اثرات محیط زیستی تحریم ها سطح زندگی و سلامت نسل های متفاوتی از ایرانیان را تحت تاثیر قرار خواهد داد، حتی آنان که حتی هنوز چشم بر جهان نگشوده اند و نقشی در سیاست ها و مذاکرات هسته یی نداشته اند.
به گزارش گروه محیط زیست خبرگزاری برنا بحران وخیم آب در ایران، گواه دیگری بر مشکلات محیط زیستی کشور است. دریاچه ها و رودخانه ها یکی پس از دیگری خشک می شوند. دریاچه ارومیه که روزی بزرگ ترین دریاچه شور در خاورمیانه بود، رو به خشکی کامل است. زاینده رود، - پشتیبان توسعه و بقا در مرکز ایران- در اکثر ایام سال بی آب است. تالاب ها در نقاط مختلف کشور خشک می شوند و کیفیت آب در پاره یی نقاط پر جمعیت به شدت رو به افول است. خشکیدن آب های سطحی موجب ازدیاد ریزگرد ها در مناطق مختلف شده است. ریزگرد ها صدمه جدی به کشاورزی و طیور وارد می کنند و سطح کیفی زندگی ساکنان این مناطق را پایین می آورند که در نهایت کوچ اجباری از این مناطق را به دنبال خواهد داشت.
سینا خاتمی متخصص آب و محیط زیست، دانشگاه ملبورن در روزنامه اعتماد نوشت: به عقیده کارشناسان بین المللی عزم جدی ایران برای توسعه سریع و مستقل، با وجود فشارهای بین المللی بر سر برنامه هسته یی، اثرات مخرب جدی بر محیط زیست کشور وارد کرده است. این اثرات به مرزهای ایران محدود نبوده و نسل های متعددی از ایرانیان را تحت الشعاع قرار خواهد داد. با این وجود محیط زیست در مذاکرات هسته یی هیچ جایگاهی ندارد.
دکتر کاوه مدنی - استاد مدیریت محیط زیست در مرکز سیاست های محیط زیست امپریال کالج لندن- و نازنین سروش - تحلیلگر سیاسی خاورمیانه- در مقاله اخیر خود در گاردین از اثرات نادیده زیست محیطی تحریم های بین المللی علیه ایران پرده برداشته اند و کارایی تحریم ها را به عنوان ابزاری برای تحت فشار قرار دادن کشورها برای تغییر سیاست بدون تاثیرات منفی بر حقوق انسانی امنیت و بقا مورد پرسش و نقد قرار داده اند. این یادداشت برگردانی است از این مقاله گاردین. در تئوری، تحریم ابزاری است سیاسی برای منزوی ساختن و ضربه زدن به اقتصاد کشور تحریم شونده: تا در پی آن، کشور مورد نظر ناچار به تغییر خط مشی ها و سیاست های کلان خود شود بدون اینکه اثری بر حقوق انسانی زیستن و امنیت شهروندان کشور تحریم شونده داشته باشد. در مقابل کشور مورد تحریم می تواند از راهکارهای متفاوتی برای تحلیل فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم استفاده کند اما این راهکارها ممکن است به بخش های اقتصادی ضربه وارد کند.
به طور خاص در مورد ایران، می توان گفت تحریم ها به تمایل هرچه بیشتر برای تسریع توسعه و گسترش زیرساخت های منابع آب، تولید انرژی و تامین امنیت غذایی دامن زده است. به یاری سیاست های داخلی ، ایران توانسته است فشارهای ناشی از تحریم ها را کاهش دهد، اما پیامد های محیط زیستی این سیاست ها باقی مانده است. تبدیل کارخانجات پتروشیمی به پالایشگاه های نفت، از جمله سیاست های واکنشی به تحریم هاست. تا سال ١٣٨٩، ایران ۴۰ درصد از سوخت مصرفی مورد نیاز خود را از طریق واردات تامین می کرده است.
پس از وضع جریمه های سنگین برای فروش بنزین به ایران توسط باراک اوباما، واردات سوختی ایران به میزان ۷۵ درصد کاهش یافت. در پاسخ، ایران پالایشگاه های خود را گسترش داد به پالایش و تولید سوختی دست زد که برخی آن را عامل اصلی آلودگی مهلک هوای کشور می دانند. توسعه شتابان زیر ساخت ها و سازه های آبی به همراه اعطای یارانه های هنگفت در بخش کشاورزی نمونه های دیگری از این دست سیاست ها هستند: سیاست هایی که برای پیشبرد توسعه کشور تحت فشار های ناشی از حمله عراق، تحریم های بین المللی و تهدیدات موجود برای امنیت غذایی کشور ضروری به نظر می رسیدند. در حال حاضر، ایران سومین کشور سدساز جهان است. نتیجه این سیاست اما خشکیدن رودخانه ها، و همچنین مصرف بی رویه منابع آب زیرزمینی و آب های سطحی و تخریب تالاب ها در کشوری که در آن معاهده بین المللی رامسر برای حفاظت از تالاب ها در سال ۱۳۴۹ امضا شده است. دیگر بخش های محیط زیست ایران نیز متاثر از سیاست های واکنشی به تحریم ها بوده اند. سیاست هایی که از پیامدهای فراگیر محیط زیستی و ناشی از توسعه شتابزده چشم پوشیده اند. پرواضح است که در پی محدودیت های ناشی از تحریم ها و از سر اجبار، حفاظت از محیط زیست در زمره آخرین اولویت ها قرار گرفته است. علاوه بر این شرایط، ایالات متحده امریکا با سوءاستفاده از قدرت سیاسی خود اقدام به محدود و مسدود کردن برخی کمک ها و تسهیلات مالی نهاد های بین المللی (نظیر برنامه پیشرفت و توسعه ملل متحد (UNDP) و تسهیلات جهانی محیط زیست (GEF) برای مقاصد محیط زیستی کرده است که موجب تحلیل بیشتر منابع محیط زیستی ایران شده است. این در حالی است که بر اساس قواعد بین المللی این نهادها باید فاقد هر گونه محدودیتی در جهت کمک به بهبود وضعیت زندگی معیشتی و محیط زیستی در کشورهای در حال توسعه باشند.
با وجود فشار های بین المللی، ایران توانسته است به صادرات نفت و گاز خود، ساخت پالایشگاه ها و توسعه سد سازی ادامه دهد. اما ابعاد محیط زیستی این توسعه مستقل و شتابزده شامل افزایش چشمگیر آلودگی ، تقلیل منابع آبی، تسریع جنگل زدایی و بیابان زایی و تحلیل تنوع زیستی هستند. فارغ از اینکه آیا آنچنان که بعضی از مسوولان می گویند این مصائب محیط زیستی بخشی از مقاصد تحریم ها بوده اند یا خیر، بی شک عواقب محیط زیستی تحریم ها از مرزهای ایران فراتر رفته و اثرات آن بر نسل های آینده سایه خواهد افکند که نشان می دهند که تحریم ها ناقض آشکار حقوق بشر در منطقه است. اما توافق اخیر امریکا و چین بر سر کاهش تولید گازهای گلخانه یی که می توان آن را به عنوان نقطه عطفی در تاریخ مذاکرات بین المللی بر سر تغییرات اقلیمی و گرمایش زمین قلمداد کرد، حاکی از بلوغی نوپا در نگاه رهبران سیاسی نسبت به مسائل زیست محیطی است که نوید می دهد این رهبران به این باور رسیده اند که این گونه مسائل مرز پذیری سیاسی و جغرافیایی نداشته و حل آنها نیازمند عزم و تلاشی جهانی است. گفتنی است که مشکلات محیط زیستی ایران از چشم مجامع بین المللی هم دور نمانده است.
سازمان بهداشت جهانی (WHO)، چهار شهر ایران را در رده ١٠ شهرآلوده جهان قرار داده است. اهواز، شهر نفت خیز و صنعتی خوزستان، آلوده ترین شهر جهان است. غلظت آلاینده ها در این شهر سه برابر بیشتر از شهر پکن است که همواره به عنوان یکی از آلوده ترین شهرهای جهان شناخته می شود. سنندج (رتبه ٣)، کرمانشاه (رتبه ٦) و یاسوج - پایتخت طبیعی ایران- (رتبه ٩)، دیگر شهرهای آلوده ایران در رده جهانی هستند که علت آلودگی آنها فعالیت های صنعتی، گرد و غبار مهاجر از عراق و سطح کیفی پایین بنزین مصرفی هستند.در کمال تعجب، تهران در زمره ١٠ شهر آلوده جهان قرار نگرفته است.
بحران وخیم آب در ایران، گواه دیگری بر مشکلات محیط زیستی کشور است. دریاچه ها و رودخانه ها یکی پس از دیگری خشک می شوند. دریاچه ارومیه که روزی بزرگ ترین دریاچه شور در خاورمیانه بود، رو به خشکی کامل است. زاینده رود، - پشتیبان توسعه و بقا در مرکز ایران- در اکثر ایام سال بی آب است. تالاب ها در نقاط مختلف کشور خشک می شوند و کیفیت آب در پاره یی نقاط پر جمعیت به شدت رو به افول است. خشکیدن آب های سطحی موجب ازدیاد ریزگرد ها در مناطق مختلف شده است. ریزگرد ها صدمه جدی به کشاورزی و طیور وارد می کنند و سطح کیفی زندگی ساکنان این مناطق را پایین می آورند که در نهایت کوچ اجباری از این مناطق را به دنبال خواهد داشت.
کاهش چشمگیر آب های سطحی، برداشت بی رویه از منابع تجدیدناپذیر زیرزمینی را ترغیب کرده است. از این رو، ایران در حال هزار یکی از بزرگ ترین استخراج کنندگان آب های زیرزمینی در دنیا محسوب می شود که در آن سطح آب زیر زمینی در مدت زمان نسبتا کوتاهی به شدت افول کرده است و موجب نشست عمده زمین در برخی نقاط کشور شده است. تخمین زده می شود که ایران ۷۰ درصد منابع آب زیرزمینی خود را مصرف کرده است: به نظربعضی کارشناسان کاهش جدی کیفی و کمی آب زیرزمینی مساله ملی محیط زیستی دیگری (پس از مساله ملی دریاچه ارومیه) است که ایرانیان باید در انتظار آن باشند.
تنوع زیستی غنی ایران در نقطه تلاقی آسیا، آفریقا و اروپا، در پی تخریب زیست بوم های طبیعی که حاصل از توسعه روزافزون شهرنشینی، آلودگی های صنعتی ، زباله ها و پسماند ها، چرای بی رویه و فزاینده طیور، جنگل زدایی، بیابان زایی و فرسایش خاک است، به طرز نگران کننده یی آسیب دیده است. به لطف فعالیت های مخرب انسانی ، یوزپلنگ آسیایی (چیتا)، خرس سیاه آسیایی، آهوی گواتردار ایرانی و گوره خرآسیایی (ایرانی ) از جمله گونه های با ارزش رو به انقراض هستند. فارغ از اینکه توافقی بر سر برنامه هسته یی ایران حاصل و تحریم ها لغو یا سبک تر شوند، در نبود عزم راسخ و سرمایه گذاری کلان، مشکلات محیط زیستی کشور حل نخواهند شد. با اینکه بی شک نمی توان تحریم ها را به عنوان علت العلل مشکلات محیط زیستی ایران برشمرد، از نقش تشدید کننده آنها نیز نمی توان چشم پوشید.
اثرات محیط زیستی تحریم ها سطح زندگی و سلامت نسل های متفاوتی از ایرانیان را تحت تاثیر قرار خواهد داد، حتی آنان که حتی هنوز چشم بر جهان نگشوده اند و نقشی در سیاست ها و مذاکرات هسته یی نداشته اند. بنابراین تحریم ها را می توان به عنوان جنگی سرد و خاموش علیه ایران قلمداد کرد که آثار آن محدود به عصر کنونی نخواهد بود.
پیامدهای محیط زیستی تحریم ها، اما، جنبه دیگری نیز دارند: مشکلات محیط زیستی مرز های سیاسی را به رسمیت نمی شناسند. ایران از گزند و پیامد های بی سامانی و بی ثباتی همسایگانش، عراق و افغانستان، در امان نبوده است. عدم ثبات سیاسی در افغانستان و و اختلافات موجود بر سر سهم ایران از رود هیرمند تاثیری نسبتا بسزایی در خشکیدن دریاچه هامون در شرق ایران داشته است که کشاورزی را در این منطقه مختل کرده و به ازدیاد توفان های شن و گرد و غبار در منطقه منجر شده که کوچ اجباری دسته یی از مردمان این نواحی را به دنبال داشته است.
غرب ایران هم در معرض ریزگردهای مهاجر ناشی از سوءمدیریت اراضی و خشکیدن مانداب های (گونه یی از تالاب) عراق بوده است. اثرات این ریزگرد ها حتی به پایتخت ایران نیز رسیده است و آن را به یکی از علل اصلی آلودگی هوای تهران تبدیل کرده است با اینکه تهران از مرزهای این همسایه غربی ۵۵۰ کیلومتر فاصله دارد. حتی اگر بپذیریم که آنچنان که غرب ادعا می کند تحریم ها تنها و تنها ایران را نشانه گرفته اند همان طور که مشکلات محیط زیستی کشورهای همسایه ایران را تحت الشعاع قرارداده، مشکلات اساسی محیط زیستی ایران، از جمله افزایش آلودگی هوا، کاهش تنوع زیستی ، بیابان زایی، جنگل زدایی و خشکیدن منابع آبی نیز عاقبت مرز های جغرافیایی و سیاسی را در نوردیده و اثرات مهلک منطقه یی و حتی جهانی بار خواهند آورد. با این حال، به دلیل بدیهی، مناقشات و مذاکرات بر سر تحریم ها عموما متمرکز بر پیامدها و جنبه های اقتصادی- سیاسی هستند و احوال چند دهه اخیر ایران و منطقه و مذاکرات هسته یی گواه آن است که هم طرف تحریم کننده و هم طرف تحریم شونده از پیامد های مانا، پویا و ناخوشایند محیط زیستی تحریم ها کاملاغافل اند.
بنابراین با وجود اینکه با توجه به توافق اخیر امریکا و چین به نظر می رسد که مباحث توسعه پایدار، حفاظت از محیط زیست وگرمایش زمین در دستور کار قدرت های سیاسی جهان قرار گرفته است، متاسفانه نمی توان به توجه به محیط زیست در مذاکرات هسته یی ایران و گروه ١+٥ امید چندانی داشت. در این میان جای این سوال وجود دارد که سیاستمداران غربی که خود را سردمدار حقوق بشر قلمداد می کنند چگونه می توانند از آثار این جنایت خاموش خود علیه ایرانیان و مردمان دهکده جهانی غافل باشند؟ آیا قوانین حقوق بشرفقط در موارد خاص کاربرد دارد؟