سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی و بین الملل

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

حاجی‌موسایی: شرمنده مردم شدم؛ نمی‌توانستم در چشم سرمربی‌ام نگاه کنم

۱۴۰۵/۰۷/۱۲ - ۱۶:۴۰:۰۲
کد خبر: ۲۳۹۷۳۵۴
برنا-گروه ورزشی: نایب‌قهرمان تکواندو بازی‌های آسیایی ناگویا، از لحظات سخت پس از شکست در فینال، حسرت از دست رفتن مدال طلا و قولی که برای خوشحال کردن مردم ایران داده است، صحبت کرد.

به گزارش خبرگزاری برنا؛ مهدی حاجی‌موسایی، ملی‌پوش تکواندو ایران که در بازی‌های آسیایی ناگویا به مدال نقره رسید، پس از شکست نزدیک در فینال و از دست دادن فرصت کسب مدال طلا، با چشمانی اشکبار روی سکوی نایب‌قهرمانی ایستاد.

وی در گفت‌و‌گو با خبرنگار برنا، درباره علت ناراحتی و اشک‌هایش، لحظه حساس فینال، حمایت کادر فنی و انگیزه‌اش برای خوشحال کردن مردم ایران صحبت کرد.

مهدی حاجی‌موسایی در ابتدای این گفت‌و‌گو درباره لحظه از دست رفتن مدال طلا و اشک‌هایش روی سکو اظهار داشت: فینال را در لحظه آخر از دست دادم. حتی ضربه‌ام به صورت حریف برخورد کرد اما سنسور ثبت نکرد و داور هم امتیاز نداد. آن صحنه خیلی برایم سخت بود؛ چون ضربه من واقعاً به صورت حریف خورد، اما امتیازی ثبت نشد. بالاخره قسمت بود و خدا را شکر می‌کنم که تا اینجا رسیدم، ولی از این بابت خیلی ناراحت بودم. از طرفی، قبل از سفر قول داده بودم که حتماً با مدال طلا برگردم و مدالم را به مردم تقدیم کنم، اما نشد. آن لحظه آخر همه چیز از دست رفت. وقتی روی سکو بودم، به این فکر می‌کردم که قرار بود چنین کاری انجام بدهم و شرمنده مردم شدم. با خودم می‌گفتم چطور می‌توانم در چشمشان نگاه کنم؟ همه اینها دست به دست هم داد تا روی سکو گریه کنم. عامل دیگر گریه‌ام این بود که به سرمربی‌مان هم قول داده بودم و در کل به تکواندو قول داده بودم که جبران می‌کنم و نگران نباشند. وقتی نتوانستم به قولم عمل کنم، واقعاً نمی‌توانستم در چشم استاد پیام نگاه کنم. این هم یکی دیگر از دلایلی بود که باعث شد آنجا گریه کنم.

ملی‌پوش تکواندو ایران در پاسخ به این سؤال که چرا با وجود کسب مدال نقره خود را شرمنده مردم می‌داند، گفت: مردم را خیلی دوست دارم.همیشه کنارم بودند، پشتم بودند و حمایتم کردند. می‌دانم در این اوضاع همه پای گیرنده‌ها بودند و بازی‌ام را تماشا می‌کردند. دوست داشتم بهترین اتفاق رقم بخورد تا مردم، حتی برای ۱۰ یا ۲۰ ثانیه، خوشحال باشند، بخندند و ذوق کنند اما نشد. حس می‌کنم آن ذوق و خوشحالی برایشان به حسرت تبدیل شد و همین باعث شد احساس کنم شرمنده مردم شده‌ام.

حاجی‌موسایی درباره فینال نزدیک با نماینده تایلند و صحنه‌ای که ضربه‌اش به صورت حریف برخورد کرد، اما امتیازی برای او ثبت نشد، توضیح داد: واقعیت این است که هر دو حریفم در نیمه‌نهایی و فینال به‌شدت باتجربه و مدال‌دار بودند. حداقل می‌توانم بگویم رویداد‌های بزرگ بیشتری نسبت به من تجربه کرده بودند، اما من به تجربه نباختم. در آن سطح از رقابت‌ها فاصله‌ها خیلی نزدیک است و می‌بینید که با یک امتیاز و اختلاف دو امتیاز، برنده مشخص می‌شود.

وی ادامه داد: در جریان زد و خورد و درگیری، حریف ضربه‌ای به صورتم زد و امتیازش ثبت شد. با این حال، مطمئن بودم آن راند را می‌برم؛ با اینکه از او عقب افتاده بودم. می‌دانستم که ضربه‌ام را به صورتش می‌زنم و همین کار را هم کردم.

حاجی موسایی گفت: صبر کردم تا ثانیه‌های آخر ضربه را به صورتش بزنم تا دیگر زمانی برای جبران نداشته باشد و بتوانم راند را بگیرم. ضربه‌ام هم به صورتش برخورد کرد، اما از بدشانسی سنسور کلاه تاچ نشد. به داور هم اشاره کردم که می‌تواند امتیاز را بشمارد، اما داور نپذیرفت و متأسفانه قسمت نبود.

تکواندوکار نقره ای ایران در بازی های آسیایی ناگویا تاکیدکرد: در راند اول هم من جلو بودم، اما حریف دقیقاً همین برنامه‌ریزی را برایم داشت؛ صبر کرد تا ثانیه آخر ضربه بزند و امتیازش ثبت شد و راند را برد. اختلاف واقعاً نزدیک بود و حتماً قول جبرانش را می‌دهم.

وی درباره فشار روانی مسابقات و انتظاراتی که از او وجود داشت، بیان کرد: تمام موضوعاتی که گفتید تأثیرگذار بود. من در دوره قبلی فینالیست بودم و قطعاً همه از من انتظار داشتند حداقل به فینال برسم. به حریفانی خورده بودم که واقعاً مدال‌دار بودند. حریف نیمه‌نهایی‌ام زمانی الگوی من بود و مدال نقره المپیک پاریس را داشت و مدال‌های بزرگ دیگری هم کسب کرده بود. من همیشه بازی‌هایش را نگاه می‌کردم.

وی ادامه داد:حریف فینالم هم فکر می‌کنم یک مدال طلای جهان و یک نقره جهان داشت و در بازی‌های آسیایی قبلی هم طلا گرفته بود و به ناگویا آمده بود تا دوباره آن را تکرار کند. حریفانم خیلی سنگین بودند و همه این مسائل تأثیرگذار بود، اما من و سرمربی‌مان، استاد پیام، و مربیان کنارم، به‌خصوص استاد ساعی، تمام تمرکزمان را روی خودمان گذاشته بودیم تا ابتدا خودم تمرکز کنم. این اتفاق هم افتاد، اما همان‌طور که گفتم، قسمت نبود و طلا در ثانیه آخر از دست رفت.

نایب‌قهرمان بازی‌های آسیایی ناگویا در مقایسه مدال نقره این دوره با مدال نقره هانگژو گفت:  این نقره برایم خیلی ارزشمندتر است؛ چون خودم را صددرصد قهرمان و صاحب مدال طلا می‌دیدم، با وجود اینکه حریفان خیلی خوبی داشتم. برای اولین بار در وزن ۶۸ کیلوگرم مسابقه می‌دادم و کسب مدال در چنین تورنمنت بزرگی برایم خیلی ارزشمند بود. با این حال، دوست داشتم مدالم طلا باشد و به همین دلیل این نقره برایم ارزش و حس خاصی دارد.

حاجی‌موسایی در پاسخ به این سؤال که پس از مسابقه چه کسی برای نخستین بار به او دلداری داد، اظهار داشت: همان لحظه که از زمین مسابقه بیرون می‌آمدم، استادهایم ساعی، پیام و... را دیدم. حالم خیلی بد بود. من را بغل کردند و گفتند فدای سرت، ما دیدیم که تمام تلاشت را کردی و از این حرف‌ها زدند. اولین کسانی که با آنها صحبت کردم همین عزیزان بودند و خیلی آرامم کردند.

حاجی‌موسایی درباره قولی که برای آینده به مردم ایران می‌دهد، گفت: راستش من هیچ‌وقت مسابقه‌ای را پیش‌بینی نمی‌کنم، اما همیشه به مردم قول داده‌ام و الان هم قول می‌دهم که من سرباز مردم هستم. تمام انگیزه من از ورزش و تکواندو این است که یک لحظه خوشحالشان کنم، لبخند روی لبشان بیاورم و در خانه‌هایشان از من حرف بزنند. تمام آرزویم این است که مردم دوستم داشته باشند و برای لبخندشان هر کاری می‌کنم. 

حاجی موسایی تصریح کرد: هر مسابقه‌ای که باشد، اصلاً برایم مهم نیست تورنمنت باشد یا بزرگ‌ترین رویدادمان، المپیک. اگر خدا بخواهد، با تمام وجودم می‌جنگم، هرچه در توان داشته باشم می‌گذارم و نمی‌گذارم چیزی مانعم شود. دوست دارم مردم همیشه بخندند و این قول را به آنها می‌دهم که تا وقتی مهدی حاجی‌موسایی هست، وقتی وارد زمین می‌شود، خیالشان راحت باشد که با تمام وجودش و فقط برای شما می‌رود و می‌جنگد.

ملی‌پوش تکواندو ایران در پاسخ به این سؤال پایانی که اگر مردم روبه‌رویش بودند، به جای عذرخواهی چه حرفی به آنها می‌زد، خاطرنشان کرد: اولاً اگر جلوم بودند، واقعاً نمی‌توانستم در چشمشان نگاه کنم. واقعاً شرمنده‌شان هستم  اما اگر بخواهم به جای عذرخواهی حرفی به آنها بزنم، می‌گویم مهدی حاجی‌موسایی با تمام وجودش دوستتان دارد و شما تمام انگیزه مهدی هستید.

گفت‌و‌گو از زهره فلاح‌زاده

نظر شما