سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی و بین الملل

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

آرامش سیستمی؛ داروی شفابخش استقلال

نسخه مدیرعامل احتمالی آبی‌ها برای یک باشگاه مردمی

۱۴۰۵/۰۷/۲۲ - ۲۲:۰۸:۰۸
کد خبر: ۲۴۰۲۰۹۷
گزینه جدید مدیرعاملی استقلال، چهره‌ای است که بر خلاف مدیران سابق آبی‌ها، می‌تواند به دور از حاشیه این تیم را به آرامش و ثبات قابل اطمینانی برساند.

گروه ورزشی برنا/ فوتبال باشگاهی ایران به طور کلی در دهه‌های اخیر، همواره زیر یوغی گرفتار بوده که بیش از تمرکز بر «ساختار»، «انضباط مالی» و «برنامه‌ریزی راهبردی»، در گروگان هیجان‌های زودگذر، مصاحبه‌های آتشین، جنجال‌های بی‌پایان مجازی و اقدامات نمایشی بوده است. در این میان، باشگاه بزرگ و ریشه‌دار استقلال تهران، بیش از هر مجموعه دیگری تاوان سنگین فقدان ثبات و فقدان نگرش ساختارگرایانه را پرداخته است؛ چرخه‌ای فرسایشی از رفت‌وآمد‌های مدیریتی که میراثی جز انباشت بدهی، تعارض منافع، گسست میان ارکان باشگاه و از دست رفتن فرصت‌های طلایی به جا نگذاشته است.

اما اکنون، انتشار اخباری موثق پیرامون احتمال تکیه زدن مصطفی متدین بر کرسی مدیرعاملی این باشگاه مردمی و پرافتخار، نشان از یک چرخش گفتمانی بنیادین در رأس هرم هدایت استقلال دارد؛ چرخه‌ای که می‌تواند آغاز فصلی نوین از استقرار عقلانیت سازمانی و انضباط صنعتی در فوتبال ایران باشد.

پرتره یک مدیر: آرامش، تمرکز و دوری از تله حواشی

بررسی پیشینه و ویژگی‌های فردی مصطفی متدین، او را در نقطه‌ای متمایز با مدیران سنتی فوتبال قرار می‌دهد. کسانی که از نزدیک با سبک مدیریتی وی آشنایی دارند، متدین را شخصیتی آرام، عمیقاً حسابگر، مسلط بر اعصاب و به دور از هرگونه هیاهو و نمایشگری رسانه‌ای توصیف می‌کنند. در فضایی، چون فوتبال پایتخت، که مدیران آن معمولاً صبح خود را با رصد فضای مجازی و مشاهده اخبار هدفمند و جنجالی علیه باشگاه آغاز می‌کنند، ورود چهره‌ای که فلسفه مدیریتی‌اش بر سکوت هدفمند، کار بی‌وقفه و پرهیز از هیجان‌زدگی استوار است، به خودی خود یک پادزهر اساسی محسوب می‌شود.

یکی از کلیدی‌ترین بنیان‌های فکری متدین، تفکیک دقیق «متن» از «حاشیه» است. در منظومه مدیریتی او، حواشی تنها تا جایی مجاز به دریافت پاسخ یا توجه هستند که اصل کار، مأموریت سازمانی و مسیر پیشبرد پروژه‌ها را به گروگان نگیرند. اگر حاشیه‌ای بخواهد انرژی سیستم را هرز دهد، پاسخ آن در نگاه متدین نه بیانیه‌نویسی و جدال کلامی، بلکه بی‌اعتنایی قاطع، پیشروی عملیاتی و خنثی‌سازی آن از طریق تحکیم ساختار‌های داخلی است. این همان گمشده بزرگ دهه‌های اخیر استقلال است؛ باشگاهی که در سال‌های گذشته، مدیرانش خودْ بزرگ‌ترین تولیدکننده حاشیه، تنش و اصطکاک برای تیم و کادر فنی بوده‌اند.

ردپای موفقیت در پیدمکو؛ الگوی مدیریت کلان متدین

اعتبار مدیریتی مصطفی متدین، ریشه در کارنامه ملموس، کمی و قابل اندازه‌گیری او در سطح اول اقتصاد و صنعت کشور دارد. هدایت شرکت مدیریت توسعه صنایع پتروشیمی خلیج فارس (پیدمکو) به عنوان بازوی اصلی توسعه، اجرا و تکمیل کلان‌پروژه‌های صنعت پتروشیمی در بزرگ‌ترین هلدینگ اقتصادی کشور بستری بود که عیار بالای توانمندی اجرایی و نگرش فرایندی او را به اثبات رساند. پیدمکو مجموعه‌ای است که در آن، خطا‌های استراتژیک، عدم پایبندی به جدول زمان‌بندی، بی‌انضباطی قراردادی یا ضعف در مدیریت منابع انسانی و مالی، بلافاصله منجر به هدررفت سرمایه‌های عظیم ملی و خوابیدن چرخ پروژه‌های حیاتی می‌شود. موفقیت متدین در مدیریت چنین ساختار پیچیده‌ای حاصل تمرکز بر چند شاخصه کلیدی بود:

۱. نظام‌مندسازی فرایندها: جایگزینی تصمیم‌گیری‌های خلق‌الساعه با شیوه‌نامه‌های مدون و پروتکل‌های اجرایی شفاف.

۲. انضباط بودجه‌ای و مالی: شفافیت مطلق در صورت‌های مالی، انطباق هزینه‌ها با اولویت‌های کلان و جلوگیری از ریخت‌وپاش‌های غیرمولد.

۳. توسعه زیرساخت‌ها و نگاه آینده نگر: تمرکز بر تکمیل فاز‌های عمرانی و زیرساختی به جای ارضای منافع کوتاه‌مدت.

۴. شایسته‌سالاری در چینش نیروها: فارغ از باندبازی‌ها و لابی‌های رایج، ارکان تخصصی بر مبنای توان واقعی و کارایی انتخاب شدند.

انتقال چنین تجارب گرانبهایی از صنعتی با استاندارد‌های سخت‌گیرانه به باشگاه استقلال، که اکنون زیر چتر حمایتی و مالکیتی هلدینگ خلیج فارس نفس می‌کشد، می‌تواند پیوند ساختاری این باشگاه با منطق حرفه‌ای بنگاه‌داری صنعتی را پس از سال‌ها شعارزدگی، محقق سازد.

دغدغه اصلی در استقلال: بازآفرینی ساختار و ارتقای نرم‌افزار باشگاه

منابع آگاه و مطلع از رویکرد مصطفی متدین تصریح می‌کنند که مهم‌ترین دغدغه و شرط نانوشته او در صورت پذیرش نهایی این مسئولیت سنگین، پیاده‌سازی و نهادینه‌سازی همین «نگاه ساختاری، متمرکز و پویا» در کالبد باشگاه است. او استقلال را نه صرفاً یک «تیم فوتبال برای ۹۰ دقیقه»، بلکه یک مؤسسه فرهنگی-ورزشی و یک نهاد اجتماعی عظیم می‌بیند. بر اساس برآورد تحلیلگران، نقشه راه متدین در استقلال حول چند محور اصلی شکل خواهد گرفت:

سازمان‌دهی اداری و انضباط تشکیلاتی: تبدیل باشگاه از یک دفتر کار متزلزل به یک چارت اداری حرفه‌ای و پاسخگو، که در آن هر دپارتمان (حقوقی، بین‌الملل، مالی، رسانه‌ای و فنی) وظایف تفکیک‌شده و استاندارد داشته باشد تا پرونده‌های پرهزینه بین‌المللی و جرایم انضباطی برای همیشه ریشه‌کن شوند.

ایجاد آرامش پایدار برای کادر فنی و بازیکنان: استقلال همواره زمانی قهرمان شده یا موفقیت کسب کرده که تیم از اتاق شیشه‌ای مدیریت سیگنال آرامش دریافت کرده است. نگاه ضدحاشیه متدین می‌تواند مانند یک سپر محافظ، تیم را از هجمه‌های بیرونی، فشار‌های رسانه‌ای و جنگ‌های روانی مصون نگه دارد تا کادر فنی فقط بر مسائل تاکتیکی متمرکز شود.

احیای زیرساخت‌ها و آکادمی: نگرش توسعه‌محور متدین، که از پیشینه صنعتی او نشات می‌گیرد، بدون تردید احیای کمپ مرحوم حجازی، تأمین زمین‌های تمرین استاندارد، و بازسازی پایه‌ای آکادمی را در اولویت قرار خواهد داد؛ امری که استقلال را از وابستگی مطلق به خرید‌های سرسام‌آور بازار نقل‌وانتقالات نجات می‌دهد.

هم‌افزایی واقعی با هلدینگ خلیج فارس: حضور مدیری هم‌جنس و برخاسته از بدنه خودِ هلدینگ، روند جذب منابع مالی پایدار، اجرای پروژه‌های اقتصادی بلندمدت و تخصیص هوشمندانه بودجه را از بن‌بست‌های بوروکراتیک خارج کرده و کانال ارتباطی مطمئنی میان مالک و باشگاه پدید می‌آورد.

ضرورت حمایت از مدل حکمرانی عقلانی

فوتبال ایران و هواداران میلیونی استقلال بار‌ها شاهد بوده‌اند که مدیران پر سروصدا و اهل کرکری، چگونه با وعده‌های پوچ و اقدامات ژورنالیستی، تیم را در باتلاق‌های حقوقی و مالی رها کرده‌اند. امروز استقلال در کنار رئیس و دیگر اعضای هیات مدیره، محتاج یک «معمار آرام»، یک استراتژیست عمل‌گرا و یک مدیر کاربلد است که زبان تجارت، مخاطب و ساختارسازی مدرن را بداند. حضور مهندس مصطفی متدین می‌تواند نقطه عطفی در تاریخ معاصر استقلال باشد. مدیریتی که با الهام از تجارب درخشان در پیدمکو و تکیه بر اصالتِ متن، حاشیه‌ها را به حاشیه براند و پایه‌های یک استقلال مدرن، منضبط و قدرتمند را در مسیر رو به جلو پی‌ریزی کند. موفقیت این الگو، تنها پیروزی یک نام نیست، بلکه غلبه "تفکر ساختارمحور "خواهد بود.

انتهای پیام/ 

نظر شما