گروه سیاسی و بینالملل برنا/ انتخابات پارلمانی اسرائیل روز سهشنبه ۵آبانماه (۲۷ اکتبر) در شرایطی برگزار میشود که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر این رژیم، با مجموعهای از چالشهای سیاسی، اقتصادی و قضایی روبهرو است و نظرسنجیها نیز از دشواری ائتلاف راستگرا برایدستیابی به اکثریت پارلمانی حکایت دارند. در چنین شرایطی، جنگ با ایران و برجستهسازی تهدیدهایامنیتی به یکی از محورهای مناقشه سیاسی در آستانه انتخابات تبدیل شده است؛ تا جایی که برخی چهرههای مخالف نتانیاهو او را متهم میکنند که با دامن زدن به احتمال ازسرگیری درگیریها، در پی تأثیرگذاری بر فضای انتخاباتی و حتی فراهم کردن زمینه تعویق رای گیری است. اهمیت این انتخابات فراتر از تعیین ترکیب کنست و انتخاب نخستوزیر آینده است؛ نتیجه آن میتواند بر جهتگیری سیاست داخلی اسرائیل، آینده ائتلاف احزاب راستگرا و مذهبی، مناقشه بر سر معافیت طلاب حریدی از خدمت نظامی و نحوه مدیریت تقابل با ایران اثر بگذارد. در پارلمانی با ۱۲۰ کرسی، تشکیل دولت به حمایت دستکم ۶۱ نماینده نیاز دارد؛ بنابراین، حتیکسب بیشترین کرسیها از سوی لیکود نیز لزوماً به معنای تداوم نخستوزیری نتانیاهو نخواهد بود.
حال مسئله آن است که سرنوشت این انتخابات احتمالا به چه سمت و سویی خواهد رفت و دیگر آنکه آیا تشدیدفضای امنیتی میتواند موقعیت انتخاباتی نتانیاهو را تقویت کند یا هزینههای جنگ و تداوم نارضایتی از عملکرد دولت، مسیر را برای تغییر ائتلاف حاکم هموار خواهد کرد. در گفتوگویی با منصور براتی، کارشناس مسائل اسرائیل این موضوعات مورد بررسی قرار گرفت.
با توجه به فشارهای ناشی از جنگ با ایران،هزینههای اقتصادی و پروندههای قضاییبنیامین نتانیاهو، انتخابات پیشرو تا چه اندازه میتواند به همهپرسی درباره عملکرد نخستوزیراسرائیل تبدیل شود؟ آیا این عوامل الزاماً به کاهش آرای لیکود منجر میشوند یا نتانیاهوهمچنان میتواند از برجستهسازی تهدیدهایامنیتی برای حفظ پایگاه رأی خود استفاده کند؟
انتخابات پیشرو نخستین انتخابات پارلمانی اسرائیل پس از عملیات هفتم اکتبر ۲۰۲۳ و حمله حماس است؛ رویدادی که انتقادهای گستردهای را متوجه بنیامیننتانیاهو و عملکرد کابینه او کرد. ابعاد شکست امنیتیهفتم اکتبر برای جامعه اسرائیل، بهویژه با توجه به سابقه جنگ ۱۹۷۳، بسیار سنگین بود و انتظار میرفتفشارهای سیاسی ناشی از آن به فروپاشی کابینهنتانیاهو بینجامد. بااینحال، او با وجود بحرانهای متعدد و جنگهای پیاپی، از جمله جنگ با ایران، توانسته است موقعیت سیاسی خود را حفظ کند؛ امری که در فضایپرتنش اسرائیل دستاوردی قابلتوجه محسوب میشود.
از این منظر، انتخابات پیشرو را میتوان همهپرسیدرباره عملکرد و میراث سیاسی نتانیاهو دانست. موضوع ایران نیز در این رقابت جایگاهی کمسابقه یافته است. اگرچه از سال ۲۰۰۹ به بعد، نتانیاهو و حزب لیکودهمواره تهدید ایران را در تبلیغات سیاسی خود برجسته کردهاند، اکنون مسئله از سطح یک موضوع انتخاباتیفراتر رفته است. نتانیاهو بر ضرورت تداوم جنگ و حتی تغییر نظام سیاسی ایران تاکید میکند و مدعی است که دشمنانش، از جمله جمهوری اسلامی، خواهان شکست او در انتخابات هستند. همچنین ادعاهایی درباره احتمال حمله پیشدستانه ایران به اسرائیل یا تلاش برای مداخله در انتخابات مطرح شده که در چارچوب رقابتهایسیاسی باید با احتیاط ارزیابی شوند.
آیا میتوان گفت که این انتخابات، برای ایران نیزبا توجه به دو جنگ پیشین اهمیت ویژهای دارد؟
اهمیت انتخابات اسرائیل برای ایران نیز بیش از دورههای گذشته است؛ زیرا نتیجه آن میتواند بر سطح و شکل تقابل دو طرف اثر بگذارد. پیروزی نتانیاهو احتمال تداوم سیاست تقابل مستقیم و فشار برای تغییر نظام سیاسیایران را افزایش میدهد، درحالیکه پیروزی مخالفان او میتواند زمینه کاهش تدریجی سطح درگیری نظامی را فراهم کند. البته این به معنای آمادگی مخالفان نتانیاهوبرای مصالحه با ایران نیست. تفاوت اصلی در رویکردآنها به مدیریت تهدیدهاست: درحالیکه نتانیاهو بر ادامه تقابل گسترده تاکید دارد، بخشی از مخالفان معتقدند اسرائیل با توجه به محدودیتهای نظامی و جمعیتی خود نمیتواند همزمان در چندین جبهه درگیر شود و باید به مهار تهدیدها بسنده کند.
از سوی دیگر، توان نتانیاهو در جلب حمایت بینالمللی نیزدر مقایسه با مخالفانش اهمیت دارد. از این رو، پیروزیاو میتواند به معنای تداوم همافزایی سیاسی و راهبردیبا دولت دونالد ترامپ علیه ایران باشد؛ درحالیکه شکست او ممکن است یکی از اضلاع این همافزایی را تضعیفکند.
در آستانه انتخابات، چه بلوکهایی با یکدیگر رقابت میکنند و وضعیت کنونی نظرسنجیها چه تصویری از احتمال تشکیل کابینه آینده ارائه میدهد؟
رقابت انتخاباتی اسرائیل را میتوان در چهار بلوک اصلی بررسی کرد. بلوک نخست، ائتلاف حامی نتانیاهو است که حزب لیکود، به رهبری او، احزاب راست افراطی قدرت یهودی و صهیونیسم مذهبی و همچنین دو حزب مذهبی حریدی، شاس و یهودیت متحد تورات، را در بر میگیرد.
بلوک دوم، مخالفان نتانیاهو هستند که از چهار حزب اصلی تشکیل شده است: حزب یاشار به رهبری گادیآیزنکوت، ائتلاف «با هم» به رهبری نفتالی بنت و یائیرلاپید، حزب دموکراتها به رهبری یائیر گولان و حزب اسرائیل خانه ما به رهبری آویگدور لیبرمن. آیزنکوت در صورت شکست نتانیاهو از گزینههای اصلی نخستوزیریبه شمار میرود.
بر اساس نظرسنجیهای مورد اشاره، بلوک نتانیاهوحدود ۵۰ تا ۵۲ کرسی و بلوک مخالفان حدود ۵۰ تا ۵۴کرسی به دست میآورند. با توجه به اینکه کنست ۱۲۰کرسی دارد و تشکیل کابینه اکثریت به دستکم ۶۱ کرسینیازمند است، هیچیک از این دو بلوک بهتنهایی از اکثریتلازم برخوردار نیست.
بلوک سوم شامل احزاب عربی است که مجموعاً حدود ۱۲تا ۱۴ کرسی برای آنها پیشبینی میشود. حزب رعم به رهبری منصور عباس و فهرست مشترک عربی از بازیگراناین بخش هستند. افزایش کرسیهای احزاب عرب میتواند محاسبات ائتلافسازی را تغییر دهد؛ هرچند احزاب اصلی مخالف نتانیاهو، بهجز برخی مواضع متفاوت، اعلام کردهاند که تمایلی به ائتلاف رسمی با احزاب عربی ندارند. بااینحال، ممکن است پس از انتخابات برای تشکیل کابینه به حمایت آنها نیاز پیداکنند.
بلوک چهارم را احزاب کوچک و هنوز متعهدنشده تشکیلمیدهند که عبور یا عدم عبورشان از حدنصاب انتخاباتی۳٫۲۵ درصدی میتواند بر نتیجه نهایی اثر بگذارد. حزب «امت اسرائیل» به رهبری اوفر وینتر، با وجود تمایل به حمایت از نتانیاهو، تشکیل ائتلاف را به تصویب قانونیبرای اعزام حریدیها به خدمت نظامی مشروط کرده است؛ شرطی که پذیرش آن برای نتانیاهو، به دلیل نیاز به حمایتاحزاب حریدی، دشوار خواهد بود. در سوی مقابل، ائتلاف نیروهای ذخیره و حزب اقتصادی جدید نیز برای همکاریبا مخالفان نتانیاهو شرط گذاشتهاند که احزاب عربی و حریدی وارد کابینه نشوند. بنابراین، حتی چند کرسیبهدستآمده از سوی این احزاب کوچک میتواند موازنه سیاسی را تغییر دهد.
اگر هیچیک از بلوکها نتواند به حدنصاب ۶۱کرسی برسد، چه سناریوهایی برای تشکیل کابینهآینده اسرائیل محتمل است؟
در شرایط کنونی، سه سناریوی اصلی قابلتصور است. سناریوی نخست، که با توجه به وضعیت نظرسنجیهامحتمل به نظر میرسد، ناتوانی هر دو بلوک در تشکیل کابینهای با اکثریت است. در چنین شرایطی، بنبست سیاسی ادامه خواهد یافت و نتانیاهو میتواند تا زمان تعیین تکلیف کابینه بعدی در جایگاه نخستوزیر موقت باقی بماند؛ وضعیتی که ممکن است به برگزاری انتخابات مجدد منجر شود.
سناریوی دوم، تشکیل کابینه اقلیت از سوی مخالفان نتانیاهو با حمایت بیرونی احزاب عربی است. این ائتلاف، بدون ورود رسمی احزاب عربی به کابینه، میتواند به حمایت آنها تکیه کند؛ اما به دلیل نداشتن اکثریت پایدار،از ابتدا با شکنندگی سیاسی روبهرو خواهد بود و ادامه فعالیت آن به حفظ حمایت نیروهای بیرونی بستگی دارد.
سناریوی سوم نیز شکلگیری کابینه وحدت ملی است؛ به این معنا که یکی از احزاب مخالف نتانیاهو، احتمالاً تحت فشارهای داخلی و بینالمللی، به ائتلاف با او تن دهد تا از تداوم بنبست و برگزاری انتخابات مجدد جلوگیری شود.
در مجموع، نتیجه انتخابات تنها به میزان آرای لیکود یااحزاب مخالف وابسته نیست؛ موضع احزاب عربی، عبور احزاب کوچک از حدنصاب، اختلاف بر سر خدمت نظامیحریدیها و توانایی رهبران سیاسی در کنار گذاشتن اختلافات، همگی در تعیین کابینه آینده نقش خواهند داشت. از همین رو، حتی اگر یک بلوک در شمارش کرسیها پیشتاز باشد، تشکیل کابینه همچنان به مذاکرات پیچیده پس از انتخابات وابسته خواهد ماند.
انتهای پیام/