سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی و بین الملل

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

از کوچه‌های بوشهر تا قلب اصفهان؛ وقتی قصه و موسیقی جنوب به هم گره خوردند

۱۴۰۵/۰۷/۲۹ - ۰۸:۲۸:۴۳
کد خبر: ۲۴۰۴۷۳۳
عصر پاییزی اصفهان با طنین سازهای جنوبی و روایت‌هایی از زندگی، خاطره و آدم‌های کوچه‌پس‌کوچه‌های بوشهر رنگ دیگری گرفت؛ جایی که احسان عبدی‌پور، نویسنده و فیلم‌ساز جنوبی، با قصه‌هایی از پدر، همسایه‌ها، آیین‌های محرم و زندگی مردمان زادگاهش، مخاطبان را به سفری شنیدنی در دل فرهنگ و خاطرات جنوب برد. او در حاشیه این رویداد، از فلسفه شکل‌گیری فستیوال «کوچه» نیز سخن گفت؛ رویدادی که به گفته او، بیش از سودآوری، برای دلخوشی مردم شکل گرفته است.

به گزارش خبرگزاری برنا از اصفهان، در یکی از عصرهای پاییزی اواخر مهرماه، فضای رویدادی هتل آیریک در قلب شهر اصفهان میزبان محفلی متفاوت بود؛ محفلی که در آن قصه و موسیقی دست در دست یکدیگر، فاصله میان اصفهان و کوچه‌های قدیمی بوشهر را از میان برداشتند.

صندلی‌ها یکی پس از دیگری پر شدند و جمعی از علاقه‌مندان به ادبیات، موسیقی و روایت گرد هم آمدند تا برای ساعاتی، شنونده قصه‌هایی باشند که نه از دل تخیل محض، بلکه از میان خاطرات، آدم‌ها و اتفاقات ساده زندگی بیرون آمده بودند.

احسان عبدی‌پور، نویسنده و فیلم‌سازی که نامش با روایت‌های صمیمی و جهان پررنگ جنوب ایران گره خورده است، این بار با مجموعه‌ای از خاطرات و داستان‌های کوتاه، مخاطبان را به دنیایی برد که در آن هر کوچه، هر همسایه و هر اتفاق روزمره می‌توانست آغاز یک قصه باشد.

قصه‌هایی از آدم‌های معمولی با خاطراتی فراموش‌نشدنی

در این اجرا، خبری از قهرمانان دور از دسترس و ماجراهای عجیب نبود. شخصیت‌های اصلی، همان آدم‌های آشنای زندگی بودند؛ پدری شیفته ابزارآلات فنی و شغلش در صنعت کشتی‌سازی، همسایه‌هایی با رفتارها و ویژگی‌های خاص خود و مردمانی که هرکدام گوشه‌ای از حافظه جمعی یک محله را شکل داده‌اند.

عبدی‌پور از پدرش گفت؛ از علاقه او به ابزارهای فنی و دنیای کار و کشتی‌سازی. از همسایه‌هایی روایت کرد که حضورشان به کوچه‌ها هویت می‌بخشید و از اتفاقاتی سخن گفت که شاید در ظاهر کوچک و معمولی باشند، اما در گذر زمان به خاطراتی شیرین و ماندگار تبدیل شده‌اند.

هنر او در همین تبدیل جزئیات ساده زندگی به روایت‌هایی شنیدنی بود. قصه‌ها با طنزی ظریف و لهجه شیرین جنوبی آغاز می‌شدند، مخاطبان را به خنده وامی‌داشتند و گاه در میانه روایت، به لحظاتی عاطفی و تأمل‌برانگیز می‌رسیدند.

در این میان، بوشهر تنها نام یک شهر نبود؛ شهری بود که از خلال شخصیت‌ها، روابط همسایگی، خاطرات خانوادگی و سبک زندگی مردمانش، آرام‌آرام در ذهن مخاطبان جان می‌گرفت.

از سینه‌زنی محرم تا روضه پیرزنی بوشهری

بخش دیگری از روایت‌ها به آیین‌ها و سنت‌های مذهبی بوشهر اختصاص داشت؛ آیین‌هایی که با هویت فرهنگی و زندگی اجتماعی مردم جنوب پیوندی عمیق دارند.

عبدی‌پور از حال‌وهوای سینه‌زنی در ماه محرم، شور مراسم عزاداری و خاطراتی از روضه‌خوانی یک پیرزن بوشهری گفت؛ روایت‌هایی که این بار، مخاطبان را از فضای طنز و خاطرات روزمره به جهان باورها، آیین‌ها و احساسات جمعی مردم جنوب می‌بردند.

در این قصه‌ها، محرم تنها یک مناسبت مذهبی نبود، بلکه بخشی از حافظه زنده محله‌ها و زندگی مردمانی بود که شادی‌ها، دلتنگی‌ها و باورهایشان در کنار یکدیگر معنا پیدا می‌کرد.

روایت روضه پیرزن بوشهری نیز تصویری از سنت‌هایی را پیش روی مخاطبان قرار می‌داد که نسل به نسل، نه فقط در کتاب‌ها و اسناد، بلکه در صداها، خاطره‌ها و جمع‌های کوچک خانوادگی و محلی تداوم یافته‌اند.

این جابه‌جایی میان طنز و اندوه، خاطره و آیین، از جذابیت‌های اجرای عبدی‌پور بود؛ اجرایی که در آن، زندگی مردم بوشهر با همه رنگ‌ها و احساساتش به تصویر کشیده می‌شد.

موسیقی جنوب؛ صدایی که در تار و پود قصه‌ها جریان داشت

اما جذابیت این محفل تنها به روایتگری محدود نمی‌شد. همراهی زنده سازهای کوبه‌ای، زهی و ارگ، به قصه‌ها جان تازه‌ای می‌بخشید و فضای اجرا را از یک داستان‌خوانی معمولی فراتر می‌برد.

موسیقی در لحظاتی با ریتم‌های پرجنب‌وجوش جنوبی، شور و نشاط روایت‌ها را دوچندان می‌کرد و در بخش‌هایی دیگر، با نغمه‌هایی آرام‌تر، به خاطرات رنگی از دلتنگی و احساس می‌بخشید.

گاه ضرباهنگ سازها، مخاطبان را به فضای پرهیاهوی کوچه‌های بوشهر نزدیک می‌کرد و گاه ملودی‌ها، حس‌وحال روایت‌های مربوط به آیین‌های مذهبی و خاطرات گذشته را پررنگ‌تر می‌ساخت.

آنچه در این اجرا شکل گرفت، همراهی ساده موسیقی با کلمات نبود؛ نوعی گفت‌وگو میان ساز و قصه بود. موسیقی در کنار روایتگری صمیمی عبدی‌پور، به مخاطبان کمک می‌کرد تا نه‌تنها داستان‌ها را بشنوند، بلکه فضای آن‌ها را نیز احساس کنند.

بوشهر، شهری که با قصه‌هایش به اصفهان آمد

در این عصر پاییزی، کوچه‌های بوشهر با تمام سادگی و زندگی جاری در آن‌ها، مهمان اصفهان شدند؛ از صدای همسایه‌ها و خاطرات یک پدر صنعتگر گرفته تا شور سینه‌زنی محرم و نوای روضه پیرزنی که بخشی از جهان خاطرات جنوب را زنده می‌کرد.

روایت‌ها هرچند از جغرافیایی مشخص و فرهنگی بومی سرچشمه می‌گرفتند، اما مفاهیمی آشنا و مشترک را با خود همراه داشتند؛ خانواده، همسایگی، عشق به کار، باورهای جمعی و دلتنگی برای روزگاری که در خاطرات آدم‌ها زنده مانده است.

همین ویژگی، قصه‌های عبدی‌پور را برای مخاطبانی فراتر از مرزهای جغرافیایی بوشهر شنیدنی می‌کرد. داستان‌هایی که با وجود سادگی، از تجربه‌های انسانی مشترک سخن می‌گفتند و در ترکیب با موسیقی جنوب، به اجرایی گرم و خاطره‌انگیز تبدیل می‌شدند.

این رویداد در هتل آیریک اصفهان، بیش از آنکه یک نشست ادبی مرسوم باشد، تجربه‌ای از هم‌نشینی ادبیات شفاهی، موسیقی و فرهنگ بومی جنوب ایران بود؛ تجربه‌ای که نشان داد گاهی روایت یک همسایه، خاطره یک پدر یا صدای روضه پیرزنی در کوچه‌های قدیمی، می‌تواند به‌اندازه بزرگ‌ترین داستان‌ها شنیدنی و اثرگذار باشد.

فستیوال «کوچه»؛ رویدادی که برای دلخوشی مردم شکل گرفت

در بخش دیگری از این برنامه، احسان عبدی‌پور درباره شکل‌گیری فستیوال «کوچه» و مسیری که این رویداد برای تبدیل شدن به یک برند فرهنگی طی کرده است، سخن گفت؛ رویدادی که طی سال‌های اخیر توانسته در حوزه فرهنگ، هنر و گردشگری مورد توجه قرار گیرد.

عبدی‌پور با اشاره به اینکه هدف اصلی فستیوال از ابتدا ایجاد تجربه‌ای خوشایند برای مردم بوده است، اظهار کرد: «از همان روزهایی که فستیوال در مقیاسی کوچک برگزار می‌شد، تمام تلاش ما این بود که آدم‌ها بیایند و با دلی خوش‌تر برگردند. تراز مالی این رویداد همواره منفی بوده، اما مسئله اصلی ما هیچ‌گاه کسب سود نبوده است؛ آنچه اهمیت داشت، دلخوشی مردم بود.»

او با تأکید بر نقش این نگاه در شکل‌گیری هویت فستیوال افزود: «فکر می‌کنم نقطه آغاز و عامل اصلی رشد کوچه، همین نگاه انسانی بوده است. ما به‌دنبال خلق تجربه‌ای خوشایند برای مخاطبان بودیم و شاید همین موضوع باعث شد این رویداد به‌مرور در دل مردم جای بگیرد و به جایگاه امروز خود برسد.»

این رویکرد، وجه دیگری از نگاه عبدی‌پور به فعالیت‌های فرهنگی را نشان می‌دهد؛ نگاهی که موفقیت یک رویداد را صرفاً در درآمدزایی و شاخص‌های اقتصادی جست‌وجو نمی‌کند، بلکه ایجاد ارتباط عاطفی با مخاطبان، تقویت احساس تعلق و ساختن خاطرات جمعی را نیز از مؤلفه‌های مهم ماندگاری یک رویداد می‌داند.

از نوارکاست‌های خاطره‌انگیز تا تداوم اجراهای فرهنگی

عبدی‌پور در ادامه، درباره ریشه شکل‌گیری برنامه‌های قصه‌گویی و روایتگری نیز توضیح داد و از نوارکاست‌ها و آثار صوتی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به‌عنوان بخشی از پیشینه و الهام این شیوه روایت یاد کرد؛ آثاری که برای نسل‌های مختلف با خاطره شنیدن قصه و تجربه جهان داستان پیوند خورده‌اند.

وی با اشاره به اینکه این شیوه اجرا پیش‌تر نیز توسط هنرمندان مختلف تجربه شده است، از استمرار برنامه‌های خود در شهرهای مختلف خبر داد و گفت: «این ایده از گذشته وجود داشته و افراد مختلفی نیز آن را اجرا کرده‌اند. ما هم تلاش کرده‌ایم این جریان را ادامه دهیم. سال گذشته اجراهایی داشتیم و امسال نیز برنامه‌های متعددی برگزار کرده‌ایم؛ از جمله ده شب اجرا در تهران و ادامه اجراها در شهرهای دیگر.»

تداوم این اجراها، از علاقه مخاطبان به قالب‌هایی حکایت دارد که در آن‌ها داستان‌گویی، موسیقی زنده و خاطرات مشترک در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و تجربه‌ای متفاوت از رویدادهای معمول فرهنگی می‌سازند.

از یک خاطره شخصی تا تجربه‌ای جمعی

آنچه در این محفل بیش از هر چیز خودنمایی می‌کرد، پیوند میان روایت‌های شخصی و تجربه جمعی مخاطبان بود؛ همان ویژگی‌ای که در نگاه عبدی‌پور به فستیوال کوچه نیز می‌توان رد آن را دنبال کرد.

از یک سو، قصه‌هایی ساده درباره پدر، همسایه‌ها و آیین‌های بوشهر، با همراهی موسیقی جنوب به تجربه‌ای مشترک برای حاضران تبدیل شدند و از سوی دیگر، فلسفه شکل‌گیری فستیوال کوچه نیز بر همین اصل استوار بود؛ اینکه مردم در یک رویداد فرهنگی گرد هم بیایند، لحظاتی متفاوت را تجربه کنند و با حال و خاطره‌ای خوش‌تر به خانه بازگردند.

به این ترتیب، عصر پاییزی هتل آیریک اصفهان تنها میزبان اجرای چند داستان و قطعه موسیقی نبود، بلکه فرصتی برای لمس بخشی از فرهنگ زنده جنوب ایران و یادآوری ظرفیت هنر در پیوند دادن انسان‌ها بود.

انتهای پیام

نظر شما