محمدرضا ذوالفقاری، جامعهشناس فرهنگی، در گفتوگو با خبرنگاراجتماعی برنا، با تأکید بر اینکه مدرسه یکی از مهمترین نهادهای جامعهپذیری است، گفت: کارکرد اصلی مدرسه از ابتدا این بوده که کودکان را برای حضور در جامعه آماده کند اما طی چند دهه گذشته این کارکرد تا حد زیادی تحت تأثیر رویکرد دانشگاهمحور قرار گرفته است.
وی توضیح داد: فرآیند جامعهپذیری از طریق چند نهاد اصلی از جمله خانواده، گروه دوستان، مدرسه و رسانهها شکل میگیرد و مدرسه در این میان جایگاه ویژهای دارد زیرا نخستین نهادی است که کودک را از محیط خانوادگی جدا و وارد یک فضای اجتماعی گستردهتر میکند.
ذوالفقاری با بیان اینکه مدرسه باید بخشی از مهارتهای مورد نیاز زندگی اجتماعی را به دانشآموز آموزش دهد، افزود: هدف از آموزش نباید صرفاً این باشد که دانشآموز از مدرسه وارد دانشگاه شود. ممکن است فردی اصلاً به دانشگاه نرود و مستقیماً وارد جامعه و بازار کار شود بنابراین مدرسه باید او را برای زندگی آماده کند، نه فقط برای آزمون و تحصیلات دانشگاهی.
غلبه نگاه کنکوری بر مدرسه
این جامعهشناس فرهنگی ادامه داد: طی سه یا چهار دهه گذشته، بخشی از مدارس به سمت آموزش تستزنی و آمادهسازی دانشآموز برای ورود به دانشگاه حرکت کردهاند و در این مسیر، آموزش مهارتهای زندگی میشود؛ اینکه فرد بتواند یک درخت یا گل بکارد، با ابزارهای ساده کار کند، چیزی را تعمیر کند، دو قطعه چوب را به هم متصل کند، بند کفش خود را ببندد یا در مراحل بالاتر، آشپزی و سایر به حاشیه رفته است.
وی گفت: مهارت زندگی مفهومی بسیار گسترده است و حتی سادهترین تواناییهای عملی را شامل میشود اینکه فرد بتواند یک درخت یا گل بکارد، با ابزارهای ساده کار کند، چیزی را تعمیر کند، دو قطعه چوب را به هم متصل کند، بند کفش خود را ببندد یا در مراحل بالاتر، آشپزی و سایر امور روزمره را انجام دهد.
ذوالفقاری افزود: این مهارتها بعداً در تعامل فرد با جامعه نیز اهمیت پیدا میکنند. فرد باید بتواند در یک گروه کار کند، با دیگران ارتباط برقرار کند و در موقعیتهای اجتماعی تصمیم مناسب بگیرد. اگر این تواناییها در مدرسه آموزش داده نشود، بخشی از فرآیند جامعهپذیری ناقص باقی میماند.
مهارت زندگی با کتاب و تست آموزش داده نمیشود
وی با اشاره به وجود کتابهایی با عنوان «مهارتهای زندگی» در مدارس گفت: صرف وجود یک کتاب با این عنوان به معنای آموزش مهارت زندگی نیست. اگر قرار باشد دانشآموز محتوای این کتاب را حفظ کند و بعد از آن امتحان یا تست بدهد، عملاً همان رویکرد حافظهمحور گذشته تکرار شده است.
این جامعهشناس فرهنگی تأکید کرد: مهارت زندگی باید در عمل آموزش داده شود. مدرسه باید محیطی باشد که دانشآموز در آن کار کند، تجربه کندآموز در کنار ذهن او رشد کند. میتوان به دانشآموز ابزار کار با ابزار و انجام امور روزمره را یاد بگیرد. حتی اگر روزی خودرویش در خیابان دچار مشکل شد، نباید کاملاً، با ابزار آشنا شود و از طریق انجام دادن، مهارت به دست آورد.
مدرسه مهارتی؛ از کار با ابزار تا تعمیرات ساده
ذوالفقاری با تأکید بر ضرورت حرکت مدارس به سمت آموزشهای عملی گفت: باید اجازه دهیم دستهای دانشآموز در کنار ذهن او رشد کند. میتوان به دانشآموز ابزار داد و نحوه استفاده از آن را آموزش داد؛ از نقاشی و رنگآمیزی گرفته تا کار با چکش، اره و سایر ابزارهای ساده.
وی ادامه داد: دانشآموز باید بتواند مهارتهایی مانند تعمیرات ساده، کار با ابزار و انجام امور روزمره را یاد بگیرد. حتی اگر روزی خودرویش در خیابان دچار مشکل شد، نباید کاملاً ناتوان باشد یا در مواجهه با یک مشکل ساده در خانه نداند چه کاری باید انجام دهد.
به گفته این جامعهشناس، این آموزشها جنسیتی نیست و دختر و پسر هر دو باید مهارتهای عمومی زندگی را بیاموزند.
ذوالفقاری همچنین بر اهمیت ورزش در مدارس تأکید کرد و گفت: در کنار مهارتهای زندگی، ورزش باید جدیتر گرفته شود تا سلامت جسمی و رشد دانشآموز نیز مورد توجه قرار گیرد.
ضرورت بازنگری اساسی در نظام آموزشی
وی با بیان اینکه نظام آموزشی کشور نیازمند تغییرات جدی است، اظهار کرد: اگر قرار است این مسئله به شکل واقعی حل شود، باید در نظام آموزشی یک بازنگری اساسی صورت گیرد و مدرسه به سمت آموزش مهارتهای دستی و عملی حرکت کند.
این جامعهشناس فرهنگی افزود: قرار نیست از مدرسه فیلسوف، ریاضیدان یا فیزیکدان تربیت کنیم؛ تخصصهای علمی را میتوان در مراحل بالاتر و دانشگاه دنبال کرد. مدرسه باید یک سطح پایه و استاندارد از دانش را در اختیار همه قرار دهد و در کنار آن، مهارت تعامل اجتماعی اشاره کرد و گفت: یکی از مهارتهای مهمی که باید در مدرسه آموزش داده شود، نحوه تعامل با دیگران است. البته تعامل اجتماعی به معنای تربیت افرادی بیملاحظه یا پرخاشگر نیست؛ این آموزش باید متناسب با آموزش مهارتهای زندگی را جدی بگیرد.
تعامل اجتماعی و قدرت «نه گفتن»
ذوالفقاری در ادامه به اهمیت آموزش مهارت تعامل اجتماعی اشاره کرد و گفت: یکی از مهارتهای مهمی که باید در مدرسه آموزش داده شود، نحوه تعامل با دیگران است. البته تعامل اجتماعی به معنای تربیت افرادی بیملاحظه یا پرخاشگر نیست؛ این آموزش باید متناسب با فرهنگ، ارزشها و هنجارهای جامعه باشد.
وی افزود: دانشآموز باید ادب و احترام را یاد بگیرد، کار گروهی را تجربه کند و بداند چگونه در یک گروه با دیگران تعامل داشته باشد. در همین چارچوب، قدرت «نه گفتن» نیز باید آموزش داده شود؛ یعنی فرد بتواند در موقعیتی که کاری خلاف اصول یا منافع منطقی او از وی خواسته میشود، تصمیم بگیرد و مخالفت خود را بیان کند.
این جامعهشناس فرهنگی البته تأکید کرد: در سالهای اخیر، به موضوع «نه گفتن» توجه بیشتری شده، اما نباید این مهارت را از سایر مؤلفههای تربیتی مانند ادب، احترام و شناخت چارچوبهای فرهنگی جدا کرد.
نقش خانواده و مدرسه در انتقال فرهنگ
ذوالفقاری با اشاره به اهمیت آموزش فرهنگ در خانواده و مدرسه گفت: خانواده و مدرسه هر دو در انتقال فرهنگ نقش اساسی دارند و نباید این بخش از تربیت را دستکم گرفت.
وی هشدار داد: اگر روند فعلی آموزش و تربیت بدون توجه کافی به مؤلفههای فرهنگی ادامه پیدا کند، فاصله نسلی بیشتر خواهد شد. یکی از حوزههایی که ممکن است تحت تأثیر این شکاف قرار گیرد، زبان و ادبیات فارسی است.
این جامعهشناس فرهنگی توضیح داد: بخش مهمی از فرهنگ و زبان فارسی با شعر پیوند خورده است و اگر نسل جدید با ادبیات، شعر و میراث فرهنگی خود ارتباط نداشته باشد، در آینده با مشکلات جدی در انتقال این میراث مواجه خواهیم شد.
وی در پایان تأکید کرد: آموزش فرهنگ و مهارتهای زندگی باید از خانواده و مدرسه آغاز شود و نظام آموزشی نباید صرفاً بر انتقال محفوظات و آمادهسازی دانشآموز برای آزمونها تمرکز داشته باشد؛ بلکه باید او را برای زندگی واقعی و حضور مؤثر در جامعه آماده کند.
انتهای پیام/