راهی جز مذاکره و دیپلماسی با طرف غربی و به ویژه ایالات متحدۀ آمریکا برای حل مشکلات فی مابین باقی نمانده است.
مذاکرات وین به پایان رسید و طرفین تن به ادامۀ مذاکرات دادند، تحلیل شما در اینباه چیست؟
نکتۀ اولی که خواهان توجه شما بدان هستم، این است که خوشبختانه مذاکرات با شکست مواجه نشد، این خود جای امیدواری بسیار دارد.
سناریوهای پیش روی مذاکرات وین چه بود؟
به صورت مشخص سه سناریو پیش روی مذاکرات وین بود:
1- شکست کامل
2- حالت میانه
3- توافق جامع
با این وصف باید گفت حالتی که اکنون طرفین در وین بدان رسیدهاند، حالت دوم - حالت میانه- است.
به صورت مشخص خروجی مذاکرات وین چه بوده است؟
مشخصترین خروجیهای مذاکرات وین آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکه شدۀ جمهوری اسلامی ایران است.
دو طرف در هفت ماه آینده بر چه اساسی مذاکرات را ادامه خواهند داد؟
در هفت ماه آتی دو فاکتور در مذاکرات مدخلیت خواهد داشت:
1- گزارشهای بازرسان آژانس انرژی اتمی و دبیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی در مورد تضمین صلحآمیز بودن برنامه هستهای کشورمان
2- مذاکرات دو جانبه و چند جانبه میان ایران و طرفهای غربی
موانعی که منجر به عدم توافق جامع طرفین شد، چه میدانید؟
در این دور از مذاکرات هستهای بحثهای فرامتنی مانع حصول توافق میان طرفین شد.
کدام مباحث فرامتنی؟
مباحث فرامتنی چون:
1- عدم رعایت حقوق بشر در ایران
2- عدم دخالت ایران در امور داخلی کشورهای منطقه
3- برد و توان موشکی نظامی جمهوری اسلامی ایران.
4- افزایش ضریب امنیتی و تضمین صلح آمیز بودن برنامههای هستهای جمهوری اسلامی ایران.
از نظر شما دو طرف ارادۀ جدی و لازم برای توافق پیرامون مناقشۀ دیرپای هستهای ایران را دارند؟
پاسخ مشخص سؤال شما آری است. در هر دو طرف اراده جدی و لازم برای دستیابی به توافق وجود دارد، چه اگر وجود نداشت مذاکرات تا بدین مرحله نمیرسید. باید به این نکته توجه داشت که سرانجام مذاکرات وین برای باراک اوباما جنبه حیثیتی دارد. ضرروت دستیابی به توافق برای جمهوری اسلامی ایران نیز نیاز به بحث ندارد.
موضع قدرتهای بینالمللی در قبال پروندۀ هستهای ایران چیست؟
برای فهم بهتر مواضع قدرتهای بینالمللی باید به دو پرسش پاسخ داد.
کدام پرسشها؟
1- چه کشورهایی با پیگیریهای خود مذاکرات هستهای را بدین مرحله رساندهاند؟
2- چه کشورهایی مخالف روند کنونی مذاکرات هستهای هستند؟
پاسخ شما این پرسشها؟
در مورد پرسش اول باید گفت رسیدن مذاکرات تا مرحلۀ کنونی در مرحلۀ اول مدیون اراده جدی ایالات متحدۀ آمریکا به عنوان قدرت هژمون نظام بینالملل و در مرحلۀ بعد جمهوری اسلامی ایران است. باید واقع بین بود و پذیرفت که بر خلاف تحلیلهای ایدئولوژیک مرسوم، ایالات متحدۀ آمریکا در جریان مذاکرات هستهای تعیین کنندهترین نقش را بر عهده دارد.
پاسخ پرسش دوم؟
در این زمینه باید از نقش منفی و مخرب عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی یاد کرد، اگرچه نباید از مواضع کشورهایی چون روسیه و چین غافل بود.
به روسیه و چین اشاره کردید. برخی از تحلیلهای این دو قدرت بینالمللی دارای اشتراک منافع با ایران تعریف میکنند. با این حال شما از مواضع خنثی این دو کشور را به عنوان مانع عدم دستیابی به توافق جامع هستهای یاد کردید؟
باز هم تأکید میکنم که روسیه و چین هیچ تمایلی برای به نتیجه رسیدن مذاکرات هستهای ندارند.
چرا؟
به این دلیل که عادی شدن روابط ایران و غرب به ویژه ایالات متحدۀ آمریکا، در راستای منافع ملی و بینالمللی این دو قدرت بینالمللی نیست. بیتعارف بگویم در نگاه روسیه چین و روسیه جمهور اسلامی ایران چیزی نیست جز کارت بازی.
و البته قربانی؟
بله. درست اشاره کردید. منافع ملی ایران و ایرانی قربانی منطق رئالیستی روسیه و چین به مسائل بینالمللی بوده و تا مدت زمانی نامعلوم خواهد بود. بنابر این با توجه به توان داخلی و مؤلفههای قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران و داشتن شرکای بینالمللی چون روسیه و چین!!! راهی جز مذاکره و دیپلماسی با طرف غربی و به ویژه ایالات متحدۀ آمریکا برای حل مشکلات فی مابین باقی نمانده است.