سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی و بین الملل

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

برنا گزارش می‌دهد؛

بمب اتم در اسرائیل، بازرسان در ایران/ از گزارش‌های آژانس تا جنگ تحمیلی اخیر

۱۴۰۵/۰۷/۰۶ - ۱۱:۱۵:۰۲
کد خبر: ۲۳۹۴۷۰۲
برنا- گروه بین‌الملل: پرونده هسته‌ای ایران در بیش از دو دهه گذشته، همواره یکی از محورهای اصلی اختلاف تهران با آمریکا و کشورهای اروپایی بوده است؛ پرونده‌ای که یک سوی آن به بازرسی‌های مستمر آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از تأسیسات ایران و سوی دیگر آن به برنامه هسته‌ای رژیم صهیونیستی و خارج بودن این رژیم از معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای بازمی‌گردد. اکنون نیز پس از جنگ ۱۲روزه و افزایش اختلافات بر سر نحوه همکاری تهران و آژانس، پرسش درباره چرایی تفاوت در نظام بازرسی‌های هسته‌ای بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است.

در حالی که بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در چارچوب تعهدات پادمانی از تأسیسات هسته‌ای ایران بازدید می‌کنند، رژیم صهیونیستی که خارج از معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) قرار دارد، تاکنون امکان بازرسی مشابه از تأسیسات هسته‌ای خود را فراهم نکرده است. همین تفاوت، یکی از پرسش‌های مهم درباره نحوه اجرای نظام بین‌المللی نظارت بر فعالیت‌های هسته‌ای کشورهاست؛ اینکه چرا ایران مشمول بازرسی‌های آژانس است، اما تأسیسات هسته‌ای رژیم صهیونیستی در همین چارچوب قرار نمی‌گیرد؟

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، نیز در سخنرانی خود در هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد به این موضوع اشاره کرد و گفت: «بمب اتم در رژیم صهیونیستی است، اما بازرسان آژانس به ایران می‌آیند و این یک تراژدی است؛ رژیم صهیونیستی می‌کشد، ایران تحریم می‌شود!» رژیم صهیونیستی از زمان آغاز برنامه هسته‌ای خود در دیمونا در سال ۱۹۵۸ میلادی، سیاستی موسوم به «ابهام هسته‌ای» را دنبال کرده است؛ به این معنا که نه به‌صورت رسمی داشتن سلاح هسته‌ای را تأیید می‌کند و نه آن را رد می‌کند. این سیاست به تل‌آویو اجازه داده است ضمن حفظ آنچه به‌عنوان توان بازدارندگی هسته‌ای از آن یاد می‌شود، از پذیرش برخی تعهدات و الزامات حقوقی ناشی از عضویت در معاهده NPT نیز خارج بماند.

درباره تعداد سلاح‌های هسته‌ای رژیم صهیونیستی نیز برآوردهای متفاوتی منتشر شده است. برخی ارزیابی‌ها تعداد کلاهک‌های هسته‌ای این رژیم را بین ۸۰ تا ۲۰۰ مورد اعلام کرده‌اند و برخی دیگر معتقدند ذخایر پلوتونیوم آن می‌تواند امکان تولید تعداد بیشتری سلاح، حتی تا حدود ۳۰۰ مورد، را فراهم کند. رژیم صهیونیستی از جمله کشورهایی است که عضو معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای نیست. پزشکیان نیز در سخنان خود با اشاره به همین مسئله گفته است رژیم صهیونیستی «در تمام عمر شرم‌آور خود هرگز اجازه نداده است حتی یک بازرس وارد سرزمین‌های اشغالی شود.

در مقابل، جمهوری اسلامی ایران همواره تأکید کرده است که برنامه هسته‌ای خود را با اهداف صلح‌آمیز دنبال می‌کند و سلاح هسته‌ای جایی در دکترین دفاعی کشور ندارد. پزشکیان نیز در سخنرانی خود تصریح کرد: «ما انرژی هسته‌ای را برای توسعه می‌خواهیم، نه برای ساختن بمب و تهدید جامعه.» ایران به‌عنوان یکی از اعضای معاهده NPT و برخوردار از موافقتنامه پادمان جامع، متعهد به همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و پذیرش بازرسی‌های این نهاد است. با این حال، کشورهای غربی با استناد به برخی گزارش‌های آژانس، ایران را به انحراف از تعهدات هسته‌ای متهم کرده‌اند؛ ادعایی که جمهوری اسلامی ایران آن را رد کرده است.

در این میان، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، درباره تفاوت میان کشورها در زمینه بازرسی‌ها توضیح داده است که آژانس یک «پلیس بین‌المللی» نیست که بتواند هر زمان و در هر مکانی اقدام به بازرسی کند. به گفته او، اختیار آژانس برای بازرسی از تأسیسات هسته‌ای کشورها از تعهدات و توافقات بین‌المللی ناشی می‌شود و رژیم صهیونیستی به دلیل عضو نبودن در NPT، در چارچوب تعهدات پادمانی مشابه ایران قرار ندارد.

گروسی در عین حال این وضعیت را غیرمنصفانه توصیف کرده و گفته است: «اینکه ما فعالیت‌های یک کشور را بررسی کنیم و فعالیت‌های کشور دیگر را بررسی نکنیم، منصفانه نیست.» به این ترتیب، بحث درباره آنچه منتقدان «استاندارد دوگانه» در نظام نظارت هسته‌ای می‌دانند، شکل گرفته است. ایران به دلیل عضویت در NPT و داشتن موافقتنامه پادمان جامع، از نظر حقوقی تعهداتی در زمینه همکاری با آژانس و پذیرش بازرسی‌ها دارد؛ در حالی که رژیم صهیونیستی با نپیوستن به این معاهده، مشمول همان الزامات حقوقی نیست. در مجموع، وضعیت فعلی از نگاه منتقدان، پرسش‌هایی را درباره نحوه اجرای نظام بین‌المللی بازرسی‌های هسته‌ای ایجاد کرده است؛ نظامی که در آن ایران به دلیل عضویت در NPT و تعهدات پادمانی خود بازرسی‌های آژانس را می‌پذیرد، اما رژیم صهیونیستی به دلیل عضو نبودن در این معاهده، در معرض همان نوع نظارت قرار ندارد.

در همین راستا ابوالقاسم دلفی، سفیر اسبق ایران در فرانسه، در گفت‌وگو با خبرنگار برنا با اشاره به سابقه طولانی اختلافات هسته‌ای ایران و غرب اظهار کرد: موضوع هسته‌ای مهم‌ترین مسئله و مشکلی است که ایران از حدود سال‌های ۲۰۰۰ تاکنون با دنیای غرب داشته است. از آن مقطع، مذاکرات ایران با کشورهای اروپایی درباره موضوع هسته‌ای آغاز شد و این مسئله به‌تدریج جدی‌تر شد. در همان دوره، برخی اطلاعات درباره فعالیت‌های ادعایی غیرمجاز یا اعلام‌نشده ایران از سوی برخی منابع خارجی، اطلاعاتی غربی یا اسرائیلی منتشر شد و این ادعا مطرح شد که ایران در حال انجام فعالیت‌های مخفی هسته‌ای است. ایران نیز این ادعاها را تکذیب کرد و اعلام کرد چنین فعالیت‌هایی وجود ندارد. با این حال، صرف مطرح شدن این ادعاها باعث شد بسیاری از کشورها، به‌ویژه کشورهای اروپایی، نسبت به موضوع هسته‌ای ایران حساس شوند. در آن زمان اروپا شریک اول تجاری ایران بود و مذاکراتی که با کشورهای اروپایی انجام می‌شد، تا حد زیادی به حل مسئله هسته‌ای گره خورد. آنها معتقد بودند ابتدا باید مشکل هسته‌ای ایران حل شود و سپس سایر موضوعات در دستور کار قرار گیرد.

دلفی با اشاره به آغاز مذاکرات موسوم به «گفت‌وگوهای انتقادی» با کشورهای اروپایی گفت: بخش عمده این مذاکرات به موضوع هسته‌ای اختصاص داشت. مذاکرات هسته‌ای ایران و سه کشور اروپایی موسوم به EU3 از حدود سال‌های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۱ آغاز شد و تا سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ ادامه پیدا کرد. در ادامه، آمریکایی‌ها نیز وارد این روند شدند و مذاکرات از قالب سه کشور اروپایی به مذاکرات پنج به علاوه یک تبدیل شد. در همین دوره، پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل رفت و ایران ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل قرار گرفت و به عنوان یک تهدید علیه صلح و امنیت بین‌المللی معرفی شد. در آن مقطع شش قطعنامه تحریمی علیه ایران صادر شد و مجموعه این تحولات نشان می‌داد که اختلافات و گفت‌وگوهای ایران با جامعه جهانی همچنان حول محور موضوع هسته‌ای ادامه دارد.

وی با اشاره به مذاکرات منتهی به برجام اظهار کرد: از اوایل دهه ۲۰۱۰، مذاکرات ایران در قالب پنج به علاوه یک ادامه پیدا کرد و در نهایت در سال ۲۰۱۵ توافق برجام به نتیجه رسید. بر اساس این توافق، ایران پذیرفت سطح غنی‌سازی خود را به ۳.۶۷ درصد محدود کند و در مقابل، تحریم‌های هسته‌ای سازمان ملل برداشته شود و آمریکا نیز بخشی از تحریم‌های ثانویه خود را تعدیل کند. این روند با روی کار آمدن دونالد ترامپ و خروج آمریکا از برجام دچار تغییر اساسی شد و عملاً توافق از مسیر خود خارج شد. بنابراین، از اوایل سال ۲۰۰۰ تاکنون، مهم‌ترین مشکل ایران با جهان غرب، به‌ویژه آمریکا و کشورهای اروپایی، موضوع هسته‌ای بوده است. دلیل اصلی نیز این است که اسرائیل مدعی است ایران به دنبال دستیابی به سلاح هسته‌ای است و برخورداری ایران از بمب هسته‌ای را تهدیدی علیه امنیت خود می‌داند. از سوی دیگر، باید توجه داشت که آمریکا و کشورهای اروپایی خود را نسبت به امنیت اسرائیل متعهد می‌دانند و امنیت این رژیم را به عنوان یک موضوع مهم در سیاست خارجی خود دنبال می‌کنند. به همین دلیل، موضوع هسته‌ای ایران را نیز پیگیری کرده و خواهند کرد تا زمانی که اطمینان حاصل کنند برنامه هسته‌ای ایران به سمت ساخت سلاح هسته‌ای حرکت نمی‌کند و تهدیدی علیه اسرائیل محسوب نمی‌شود.

دلفی با اشاره به موضع رسمی جمهوری اسلامی ایران درباره سلاح هسته‌ای گفت: ایران بارها اعلام کرده است که به دنبال ساخت بمب هسته‌ای نیست. از نظر شرعی نیز سلاح هسته‌ای حرام اعلام شده و از نظر سیاسی و دفاعی نیز چنین سلاحی در دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران جایگاهی ندارد. با این حال، طرف‌های غربی به دلیل غنی‌سازی ۶۰ درصدی ایران نسبت به اهداف برنامه هسته‌ای کشور ابراز تردید کرده‌اند و مدعی هستند غنی‌سازی در این سطح کاربردی جز حرکت به سمت تولید سلاح ندارد. ایران این برداشت را قبول ندارد و همچنان بر صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای خود تأکید می‌کند. به همین دلیل، مذاکرات و اختلافات میان دو طرف همچنان ادامه دارد. اما در مقابل اسرائیل عضو معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای نیست ودر نتیجه تعهدات مشابه کشورهای عضو NPT را در قبال آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نپذیرفته است.  بنابراین اسرائیل تعهدی مشابه ایران برای پذیرش بازرسی‌های آژانس ندارد. از سوی دیگر، مقامات رسمی اسرائیل تاکنون به‌طور علنی و رسمی داشتن بمب هسته‌ای را تأیید نکرده‌اند،  بنابراین از نظر فنی، مقایسه وضعیت ایران و اسرائیل تا حدودی دشوار است، زیرا تعهدات حقوقی دو کشور یکسان نیست. اما از نظر سیاسی می‌توان این دو وضعیت را با یکدیگر مقایسه کرد. اگر جامعه جهانی معتقد است باید از گسترش سلاح‌های هسته‌ای جلوگیری شود، این قاعده باید درباره هر کشوری که چنین سلاحی دارد، اعمال شود و نمی‌توان صرفاً به عضویت یا عدم عضویت یک کشور در یک معاهده اکتفا کرد.

وی با اشاره به وضعیت هند و پاکستان گفت: کشورهای دیگری نیز وجود دارند که سلاح هسته‌ای دارند و تحت بازرسی‌های مشابه قرار نمی‌گیرند. هند و پاکستان هر دو دارای سلاح هسته‌ای هستند و حتی آزمایش‌های هسته‌ای خود را نیز به‌صورت رسمی اعلام کرده‌اند، اما جامعه جهانی به شکل مشابهی که درباره ایران برخورد می‌کند، با آنها برخورد نمی‌کند. مسئله اصلی در اینجا تا حد زیادی به مناسبات سیاسی کشورها با جامعه بین‌المللی بازمی‌گردد. اگر روابط یک کشور با قدرت‌های بزرگ و جامعه بین‌المللی در چارچوبی قابل قبول تنظیم شده باشد، داشتن سلاح هسته‌ای لزوماً به همان میزان برای آن کشور مسئله‌ساز نمی‌شود. هند و پاکستان نمونه‌های این وضعیت هستند. آنها دارای سلاح هسته‌ای هستند، اما مناسبات آنها با آمریکا و اسرائیل به گونه‌ای نیست که این کشورها را در جایگاه دشمن قرار دهد. بنابراین اختلافات سیاسی و امنیتی مشابه آنچه میان ایران، آمریکا و اسرائیل وجود دارد، درباره آنها مطرح نیست. 

دلفی در ادامه به آخرین وضعیت برجام و موضوع مکانیسم ماشه اشاره کرد و گفت: پس از برجام و نزدیک شدن به پایان دوره اجرای آن در اکتبر ۲۰۲۵، کشورهای اروپایی پیش از پایان این دوره، با طرح ادعای عدم پایبندی ایران به برخی تعهدات برجامی، به مکانیسم ماشه متوسل شدند و روند بازگرداندن قطعنامه‌های قبلی را دنبال کردند. در حال حاضر، از نظر کشورهای اروپایی و آمریکا، مکانیسم ماشه فعال شده و بر اساس این تفسیر، قطعنامه‌هایی که پیش از برجام و بر اساس قطعنامه ۲۲۳۱ لغو شده بودند، دوباره قابلیت اجرا پیدا کرده‌اند.  روسیه و چین با این روند مخالفت کرده‌اند و قطعنامه‌های بازگشته را به رسمیت نمی‌شناسند، اما آمریکا و کشورهای اروپایی که در شورای امنیت حضور دارند، همچنان بر اجرای این سازوکار تأکید می‌کنند.  بنابراین، یکی از مسائل مهم کنونی ایران، علاوه بر اختلافات هسته‌ای با غرب، موضوع مکانیسم ماشه و تبعات احتمالی آن در شورای امنیت است. این مسئله می‌تواند زمینه بازگشت ایران به شرایطی را فراهم کند که پرونده کشور بار دیگر ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل مورد بررسی قرار گیرد و این موضوع برای ایران یک خطر جدی محسوب می‌شود.

دلفی افزود: در حال حاضر، مشکل ایران با آژانس این است که برخی گزارش‌های رافائل گروسی و سازمان انرژی اتمی را مغرضانه می‌دانیم و معتقدیم بخشی از این گزارش‌ها بهانه‌ای برای اقدامات بعدی علیه ایران شده است. وی با اشاره به جنگ ۱۲ روزه گفت: ایران معتقد بود برخی گزارش‌های آژانس، از جمله گزارش‌هایی که درباره فاصله زمانی ایران تا دستیابی به سلاح هسته‌ای مطرح شد، مورد استناد آمریکا قرار گرفت و در نهایت در روندی که به حمله نظامی به ایران منجر شد، مورد استفاده قرار گرفت. به همین دلیل، نوع همکاری ایران با آژانس و نحوه تنظیم روابط با این سازمان بسیار اهمیت دارد. اگر همکاری‌ها و مناسبات ما با آژانس در یک چارچوب مشخص تعریف نشود، گزارش‌های آژانس می‌تواند مبنای تصمیمات و اقداماتی قرار گیرد که آثار آن را تاکنون دیده‌ایم. در آخرین جلسه شورای حکام نیز قطعنامه‌ای علیه ایران صادر شد و موضوع عدم همکاری یا محدودیت در دسترسی بازرسان مطرح شد. روسیه و چین با این روند مخالفت کردند، اما به هر حال خطر ارجاع دوباره پرونده ایران به شورای امنیت و بازگشت به شرایط فصل هفتم همچنان وجود دارد. این خطر در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که اختلافات ایران با آمریکا درباره مسائل مختلف، از خلیج فارس و تنگه هرمز گرفته تا انرژی، جنگ و تحریم‌ها، همچنان ادامه دارد. آمریکا می‌تواند از چنین فضایی برای افزایش فشار سیاسی بر ایران استفاده کند. به همین دلیل، اگر ایران بتواند همانند روندی که پس از جنگ ۱۲ روزه دنبال شد، یک مسیر منطقی برای مذاکره با آژانس ایجاد کند، می‌تواند به حل بخشی از این مشکلات کمک کند.

سفیر اسبق ایران در فرانسه درباره اختلاف بر سر بازرسی از تأسیسات آسیب‌دیده در حملات نظامی نیز اظهار کرد: آژانس معتقد است باید از سایت‌هایی که مورد حمله قرار گرفته‌اند بازدید کند، اما موضع ایران این است که این سایت‌ها پیش از حملات تحت بازرسی قرار داشتند و پس از حملات نیز شرایط آنها تغییر کرده است. از سوی دیگر، ایران معتقد است آژانس در محکوم کردن کشورهایی که تأسیسات هسته‌ای ایران را هدف قرار دادند، اقدام متناسبی انجام نداده است. به همین دلیل همکاری‌ها با آژانس متوقف شد. همچنین اگر بر اساس ادعای آمریکا این تأسیسات نابود شده باشند، مسئله بازرسی از آنها نیز با شرایط متفاوتی روبه‌رو خواهد بود. با این حال، باید شرایطی فراهم شود که ایران و آژانس بتوانند به یک چارچوب مشخص برای همکاری برسند؛ زیرا ادامه وضعیتی که در آن آژانس گزارش دهد ایران هیچ‌گونه همکاری و گفت‌وگویی با این سازمان ندارد و ورود کارشناسان آژانس نیز ممنوع است، برای آینده مناسبات ایران با جامعه بین‌المللی مناسب نیست.  برای حفظ موضوع هسته‌ای و همچنین حفظ چارچوب همکاری ایران با جهان خارج، بهتر است وضعیت روابط ایران و آژانس روشن شود. اگر این موضوع را به عنوان یک سرفصل برای آغاز دوباره همکاری‌ها در نظر بگیریم، می‌تواند نقطه شروعی برای برقراری مجدد ارتباط میان ایران و آژانس باشد و دو طرف بتوانند چارچوب جدیدی برای مناسبات آینده خود تعریف کنند.

انتهای پیام/

نظر شما