دکتر یزدانیان در خبرگزاری برنا سمنان نوشت: شهرها امروز بیش از هر زمان دیگری در معرض پیامدهای ناشی از مخاطرات طبیعی قرار دارند. گسترش شهرنشینی، افزایش تمرکز جمعیت و فعالیتهای اقتصادی در محدودههای شهری و توسعه نامتوازن کالبدی و زیرساختی موجب شده است که وقوع مخاطراتی همچون زلزله، سیل، فرونشست، آتشسوزی و سایر حوادث طبیعی بتواند خسارات گستردهای به بار آورد. در چنین شرایطی، مسئله اصلی تنها وقوع یک مخاطره نیست؛ بلکه میزان آمادگی شهر و جامعه برای مواجهه با آن و ظرفیت بازگشت به شرایط عادی است که شدت پیامدهای حادثه را تعیین میکند.
ایران نیز به دلیل ویژگیهای جغرافیایی و قرار گرفتن بسیاری از مناطق آن در معرض انواع مخاطرات طبیعی، نیازمند توجه جدیتر به موضوع کاهش آسیبپذیری شهری است. تجربه حوادث مختلف نشان داده است که بخش قابل توجهی از خسارات، تنها ناشی از شدت حادثه نیست، بلکه ضعفهای موجود در ساختار کالبدی، کیفیت ساختمانها، زیرساختهای شهری، شبکه دسترسی، نحوه استقرار جمعیت و فعالیتها و همچنین سطح آمادگی عمومی میتواند آثار یک حادثه را چند برابر کند.
از این منظر، ارزیابی آسیبپذیری شهری باید پیش از وقوع بحران انجام شود. هدف چنین ارزیابیای شناسایی نقاط ضعف شهر و مشخص کردن مناطقی است که در صورت وقوع حادثه، بیشترین میزان آسیب را متحمل خواهند شد. بررسی ابعاد مختلف آسیبپذیری نشان میدهد که مؤلفههای کالبدی، محیطی، زیرساختی و دسترسی، در کنار عوامل اجتماعی و مدیریتی، ارتباط مستقیمی با میزان خسارات احتمالی دارند.
در بُعد کالبدی، فرسودگی ساختمانها، ساختوسازهای غیراصولی، تراکم نامتناسب، ضعف شبکه معابر، کمبود فضاهای باز و استقرار نامناسب برخی کاربریها از جمله عواملی هستند که میتوانند آسیبپذیری شهر را افزایش دهند. بنابراین مقاومسازی و نوسازی ساختمانهای فرسوده، کنترل ساختوساز، رعایت استانداردهای ایمنی و توجه به ایمنی مراکز حیاتی مانند مدارس و بیمارستانها باید در اولویت برنامههای کاهش خطر قرار گیرد.
در بُعد محیطی نیز نحوه توسعه شهر اهمیت ویژهای دارد. ساختوساز در حریم گسلها، مسیلها و مناطق پرخطر، بیتوجهی به ظرفیت محیطی سرزمین و ضعف در مدیریت آبهای سطحی میتواند زمینه تشدید خسارات را فراهم کند. تهیه و بهروزرسانی نقشههای پهنهبندی خطر، هدایت توسعه شهری به مناطق ایمنتر، حفاظت از منابع طبیعی، تقویت پوشش گیاهی و ساماندهی مسیرهای جریان آب از جمله اقداماتی است که میتواند در کاهش آسیبپذیری مؤثر باشد.
یکی دیگر از مؤلفههای مهم، دسترسی است. حتی اگر ساختمانها و زیرساختها از مقاومت مناسبی برخوردار باشند، در صورت مسدود بودن معابر یا فاصله زیاد مناطق آسیبدیده از مراکز امدادی، مدیریت بحران با مشکل مواجه خواهد شد. ایجاد مسیرهای اضطراری، توزیع مناسب مراکز امداد و نجات، تجهیز فضاهای باز برای اسکان موقت و تدوین برنامههای مشخص برای تخلیه مناطق پرخطر، از الزامات اساسی برنامهریزی شهری در برابر بحران است.
در کنار این موارد، زیرساختهای حیاتی شهر نیز باید بهعنوان یکی از اولویتهای اصلی مورد توجه قرار گیرند. قطع آب، برق، گاز یا ارتباطات پس از وقوع حادثه میتواند آثار اولیه بحران را تشدید کرده و روند امدادرسانی و بازسازی را با اختلال مواجه کند. مقاومسازی شریانهای حیاتی، ایجاد سامانههای پشتیبان، تعیین حریم ایمنی تأسیسات پرخطر و استفاده از فناوریهای نوین برای پایش و مدیریت بحران، از جمله اقداماتی است که باید در برنامههای توسعه شهری مورد توجه قرار گیرد.
اما کاهش آسیبپذیری تنها با ساختوساز و اقدامات فنی محقق نمیشود. جامعه آماده، یکی از مهمترین عناصر شهر تابآور است. شهروندانی که درباره مخاطرات آگاهی دارند، مهارتهای اولیه امدادی را میآموزند و در برنامههای مدیریت بحران مشارکت میکنند، میتوانند در کاهش پیامدهای حادثه نقش مؤثری داشته باشند. آموزش عمومی، تقویت مشارکت اجتماعی، ایجاد شبکههای امدادرسانی محلی و فراهم کردن مشوقهای لازم برای مقاومسازی ساختمانها باید بخشی از سیاستهای کاهش خطر باشد.
از سوی دیگر، مدیریت آسیبپذیری نیازمند اطلاعات دقیق است. ایجاد پایگاه داده جامع درباره ساختمانها، زیرساختها، جمعیت، کاربریهای شهری و مناطق پرخطر میتواند تصمیمگیری مدیران را از واکنشهای کلی و مقطعی به برنامهریزی مبتنی بر شواهد تبدیل کند. استفاده از روشهای تحلیلی و تکنیکهای تصمیمگیری چندمعیاره مانند AHP و ANP نیز میتواند در وزندهی معیارها، مقایسه مناطق و شناسایی نقاط دارای آسیبپذیری بیشتر مورد استفاده قرار گیرد.
نکته مهم این است که آسیبپذیری شهری یک مسئله تکبعدی نیست. ضعف در یک بخش میتواند مشکلات بخش دیگر را تشدید کند. برای نمونه، مقاومسازی ساختمانها بدون اصلاح شبکه دسترسی، در زمان حادثه ممکن است با محدودیت امدادرسانی مواجه شود و توسعه زیرساختها بدون توجه به پهنهبندی خطر نیز میتواند آسیبهای جدیدی ایجاد کند. بنابراین، سیاستهای کاهش خطر باید میان برنامهریزی کالبدی، حفاظت محیطی، زیرساختهای حیاتی، دسترسی اضطراری و ظرفیتهای اجتماعی و مدیریتی هماهنگی ایجاد کنند.
بر همین اساس، یکی از مهمترین تغییرات مورد نیاز در مدیریت شهری، عبور از مدیریت صرفاً واکنشی بحران به مدیریت پیشگیرانه و مبتنی بر ریسک است. شهر نباید پس از وقوع حادثه تازه به فکر شناسایی نقاط ضعف، تأمین مسیرهای امدادی یا تعیین محل اسکان اضطراری باشد. این اقدامات باید پیش از وقوع بحران، بر اساس مطالعات علمی، اولویتبندی و در برنامههای اجرایی شهری پیشبینی شده باشند.
کاهش آسیبپذیری شهری همچنین نیازمند اولویتبندی اقدامات است. همه مناطق و همه ساختمانها از سطح خطر یکسانی برخوردار نیستند و منابع مالی و اجرایی نیز محدود است. بنابراین، شناسایی مناطق پرخطر، تعیین اولویت مقاومسازی، تخصیص هدفمند منابع و اجرای برنامهها در دورههای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت میتواند اثربخشی سیاستهای مدیریت بحران را افزایش دهد.
در نهایت، تابآوری شهری زمانی تحقق پیدا میکند که ارزیابی آسیبپذیری از یک مطالعه صرفاً پژوهشی فراتر رفته و به مبنایی برای تصمیمگیری مدیران شهری تبدیل شود. شهر ایمن، شهری نیست که در آن هیچ خطری وجود نداشته باشد؛ بلکه شهری است که خطرات خود را میشناسد، نقاط ضعفش را شناسایی میکند، برای کاهش آنها برنامه دارد و جامعه، زیرساخت و مدیریت شهری را برای مواجهه با شرایط اضطراری آماده میسازد.
از این منظر، سرمایهگذاری در پیشگیری و کاهش آسیبپذیری نه یک هزینه اضافی، بلکه بخشی از الزامات توسعه پایدار شهری است؛ زیرا هر اندازه پیش از وقوع حادثه برای کاهش خطر و افزایش آمادگی برنامهریزی شود، هزینههای انسانی، اقتصادی و اجتماعی پس از بحران نیز کاهش خواهد یافت.