارت‌های حرکتی می‌تواند در طول زمان بر کیفیت زندگی افراد تأثیر بگذارد.

در این میان، ارزیابی زودهنگام توانمندی‌های حرکتی و ارائه برنامه مناسب می‌تواند بخشی از یک رویکرد پیشگیرانه باشد.

در کودکان، توجه به رشد مهارت‌های حرکتی می‌تواند به توسعه بهتر توانایی‌های پایه کمک کند؛ در بزرگسالان، برنامه‌های حرکتی مناسب می‌تواند زمینه حفظ فعالیت بدنی را فراهم کند و در سالمندان نیز تمرینات هدفمند تعادل، هماهنگی و کنترل حرکتی می‌تواند در حفظ استقلال و کیفیت زندگی نقش داشته باشد.

البته این خدمات قرار نیست جایگزین درمان پزشکی یا توانبخشی تخصصی شود؛ بلکه هدف، قرار گرفتن علوم ورزشی در بخش پیشگیری، ارتقای عملکرد و سلامت عمومی در کنار سایر تخصص‌های مرتبط است.

از دانشگاه تا جامعه؛ شکل‌گیری یک اکوسیستم جدید

اگر مسیر توسعه هوش حرکتی ادامه پیدا کند، نتیجه آن نباید صرفاً چند دوره آموزشی یا چند مرکز خدماتی باشد.

هدف بزرگ‌تر، شکل‌گیری یک اکوسیستم حرفه‌ای است؛ دانشگاه در بخش علمی، فدراسیون در بخش حرفه‌ای و اجرایی، مربیان در بخش ارائه خدمات و مراکز تخصصی در نقطه اتصال این دو بخش با جامعه قرار می‌گیرند.

در چنین ساختاری، همکاری با مدارس، باشگاه‌ها، مراکز سلامت، مجموعه‌های سالمندی و سازمان‌ها نیز می‌تواند توسعه پیدا کند.

از سوی دیگر، ماهیت میان‌رشته‌ای هوش حرکتی امکان تعامل بیشتر علوم ورزشی با روان‌شناسی، علوم شناختی، پزشکی، کاردرمانی و آموزش را فراهم می‌کند.

در واقع، هوش حرکتی می‌تواند نقطه اتصال چهار مفهوم باشد: حرکت، شناخت، سلامت و عملکرد.

سه سال آینده؛ یک عنوان آموزشی یا یک حرفه واقعی؟

اکنون که نخستین دوره برگزار شده، سؤال مهم‌تر این است که مرحله بعدی چه خواهد بود.

توسعه سطوح بالاتر مربیگری، راه‌اندازی مراکز تخصصی، تعیین استانداردهای حرفه‌ای، ایجاد شبکه متخصصان، مشخص شدن سازوکار نظارت و ایجاد بازار کار واقعی، گام‌هایی هستند که می‌توانند آینده این حوزه را تعیین کنند.

ملانوروزی معتقد است توسعه هوش حرکتی می‌تواند فرصتی برای شکل‌گیری یک حرفه جدید در حوزه علوم ورزشی باشد؛ حرفه‌ای که میان آموزش، سلامت، ورزش قهرمانی و کیفیت زندگی جامعه ارتباط ایجاد کند.

در چنین نگاهی، هدف صرفاً اضافه شدن یک عنوان جدید به دوره‌های آموزشی نیست؛ بلکه ساختن مسیری است که از آموزش آغاز شود، به مهارت برسد، برای نیروی متخصص شغل ایجاد کند و در نهایت به ارائه یک خدمت واقعی به جامعه منجر شود.

پایان یک دوره؛ آغاز یک آزمون بزرگ‌تر

ملانوروزی تصریح کرد: نخستین دوره مربیگری درجه ۳ هوش حرکتی با پایان چهار روز آموزش به پایان رسیده است؛ اما برای این ایده، آزمون اصلی از همین نقطه آغاز می‌شود.

آزمون اینکه آیا می‌توان یک مفهوم علمی را به یک حرفه استاندارد تبدیل کرد؟

آیا می‌توان برای دانش‌آموختگان علوم ورزشی مسیر شغلی تازه‌ای ایجاد کرد؟

آیا می‌توان خدمات حرکتی را از محدوده ورزشکاران حرفه‌ای خارج کرد و به کودکان، خانواده‌ها، بزرگسالان و سالمندان رساند؟

و در نهایت، آیا هوش حرکتی می‌تواند بخشی از پاسخ علوم ورزشی به مسئله سلامت، پیشگیری و کیفیت زندگی جامعه باشد؟

بنیانگذار هوش حرکتی ایران تاکید کرد: آنچه تاکنون اتفاق افتاده، نخستین قدم است؛ برگزاری دوره مربیگری، شکل‌گیری ساختار تخصصی و مطرح شدن ایده ایجاد مراکز هوش حرکتی. اما ارزش واقعی این ایده زمانی مشخص خواهد شد که از دانش به مهارت، از مهارت به شغل، از شغل به خدمت و از خدمت به اثر اجتماعی برسد.

شاید به همین دلیل، مهم‌ترین اتفاق شهریورماه نه پایان یک دوره چهارروزه، بلکه آغاز مسیری باشد که قرار است مرز میان دانشگاه، ورزش، اشتغال و سلامت جامعه را دوباره تعریف کند.

انتهای پیام

نظر شما