خبرگزاری برنا لرستان - یاداشت هفته ؛ سالهاست واژه توسعه و تلاش برای تحقق آن ورد زبان تحصیل کرده ها، نخبگان و مدیران و رسانه های لرستان است.
آنها ظاهراً برای بسط آن تلاش می کنند؛ بارها خود را با استانهای به اصطلاح برخوردار و توسعه یافته مقایسه کرده و با رشک و حسرت غبطه می خورند که چرا نسبت به آنها عقب تر هستیم؛ آنچنانکه برخی از روی سردرگمی و سرخوردگی هویت ، بومیت و لرستانی بودن خود را مایه این عدم توسعه می دانند. لذا این قشر نسبتا آگاه در باب مطالبه از لزوم توسعه سخن می گوید و گاها دررسانه ها قلم می زند و از مدیران ارشد استان توقع دارد زادگاهشان را در مسیر ترقی و توسعه قرار دهند.
مسلما انرژی که سالهاست از ناحیه این اقشار تحصیل کرده و به ظاهر آگاه لرستان صرف تلاش برای تعریف توسعه شده است اگر منطق و اندیشه ای علمی پشت خود داشت می بایست لرستان را در رده استان های برخوردار کشور قرار می داد یا در گیرو دار تحریم ها و سختی های کلان و تحمیل شده بر کشور حداقل چالش ها و مشکلاتش کمتر بود.
اما واقعیت برحسب رتبه ها و آمارها نشان می دهد که عملکرد مدیران ،کنش گران، سیاسیون و همه اهالی ظاهراً توسعه خواه لرستان برای مردم این نقطه از کشور نتیجه بخش نبوده است.
اگر چه در رسانه ها و روابط عمومی ادارات و دستگاه های اجرایی رکورد شکنی ها و کسب رتبه های اول تا سوم این استان در تولید برخی از محصولات برجسته سازی می شود و به ظاهر تصویری ازاستانی پویا و رو به توسعه و پیشرفت که در حال کمک کردن به چرخه تولید در اقتصاد کشور است به مخاطب نشان داده می شود ولی بارها جایگاه لرستان از حیث نرخ تورم ، شاخص فلاکت و میزان بالای بیکاری نسبت به دیگر استان های کشور در صدر جدول نشانده شده و جنبه ای رقت انگیز نیز یافته است.
تاکید این یادداشت نه خط بطلان کشیدن بر عملکرد دولت ها ، مدیران و نمایندگان ادوار و فعلی و اساسا به زیر سوال بردن خدمات سیستم حکمرانی و انکار و انتقاد بی چون و چرا از اوضاع مدیریتی استان طی گذشته و امروز است؛ بلکه توجه دقیق بر نکته ای است که به شناخت عمیق از چگونگی توسعه مدرن ، فهم پیچیدگی های یک جامعه ، درک مفهوم قدرت و کلا همه ابعادی مربوط می شود که یک جامعه را در سایه توسعه ای مدرن و همه بعدی به پیشرفت مطلوب می رساند.
بدون شک سرنوشت لرستان از دیگر مناطق کشور جدا نیست و در هر برهه ای از زمان این استان نیز تحت تأثیر شرایط و سیاست گذاری های کلان قرار گرفته و می گیرد. ولیکن قائم به ذات بودن هر استان نیز در پهنه کشور و ازجمله لرستان به عنوان یک استان دارای تشخص آن هم در قلمرو یکی از اقوام کهن ایرانی و با توجه به اقلیم خاص خود ، ظرفیت ها، شرایط اجتماعی و همه آنچه که معرفی کننده این استان در منظری تاریخی و جغرافیایی است می طلبد که الیت و نخبگانش در خصوص مفهوم حقیقی توسعه به صورت علمی اندیشه ورزی کنند .
مشهود است که طی سالهای گذشته اندیشیدن به توسعه ایران به صورت یک علم از کانون های توجه تحصیل کردگان و بخشی از روشنفکران و کلا اهالی تحقیق و مطالعه کشور شده است.
به عنوان نمونه این موضوع که دموکراسی و رشد جامعه مدنی پیش شرط توسعه اقتصادی است یا رشد اقتصادی و شکل گیری طبقات متوسط و مرفه تر پیش شرط دموکراسی و ظهور یک جامعه مدنی محکم و نیرومند است از مهمترین مسائلی است که مورد بحث و تحقیق قرار می گیرد .
همچنین شاهد هستیم که اهالی اندیشه و محققان حوزه های مختلف در عرصه های عمومی در خصوص موضوعاتی که توسعه مربوط است قلم می زنند، کتاب می نویسند ،مقالات علمی منتشر می کنند ، به ایراد سخنرانی می پردازند و در شبکه های اجتماعی برنامه های مختلف با محوریت مفهوم توسعه اقتصادی و اندیشه سیاسی ضبط و پخش می کنند و حتی تلاش می کنند دلایل عدم توسعه کشور و جا ماندن از قافله توسعه مدرن و به اصطلاح مدرنیته را با توجه به شناخت رویدادهای تاریخی که این کشور پهناور در طی قرنها و خصوصا پس از مشروطه پشت سر نهاده و تجربه زیسته ایرانیان محسوب می شود مورد کنکاش قرار دهند.
همه این کنش ها بیانگر این حقیقت است که کششی نیرومند در جامعه ایرانی برای چیرگی بر خلأ فکری که توسعه را به عقب رانده است وجود دارد زیرا با طرح پرسش به دنبال پاسخ های قانع کننده و خواستار فهم عمیق دلایل عقب ماندگی ها هستند.
درواقع با توجه به بالارفتن سطح تحصیلات و رشدحوزه های تخصصی مختلف اندیشه ورزی و تفکر عمیق در باب مفاهیم مربوط به توسعه امری ضروری است .در غیر این صورت در خلأ فکر در می مانیم و نخواهیم توانست تحرک و پویایی لازم را از خود نشان دهیم.
آگاهی نسبت به مفاهیم توسعه یعنی مسلط بودن بر خویشتن و این تسلط نشانگر چیرگی بر خلأ فکر کهنه ای است که سالهاست دست و بال ما را برای توسعه مدرن بسته است. اینکه فقط بدانیم که باید توسعه یابیم کافی نیست بلکه آگاهی همه جانبه و تفکر مستمر در باب توسعه و مسائل آن است که ما را در مسیر راستین توسعه قرار می دهد.
لااقل حل پایدار آسیب های اجتماعی و به طور کلی بحران های متعددی که امروزه گریبان جامعه را به اشکال مختلف تا حد و مرز فروپاشی بنیانها یا کاهش سرمایه های اجتماعی به چنگال گرفته است مستلزم اندیشیدن به دلایل و ریشه های آنهاست و همین نکته گواه این واقعیت است که در خلأ فکر نمی توان مسائل را ریشه یابی و حل کرد .
در صورت فهم این نکته است که می توان دریافت که چگونه در فقدان طرح مسئله و جستجو برای پاسخ آن یک جامعه متوقف می شود و در مقابل تحقیق و اندیشه ورزی و چیرگی بر این خلأ چگونه می تواند مردمی را از توقف بیرون آورد .
در هر روی عدم توسعه ما نتیجه خلأ فکر و فقدان اندیشه ورزی عمیق در باب مسائل است و راه چیرگی براین خلأ نیز قرار گرفتن در مسیری است که تحقیق و پژوهش های علمی و اساسا هر آن چیزی که به ما در مسیر چیرگی بر این خلأ کمک کند را جدی بگیرد.
خیلی ساده بیان شود نمی توان از مردمی با سرانه مطالعه بسیار پایین و لااقل مدیران و رسانه نگارانی که در طول سال حتی یک کتاب هم ورق نزده اند و شوقی به کتاب و مطالعه ازخود نشان نمی دهند انتظار توسعه داشت .
بپذیریم توسعه پایدار در گرو شناخت علم توسعه است و اندیشیدن به مسائل به واسطه کتاب و تحقیق و پژوهش ،نه زیست در خلأ فکری ونگاه تک ساحتی به توسعه.
بنابراین با توجه به نفوذ رو به گسترش شبکه های مجازی در عمق جامعه ، لازم است در لرستان نیز توسعه به مثابه یک علم مورد توجه کانونی نخبگان این استان خصوصا اهالی رسانه و پژوهش قرار گیرد و فضای اذهان را به شکل پویایی به خود مشغول کند.
یاداشت : رضا جودکی نژاد