سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی و بین الملل

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

سرمایه‌های مردم در گاوصندوق‌ها / چرا ثروت کشور به تولید نمی‌رسد؟

۱۴۰۵/۰۸/۱۰ - ۰۷:۴۲:۲۱
کد خبر: ۲۴۰۹۱۶۹
برنا - گروه اقتصادی: صنعت طلا و جواهر ایران در شرایطی با رکود بخشی از واحد‌های تولیدی، محدودیت دسترسی به مواد اولیه و تغییر الگوی خرید مصرف‌کنندگان روبه‌روست که حجم قابل‌توجهی از دارایی‌های مردم به شکل طلا و نقره خارج از چرخه تولید نگهداری می‌شود.

به گزارش برنا،  فعالان این صنعت معتقدند اتصال سرمایه‌های خرد و کلان مردم به شبکه تولید، توسعه زیرساخت‌های دیجیتال، تأمین مالی بانکی و ساماندهی فعالیت پلتفرم‌های آنلاین می‌تواند مسیر تازه‌ای برای احیای ظرفیت‌های تولیدی و افزایش رقابت‌پذیری این صنعت ایجاد کند.

رکود تولید در سایه کمبود مواد اولیه

صنعت طلا و جواهر با وجود برخورداری از ظرفیت‌های گسترده در حوزه طراحی، ساخت، توزیع و تجارت، همچنان با یکی از مهم‌ترین موانع توسعه یعنی دسترسی محدود به مواد اولیه مواجه است. در شرایطی که تولیدکنندگان برای تأمین طلای مورد نیاز خود با دشواری روبه‌رو هستند، بخشی از دارایی‌های موجود در جامعه به جای گردش در زنجیره تولید، به شکل سرمایه‌های نگهداری‌شده باقی مانده است.

بر اساس آماری که در اظهارات فعالان این حوزه مطرح شده، حدود ۷۰ درصد کارخانه‌های طلا و جواهر با رکود مواجه‌اند و کمبود مواد اولیه یکی از عوامل اصلی این وضعیت عنوان شده است. چنین شرایطی نشان می‌دهد مسئله صنعت طلا صرفاً کمبود تقاضا یا ضعف بازار فروش نیست، بلکه گسست میان منابع مالی موجود و نیاز واقعی واحد‌های تولیدی نیز به یکی از چالش‌های ساختاری این بخش تبدیل شده است.

در همین زمینه، عبدالرضا عسگرخانی، مجری سامانه هوشمند معاملات و انبارداری فلزات گرانبها، با اشاره به وجود حدود ۳۰۰ کیلوگرم طلا و چهار تن نقره از دارایی‌های مردم در بانک‌ها، بر ضرورت ایجاد سازوکاری برای استفاده از این منابع در چرخه تولید تأکید کرده است. به اعتقاد او، همکاری میان بانک‌ها، اتحادیه‌های صنفی و زیرساخت‌های هوشمند نگهداری فلزات گرانبها می‌تواند زمینه بهره‌برداری اقتصادی از این دارایی‌ها را فراهم کند.

سرمایه‌های خرد، منبعی که می‌تواند به تولید متصل شود

یکی از ظرفیت‌های کمتر استفاده‌شده در صنعت طلا، امکان جذب سرمایه‌های خرد خانوار‌ها و تبدیل آن به منابع قابل استفاده برای واحد‌های تولیدی است. در شرایط تورمی، بسیاری از خانوار‌ها برای حفظ ارزش دارایی خود به خرید طلای آب‌شده، ارز و سایر دارایی‌های قابل معامله روی می‌آورند. این رفتار بیش از آنکه نشانه ورود سرمایه به فعالیت مولد باشد، بیانگر تلاش مردم برای محافظت از قدرت خرید و دارایی‌هایشان است.

با این حال، فعالان صنعت معتقدند می‌توان با طراحی ابزار‌های مالی شفاف و قابل اعتماد، این منابع را به سمت تولید هدایت کرد؛ بدون آنکه مالکیت و منافع سرمایه‌گذاران خرد نادیده گرفته شود.

عسگرخانی معتقد است مشارکت در تولید نباید صرفاً به سرمایه‌گذاران بزرگ محدود بماند و حتی دارندگان مقادیر اندک طلا، برای مثال پنج گرم، نیز می‌توانند از طریق مدل‌های مشخص و تحت نظارت در فعالیت واحد‌های تولیدی مشارکت کنند. چنین الگویی در صورت برخورداری از ضمانت‌های حقوقی، شفافیت در محاسبه سود و امکان نظارت بر گردش دارایی‌ها، می‌تواند راهی برای پیوند پس‌انداز خانوار‌ها با بخش واقعی اقتصاد باشد.

البته تحقق این هدف به ایجاد اعتماد عمومی وابسته است. مردم زمانی حاضر به سپردن دارایی خود در قالب سازوکار‌های مشارکت در تولید خواهند بود که میزان سرمایه، محل مصرف، نحوه نگهداری، سهم منافع و شرایط بازگشت دارایی آنها به‌روشنی مشخص باشد.

فناوری، راه عبور از بازار سنتی به اقتصاد هوشمند

تحول دیجیتال به یکی از ضرورت‌های جدی صنعت طلا و جواهر تبدیل شده است. تغییر رفتار نسل جوان، گسترش خرید اینترنتی و افزایش اهمیت دسترسی سریع و شفاف به اطلاعات، فعالان این حوزه را ناگزیر کرده تا شیوه‌های سنتی فعالیت خود را با ابزار‌های جدید هماهنگ کنند.

با این حال، دیجیتالی شدن به معنای حذف ساختار حرفه‌ای بازار نیست. آب‌شده‌فروشان، بنکداران، گالری‌داران، سکه‌فروشان و تولیدکنندگان، حلقه‌های شکل‌دهنده زنجیره‌ای هستند که طی دهه‌ها در بازار طلا و جواهر کشور شکل گرفته‌اند. بنابراین، فناوری زمانی می‌تواند به توسعه این صنعت کمک کند که به جای کنار زدن این گروه‌ها، امکان فعالیت گسترده‌تر و ارتباط مؤثرتر آنها با مشتریان را فراهم کند.

زیرساخت‌های هوشمند معاملات و انبارداری نیز می‌توانند با ثبت دقیق موجودی، افزایش قابلیت رهگیری معاملات و شفاف‌سازی فرایند نگهداری و انتقال فلزات گرانبها، زمینه کاهش اختلافات و افزایش اعتماد را فراهم کنند. این تحول همچنین می‌تواند امکان گسترش بازار فروش واحد‌های صنفی از محدوده جغرافیایی یک فروشگاه به سطح ملی و حتی بازار‌های بین‌المللی را افزایش دهد.

از سوی دیگر، توسعه ابزار‌های دیجیتال می‌تواند فرصت‌های تازه‌ای برای فعالیت اقتصادی زنان و نسل جوان ایجاد کند؛ گروه‌هایی که با استفاده از ظرفیت فروش آنلاین، تولید محتوای تصویری و معرفی محصولات می‌توانند بدون نیاز به برخورداری از زیرساخت‌های گسترده فیزیکی، در بخش‌هایی از زنجیره ارزش این صنعت حضور پیدا کنند.

بانک‌ها باید از نگهداری دارایی به تأمین مالی تولید برسند

نقش نظام بانکی در توسعه صنعت طلا و جواهر تنها به نگهداری دارایی‌های مردم محدود نمی‌شود. بانک‌ها می‌توانند با استفاده از ابزار‌های تأمین مالی، منابع و ظرفیت‌های خود را به سمت تولیدکنندگان، کارگاه‌ها و کارخانه‌های این صنعت هدایت کنند.

ایرج نیازی، مدیرعامل بانک کارگشایی، در همین زمینه بر ظرفیت ابزار‌هایی مانند اوراق گام، ضمانت‌نامه‌ها و اعتبارات اسنادی برای پشتیبانی از زنجیره تأمین صنعت طلا و جواهر تأکید کرده است. به گفته او، همکاری بانک‌ها با تشکل‌های صنفی می‌تواند مسیر استفاده مؤثرتر از منابع موجود را برای تأمین نیاز واحد‌های تولیدی هموار کند.

اهمیت این ابزار‌ها زمانی بیشتر مشخص می‌شود که تولیدکننده برای خرید مواد اولیه، تأمین نقدینگی یا انجام تعهدات تجاری به منابع مالی نیاز دارد، اما امکان دریافت تسهیلات متناسب با نیاز خود را در اختیار ندارد. استفاده هدفمند از ابزار‌های اعتباری می‌تواند بخشی از فشار نقدینگی را کاهش دهد و مانع از توقف ظرفیت‌های تولیدی شود.

در کنار این موضوع، ایده ایجاد انبار‌های هوشمند فلزات گرانبها با همکاری نظام بانکی و فعالان صنفی نیز با هدف صیانت از دارایی مردم و فراهم کردن امکان استفاده اقتصادی از آنها مطرح شده است. موفقیت چنین طرح‌هایی به تدوین مقررات روشن، نظارت مستمر و تفکیک دقیق دارایی مشتریان از منابع عملیاتی مجموعه‌های فعال وابسته خواهد بود.

پلتفرم‌های آنلاین، فرصت توسعه یا تهدید تولید؟

گسترش پلتفرم‌های آنلاین معاملات طلا، یکی از مهم‌ترین تحولات سال‌های اخیر این بازار بوده است؛ تحولی که در کنار ایجاد فرصت برای دسترسی آسان‌تر مردم به بازار، پرسش‌هایی درباره نظارت، امنیت معاملات و آثار آن بر ساختار سنتی صنعت ایجاد کرده است.

حسین مصطفی‌زاده، رئیس اتاق اصناف تهران، با استقبال از توسعه فعالیت‌های مجازی در چارچوب ضوابط صنفی، بر ضرورت جلوگیری از آسیب دیدن واحد‌های صنفی و اعتبار حرفه‌ای این بازار تأکید کرده است. از نگاه او، تخلفات برخی افراد نباید به کل صنف طلا و جواهر تعمیم داده شود و تقویت نظارت اتحادیه‌ها برای حفظ اعتماد عمومی اهمیت دارد.

ایرج نیازی نیز معتقد است بروز تخلف در برخی کسب‌وکار‌های آنلاین نباید به توقف فعالیت تمام پلتفرم‌ها منجر شود، بلکه باید با تقویت سامانه‌های نظارتی و رتبه‌بندی فعالان، زمینه تفکیک مجموعه‌های معتبر از کسب‌وکار‌های پرریسک فراهم شود.

در مقابل، نادر بذرافشان، رئیس اتحادیه طلا و جواهر تهران، ضمن تأکید بر ضرورت همراهی بازار با تحولات دیجیتال، نسبت به گسترش فروش طلای آب‌شده در فضای مجازی هشدار داده است. به اعتقاد او، اولویت باید حمایت از تولید مصنوعات طلا، تقویت واحد‌های صنفی و جلوگیری از تضعیف زنجیره تولید باشد. او همچنین با اشاره به وجود حدود ۹۰ هزار واحد صنفی و فعال مرتبط با این حوزه در کشور، بر ضرورت ساماندهی فعالیت‌های آنلاین و بررسی کارشناسی شیوه عرضه طلای آب‌شده تأکید کرده است.

این اختلاف دیدگاه نشان می‌دهد مسئله اصلی، تقابل بازار سنتی و پلتفرم‌های دیجیتال نیست؛ بلکه چگونگی تنظیم رابطه میان این دو بخش است. اگر فعالیت آنلاین صرفاً به خریدوفروش دارایی موجود محدود بماند، الزاماً به افزایش تولید منجر نخواهد شد. اما اگر این بستر‌ها به تأمین مالی، سفارش‌گذاری محصولات، اتصال تولیدکننده به مصرف‌کننده و توسعه بازار مصنوعات کمک کنند، می‌توانند به یکی از ابزار‌های رشد صنعت تبدیل شوند.

اولویت باید از معامله دارایی به تولید ارزش تغییر کند

صنعت طلا و جواهر برای عبور از رکود به مجموعه‌ای از اصلاحات هم‌زمان نیاز دارد. تأمین مواد اولیه، دسترسی تولیدکنندگان به منابع مالی، توسعه انبارداری هوشمند، نظارت بر معاملات آنلاین و ایجاد مدل‌های امن مشارکت مردمی، اجزای یک زنجیره به‌هم‌پیوسته هستند و اجرای جداگانه هرکدام نمی‌تواند تمام مشکلات این صنعت را برطرف کند.

در این میان، حفظ تجربه فعالان باسابقه در کنار ورود دانش و فناوری نسل جدید اهمیت ویژه‌ای دارد. بازار طلا طی سال‌ها بر پایه تخصص، اعتماد و شبکه‌های حرفه‌ای شکل گرفته و تحول دیجیتال زمانی موفق خواهد بود که این سرمایه اجتماعی را حفظ و تقویت کند.

مسئله اصلی این است که سرمایه‌های مردم نباید فقط در قالب دارایی‌های قابل نگهداری و معامله باقی بمانند، در حالی که کارخانه‌ها و کارگاه‌های تولیدی برای تأمین مواد اولیه و ادامه فعالیت با محدودیت مواجه‌اند. ایجاد مسیر‌های شفاف برای اتصال این دو بخش می‌تواند هم به حفظ منافع صاحبان سرمایه کمک کند و هم ظرفیت تولید، اشتغال و ارزش افزوده صنعت طلا و جواهر را افزایش دهد.

آینده این صنعت نه صرفاً در گسترش معاملات آنلاین، نه فقط در حفظ شیوه‌های سنتی و نه تنها در تزریق تسهیلات بانکی خلاصه می‌شود؛ مسیر توسعه از پیوند هوشمندانه سرمایه مردمی، نظام بانکی، فناوری و شبکه تولید می‌گذرد. هرچه این ارتباط شفاف‌تر و قابل نظارت‌تر باشد، احتمال تبدیل دارایی‌های راکد به سرمایه مولد و بازگشت رونق به واحد‌های تولیدی بیشتر خواهد شد.

انتهای پیام / 

نظر شما