سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی و بین الملل

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

آیا دیپلماسی مانع جنگ می‌شود؟

۱۴۰۵/۰۸/۰۹ - ۰۵:۱۷:۰۱
کد خبر: ۲۴۰۸۶۶۳
در حالی که تهدیدهای نظامی آمریکا علیه ایران همچنان ادامه دارد، ارسال نامه جی‌دی ونس به محسن رضایی و سفر هیأت قطری به تهران با نسخه جدید پیشنهاد پایان جنگ، بار دیگر امیدها به احیای دیپلماسی را افزایش داده است.

گروه سیاسی و بین‌الملل برنا/ در شرایطی که سایه ازسرگیری درگیری نظامی میان ایران و آمریکا همچنان بر منطقه سنگینی می‌کند و تنها ۴ روز تا برگزاری انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا در تاریخ سوم نوامبر (۱۲ آبان) باقی مانده است، دو تحول دیپلماتیک تازه بار دیگر گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال بازگشت تهران و واشنگتن به مسیر مذاکره را افزایش داده است؛ ارسال نامه جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، به محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران و سفر هیأت قطری به تهران با هدف انتقال آخرین اصلاحات در پیش‌نویس پیشنهاد پایان جنگ. هم‌زمانی این دو رویداد، از فعال‌شدن دوباره کانال‌های ارتباطی و تلاش میانجی‌های منطقه‌ای برای جلوگیری از دور تازه تقابل نظامی حکایت دارد؛ هرچند هنوز نمی‌توان از نزدیک شدن قطعی طرفین به توافق سخن گفت.

گامی برای احیای مذاکرات؟

ارسال نامه از سوی جی‌دی ونس به محسن رضایی، در شرایطی صورت گرفته که گزارش‌های رسانه‌های آمریکایی و از جمله ادعا‌های مطرح شدن توسط دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا از احتمال انجام حمله‌ای کوتاه‌مدت، اما شدید علیه ایران در هفته‌های آینده حکایت دارند. بر اساس گزارش وال‌استریت ژورنال، هدف از این نامه، سنجش امکان کاهش اختلافات تهران و واشنگتن و جلوگیری از صدور فرمان حمله جدید از سوی دونالد ترامپ بوده است.

اگرچه متن نامه تاکنون منتشر نشده، گزارش نیویورک‌تایمز حاکی از آن است که ونس پیشنهاد برگزاری نشستی میان مقام‌های ایرانی و آمریکایی در آینده نزدیک را مطرح کرده و خواستار آغاز مذاکرات مستقیم شده است. بر اساس این گزارش، پرونده هسته‌ای ایران باید از ابتدای مذاکرات در دستور کار قرار گیرد و در صورت موافقت تهران، گفت‌و‌گو‌ها می‌تواند از هفته آینده آغاز شود. قطر یا ترکیه نیز به‌عنوان مکان‌های احتمالی این نشست مطرح شده‌اند.

با این حال، آنچه از گزارش‌های منتشرشده برمی‌آید، این است که نامه ونس بیش از آنکه متضمن ارائه یک پیشنهاد صلح مشخص باشد، بر بررسی چارچوب احتمالی مذاکرات متمرکز بوده است. به بیان دیگر، واشنگتن در مرحله نخست به دنبال ارزیابی آمادگی تهران برای بازگشت به میز مذاکره و شناسایی نقاط مشترک احتمالی است.

انتخاب محسن رضایی به‌عنوان مخاطب این نامه نیز از منظر سیاسی و امنیتی قابل توجه است. برخی تحلیلگران معتقدند این انتخاب می‌تواند نشانه تغییر نگاه واشنگتن به کانال‌های مؤثر تصمیم‌گیری در تهران باشد. جایگاه امنیتی رضایی و سابقه فرماندهی او، از جمله عواملی است که در تحلیل چرایی انتخاب وی مورد توجه قرار گرفته است. در واقع، به نظر می‌رسد آمریکا در پی ارتباط با چهره‌ای است که بتواند در شکل‌گیری اجماع داخلی درباره تصمیمات کلان مرتبط با جنگ و مذاکره نقش‌آفرینی کند.

مأموریت دوحه برای انتقال پیام تازه

در کنار نامه ونس، سفر هیأت قطری به تهران نیز اهمیت ویژه‌ای یافته است. بر اساس گزارش سی‌بی‌اس، میانجی‌های قطری روز جمعه با آخرین اصلاحات در پیش‌نویس پیشنهاد پایان دادن به جنگ وارد تهران شدند تا دیدگاه طرف ایرانی را درباره نسخه جدید این طرح دریافت کنند. این رسانه به نقل از یک منبع آگاه از مشاهده نشانه‌هایی از پیشرفت در روند مذاکرات خبر داده است. مارگارت برنان، خبرنگار سی‌بی‌اس نیز تأکید کرده که ۴۸ ساعت آینده برای تصمیم‌گیری درباره این پیشنهاد اهمیت تعیین‌کننده‌ای خواهد داشت.

این تحرکات در ادامه تلاش‌های دوحه برای نزدیک کردن مواضع تهران و واشنگتن صورت می‌گیرد. بر اساس گزارش رویترز، قطر پیش‌تر نیز پیش‌نویس طرحی برای پایان دادن به جنگ را به ایران ارائه کرده بود؛ با این حال، یک مقام ارشد ایرانی پیشنهاد‌های اولیه را غیرقابل‌قبول توصیف کرده بود.

گره اصلی مذاکرات، به نظر می‌رسد بر سر ترتیب اقدامات و تعهدات طرفین باشد. واشنگتن خواهان قرار گرفتن پرونده هسته‌ای ایران در ابتدای مذاکرات است، درحالی‌که تهران بر ضرورت پایان محاصره بنادر و لغو محدودیت‌های صادرات نفت پیش از ورود به روند تازه گفت‌و‌گو‌ها تأکید دارد. این اختلاف نشان می‌دهد که حتی با فعال شدن مجدد کانال‌های ارتباطی، فاصله مواضع دو طرف همچنان قابل توجه است.

دیپلماسی در سایه تهدید نظامی

تحرکات اخیر را می‌توان در چارچوب تلاش کشور‌های منطقه برای جلوگیری از گسترش جنگ نیز ارزیابی کرد. سفر میانجی‌های قطری و دیدار‌های مقام‌های ارشد امنیتی عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه با محسن رضایی در تهران، بیانگر نگرانی فزاینده بازیگران منطقه‌ای از پیامد‌های دور تازه درگیری است. گسترش جنگ می‌تواند امنیت انرژی، زیرساخت‌های اقتصادی و ثبات کشور‌های حاشیه خلیج فارس را با مخاطرات جدی مواجه کند.

از سوی دیگر، مواضع دونالد ترامپ همچنان حاوی پیام‌های متناقض است. او از یک سو مجوز برقراری ارتباط با ایران را تأیید کرده و از سوی دیگر، احتمال انجام عملیات نظامی جدید را مطرح کرده است. گزارش‌ها درباره آماده‌سازی نظامی آمریکا و هشدار واشنگتن به متحدان منطقه‌ای خود نیز نشان می‌دهد که گزینه نظامی همچنان در محاسبات کاخ سفید حضور دارد. در این میان، نقش ونس نیز محل توجه است. برخی تحلیلگران او را در مقایسه با ترامپ، متمایل‌تر به استفاده از ابزار دیپلماسی و مخالف‌تر با ورود به یک جنگ طولانی می‌دانند. با این حال، میزان نفوذ او بر تصمیم نهایی رئیس‌جمهور آمریکا همچنان محل تردید است. تجربه درگیری‌های پیشین نیز نشان داده که اختلاف دیدگاه در داخل دولت آمریکا لزوماً مانع تصمیم‌گیری ترامپ برای استفاده از گزینه نظامی نشده است.

آیا نامه ونس می‌تواند بن‌بست دیپلماتیک را بشکند؟

مجموع تحولات اخیر، از نامه ونس به محسن رضایی تا سفر هیأت قطری و انتقال نسخه جدید پیشنهاد پایان جنگ، نشان می‌دهد که مسیر دیپلماسی میان تهران و واشنگتن هنوز به‌طور کامل مسدود نشده است. با این حال، فعال شدن کانال‌های ارتباطی را نباید با نزدیک شدن قطعی به توافق یکسان دانست. تجربه تفاهم‌نامه اسلام‌آباد نیز نشان داد که حتی پیشرفت در مذاکرات و دستیابی به تفاهم اولیه، بدون وجود تضمین‌های لازم و توافق بر سر نحوه اجرای تعهدات، نمی‌تواند مانع بازگشت بحران شود.

از این منظر، نامه ونس می‌تواند فرصتی برای احیای ارتباطات و سنجش امکان توافق باشد، اما به‌تنهایی ظرفیت شکستن بن‌بست دیپلماتیک را ندارد. تحقق چنین امکانی مستلزم آن است که واشنگتن از سیاست هم‌زمان تهدید و مذاکره فاصله بگیرد و تهران نیز اطمینان یابد که توافق احتمالی، منافع امنیتی و اقتصادی آن را به‌صورت پایدار تأمین خواهد کرد. در نهایت، سرنوشت این ابتکار نه به ارسال یک نامه یا رفت‌وآمد میانجی‌ها، بلکه به اراده سیاسی طرفین برای تبدیل پیام‌های دیپلماتیک به تعهدات عملی و قابل اتکا وابسته است. در غیر این صورت، تحرکات کنونی ممکن است صرفاً فرصتی کوتاه برای تعویق تقابل نظامی باشد، نه گامی تعیین‌کننده در مسیر پایان بحران.

انتهای پیام/

نظر شما