تبسم کشاورز_ منوچهر هادی، نویسنده و کارگردان سینما، با فیلم «من جاسوزنی نیستم» در سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان حضور دارد؛ فیلمی که علاوه بر فضای کودک و نوجوان، از منظر ترکیب بازیگران و شکلگیری یک تجربه خانوادگی نیز حاشیهها و جذابیتهای خاص خود را دارد.
منوچهر هادی در این گفتوگویی با خبرنگار برنا درباره «من جاسوزنی نیستم»، تجربه ساخت این فیلم و حضور یکتا ناصر و دخترش سوفیا در این پروژه صحبت کرده است که در ادامه میخوانید.
برنا: با اینکه «من جاسوزنی نیستم» را میتوان تجربهای مشخص در سینمای کودک برای شما دانست، اما حضور کودک و خانواده در بسیاری از آثار شما دیده میشود و این فضا برایتان ناآشنا نیست. چه شد که اینبار تصمیم گرفتید یک فیلم را بهطور مشخص در حوزه کودک و نوجوان بسازید؟
منوچهر هادی: در وهله اول، این پروژه به من پیشنهاد شد. از من پرسیدند که آیا کار کودک انجام میدهم یا نه و من هم گفتم بله؛ برای من تفاوتی ندارد. ضمن اینکه در بسیاری از فیلمها و سریالهایی که ساختهام، کودکان نقشهای اصلی و محوری داشتهاند. برای مثال در سریال «یزدان» شخصیت اصلی، پسربچهای حدودا هشت، ۹ ساله بود و در کنار او کاراکترهای بزرگسال هم حضور داشتند.
این پروژه هم وقتی به من پیشنهاد شد با قصه ارتباط برقرار کردم و دوست داشتم یک فیلم سینمایی متمرکز بر کودک برای جشنواره کودک اصفهان بسازم. فیلمنامه حمزه صالحی را خواندم و از آن خوشم آمد. در نهایت، ترکیب یک پیشنهاد خوب و یک فیلمنامه خوب باعث شد این کار را بپذیرم و وارد پروژه شوم.
برنا: به نوعی میتوان گفت «من جاسوزنی نیستم» برای شما یک تجربه خانوادگی محسوب میشود. هم یکتا ناصر و هم دخترتان، سوفیا، در فیلم حضور دارند. حضور اعضای خانواده در یک پروژه مشترک برای شما بیشتر یک چالش بود یا به مسیر حرفهای و روند کار کمک کرد؟
منوچهر هادی: قطعا شناختی که از آنها داشتم کمککننده بود. ما خیلی سریع باید فیلم را شروع میکردیم چون باید به جشنواره میرسیدیم. حقیقتا من هم خیلی دیر به پروژه اضافه شدم. پیش از من قرار بود کارگردان دیگری با یک فیلمنامه دیگر فیلم را بسازد اما تهیهکننده با ایشان به توافق نرسید. آن فیلمنامه را به من دادند، ولی من هم با آن ارتباط نگرفتم. بعد فیلمنامهای از آقای صالحی به دستم رسید که آن را خواندیم و در نهایت چیزی شد که روی پرده دیدید.
برای انتخاب بازیگر کودک، با توجه به شناختی که از سوفیا داشتم، ترجیح دادم از بازیگرانی استفاده نکنم که پیش از این در چندین فیلم بازی کردهاند و چهرههای آشنایی هستند. سوفیا آن زمان ۹ ساله بود و شخصیت فیلم هم ۹ سال داشت؛ بنابراین احساس کردم میتواند انتخاب مناسبی باشد.
به مادرش هم پیشنهاد دادم که نقش مادر سوفیا را بازی کند. هر دو پذیرفتند. از طرفی آن زمان تابستان بود و سوفیا مدرسه نداشت، بنابراین شرایط برای انجام این کار فراهم بود.
انتخاب سوفیا و یکتا ناصر از این جهت هم به ما کمک کرد که زمان زیادی برای هماهنگ شدن یک بازیگر کودک با یک بازیگر زن دیگر نداشته باشیم.
برنا: اگر چند سال دیگر سوفیا این فیلم را ببیند، دوست دارید چه خاطرهای از این تجربه برایش باقی مانده باشد؟ به هرحال هم مادرش و هم پدرش در این فیلم حضور داشتند و این نخستین تجربه او در چنین فضایی است.
منوچهر هادی: فکر میکنم این اتفاق حتما برای سوفیا خاطرهساز خواهد شد. با توجه به شرایطی که من و یکتا ناصر داشتیم و اتفاقاتی که بین ما گذشته بود، این فیلم باعث شد حدود یک ماه از صبح تا شب دوباره در کنار هم باشیم که برای سوفیا دوره خوبی بود.
برنا: ما امروز در اصفهان هستیم؛ شهری که وقتی صحبت از سینما و ادبیات کودک میشود، نام «قصههای مجید» و در کنار آن، هوشنگ مرادی کرمانی و زندهیاد کیومرث پوراحمد به ذهن میآید. مرادی کرمانی سالها در ادبیات کودک و نوجوان فعالیت کرده و آثارش به سینما و تلویزیون هم راه پیدا کردهاند. با این حال، امروز به نظر میرسد با کمبود فیلمنامه و حتی آثار ادبی تازه در حوزه کودک و نوجوان مواجهیم. از نگاه شما این کمبود چقدر جدی است و چه تاثیری بر سینمای کودک گذاشته است؟
منوچهر هادی: به نظر من مشکل اصلی، بیشتر از آنکه کمبود ایده یا نویسنده باشد، مسئله هزینه و بودجه است. مثلا در ژانر دفاع مقدس آثار زیادی تولید میشود، چون بنیادشهید، سپاه و برخی نهادهای دیگر از این آثار حمایت میکنند. تجهیزات، ادوات جنگی، تانک، انفجار و خیلی از امکانات هزینه زیادی دارند اما وقتی نهادی برای تولید هزینه میکند، امکان ساخته شدن فیلم فراهم میشود.
در سینمای کودک نمیتوان انتظار داشت یک تهیهکننده خصوصی بهتنهایی تمام هزینههای تولید را پرداخت کند؛ چون معمولا خبری از آن سوپراستارهایی که بتوانند سرمایه فیلم را برگردانند نیست. بنابراین بخش زیادی از حمایتها عملا برعهده بنیاد سینمایی فارابی افتاده است. از طرف دیگر بهنظرم گروه کودک و نوجوان تلویزیون هم باید سالانه دو، سه فیلم تولید کند و در جشنواره کودک سه، چهار اثر داشته باشد. این اساسا بخشی از مسئولیت یک سازمان رسانهای است که برای کودک و نوجوان تولید محتوا میکند.
فارابی هم با وجود محدودیت بودجه، تا جایی که بتواند حمایت میکند؛ مثلا به یک فیلم پنج میلیارد میدهد، به فیلم دیگری یک میلیارد یا ۱۰ میلیارد و با مشارکت، بخشی از هزینه تامین میشود. همینجا هم باید بگویم باز دمشان گرم که همین حمایت را انجام میدهند.
برنا: یعنی از نگاه شما کمبود بودجه مهمتر از کمبود ایده در این بخش است؟
منوچهر هادی: بله؛ وقتی دستمزد نویسنده ۱۰۰ میلیون باشد، کارگردان ۵۰۰ میلیون بگیرد و دستمزد بازیگر هم نتواند از یک میلیارد بیشتر شود، طبیعی است که این مسائل روی کیفیت کار تاثیر میگذارد. در نهایت، یک فیلم خوب به تیمی که پشت آن قرار دارد وابسته است.
بنابراین من فکر میکنم مشکل اصلی ما بودجه است و دولت باید در این زمینه بیشتر حمایت کند. ما کمبود ایده نداریم. نویسندهها کارهای خوبی مینویسند، اما وقتی یک نویسنده فیلمنامه کودک مینویسد، باید آن را به چه کسی بدهد؟ چند تهیهکننده هستند که حاضر باشند فیلم کودک تولید کنند؟
برنا: فیلم «من جاسوزنی نیستم» در عین حال که در فضای سینمای کودک قرار میگیرد، صرفا یک روایت واقعگرایانه نیست و حضور عروسک و عناصر فانتزی، مرز میان واقعیت و خیال را وارد داستان میکند. چه شد که این عنصر را به قصه اضافه کردید و تا چه اندازه برایتان مهم بود که این ارتباط میان کودک و جهان خیال شکل بگیرد؟
منوچهر هادی: فیلم، یک فیلم عروسکی است. البته این عروسک فقط با یکی از شخصیتها صحبت میکند و زمانی که گروه کنار هم هستند، عروسک صحبت نمیکند و فقط با همین شخصیت ارتباط دارد.
این برای من یک چالش بود. اگر قرار بود یک بازیگر کودک که مثلا در ۱۰ فیلم بازی کرده است، این نقش را ایفا کند، چالش من شکل دیگری داشت. اما اینجا چالش اصلی این بود که این دختر ۹ ساله بتواند با عروسک ارتباط برقرار کند و در کنار آن، مشکلات خانوادگیای که در داستان مطرح میشود، بهتدریج حلوفصل شود.
برنا: اگر بخواهیم از زاویهای روانشناختی به فیلم نگاه کنیم، بخش مهمی از جهان کودک به ترسها، اضطرابها و تجربههای سالهای ابتدایی زندگی بازمیگردد؛ موضوعی که در نظریات روانشناسانی مانند فروید و یونگ نیز به شکلهای مختلف مورد توجه قرار گرفته است. شما هنگام ساخت «جاسوزنی» تا چه اندازه به ابعاد روانشناختی شخصیت کودک توجه داشتید؟ با توجه به اینکه خودتان هم فرزند دارید، این نگاه چقدر در شکلگیری شخصیت کودک و رفتارهای او برایتان اهمیت داشت؟
منوچهر هادی: یک فیلمنامهنویس وقتی فیلمنامه مینویسد، ممکن است هشت، ۹ شخصیت داشته باشد و یک نفر دیالوگ همه این شخصیتها را بنویسد. طبیعتا نویسنده تلاش میکند جهان هر شخصیت، زبان، دایره واژگان و نوع حرف زدنش متفاوت باشد، اما ناخودآگاه ممکن است این شخصیتها شبیه هم شوند.
یکی از کارهایی که من سر صحنه انجام میدهم این است که بازیگری را انتخاب کنم که با آن نقش تناسب داشته باشد، نه اینکه صرفا به چهره او نگاه کنم. تلاش میکنم بازیگر را تا حد ممکن به شخصیت نزدیک کنم. از آنجا به بعد، ضمن اینکه به فیلمنامه وفادار میمانم و برای نویسنده احترام قائلم، گاهی دیالوگ را متناسب با خود بازیگر تغییر میدهم تا حرفی که زده میشود، واقعا متعلق به همان آدم به نظر برسد.
در مورد سوفیا هم بخشی از دیالوگهایی که در فیلمنامه نوشته شده بود، به نظر میرسید برای سن او کمی بزرگتر باشد اما من ترجیح دادم اجازه بدهم خود بچه با زبان خودش حرف بزند. یکی از دلایلی که بازی سوفیا مورد توجه قرار گرفته، همین است که من موقعیتها و دیالوگها را تا حدی متناسب با خودش تنظیم کردم و از نظر و پیشنهاد خودش هم استفاده کردم. مثلا به او میگفتم: اگر قرار بود این جمله را بگویی، خودت چطور میگفتی؟ او همان لحظه فکر میکرد و چیزی را میگفت که به نظر خودش درست بود.
برنا: بنابراین میتوان گفت بخش زیادی از آنچه از سوفیا در فیلم میبینیم، به شخصیت واقعی خودش نزدیک است؟
منوچهر هادی: بله، واقعی است؛ خودِ خودِ سوفیاست. بیشتر این تکیهکلامها و نوع حرف زدنش متعلق به خودش است.
انتهای پیام/