سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

دید خلاق یا چند بعدی؛

رسانه‌ها و مطبوعات ما درگیربازی‌های سیاسی و جناحی‌اند

۱۳۹۳/۰۹/۰۵ - ۱۹:۰۶:۳۳
کد خبر: ۲۴۰۶۰۹
فخرالدین دوست‌محمد روزنامه‌نگار و کاریکاتوریست

 آیا همین که به شغل مورد نظر با حقوق ایده‌ال‌تان یاهمسرمناسب، ماشین دلخواه، خرید منزل دربهترین نقطه با چشم‌اندازعالی، قبولی درمقطع دکترای بهترین رشته، برنده شدن درمعتبرترین جشنواره فرهنگی وهنری و...دست پیدا کرده‌اید، آدم موفقی هستید؟ بدون شک بخشی ازموفقیت‌های شماحاصل شده است و احساس خوب وخوشایندی پیدا کرده‌اید،اما آیا احساس خوبی که به واسطه رسیدن به بخشی از خواسته‌ها و آرزوهایتان پیدا کرده‌اید ماندگار و همیشگی است؟ سوال این است که آیا می‌توان این افراد را که دربخش‌های اززندگی فردی وشخصی‌شان به هدف رسیده‌اند، موفق قلمداد کرد؟ اگر پاسخ مثبت است پس می‌توان به آمار زیاد افراد موفق و خوشبخت در جامعه افتخارکرد و بدون شک در جامعه‌ای که درصد بسیار زیادی ازآن را آدم‌های موفق تشکیل می‌دهند،بایستی شاهد به وجود آمدن یک جامعه مدرن درابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اخلاقی و مدنی و افرادی پایبند به حقوق شهروندی وشهرنشینی، منضبط و قانونمند،متین؛ مطیع و با نشاط، آگاه، فهیم و خلاق و مبتکر، احترام به حقوق خانواده ونظام، دارای تفکر و اندیشه‌ای مدرن و مترقی با فرهنگ پویا و بالنده باشیم. اما متاسفانه بایستی اعتراف واذعان کرد که واقعیت‌ها وآمارنگران کننده و تلخ موجود درجامعه ما برعکس، موید واثبات کننده این است که در جامعه ما افراد موفق سالم دراقلیت بسر می‌برند واکثریت دارای موفقیت‌های تک بعدی، خطی، ناقص و بیمارگونه هستند واین افراد به ظاهرموفق، آنچنان که باید وشاید درتغییر وتحول و برطرف کردن آسیب‌ها وناهنجاری‌های موجود درجامعه تاثیرگذار نبوده‌اند. موفقیت‌های که نسبت به ابعاد ونیازهای مختلف روحی وروانی؛ فرهنگی، اجتماعی، زیست محیطی و...خود، افراد و سایرجامعه بی‌تفاوت و بی‌توجه باشد، موفقیت‌های کاذب وناپایداری هستند که ممکن است درمقاطعی از زمان، آرامش و احساس خوشبختی را درافراد به وجود آورد، ولی دربلند مدت به خاطرظاهرشدن خلاءهای روحی و روانی، احساسی وعاطفی درافراد به ظاهر موفق، استرس واضطراب، نگرانی ودلتنگی حاصل از احساس تنهایی را به ارمغان می‌آورد. اگردر شهر و جامعه ما فرهنگ گدائی روبه ازدیاد است و فقر وبیکاری و فساد وجود دارد، اگردیوارهای شهرمان زشت و بی‌قواره است و تبلیغات شهری ره به ترکستان می‌برد، اگر محیط زیست مان تهوع‌آور است، اگر پیاده روها آغشته و مزین به اخ وتف عابرین محترم است، اگر سواحل کشورهای عربی به ساحل دریای خزر ما پوزخند و نیشخند می‌زنند، اگر راننده‌های ما در پشت فرمان ماشین‌های شاسی‌بلند در ترافیک، با بوق زدن سلام و احوال‌پرسی و یا فحش و ناسزا می‌گویند، اگر شهروندان محترم برای سبد کالا و گران شدن چایی و برنج، یقه می‌درند و وقیحانه رفتارمی‌کنند، اگر پولدارها پایبند و ملزم به رعایت قانون نیستند، اگرتوالت‌های عمومی و صندلی اتوبوس‌های خط واحد محلی شده است برای رشد و شکوفائی طبع هنرمندانه و خلاقانه جوانان در نوشتن خزعبلات و چرندیات و تبدیل شدن آن به دفتریادداشت و تلفن جهت ارتباط اجناس مخالف و جردادن صندلی‌ها برای تخلیه‌ی روحی وروانی آن‌ها، اگرانتقاد پذیر نیستیم، اگر دروغ می‌گوییم، اگر رشوه و ریا هست، اگر و اگر و اگرهای زیاد دیگری، اگر هست؛ به دلیل این است که ثروتمندان و پول‌دارهای ما اصولاً حوصله‌ی فکرکردن به این مسائل را ندارند، چون سودی برای آن‌ها ندارد، برای آن‌ها ساخت و ساز مهم است و پول درآوردن، قشر دیندارهم بعضاً، کاری به این دنیا ندارند و بیشتر به فکرساختن دنیای باقی خود هستند، هنرمندان موفق جامعه در تلاش‌اند تا رزومه‌ی هنریشان هر چه حجیم‌تر و پربارتر شود، درکار خرید و فروش آثار هنری‌اند و با موزه‌ها و گالری‌دارها نشو و نما دارند. مدیران و مسئولین فرهنگی وهنری ما، خوشحال از بیلان کاری وآمار وارقام کارشناس‌مان در خواب و استاد دانشگاه به فکر تدریس و واحد درسی، مراکزعلمی، تحقیقاتی و دانشگاهی بی‌ارتباط با جامعه و مردم و رسانه‌ها و مطبوعات ما درگیربازی‌های سیاسی و جناحی می‌باشند. به نظرمی‌رسد نگاه شخصی و انفرادی به ساز و کار موفقیت باعث شده، نتوانیم از قابلیت‌ها و ظرفیت‌های آن به نفع مردم و جامعه بهره‌برداری نماییم. جامعه ما به موفقیت‌های چند بعدی و چند وجهی نیاز دارد که بتواند ضمن برآورده کردن نیازهای شخصی افراد در زمینه‌های مختلف، بتواند جوابگوی نیازهای مادی، فرهنگی، اجتماعی و روحی روانی افراد دیگر جامعه را نیز برآورده کند. به نظرمی‌رسد تبعات و آسیب‌های اقتصاد تک بعدی و وابسته به نفت، علاوه بر اقتصاد کشور در سایر جنبه‌ها و ابعاد فرهنگی، اجتماعی، رفتار و اخلاقیات، اندیشه و خلاقیت،.... افراد جامعه نیز تاثیر گذاشته است. نگاه تونلی و تک بعدی به موضوع موفقیت نیز نشأت گرفته از همین جریان آسیب زننده است. اقتصاد تک بعدی باعث شده است تا افراد در تمامی عرصه‌های زندگی، از جزئی‌ترین رفتار تا مسائل کلان آن، نگاه و تفکری تک بعدی پیدا کنند. افراد در جامعه وابسته به اقتصاد تک بعدی، همیشه در برخورد با مسائل زندگی ناتوان از به کاربردن راه‌های مختلف و متنوع برای حل آن‌ها هستند، نگاه؛ ذهن و فکر آن‌ها تک محور و تک گزینه‌ای می‌باشد وغیر از یک الی دو گزینه، اصولاً راه‌حل و راهکار دیگری برای حل کردن مسائل و مشکلات زندگی بلد نمی‌شناسند. اقتصاد تک بعدی باعث عدم رشد وشکوفائی خلاقیت‌ها و سایراستعدادها و قابلیت‌ها در افراد و جامعه می‌شود. همچنین به نوبه خود باعث به وجود آمدن فضائی راکد، کسل کننده وغیر پویا درحوزه‌های مختلف می‌شود. فرهنگ تک بعدی، دانش وعلم تک بعدی غیرخلاق، اندیشه و تفکرتک بعدی، رفتار و سبک زندگی تک بعدی وغیرپویا،... محصول اقتصادی تک بعدی می‌باشند. به عنوان مثال در سبک زندگی تک بعدی غیرخلاق، افراد چه پول‌دار و چه قشر فقیر و متوسط جامعه درشرایط گران شدن چای، تنها و تنها گزینه‌ای که می‌شناسند و در سردارند، صرف‌نظر ازرفتارهای زننده‌ی بعضی افراد در صفوف چای، احتکار کردن و خرید به مقدار زیاد آن برای روزمبادا می‌باشد. آن‌ها حتی به این موضوع فکرنمی‌کنند که جایگزین‌های دیگری مثل چای سبز، چای قرمز(ترش) و یا انواع دم نوش‌های پر خاصیت و سالم‌تری هستند که می‌توانند تا زمان ارزان‌تر شدن و مساعد شدن وضعیت اقتصادی و تنبیه عاملان گران شدن چای و یا هرنوع کالای دیگری صرف و استفاده نمایند. متاسفانه وقتی از منابع ورسانه‌ها با خبر می‌شویم که چند نفر در صف دریافت سبد کالا زخمی و کشته می‌شوند به حاد بودن این قضیه بیشتر پی می‌بریم. در چنین جامعه‌ی تب کنکور و دانشگاه رفتن نیز به عنوان اولین و آخرین گزینه نسل جوان به عنوان پایه‌های موفقیت و پیدا کردن شان و منزلت اجتماعی قلمداد می‌شود درغیر این صورت افراد ناکام و شکست خورده در جامعه محسوب می‌شوند و بدتر از این، نزد خانواده‌های ایرانی این نسل جوان تنها چند رشته مهندسی و پزشکی،... ارج و قرب دارد و اگر کسی دارای ذوق و قریحه‌ی نویسندگی و یا هنری باشد، به سختی از نظر جامعه مقبول پسند واقع خواهد شد. همچنین در سبک زندگی غیر خلاق و تک بعدی، افراد یک جور رفتارمی‌کنند، یک جور لباس می‌پوشند یک جور زندگی می‌کنند، یک جورغذا می‌خورند و یک جورحرف می‌زنند و در این سبک زندگی، افراد شبانه روز برای رسیدن به چند قلم وام گرفتن، ماشین خریدن و بازکردن حساب‌های پس‌انداز متعدد و جمع کردن پول بیشتر تلاش می‌کنند که متاسفانه بعد از رسیدن به آن‌ها و برقراری ثبات و آرامش، در ادامه شور و حال زندگی به خاطر بیماری روزمره‌گی و کسالت و یکنواختی از بین می‌رود. اگر هم حرکتی یا تکان خوردنی هست ازچند حال خارج نیست، یا تلاش می‌کنند خانه را بفروشند و خانه‌ی گران‌تر در جایی بهتر بگیرند، یا با خرید اثاثیه و اشیاء لوکس و قیمتی‌تر زندگی را شلوغ‌تر می‌کنند یا در نهایت مدل ماشین را عوض می‌کنند و بعضی‌ها هم از فرط بیکاری و برای فرار از این یکنواختی مسیر ادامه تحصیلات را ادامه می‌دهند. همچنین درصد بسیارزیادی ازگفتگوهای محاوره‌ای وعامیانه دررفت و آمدهای فامیلی و مجالس و حتی درمحل کار به این چند قلم اختصاص پیدا می‌کند. و در بعد اقتصادی نیز منابع ثروت آفرین و پول‌ساز نزد افراد بازار سیاه، بازار ارز و طلا، سپرده‌گذاری در بانک‌ها یا ساخت و سازمی‌باشد برعکس جوامع توسعه یافته و پیشرفته که منبع ثروت آفرینی آن‌ها، دانش و فناوری روز دنیا می‌باشد. همچنین در جامعه تک بعدی خود خواهی، خود محوری، مطلق‌نگری و مطلق اندیشی رشد پیدا می‌کند و در آن افراد به دو دسته مطلق خوب یا بد، سیاه یا سفید دسته‌بندی می‌شوند. در چنین نگاهی، ساز و کاری مثل انتقاد کردن و انتقادپذیری که یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها درزندگی افراد می‌باشد، اصولاً رشد پیدا نمی‌کند و افراد در برخورد با یکدیگر ظرفیت و تحمل خطاها و اشتباهات یکدیگر را ندارند و جزء سروصدا کردن و فحش دادن و ناسزا گفتن و قیل وقال راه انداختن، به‌خاطر نداشتن تفکری چند بعدی و خلاق؛ ناتوان از فکر کردن به گزینه‌ها و راه حل‌های دیگر هستند. در بحث اشتغال‌زائی فارغ‌التحصیلان با سواد بیکار و فاقد دید چند بعدی و خلاق، همچنان مترصد و در انتظار پیدا کردن مشاغل سنتی و دولتی فرصت‌سوزی می‌کنند. البته بی‌چاره‌ها تقصیر ندارند چون برای ازدواج هم، معیارخانواده‌ها در درجه اول داشتن شغل مناسب دولتی آینده‌دار با حقوق مکفی و بیمه بازنشستگی می‌باشد. بنابراین تفکر تک بعدی وغیر خلاق در تمام جزئیات ریز و درشت زندگی و عرصه‌های فرهنگی، هنری، اقتصادی و حتی مسائل دینی ریشه دوانده است. خوشبختانه در سال‌های اخیر با آموزش و تربیت نیروهای ماهر، کارآفرین و متخصص و آموزش مهارت‌های فنی‌وحرفه‌ای در مراکز دانشگاهی و پارک‌های علم‌ و فناوری، برگزاری همایش‌ها، کارگاه‌ها و سمینارهای با موضوع خلاقیت، موفقیت و تفکرمثبت، ساز و کار تفکر چند بعدی و خلاق در ابعاد مختلف زندگی در حال گسترش و نهادینه شدن است و افراد زیادی با یادگیری اصول مدیریت ذهن و رفتار و همچنین فناوری تفکر خلاق به مسیر متعادل و پویای موفقیت و زندگی خلاق وچند بعدی بازگشته‌اند.

نظر شما