سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی و بین الملل

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

جوانان و حکمرانی؛ از مخاطب سیاست‌های عمومی تا شریک تصمیم‌سازی

۱۴۰۵/۰۷/۰۵ - ۰۹:۴۰:۰۲
کد خبر: ۲۳۹۴۲۱۳
برنا-گروه استان‌ها: علی یزدانیان دکتری تخصصی حقوق عمومی و مسئول پژوهشی مرکز پژوهش‌های شورای اسلامی شهر سمنان طی یادداشتی در برنا نوشت: جوانان را نمی‌توان صرفاً به‌عنوان گروهی اجتماعی که سیاست‌های عمومی برای آنان طراحی و اجرا می‌شود، نگریست. در شرایطی که مسائل عمومی پیچیده‌تر شده و حکمرانی بیش از گذشته به دانش، خلاقیت، شبکه‌های اجتماعی و مشارکت شهروندان نیاز دارد، جوانان می‌توانند بخشی از ظرفیت حل مسائل عمومی و ارتقای کیفیت تصمیم‌گیری باشند.

دکتر یزدانیان در خبرگزاری برنا سمنان نوشت: حکمرانی نوین بر تعامل میان دولت، جامعه مدنی، دانشگاه، بخش خصوصی و شهروندان استوار است. در چنین رویکردی، جوانان نه صرفاً دریافت‌کننده خدمات عمومی، بلکه می‌توانند در شناسایی مسائل، ارائه ایده، سیاست‌گذاری، تصمیم‌سازی، اجرای برنامه‌ها و ارزیابی سیاست‌ها مشارکت داشته باشند. این تغییر نگاه را می‌توان گذار از «سیاست برای جوانان» به «حکمرانی با جوانان» دانست.

با این حال، مشارکت جوانان زمانی اهمیت واقعی پیدا می‌کند که از سطح حضور نمادین فراتر رود. حضور در یک جلسه، عضویت در یک شورا یا مشارکت در یک برنامه، لزوماً به معنای اثرگذاری نیست. میان «حضور»، «مشارکت»، «اثرگذاری»، «اختیار» و «مسئولیت‌پذیری» باید تفاوت قائل شد. ممکن است جوانان در یک فرایند حضور داشته باشند، اما دیدگاه آنان در تصمیم نهایی هیچ تأثیری نداشته باشد. بنابراین، معیار اصلی باید کیفیت مشارکت و میزان اثرگذاری آن بر مسائل و تصمیمات عمومی باشد.

از سوی دیگر، برخورداری از حق مشارکت نیز به تنهایی کافی نیست. میان حق مشارکت و فرصت مشارکت تفاوت وجود دارد. اگر جوانان به اطلاعات، آموزش، منابع، شبکه‌های تخصصی و سازوکارهای رسمی مشارکت دسترسی نداشته باشند، امکان استفاده مؤثر از حقوق مشارکتی آنان محدود خواهد شد. به همین دلیل، سیاست جوانان باید علاوه بر شناسایی حقوق، به ایجاد فرصت‌های واقعی برای استفاده از این حقوق نیز توجه کند.

در این میان، توانمندسازی جوانان اهمیت ویژه‌ای دارد. مشارکت در سیاست‌گذاری عمومی نیازمند دانش، مهارت، قدرت تحلیل، آشنایی با فرایندهای تصمیم‌گیری، توان گفت‌وگو و مذاکره و دسترسی به اطلاعات است. البته توانمندسازی نباید صرفاً متوجه جوانان باشد؛ نهادهای عمومی نیز باید ظرفیت دریافت، تحلیل و استفاده از دیدگاه‌های جوانان را پیدا کنند. به بیان دیگر، هم جوانان باید برای مشارکت توانمند شوند و هم ساختارهای حکمرانی باید برای پذیرش مشارکت آنان آماده شوند.

دانشگاه در این میان می‌تواند نقش مهمی ایفا کند. دانشگاه نباید صرفاً محل انتقال دانش نظری باشد، بلکه می‌تواند به محیطی برای شناسایی مسائل واقعی جامعه، تولید راه‌حل، ارزیابی سیاست‌ها و تربیت نسل آینده مدیران و تصمیم‌سازان تبدیل شود. ارتباط میان دانشگاه و نظام تصمیم‌گیری عمومی می‌تواند فاصله میان دانش و عمل را کاهش داده و زمینه حضور تخصصی‌تر جوانان در فرایندهای حکمرانی را فراهم کند.

نکته مهم دیگر، توجه به شایسته‌سالاری و فرصت برابر است. جوان‌گرایی اگر صرفاً به کاهش سن مدیران یا حضور تعدادی از جوانان در ساختارهای رسمی محدود شود، نمی‌تواند به‌تنهایی کیفیت حکمرانی را ارتقا دهد. آنچه اهمیت دارد، ایجاد مسیرهای شفاف و رقابتی برای رشد حرفه‌ای، ورود به عرصه‌های مدیریتی و پذیرش مسئولیت عمومی است. بنابراین، جوان‌گرایی مطلوب را می‌توان در پیوند با شایسته‌سالاری، فرصت برابر، آموزش، تجربه‌اندوزی و مسئولیت‌پذیری تعریف کرد.

حکمرانی جوانان همچنین نباید به معنای تقابل نسل‌ها تلقی شود. مسائل پیچیده جامعه به تجربه نسل‌های مختلف و ظرفیت‌های جدید نیاز دارد. نسل‌های باتجربه می‌توانند دانش و تجربه نهادی خود را منتقل کنند و جوانان نیز می‌توانند ایده‌ها، مهارت‌ها و نگاه‌های جدید را وارد فرایندهای حکمرانی کنند. از این منظر، حکمرانی بین‌نسلی به جای حذف یا جایگزینی یک نسل با نسل دیگر، بر همکاری، انتقال تجربه و گردش مسئولیت تأکید دارد.

فناوری نیز شکل مشارکت جوانان را تغییر داده است. شبکه‌های اجتماعی، سامانه‌های مشارکت عمومی، داده‌های باز و ابزارهای دیجیتال می‌توانند امکان ارتباط مستقیم‌تر شهروندان با نهادهای عمومی را فراهم کنند. با این حال، مشارکت دیجیتال نیز نیازمند دسترسی برابر، سواد رسانه‌ای و داده‌ای، حفاظت از حریم خصوصی، اطلاعات معتبر و سازوکار پاسخگویی است. فناوری زمانی می‌تواند به ارتقای حکمرانی کمک کند که از یک ابزار ارتباطی صرف فراتر رفته و به بخشی از فرایند واقعی تصمیم‌سازی و پاسخگویی تبدیل شود.

از منظر سیاست‌گذاری، یکی از مهم‌ترین مسائل این است که جوانان در تمام چرخه سیاست عمومی دیده شوند؛ نه اینکه صرفاً هنگام اجرای برنامه‌ها یا پس از اتخاذ تصمیم مورد توجه قرار گیرند. تجربه زیسته جوانان می‌تواند در شناسایی مسائل و تعیین اولویت‌ها مورد استفاده قرار گیرد، دانش و تخصص آنان می‌تواند در طراحی گزینه‌های سیاستی نقش داشته باشد و ظرفیت‌های اجتماعی آنان می‌تواند در اجرای


برنامه‌ها یا پس از اتخاذ تصمیم مورد توجه قرار گیرند. تجربه زیسته جوانان می‌تواند در شناسایی مسائل و تعیین اولویت‌ها مورد استفاده قرار گیرد، دانش و تخصص آنان می‌تواند در طراحی گزینه‌های سیاستی نقش داشته باشد و ظرفیت‌های اجتماعی آنان می‌تواند در اجرای برنامه‌ها و ارزیابی نتایج به کار گرفته شود.

البته تجربه زیسته جایگزین دانش تخصصی و شواهد علمی نیست؛ بلکه در کنار داده‌های رسمی، مطالعات تخصصی و ملاحظات حقوقی و اجرایی می‌تواند تصویر کامل‌تری از مسائل عمومی ارائه کند. سیاست‌گذاری مؤثر زمانی شکل می‌گیرد که داده، دانش تخصصی و تجربه اجتماعی در کنار یکدیگر قرار گیرند.

در نهایت، پرسش اصلی در حکمرانی جوانان نباید این باشد که «چند جوان در ساختارهای رسمی حضور دارند؟» بلکه باید پرسید: جوانان تا چه اندازه به اطلاعات و فرصت‌های برابر دسترسی دارند، تا چه میزان در فرایندهای تصمیم‌سازی اثرگذارند و چه میزان مسئولیت و پاسخگویی متناسب با نقش خود بر عهده می‌گیرند؟

از این منظر، می‌توان مسیر حکمرانی جوانان را چنین ترسیم کرد:

حق و فرصت برابر → توانمندسازی → مشارکت → اثرگذاری → اختیار متناسب → مسئولیت‌پذیری → پاسخگویی → تولید ارزش عمومی.

این مسیر البته یک فرایند کاملاً خطی نیست؛ بلکه چرخه‌ای از مشارکت، تجربه، ارزیابی، یادگیری و اصلاح است. مشارکت موفق می‌تواند اعتماد عمومی و نهادی را تقویت کند و در مقابل، مشارکت نمادین و بدون نتیجه می‌تواند فاصله میان جوانان و نهادهای عمومی را افزایش دهد.

بر این اساس، آینده حکمرانی جوانان در گرو ایجاد سازوکارهایی است که جوانان را از «مخاطب سیاست‌های عمومی» به «شریک مسئول در حل مسائل عمومی» تبدیل کند. این تحول نه به معنای واگذاری همه امور به جوانان است و نه به معنای حذف تجربه نسل‌های گذشته؛ بلکه به معنای طراحی نظامی است که در آن حق مشارکت، فرصت مشارکت، توانمندی، اثرگذاری و مسئولیت‌پذیری در کنار یکدیگر قرار گیرند.

در چنین شرایطی، جوانان می‌توانند نه تنها موضوع سیاست‌گذاری، بلکه بخشی از ظرفیت حکمرانی، نوآوری و تولید ارزش عمومی باشند؛ ظرفیتی که بهره‌گیری صحیح از آن می‌تواند به تصمیم‌های مبتنی بر شواهد، سیاست‌های پاسخگوتر و حکمرانی فراگیرتر کمک کند.

نظر شما