گروه ورزشی برنا/ باشگاه استقلال سالهاست که با یکی از مهمترین چالشهای ساختاری خود یعنی بیثباتی مدیریتی دستوپنجه نرم میکند، معضلی که در مقاطع مختلف نهتنها روند برنامهریزی و اداره این باشگاه پرطرفدار را تحت تأثیر قرار داده بلکه پیامدهای آن در عملکرد ورزشی و وضعیت مالی آبیپوشان نیز قابل مشاهده بوده است.
حالا در شرایطی که بیش از یک سال از اداره استقلال با سرپرستی علی تاجرنیا میگذرد همچنان تکلیف مهمترین صندلی مدیریتی این باشگاه مشخص نیست، بلاتکلیفی که با گذشت هشت هفته از فصل جدید لیگ برتر و در شرایطی که هر روز خبرهایی از معرفی قریبالوقوع مدیرعامل جدید و مطرح شدن گزینههای مختلف برای این جایگاه به گوش میرسد، بیش از گذشته به چشم میآید.
۱۵ تغییر مدیریتی در یک دهه
استقلال در طول ۸۱ سال فعالیت خود حدود ۳۳ مدیرعامل و سرپرست را تجربه کرده است، آماری که بهخوبی از تعدد تغییرات در رأس مدیریت این باشگاه حکایت دارد. با این حال اوج این جابهجاییها به یک دهه اخیر برمیگردد، دورهای که استقلال با حدود ۱۵ تغییر مدیریتی مواجه شده و بارها شاهد جابهجایی افرادی بوده است که هرکدام با برنامهها و رویکردهای متفاوتی پا به ساختمان این باشگاه گذاشتهاند. این تغییرات پیاپی فرصت شکلگیری یک مسیر مدیریتی بلندمدت را از بین برده و در بیشتر موارد پروژههای نیمهتمام را به مدیران بعدی سپرده است!
کارنامهای که از جامهای ازدسترفته حکایت دارد!
نگاهی به کارنامه استقلال در لیگ برتر نیز ابعاد دیگری از این وضعیت را روشن میکند. آبیپوشان در ۲۵ دوره برگزارشده این رقابتها بدون احتساب فصل بیستوپنجم که سرنوشت نهایی آن همچنان بدون تعیین تکلیف مانده، چهار بار به قهرمانی رسیدهاند.
نکته قابل تأمل اینکه تنها یکی از این قهرمانیها در یک دهه اخیر به دست آمده است، با اینکه نمیتوان تمام فرازونشیبهای استقلال را صرفاً به تغییر مدیران نسبت داد اما از تأثیر بیثباتی مدیریتی بر روند تیم نیز نمیتوان چشمپوشی کرد.
سال ۱۳۹۸؛ سه تغییر در چهار ماه
سال ۱۳۹۸ نمونهای روشن از بیثباتی مدیریت در استقلال بود زمانی که استقلال در فاصلهای حدوداً چهارماهه، سه تغییر مدیریتی را تجربه کرد. پس از برکناری امیرحسین فتحی، اسماعیل خلیلزاده مسئولیت سرپرستی باشگاه را بر عهده گرفت و در ادامه علی فتحاللهزاده به این جایگاه رسید.
این تغییرات در مقطعی رخ داد که استقلال با هدایت استراماچونی شرایط فنی امیدوارکنندهای داشت اما جدایی ناگهانی سرمربی ایتالیایی، رؤیای قهرمانی را تحت تأثیر قرار داد و پروندهای پرهزینه را برای باشگاه به جا گذاشت.
تجربه قریب؛ اهمیت تداوم برنامهها
در مقابل تجربه مدیریت محمدحسین قریب در دهه ۸۰ نمونهای از اهمیت تداوم برنامهها در فوتبال ایران است. قریب که در اردیبهشت ۱۳۸۲ مدیریت استقلال را بر عهده گرفت با حمایت از برنامه سهساله امیر قلعهنویی در مسیر جوانگرایی و تقویت تیم حرکت کرد. با وجود وقفهای در دوره مدیریتی او و بازگشت مجددش به باشگاه، استقلال در پایان این مسیر به قهرمانی رسید.
این تجربه نشان داد که هماهنگی میان مدیریت و کادر فنی همراه با فرصت کافی برای اجرای برنامهها میتواند زمینهساز دستیابی به اهداف ورزشی باشد.
میراث بدهیها؛ از مدیری به مدیر دیگر
از سوی دیگر مشکلات استقلال تنها به نتایج داخل زمین محدود نمانده است. انباشت بدهیها، عدم توازن میان درآمدها و هزینهها و انتقال بخشی از مشکلات مالی از یک دوره مدیریتی به دوره بعد از جمله مسائلی است که در سالهای گذشته بارها گریبان این باشگاه را گرفته است.
در چنین شرایطی انتخاب مدیرعامل صرفاً به معنای پر کردن یک جایگاه مدیریتی نیست بلکه تصمیمی تعیینکننده برای مشخص شدن مسیر اقتصادی، اجرایی و ورزشی باشگاه به شمار میرود.
تاجرنیا همچنان سرپرست؛ انتخاب مدیرعامل در هالهای از ابهام
با وجود این سابقه، استقلال همچنان در انتظار تعیین تکلیف صندلی مدیریتی خود است. بیش از یک سال از اداره باشگاه با سرپرستی تاجرنیا گذشته و در این مدت موضوع انتخاب مدیرعامل بارها مطرح شده اما تصمیم نهایی از هفتهای به هفته دیگر موکول شده است.
اکنون نیز با وجود برگزاری هشت مسابقه از فصل جدید لیگ برتر خبری از تعیین تکلیف قطعی این جایگاه نیست، وضعیتی که ادامه آن میتواند بر روند تصمیمگیریهای بلندمدت باشگاه سایه بیندازد.
گزینههای متعدد؛ از مدیر پتروشیمی تا مدیران سابق
در این میان، چند گزینه برای تصدی مدیریت استقلال مطرح شدهاند که در بین آنها یکی از مدیران فعال در حوزه صنایع پتروشیمی بیش از سایر گزینهها به این جایگاه نزدیک است. همچنین نام یکی از مدیران سابق استقلال نیز در فهرست گزینههای احتمالی برای تصدی این مسئولیت به چشم میخورد. با این حال، با توجه به امکان تغییرات احتمالی تا زمان اعلام رسمی همچنان باید در انتظار مشخص شدن تکلیف صندلی مدیریتی آبیپوشان ماند.
استقلال به مدیر نیاز دارد، نه تداوم بلاتکلیفی
مسئله اصلی استقلال تنها این نیست که چه کسی مدیرعامل بعدی خواهد شد، مسئله مهمتر آن است که مدیر جدید با چه حوزه اختیاراتی و چه برنامهای وارد باشگاه میشود و تا چه اندازه فرصت اجرای برنامههایش را خواهد داشت. انتخاب مدیری باتجربه و آشنا به فوتبال حرفهای که بتواند منابع مالی باشگاه را بهدرستی مدیریت کند، زمانی نتیجهبخش خواهد بود که از حمایت مسئولان برخوردار باشد و فرصت کافی برای اجرای برنامههایش داشته باشد.
استقلال در سالهای گذشته هزینه بیثباتی مدیریتی را کم نپرداخته است، از فرصتهای ازدسترفته برای قهرمانی گرفته تا مشکلات مالی و برنامههای ناتمام. حالا نیز ادامه بلاتکلیفی در مهمترین جایگاه اجرایی باشگاه آن هم در میانه فصل، نگرانیها درباره تکرار تجربههای گذشته را افزایش میدهد.
استقلال بیش از هر زمان دیگری به انتخاب مدیرعامل و برنامهای مشخص برای آینده نیاز دارد. آبیپوشان برای بازگشت به جایگاه واقعی خود باید از تغییرات پیاپی مدیریتی فاصله بگیرند و به مدیرانشان فرصت بدهند تا برنامههای بلندمدت خود را اجرا کنند.
گزارش از سارا افشار
انتهای پیام/