سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی و بین الملل

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

از کتیبه‌های کهن تا سازه‌های مدفون؛ برنا از یکی از کهن‌ترین بنا‌های ایران روایت می‌کند

پیدا و پنهان تاریخ در مسجد جامع ارومیه

۱۴۰۵/۰۷/۲۴ - ۰۶:۰۰:۰۳
کد خبر: ۲۴۰۱۹۵۱
آفتاب از پنجره‌ها گذشته، بر نقش‌ونگار شیشه‌ها نشسته و رنگ‌ روی چهره بازدیدکنندگانی پاشیده که میان ستون‌های کهن، قاب عکس نو می‌سازند. بالای سرشان، گنبد آجری از قرن‌ها تاریخ می‌گوید و زیر پاهایشان، بقایای سنگی از گذشته‌ای که هنوز سر به مهر مانده. در مسجد جامع ارومیه، تاریخ میان شواهد سلجوقی و ایلخانی و ردپای پیش از اسلام، همچنان مردد مانده است.

فریبا نباتی/ آفتاب از پنجره‌ها گذشته، بر نقش‌ونگار شیشه‌ها نشسته و رنگ روی چهره بازدیدکنندگانی پاشیده که میان ستون‌های کهن، قاب عکس نو می‌سازند. بالای سرشان، گنبد آجری از قرن‌ها تاریخ می‌گوید و زیر پاهایشان، بقایای سنگی از گذشته‌ای که هنوز سر به مهر مانده. در مسجد جامع ارومیه، تاریخ میان شواهد سلجوقی و ایلخانی و ردپای پیش از اسلام، همچنان مردد مانده است.

از دل بازار، به دل تاریخ

مسجد جامع ارومیه را باید از دل بازار پیدا کرد؛ جایی که رفت‌وآمد روزمره مردم، صدای کسب‌وکار و رفت‌وآمد گردشگران، بنایی را احاطه کرده که قرن‌هاست بخشی از  شهر است. در اینجا، مسجد و بازار دو فضای جدا از هم نیستند. یکی محل عبادت بوده و دیگری محل دادوستد؛ دو بخشی که در کنار هم، زندگی اجتماعی شهر را شکل می‌داده‌اند. از یکی از ورودی‌های مسجد می‌توان به بازار راه یافت. حجره‌ها و گذرهای اطراف نیز نشان می‌دهند که بنا از گذشته در بافتی زنده و پررفت‌وآمد قرار داشته است که در آن، فعالیت اقتصادی و مناسبات مذهبی در فاصله‌ای کوتاه از یکدیگر جریان داشته‌اند.

در نخستین نگاه، آجرها و دیوارهای مسجد بیش از هر چیز جلب توجه می‌کنند. گنبد آجری، ستون‌ها و فضای شبستان، تصویری از معماری تاریخی را پیش چشم می‌گذارند، اما با کمی دقت، تفاوت میان بخش‌های بنا آشکار می‌شود. همه‌چیز در یک دوره ساخته نشده و همه قسمت‌ها نیز به یک اندازه از گذشته خبر نمی‌دهند.

مسجد جامع ارومیه در ۱۵ آذر ۱۳۱۴ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. با این حال، اهمیت آن به قدمت و ثبت ملی محدود نمی‌شود. این بنا مجموعه‌ای از نشانه‌های معماری دوره‌های مختلف را در خود جای داده و بخش‌هایی از تاریخ آن همچنان به بررسی و پژوهش بیشتری نیاز دارد.

در روایت‌ تاریخ مسجد جامع ارومیه، معمولاً نام سلجوقیان و ایلخانیان بیش از دیگر دوره‌ها شنیده می‌شود؛ دو دوره‌ای که آثار شاخصی از معماری آنها در این بنا دیده می‌شود. گنبدخانه، ساختار آجری و بخش‌هایی از کتیبه‌ها به دوره سلجوقی نسبت داده می‌شوند و محراب گچ‌بری‌شده مسجد از یادگارهای برجسته دوره ایلخانی است. اما آنچه امروز می‌بینیم، حاصل یک مرحله ساخت‌وساز نیست. بنا در طول قرن‌ها تغییر کرده، بخش‌هایی به آن افزوده شده و قسمت‌هایی نیز مرمت یا بازسازی شده‌اند. شبستان چهل‌ستون در دوره صفوی بازسازی شده و حجره‌های پیرامون صحن نیز به دوره‌های بعد تعلق دارند. در دوره‌های زندیه و قاجار هم تغییراتی در مجموعه ایجاد شده است. این تفاوت‌ها را می‌توان در اجزای معماری دنبال کرد؛ از نوع آجرهای به‌کاررفته در بخش‌های مختلف تا شکل ستون‌ها، دیوارها و ورودی‌ها. مسجد، در واقع، بنایی است که دوره‌های گوناگون تاریخی را در کنار یکدیگر نگه داشته است.

کارشناس و راهنمای گردشگری که در جریان بازدید، بخش‌های مختلف مسجد را توضیح می‌دهد، توجه را به قسمت‌هایی جلب می‌کند که در نگاه نخست ممکن است از چشم بازدیدکننده دور بمانند. به گفته او، برخی از تغییرات در ساختار بنا نتیجه مداخلات و تعمیراتی است که در دوره‌های مختلف انجام شده‌اند؛ اقداماتی که گاه برای استحکام‌بخشی صورت گرفته‌اند، اما در مواردی نیز شکل و پیوستگی بخش‌هایی از معماری قدیمی را تغییر داده‌اند. هر بخش آن می‌تواند نشانه‌ای از یک دوره، یک شیوه ساخت یا مداخله‌ای باشد که در گذر زمان صورت گرفته است.

اما روایت مسجد جامع ارومیه به آنچه روی زمین دیده می‌شود، محدود نیست. بخشی از گذشته این بنا در زیر سطحی شیشه‌ای و میان بقایای سنگی پنهان مانده است؛ نشانه‌هایی که پرسش‌هایی درباره پیشینه این مکان برمی‌انگیزند و پای روایت دیگری از تاریخ مسجد را به میان می‌کشند.

آنچه آجرها روایت نمی‌کنند

بخش دیگری از روایت مسجد جامع ارومیه، زیر سطحی شیشه‌ای قرار دارد که بازدیدکنندگان روی آن قدم می‌گذارند. راهنمای گردشگری هنگام توضیح ساختار بنا، به بقایای سنگی و سازه‌هایی اشاره می‌کند که در جریان عملیات مرمت و بررسی‌های محدود آشکار شده‌اند. در بخش‌هایی از مسجد، سنگ‌های لاشه و پایه‌هایی دیده شده‌اند که پرسش‌هایی درباره پیشینه ساخت‌وساز در این محدوده ایجاد می‌کنند. به گفته این کارشناس، شواهد موجود نشان می‌دهند که در زیر بخش‌هایی از بنای فعلی، ساختارهای قدیمی‌تری وجود دارند؛ اما تا زمانی که بررسی‌های باستان‌شناختی کافی انجام نشود، نمی‌توان با قطعیت درباره هویت و کاربری آنها نظر داد.

او احتمال می‌دهد که این محدوده پیش از تبدیل‌شدن به مسجد، کاربری دیگری داشته و حتی ممکن است فضایی برای نیایش بوده باشد. در روایت‌های محلی و برخی برداشت‌های تاریخی، از احتمال وجود آتشکده‌ای پیش از اسلام در این مکان نیز سخن گفته می‌شود؛ با این حال، اثبات چنین فرضیه‌ای به شواهد روشن باستان‌شناختی نیاز دارد. به گفته او آنچه فعلاً می‌توان با احتیاط درباره آن صحبت کرد، وجود نشانه‌هایی از ساختارهای قدیمی‌تر در زیر بناست؛ نشانه‌هایی که هنوز تصویر کاملی از گذشته این مکان به دست نمی‌دهند.

در جریان بررسی‌های محدود، لایه‌های مختلفی از سازه‌های سنگی آشکار شده‌اند. اما عملیات انجام‌شده عمدتاً با هدف مرمت و بررسی وضعیت بنا بوده و نه کاوش گسترده باستان‌شناختی. از این رو، نمی‌توان صرفاً با مشاهده چند بخش سنگی، تاریخ دقیق آنها یا ارتباطشان با یک بنای مذهبی پیشین را مشخص کرد.

همین محدودیت، پرسش اصلی را همچنان باز نگه می‌دارد: آیا مسجد جامع بر بقایای یک بنای قدیمی‌تر ساخته شده است؟ اگر چنین باشد، آن بنا چه کارکردی داشته و چه نسبتی با ساختار شهری ارومیه در دوره‌های پیش از اسلام برقرار می‌کرده است؟ پاسخ این پرسش‌ها هنوز روشن نیست. آنچه زیر پای بازدیدکنندگان قرار دارد، بخشی از تاریخی است که برای آشکارشدن آن، به پژوهش و کاوش علمی بیشتری نیاز است.

محرابی که از قرن هفتم می‌گوید

اگر سازه‌های زیرین مسجد با پرسش‌های بی‌پاسخ همراه‌اند، محراب آن روایتی روشن‌تر و مستندتر از هنر و معماری گذشته پیش روی بازدیدکننده می‌گذارد. در فضای گنبدخانه، محراب گچ‌بری‌شده مسجد یکی از چشمگیرترین عناصر بناست. ظرافت نقوش، کتیبه‌ها و ترکیب خطوط، نگاه را به سوی خود می‌کشاند. اینجا دیگر آجرهای ساده و ساختار سنگی جای خود را به جزئیاتی می‌دهند که با دقت و مهارت فراوان شکل گرفته‌اند.

محراب مسجد جامع ارومیه به دوره ایلخانی تعلق دارد و تاریخ ساخت آن در کتیبه، سال ۶۷۶ هجری قمری ذکر شده است. ارتفاع محراب حدود هفت متر و ۸۲ سانتی‌متر و عرض آن حدود پنج متر و ۸۰ سانتی‌متر است.

سطح محراب با نقش‌های گیاهی، طرح‌های اسلیمی و ختایی و کتیبه‌هایی به خطوط مختلف آراسته شده است. آیات قرآنی و نوشته‌های مذهبی نیز در میان این تزئینات قرار گرفته‌اند. در نگاه نزدیک، خطوط و نقوش صرفاً عناصر تزئینی نیستند؛ آنها بخشی از زبان هنری دوره‌ای هستند که در آن، معماری و خوشنویسی در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کردند.

یکی از ویژگی‌هایی که راهنمای گردشگری همراه‌مان بر آن تأکید می‌کند، ساختار دولایه گچ‌بری در بخشی از محراب است. در این شیوه، لایه‌ای از تزئینات بر روی ساختار دیگری قرار گرفته و عمق بصری خاصی ایجاد کرده است. چنین جزئیاتی نشان می‌دهد که سازندگان بنا تنها به ایجاد یک سطح تزئینی بسنده نکرده‌اند، بلکه در شکل‌دادن به حجم و عمق نیز مهارت داشته‌اند.

در کنار محراب، کتیبه‌های گنبدخانه و بخش‌های دیگر مسجد نیز ارزش تاریخی دارند. نوشته‌های کوفی و کتیبه‌های قرآنی، از جمله نشانه‌هایی هستند که به شناخت دوره‌های ساخت و تحولات معماری بنا کمک می‌کنند.

بازدیدکنندگانی که برای عکاسی مقابل محراب می‌ایستند، شاید در چند ثانیه تصویری از آن ثبت کنند؛ اما فهم جزئیات این اثر به مکث بیشتری نیاز دارد. هر نقش و کتیبه بخشی از روایتی است که در طول قرن‌ها، از دست استادکاران به دیوارهای مسجد رسیده است.

رد پای تغییرات در چهره مسجد

مسجد جامع ارومیه در طول قرن‌ها، تنها شاهد تغییر دوره‌های تاریخی نبوده، بلکه خود نیز بارها دستخوش تغییر شده است. بخش‌هایی از بنا مرمت شده، قسمت‌هایی به آن افزوده شده و برخی از اجزای معماری نیز شکل اولیه خود را از دست داده‌اند. رد این تغییرات را می‌توان در تفاوت میان بخش‌های مختلف مسجد دید؛ از ورودی‌ها و دیوارها گرفته تا ساختار شبستان و حجره‌های اطراف صحن.

حفظ چنین بنایی، تنها به مرمت دیوارها و استحکام گنبد محدود نمی‌شود. مسجد جامع بخشی از بافت تاریخی ارومیه است و پیوند آن با بازار اطراف، بخشی از هویت این محدوده را شکل می‌دهد. رفت‌وآمد مردم از گذرهای بازار به مسجد و حضور حجره‌ها در پیرامون آن، نشان می‌دهد که این بنا در طول تاریخ از زندگی روزمره شهر جدا نبوده است. هرگونه مرمت و سامان‌دهی آن، علاوه بر حفاظت از معماری، باید به این پیوند تاریخی نیز توجه داشته باشد.

با این همه، مرمت بنا به‌تنهایی نمی‌تواند به پرسش‌هایی پاسخ دهد که درباره لایه‌های قدیمی‌تر آن وجود دارد. شناخت دقیق‌تر بخش‌های ناشناخته، به بررسی‌های تخصصی و مطالعات باستان‌شناختی نیاز دارد؛ مطالعاتی که بتوانند نسبت میان بقایای زیرزمینی و ساختار فعلی مسجد را روشن‌تر کنند.

تاریخی که هنوز تمام نشده است

آفتاب همچنان به شیشه‌های رنگی پنجره‌های مسجد می‌تابد و بازدیدکنندگان، قاب عکس‌هایشان را با خود می‌برند؛ اما تاریخ در مسجد جامع ارومیه به پایان نمی‌رسد. زیر گنبد آجری، میان ستون‌های کهن و بقایای مدفون، هنوز پرسش‌هایی باقی است؛ پرسش‌هایی که شاید با کاوش‌های بیشتر پاسخی پیدا کنند و شاید در سکوت خاک باقی بماند.

 

 

 

 

 

 

 

نظر شما