گروه ورزشی برنا/ ورزش، زبان مشترک ملتهاست؛ زبانی که قرار است فارغ از مرزها، نژادها و اختلافات سیاسی، پیام دوستی، همبستگی و صلح را به جهان برساند. اما گاهی همین میدان رقابت، فرصتی برای یادآوری واقعیتهایی تلخ میشود؛ واقعیتهایی که نمیتوان در برابر آنها سکوت کرد. کاروان ایران در بازیهای پاراآسیایی ناگویا با شعاری وارد عرصه رقابت میشود که فراتر از ورزش، حامل پیامی انسانی و اعتراضی است: به یاد کودکان هیروشیما، غزه، میناب.
سه نام، سه جغرافیا و سه یادآوری تلخ از بهای سنگینی که کودکان در جنگها میپردازند. کودکانی که نه آغازگر جنگاند، نه در تصمیمگیریهای نظامی نقشی دارند و نه فرصتی برای انتخاب سرنوشت خود پیدا میکنند؛ اما بارها در میان خشونت و ویرانی، قربانی تصمیمهایی میشوند که دیگران گرفتهاند.
هیروشیما، یادآور یکی از هولناکترین فصلهای تاریخ معاصر است؛ شهری که در اوت ۱۹۴۵ هدف حمله اتمی آمریکا قرار گرفت و هزاران کودک در میان قربانیان آن فاجعه بودند. نام هیروشیما تنها به یک شهر یا یک رویداد تاریخی اشاره نمیکند؛ بلکه نمادی از ویرانی گسترده، رنج انسانهای بیگناه و ضرورت جلوگیری از تکرار فجایع جنگی است.
غزه، نامی است که در سالهای اخیر بار دیگر وجدان عمومی جهان را با تصاویر تلخ کودکان کشتهشده، خانوادههای داغدار و خانههای ویرانشده روبهرو کرده است. شمار زیادی از کودکان فلسطینی توسط رژیم نژادپرست صهیونیستی و با همکاری آمریکاییها کشته یا زخمی شدهاند و بسیاری از بازماندگان نیز با آوارگی، گرسنگی، محرومیت از خدمات درمانی و آسیبهای روانی دستوپنجه نرم میکنند. در چنین شرایطی، یاد کردن از کودکان غزه، یادآوری ضرورت حفاظت از غیرنظامیان و پاسخگویی در برابر نقض قوانین بشردوستانه است.
میناب نیز در این شعار، یادآور کودکان ایرانی است که قربانی جنگ و خشونت شدند. قربانی بمبهای آمریکایی شدند که ناجوانمردانه در کلاس درس فرود آمد. قرار گرفتن نام میناب در کنار هیروشیما و غزه، رنج کودکان را از یک جغرافیای خاص فراتر میبرد و به مسألهای انسانی تبدیل میکند؛ مسئلهای که مرز و ملیت نمیشناسد. پیام این نام، آن است که جان کودک ایرانی، فلسطینی یا ژاپنی، ارزشی یکسان دارد و هیچ کودکی نباید بهای جنگ را با جان خود بپردازد.
فصل مشترک این سه نام، کودکانی هستند که قربانی خشونت جنگی شدند؛ کودکانی که هر یک میتوانستند آیندهای متفاوت داشته باشند، به مدرسه بروند، بازی کنند، رؤیا بسازند و روزی سهمی در ساختن جهانی بهتر ایفا کنند. اما آمریکا و اسرائیل جنایتکار، پیش از آنکه فرصت زندگی را از آنان بگیرد، امکان تجربه یک کودکی عادی را نیز از بسیاریشان ربودند.
انتخاب چنین شعاری برای کاروان ورزشی ایران در بازیهای پاراآسیایی ناگویا، به حضور ورزشکاران کشورمان معنایی فراتر از رقابتهای ورزشی میبخشد. آنان در شرایطی پا به میدان میگذارند که نگاهها معمولاً به رکوردها، مدالها و جایگاه کشورها دوخته میشود؛ اما این بار قرار است نام کودکانی نیز در کنار نام ایران شنیده شود که دیگر فرصت حضور در هیچ میدان و رقابتی را ندارند و قربانی تروریستهای آمریکایی شدند.
ورزشکاران پارا، خود نماد تلاش برای عبور از موانع و ایستادگی در برابر دشواریها هستند. حضور آنان در یک رویداد بینالمللی میتواند فرصتی باشد تا در کنار نمایش تواناییهای ورزشی، پیامی درباره ارزش زندگی، کرامت انسانی و ضرورت حمایت از بیگناهان نیز به مخاطبان منتقل شود. پیام آنان میتواند این باشد که رقابت در میدان ورزش، نباید ما را از مسئولیت انسانی در برابر رنج دیگران غافل کند.
البته اهمیت چنین شعاری تنها به بازتاب آن در مراسم افتتاحیه یا تصاویر منتشرشده از کاروان محدود نمیشود. ارزش واقعی این پیام زمانی آشکار خواهد شد که توجه رسانهها و افکار عمومی را به سرنوشت کودکان قربانی جنگ جلب کند و جلوگیری از تکرار فجایع را زنده نگه دارد.
در دنیایی که گاه خبرهای جنگ به اعداد و آمار تبدیل میشوند، یادآوری نام کودکان میتواند انسانها را دوباره با معنای واقعی این اعداد روبهرو کند. پشت هر آمار، انسانی وجود دارد؛ کودکی با خانواده، آرزوها و آیندهای که میتوانست در انتظارش باشد. به همین دلیل، زنده نگه داشتن یاد کودکان قربانی جنگ، نه فقط ادای احترام به گذشته، بلکه مسئولیتی در قبال آینده است.
به یاد کودکان هیروشیما، غزه، میناب؛ شعاری که اگرچه از سه نام و سه تجربه تاریخی و معاصر سخن میگوید، مخاطبش تمام جهان است. این شعار از جامعه جهانی میخواهد که در برابر رنج کودکان بیتفاوت نباشد، درخصوص بمبهای آمریکایی و اسرائیلی سکوت نکند و جان غیرنظامیان را فارغ از ملیت و هویت آنان محترم بشمارد و صلح را از سطح یک آرمان زیبا به ضرورتی عملی تبدیل کند.
کاروان ایران در ناگویا برای رقابت، تلاش و افتخارآفرینی به میدان میرود؛ اما این بار، همراه خود یاد کودکانی را نیز میبرد که صدایشان در هیاهوی حمله ناجوانمردانه دشمن آمریکایی خاموش شد. شاید مدالها پس از پایان مسابقات در جدولها ثبت شوند و رکوردها در تاریخ ورزش باقی بمانند، اما پیام انسانی این شعار، اگر به گوش جهانیان برسد، میتواند فراتر از روزهای مسابقه ادامه پیدا کند.
کودکان، فارغ از اینکه در هیروشیما زندگی کرده باشند، در غزه به دنیا آمده باشند یا در میناب، سزاوار زندگیاند؛ نه قربانی شدن در جنگی که توسط آمریکاییها صورت گرفته است.
انتهای پیام/