قطع روابط دیپلماتیک کلمبیا با جمهوری اسلامی ایران، پس از اقدام مشابه پرو، بار دیگر توجهها را به تغییر رویکرد برخی دولتهای آمریکای لاتین در قبال تهران جلب کرده است؛ روندی که همزمان با تقویت پیوندهای سیاسی و امنیتی دولتهای جدید این منطقه با واشنگتن دنبال میشود.
وزارت امور خارجه کلمبیا اعلام کرده است که روابط دیپلماتیک این کشور با ایران از ۱۹ سپتامبر قطع شده است. بوگوتا دلایل این تصمیم را «نگرانیهای امنیتی ملی و نیمکرهای»، ادعای ارتباط با گروههای تروریستی و نارکوتروریسم و مسائل مرتبط با حقوق بشر عنوان کرده و موضوع مبارزه با جرایم فراملی و حفاظت از امنیت ملی را نیز در زمره اولویتهای سیاست خارجی دولت جدید قرار داده است.
این تصمیم در شرایطی اتخاذ شده که آبلاردو د لا اسپریلا، رئیسجمهور راستگرای جدید کلمبیا، از روابط نزدیکی با واشنگتن برخوردار است و از حمایت دونالد ترامپ برخوردار بوده است. دولت جدید کلمبیا از زمان روی کار آمدن، رویکرد متفاوتی نسبت به دولت پیشین در پیش گرفته و درصدد بازتنظیم روابط خارجی کشور، از جمله تقویت مناسبات با آمریکا و احیای روابط با اسرائیل بوده است. از این منظر، همزمانی قطع روابط با ایران با نزدیکی بیشتر بوگوتا به واشنگتن، یکی از عوامل مهم در تحلیل این تصمیم به شمار میرود؛ هرچند دولت کلمبیا دلایل دیگری از جمله ملاحظات امنیتی و منطقهای را نیز بهعنوان مبنای رسمی تصمیم خود اعلام کرده است. با این حال، قطع روابط دیپلماتیک به معنای توقف خدمات کنسولی نیست و دولت کلمبیا اعلام کرده است که امور کنسولی همچنان ادامه خواهد داشت و سفارت این کشور در دهلینو مسئولیت امور مربوط به ایران را بر عهده خواهد گرفت.
پیش از کلمبیا، پرو نیز روابط دیپلماتیک خود با تهران را قطع کرده بود. دولت جدید پرو، ایران را به تشدید درگیریها در خاورمیانه و ایجاد اختلال در کشتیرانی در تنگه هرمز متهم کرد. این تصمیم نیز در شرایطی اتخاذ شد که دولت جدید پرو بر تقویت همکاریهای امنیتی با آمریکا تأکید دارد و کیکو فوجیموری از آمادگی لیما برای پیوستن به ابتکار امنیتی مورد حمایت ترامپ در نیمکره غربی خبر داده است.
به این ترتیب، قطع روابط تهران با پرو و کلمبیا در فاصلهای کوتاه، در کنار دلایل رسمی اعلامشده از سوی این دو کشور، از تغییر جهت بخشی از سیاست خارجی آمریکای لاتین و نزدیکی بیشتر دولتهای جدید منطقه به واشنگتن حکایت دارد؛ تحولی که میتواند مناسبات ایران با برخی کشورهای این منطقه را در معرض بازتعریف قرار دهد.
سایه ترامپ بر آمریکای لاتین
به دنبال قطع روابط دیپلماتیک پرو و سپس کلمبیا با جمهوری اسلامی ایران، این پرسش مطرح شده است که کشورهای آمریکای لاتین چه رویکردی را در قبال تهران در پیش گرفتهاند و آیا این روند میتواند به دیگر کشورهای منطقه نیز تسری پیدا کند. در همین زمینه، دکتر هادی اعلمیفریمان، کارشناس ارشد مسائل آمریکای لاتین، در گفتوگو با خبرگزاری برنا، تحولات اخیر را در چارچوب راهبرد امنیت ملی دولت دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۵ مورد بررسی قرار داد.
اعلمیفریمان با اشاره به اینکه بخش مهمی از اهداف راهبردی دولت آمریکا در این سند به نیمکره غربی اختصاص یافته است، گفت: «همه این تحولات را باید در چارچوب راهبرد امنیت ملی دولت ترامپ در سال ۲۰۲۵ بررسی کرد. زمانی که این راهبرد منتشر شد، بخش مهمی از اهداف اصلی دولت آمریکا در نیمکره غربی تعریف شد. بر اساس این رویکرد، آمریکا به دنبال آن است که بهتدریج از حجم و پراکندگی نیروهای خود در سایر مناطق بکاهد و با کاهش بار ناشی از حضور گسترده نظامی در نقاط مختلف، ظرفیتهای خود را بیشتر در نیمکره غربی متمرکز کند.»
وی افزود: «اکنون این راهبرد وارد مرحله اجرا شده و دستگاه سیاست خارجی آمریکا و پنتاگون با جدیت آن را دنبال میکنند. در این میان، مارکو روبیو عملاً به یکی از تصمیمگیران اصلی در این حوزه تبدیل شده و ترامپ نیز اعتماد و اختیارات قابل توجهی به او داده است. در حال حاضر، پروندههایی مانند کلمبیا و کوبا تا حد زیادی تحت مدیریت و هدایت روبیو دنبال میشوند.»
این کارشناس مسائل آمریکای لاتین در ادامه، به تغییر رویکرد کلمبیا در قبال سیاست خارجی آمریکا و تحولات منطقهای اشاره کرد و گفت: «در مورد کلمبیا، ما پیش از این با یک دولت چپگرا مواجه بودیم که رویکردی کاملاً متفاوت داشت. دولت پیشین کلمبیا از حمایت از فلسطین سخن میگفت و درباره تحولات غزه و آنچه نسلکشی در این منطقه میدانست، مواضع صریحی اتخاذ میکرد. با روی کار آمدن جریان راستگرا و محافظهکار و به قدرت رسیدن آبلاردو د لا اسپریلا، رئیسجمهور راستگرای جدید کلمبیا که از حمایت ترامپ برخوردار است، جهتگیری سیاست خارجی کلمبیا نیز تغییر کرده است.»
اعلمیفریمان با اشاره به سابقه روابط کلمبیا و آمریکا اظهار کرد: «کلمبیا در پنج دهه گذشته یکی از دولتهای راستگرا و محافظهکار و از متحدان راهبردی آمریکا در منطقه بوده است. آمریکا در این کشور پایگاههای نظامی متعددی داشته و موضوع مبارزه با مواد مخدر نیز یکی از محورهای اصلی همکاری میان دو کشور بوده است. اکنون به نظر میرسد دولت جدید کلمبیا در حال بازگشت به همان الگوهای پیشین و احیای برنامههایی است که آمریکا در گذشته در این کشور دنبال میکرد؛ از جمله تقویت همکاریهای نظامی و امنیتی، فراهم کردن زمینه برای حضور بیشتر آمریکا و احیای برنامههایی مشابه طرح کلمبیا در حوزه مبارزه با مواد مخدر و استفاده از کمکهای واشنگتن.»
وی با بیان اینکه تحولات کلمبیا را نمیتوان جدا از رویکرد گستردهتر واشنگتن در قبال نیمکره غربی بررسی کرد، گفت: «در سطح منطقهای نیز آمریکا تلاش میکند بخش قابل توجهی از ظرفیت و توان خود را برای تثبیت نفوذ و حضورش در نیمکره غربی به کار گیرد. در این چارچوب، تحولات ونزوئلا و کاهش نفوذ ایران در این کشور، همچنین وضعیت کوبا، اهمیت ویژهای پیدا میکند.»
اعلمیفریمان در پاسخ به این پرسش که آیا ممکن است شاهد تکرار روند قطع روابط دیپلماتیک با ایران در دیگر کشورهای آمریکای لاتین باشیم، توضیح داد: «در مجموع، به جز برزیل که در آن دولت لولا داسیلوا همچنان رویکرد متفاوتی دارد، بخش قابل توجهی از کشورهای آمریکای جنوبی در حال نزدیک شدن بیشتر به سیاستهای ایالات متحده هستند. برزیل نیز تا زمانی که بتواند روابط نسبتاً مناسبی با ایران حفظ کند، میتواند از این روند تا حدی متمایز باشد، هرچند روابط اقتصادی دو کشور و بهویژه امکان توسعه همکاریهای خارج از نظام دلاری، خود موضوع مستقلی است.»
این کارشناس در نهایت خاطرنشان کرد: «با توجه به تمرکز فزاینده آمریکا بر نیمکره غربی، این احتمال وجود دارد که در ادامه، برخی کشورهای دیگر منطقه نیز بهتدریج در سیاست خارجی خود نسبت به ایران تجدیدنظر کنند و شاهد کاهش سطح روابط یا حتی قطع روابط دیپلماتیک با تهران باشیم.»
انتهای پیام/