مریم بحرالعلومی، تهیهکننده فیلم کوتاه «منجمد»، در چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران، بر استقلال این سینما تأکید کرد و نگاه ابزاری به فیلم کوتاه و تمرکز صرف بر جوایز جشنوارهای را مورد انتقاد قرار داد. بحرالعلومی، تهیهکننده فیلم کوتاه «منجمد» به کارگردانی احمد سلگی، در چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران حضور دارد. او در گفتوگو با خبرنگار برنا درباره ظرفیتهای سینمای کوتاه، ضرورت تجربهگرایی، استقلال این سینما و اهمیت فاصله گرفتن از سودای جایزه صحبت کرده است که در ادامه میخوانید.
برنا: شما امسال با فیلم کوتاه «منجمد» به کارگردانی احمد سلگی و در مقام تهیهکننده در جشنواره حضور دارید. این فیلم با محوریت شک و بدبینی، از عناصر بصری مانند یخچال برای فضاسازی و پیشبرد روایت بهره میبرد. در انتخاب چنین سوژهای، تا چه اندازه به ظرفیتهای ژانر روانشناختی و تعلیق در سینمای کوتاه توجه داشتید؟ ایده اولیه داستان از کجا شکل گرفت؟
بحرالعلومی: بهتر بود احمد سلگی، بهعنوان نویسنده و کارگردان اثر، به این سوال پاسخ دهند؛ بااینحال، سلیقه شخصی من در سینمای اجتماعی، که حوزه مورد علاقهام در فیلمسازی نیز هست، به چنین رویکردی نزدیک است. اگر بخواهیم با اصطلاحات تخصصیتر سینما صحبت کنیم، این نگاه به نوعی رویکرد فرمالیستی نزدیک میشود. وقتی از سینمای اجتماعی صحبت میکنیم، با جهانبینی کاملا رئالیستی و برخاسته از زندگی مواجهیم؛ اما زمانی که زبان استعاره را به فیلمنامه اضافه میکنیم، طبیعی است که این زبان در مرحله اجرا نیز به بخشی از ساختار فیلم تبدیل شود.
پس از اکران فیلم نظرات مثبتی درباره همین رویکرد فیلمساز مطرح شد و به نظر میرسید تماشاگران ارتباط خوبی با آن برقرار کردهاند. نکته مهم دیگر، شطرنجی است که در قصه و متن احمد سلگی وجود دارد. او پیش از ساخت نخستین فیلم کوتاه خود بهعنوان فیلمنامهنویس شناخته میشد. بنابراین، هنگام خواندن متن، انتظارم از یک فیلمنامهنویس حرفهای بود و سعی کردم با همین نگاه، متن را بخوانم. نسخه اولیه فیلمنامه نیز به نسخه نهایی فیلم بسیار نزدیک بود و بازنویسیهای انجامشده، تغییرات بنیادینی نبودند.
من شخصا «منجمد» را، جدا از جایگاهم بهعنوان تهیهکننده از منظر یک عاشق سینما و تماشاگر وفادار به سینمای اجتماعی دوست دارم. بهویژه اینکه این فیلم، واجد نوعی جهان زنانه است. درست است که شخصیت اصلی داستان یک مرد است و تنهایی و موقعیت او را دنبال میکنیم اما مسئله اصلی فیلم از اساس به یک زن مربوط میشود.
مجتبی پیرزاده انتخاب اول من و احمد سلگی بود
برنا: انتخاب مجتبی پیرزاده برای ایفای نقش اصلی فیلم بر چه اساسی صورت گرفت؟
بحرالعلومی: احمد سلگی با توجه به سالها فعالیت در حوزههای مختلف، از جمله تئاتر، فیلمنامهنویسی و سریالسازی، میتوانست گزینههای مختلفی را برای این نقش در نظر بگیرد. من نیز بهعنوان تهیهکننده امکان ارائه پیشنهادهای دیگری را داشتم اما جالب است بدانید که نخستین پیشنهاد و انتخاب هر دوی ما، مجتبی پیرزاده بود و گزینههای دیگر در رتبههای بعدی قرار میگرفتند.
اگر فیلم از نظر کیفیت اجرا، استانداردهای سینمایی و تاثیرگذاری، در جایگاه قابلتاملی قرار دارد، بخش مهمی از آن مرهون انتخاب درست بازیگر و اجرای خوب مجتبی پیرزاده است.
غافلگیری، برگ برنده فیلم کوتاه است
برنا: شما در دورههای مختلف جشنواره هم بهعنوان تهیهکننده و هم بهعنوان کارگردان حضور داشتهاید. به نظر شما، فیلمساز چگونه میتواند در زمان محدود فیلم کوتاه، بدون توضیحات اضافه، مخاطب را به نقطه غافلگیری برساند؟
بحرالعلومی: به نظرم این سختترین کار فیلمساز کوتاه است. شاید اگر این دشواری وجود نداشت، افراد بیشتری فیلم میساختند و حتی آثار خوبی هم تولید میکردند. مسئله این است که فیلمساز بتواند با یک غافلگیری تاثیرگذار، مخاطب را درگیر کند و در جریان روایت، بهصورت ناگهانی مهمترین عاملی که ذهن او را به چالش میکشد، پیش رویش قرار دهد.
اگر فیلمساز بتواند چنین لحظهای را بهدرستی خلق کند، یکی از مهمترین و دقیقترین کارهای خود را انجام داده است. این همان نقطهای است که برگ برنده در اختیار کارگردان قرار میگیرد. هر فیلمی ممکن است از نظر مخاطبان، محاسن و معایبی داشته باشد اما وقتی این غافلگیری بهدرستی شکل بگیرد، فیلمساز بخش مهمی از مسیر ساخت یک فیلم کوتاه قابلقبول را پشت سر گذاشته است.
در سینمای اجتماعی هنوز قصههای ناگفته بسیاری داریم
برنا: بخش مهمی از فیلمهای کوتاه ایرانی به سمت درام اجتماعی میروند و در ژانرهایی مانند روانشناختی، وحشت و معمایی با آثار کمتری مواجهیم. درحالیکه فیلم کوتاه، هم از نظر هزینه تولید و هم به دلیل امکان تجربهگرایی، میتواند فضای مناسبی برای ریسک کردن باشد. به نظر شما، این مسئله بیشتر به سلیقه فیلمسازان مربوط است یا شرایط تولید و جشنواره؟
بحرالعلومی: مسائل مختلفی در این موضوع دخیل هستند. اگر بخواهیم آسیبشناسی کنیم، باید از مسائل اقتصادی شروع کنیم، به ممیزیها برسیم و سپس میزان جسارت و اراده فیلمسازان جوانتر را بررسی کنیم. عوامل متعددی در این زمینه تاثیرگذارند.
بااینحال، معتقدم حتی در حوزه سینمای اجتماعی نیز حرفهای ناگفته بسیاری داریم؛ قصههایی که هنوز روایت نشدهاند و شخصیتهایی که یا ندیدهایم یا کمتر به آنها پرداختهایم. هر سوژه و مسئلهای میتواند زوایای متفاوتی داشته باشد که همچنان امکان پرداختن به آنها و گفتوگو با مخاطب دربارهشان وجود دارد.
در حوزه ژانر نیز خوشبختانه طی سالهای اخیر شرایط تا حدودی بهتر شده است. همین امشب در جشنواره فیلم خوبی در یک ژانر خاص دیدم اما همچنان با ظرفیتی که در این زمینه داریم فاصله وجود دارد.
نگاه گذرا به سینمای کوتاه، ناعادلانه است
برنا: از نگاه شما، فیلم کوتاه فضایی مستقل برای تجربهگری است یا مسیری برای رسیدن به ایدههایی که شاید امکان اجرای آنها در فیلم بلند وجود نداشته باشد؟
بحرالعلومی: هر دو امکان وجود دارد. برای مثال، اگر به احمد سلگی بگویم فیلمنامهای بنویس تا به سمت فلان موضوع یا سوژه خاص برویم، از همان مراحل ابتدایی با چالشهایی مواجه میشویم که ادامه کار را دشوار میکند اما در فیلم کوتاه میتوانیم با آزادی عمل بیشتری این تجربه را انجام دهیم. همانطور که دیروز شاهد بودیم، فیلم با نظرات مثبتی نیز مواجه شد.
بنابراین، فیلم کوتاه هم امکان تجربه ایدههایی را فراهم میکند که شاید در قالب فیلم بلند با محدودیتهایی روبهرو شوند و هم سینمایی مستقل با ویژگیها و ظرفیتهای خاص خود است. من با این نگاه که برخی هنرجویان، علاقهمندان یا فیلمسازان صرفا برای رسیدن به ساخت فیلم بلند، دو یا سه فیلم کوتاه میسازند و سپس از این حوزه عبور میکنند، موافق نیستم. چنین نگاهی به سینمای کوتاه، نگاهی گذرا و ناعادلانه است؛ زیرا برای رسیدن به جایگاهی که امروز در آن قرار داریم، تلاش و دشواریهای بسیاری پشت سر گذاشته شده است.
امروز در چهلوسومین دوره جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران حضور داریم؛ جشنوارهای که از رویدادهای استاندارد کشور به شمار میرود. فارغ از بحث کیفیت آثار، حجم تولیداتی که به سطحی از استاندارد رسیدهاند و امکان شکلگیری چنین گفتوگوهایی را فراهم کردهاند، حاصل سالها تلاش و مشقت است. بسیاری از کسانی که در شکلگیری این مسیر نقش داشتهاند، امروز دیگر در میان ما نیستند و بسیاری نیز همچنان فعالیت میکنند اما شاید آنطور که باید قدرشان را نمیدانیم. به همین دلیل، باید برای استقلال سینمای کوتاه ارزش و احترام زیادی قائل باشیم.
سودای جایزه نباید شیرینی حضور در جشنواره را تلخ کند
برنا: در پایان، اگر نکته دیگری دارید، ما سراپا گوشیم...
بحرالعلومی: نکتهای که در این دو سه روز، بهویژه در میان فیلمسازان جوانتر، توجه مرا جلب کرده، مسئله سودای جایزه است و فکر میکنم باید درباره آن صحبت کرد.
جایزه شیرین و جذاب است؛ تشویق و تحسین هم برای هر فیلمسازی اهمیت دارد اما اگر تمام توجه خود را در این چهار پنج روز به این معطوف کنیم که چه کسی جایزه میگیرد، چه کسی نمیگیرد یا چه کسی نامزد میشود، فرصت ساختن خاطرات زیبا و ماندگار در کنار یکدیگر را از دست میدهیم.
حضور در جشنواره بهخودیخود فرصتی ارزشمند است. باید مدام درباره این موضوع صحبت کنیم؛ ما و شما رسانهایها که تا پاسی از شب برای پوشش رویدادها تلاش میکنید. همین حضورها نوعی تشویق و تحسین هستند. اینکه فرصتی فراهم میشود تا فیلمی دیده شود، شما آن را تماشا کنید و دربارهاش با من گفتوگو کنید، من با کارگردان درباره آن صحبت کنم و کارگردان با بازیگرش به تبادل نظر بپردازد، اتفاقی شیرین و ارزشمند است. این فرصتها خیلی زود میگذرند. بهویژه جوانترها نباید این شیرینی را برای خودشان کمرنگ یا حتی تلخ کنند. بهتر است در کنار یکدیگر خاطراتی بسازند که چند سال بعد بتوانند آنها را مرور کنند و بر تجربههایشان بیفزایند.
امیدوارم بتوانیم این مسیر را دستبهدست هم ادامه دهیم؛ از من به احمد سلگیها، از احمد سلگیها به بقیه و به همین ترتیب، نسل به نسل. امیدوارم این چرخه ادامه پیدا کند و فضای گرم و صمیمی آن نیز حفظ شود.
انتهای پیام/