سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

حشمت‌اله سلطانی مدیر مسئول نشریه ابراز:

روزنامه‌نگاری کرمانشاه از مشروطه تا امروز فقط با خون دل

۱۳۹۳/۰۹/۰۶ - ۱۷:۱۵:۴۰
کد خبر: ۲۴۰۹۷۸
«هیئت دولت موقت مهاجرین» در کرمانشاه به ریاست نظام‌السلطنه مافی یکی از این مباحث مهم و قابل تامل است.

مطبوعات جولانگاه عرصه ی اندیشه است و نیز تاثیرگذار بر اندیشه این رسانه‌ی مکتوب یکی از مهم‌ترین مولفه‌های توسعه‌ی فرهنگی جوامع بوده و به راستی رکن چهارم دموکراسی خوانده شده است.

نکته همین جاست که اثرگذاری مطبوعات در یک سیر تطور تاریخی در ایران به طور عام و استان کرمانشاه به نحو خاص از حیث کمی و کیفی چگونه بوده و کارگزاران نشریات نوشتاری چگونه و تا چه اندازه بر توسعه‌ی منابع انسانی و خردجمعی تاثیر گذاشته و چه تغییر و تحولی اساسی را موجب شده‌اند.
 
اگر چه به زعم اهل اندیشه، قیاس به واسطه‌ی عدم تناسب و توازن دیدگاه‌ها و شرایط در یک عصر و نیز اختلاف معنادار ایده‌ها، باورها و اندیشه‌ها در عصرهای مختلف، چندان معقول نمی‌نماید، مع‌الوصف با در کفه‌ی ترازو گذاشتن باز مفهومی و نفوذ معنوی – سیاسی، همچنین طیف و گستره‌ی رسوخ و نفوذ مطبوعات در هر عصر به ما می‌فهماند که در شرایط یکسان با مفروضات هم سنخ و پارامترهای متوازن، مطبوعات یک دوره با دوره دیگر چه تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند و کدام یک از نشریات توانسته است در شرایط دشوارتر، روان‌تر، شجاعانه‌تر، منطقی‌تر، معقول‌تر و اثرگذارتر رفتار کرده و نتایج ملموسی از عملکرد خود گرفته است.

استاد شیریان، سه دوره‌ی مجزا را برای مطبوعات استان کرمانشاه برشمرده و با اشاره به این که 'اگر قدیمی‌ترین روزنامه‌ای را که به زبان فارسی در ایران انتشار یافته و آن را موسوم به «کاغذ اخبار» به مدیریت میرزا صالح شیرازی و به سال 1253 ه. ق برابر 1216 خورشیدی بدانیم، عمر روزنامه‌های کرمانشاهی در حیات یکصد وهفتاد و پنج ساله مطبوعات کشور، به بیش از یکصد و شش سال شمسی می‌رسد که نقش مهمی در نشر اطلاعات و فرهنگ مکتوب این سرزمین ایفا کرده‍اند.
 
این سه دوره را به ترتیب؛ از سال 1324 ق. برابر 1285 شمسی تا سال (19 آبان 1304 شمسی) مربوط به عصر قاجار به عنوان دوره ی اول - از آبان 1304 تا سال 1357 مربوط به دوران پهلوی به عنوان دوره‌ی دوم و نهایتاً از سال 1358 تا 1391 مربوط به دوره‌ی جمهوری اسلامی تحت عنوان دوره‌ی سوم، دسته‌بندی کرده است.

وی معتقد است که اولین روزنامه‌ی کرمانشاهی، با نام «کرمانشاه» پا به عرصه‌ی وجود گذاشته، اما پیش از آن و حداقل 20 سال پیش‌تر، سالنامه‌ی اداره ی معارف کرمانشاهان، به سال 1305 نشر یافته که اثر عبدالحسین‌خان سلطانی بوده است. پس از این تاریخ، روزنامه‌های متعددی در استان کرمانشاه ظهور و بروز یافته‌اند، از جمله روزنامه‌ی «بیستون» که بنا به تایید تمامی مولفان کرمانشاهی، نخستین روزنامه رسمی شهر کرمانشاه تلقی می‌گردد و ابوالقاسم‌خان لاهوتی، شاعر کرمانشاهی به عنوان صاحب‌امتیاز نشریه، آن را اداره می‌کرده است.
 

در دوران قاجار، از سال 1324ه. ق تا 1304 شمسی 21 نشریه در کرمانشاه، فعالیت می‌کرده‌اند که از جمله‌ی مشهورترین آن‌ها می‌توان به بیستون (دوره ی اول) به صاحب‌امتیازی و مدیر مسئولی ابوالقاسم لاهوتی، بیستون(دوره‌ی دوم) به صاحب‌امتیازی مهدی فرهپور(صدیق دفتر)، شهاب‌ثاقب سیدعبدالکریم غیرت و کرمانشاه سیدهدایت‌اله فصیح المتکلمین اشاره نمود. استاد شیریان در کتاب خود، موضوعات ارزشمند و متنوعی از تاریخ فعالیت مطبوعات در استان کرمانشاه و شخصیت‌های اثرگذار سیاسی در آن‌ها را مورد نقد و بررسی موشکافانه قرار می‌دهد.

«هیئت دولت موقت مهاجرین» در کرمانشاه به ریاست نظام‌السلطنه مافی یکی از این مباحث مهم و قابل تامل است. تعرضات بیگانگان به ایران و خصوصاً مناطق غربی کشور از مرز قصرشیرین گرفته تا همدان که غالباً توسط متجاوزان روس صورت پذیرفت،در آن دوران وضعیت بسیار دشواری را برای مردم غرب ایران، به ویژه استان کرمانشاه رقم زده بود و آحاد مردم در رنج و مشقت فراوان بودند.
 

مبارزان غیور در کرمانشاه (کمیته دفاع ملی) تشکیل داده و علاوه بر کمک به مردم، در روشنگری اذهان عامه نقشی به سزا و نافذ ایفا نمودند، مهاجرین گروهی متشکل از نمایندگان مجلس شورای ملی، روشنفکران، رجال و مبارزین صدر مشروطیت بودند که برای دفاع از کشور به کرمانشاه مهاجرت و این شهر را به واسطه‌ی غیرت و اقتدار مردمانش، پایتخت حکومت خود قرار دارند.
 
این مهاجرین پس از مهاجرت دوم خود، دولتی موقت تشکیل دادند که 7 ماه در کرمانشاه حکومت کرد. با فرا رسیدن روز 24 آذر 1304، طومار نزدیک به یک و نیم قرن سلطنت قاجار در هم می‌پیچد و رضاخان میرپنج با نیرنگ حکومت ایران را به دست می‌گیرد. رضا شاه سرکوب و شکستن قلم روزنامه‌نگاران و نشریات را سرلوحه‌ی امور خود قرار داده است، با این وجود طی حدود 53 سال سلطنت پهلوی‌ها، یعنی از 24 آذر 1304 تا شهریور 1320 به عنوان سلطنت رضاشاه و از شهریور 1320 تا 1357 دوران سلطنت محمدرضا شاه،97 عنوان روزنامه و مجله که در استان کرمانشاه فعالیت داشته‌اند، شناسایی شده است. به راستی نمی‌توان از میان این عناوین، نشریه‌ای را یافت که برتری محسوسی بر دیگری داشته باشد، فعالیت موثر، پویایی و اثرگذاری هر یک از آن‌ها، استان کرمانشاه را به عنوان استانی زنده، اهل فرهنگ، اهل‌قلم و اندیشه و علاقه‌مند به توسعه‌ی فکری- فرهنگی و سیاسی در سطح کشور مطرح ساخته بود.
 
آقای شیریان، برای نشریات پس از پیروزی انقلاب و مشخصاً از سال 1358 تا 1391 نیز، تعداد 55 عنوان مجله، هفته‌نامه و روزنامه برای استان کرمانشاه، قائل شده است. در این دوره، خلاف دوران پیشین، موضوعات علمی، تخصصی و فنی نیز به موضوعات دیگر اضافه شده و روش‌ها به واسطه‌ی تحول «تکنولوژی چاپ» فرایندهای تهیه و تنظیم مطالب کیفی‌تر شده است، اما بدون اغراق و تعارف آن اثرگذاری نشریات دوران قاجار و حتی عصر پهلوی را تاکنون نداشته‌اند و شاید فضای باز سیاسی و فرهنگی ناشی از بروز انقلاب و افزایش غیرقابل تصور تعداد زیادی از نیروهای جوان علاقه‌مند باعث شده تا از کیفیت محتوا و چاپ کاسته شده و بر کمیت و تعداد نشریات افزوده گردد، که البته شاید بتوان فشارهای مالی و اقتصادی و ضعف بنیه‌ی مالی مطبوعات را نیز در این دوران از دلایل کمرنگ شدن اثر مطبوعات کنونی در مقایسه با دوران پیشین داشت.

مطبوعات استان کرمانشاه در رخدادهای سیاسی سرنوشت سازی مانند ملی شدن صنعت نفت و مبارزات حق طلبانه ملت آگاه و مسلمان ایران، چنان قوی، اثرگذار و محکم وارد نبرد با نیروهای مستبد و وابسته به دولت وقت شدند که به عنوان یکی از آگاه‌ترین و کارآمدترین مطبوعات ایران، مطرح شدند.

موضوع تحصن شجاعانه و آگاهانه‌ی تعدادی از روزنامه‌نگاران برجسته کرمانشاهی مانند نادعلی کریمی، محمدعلی کریمی، رکن‌الدین حجتی، سیدحسین حجت‌خواه، سید ابوطالب شیرازی، مرتضی مهدوی و... در مجلس شورای ملی در اعتراض به استبداد بی‌رویه دولت مرکزی در مقابل آزادی‌های فردی و عمودی و بند مربوط به ممنوعیت فعالیت کارکنان دولت به عنوان صاحب‌امتیاز و مدیرمسئول نشریات در قانون جدید مطبوعات آن زمان، رعشه بر اندام حکومت انداخت به نحوی که پس از آن واقعه، دولت بر روی کرمانشاه، فعالان و سیاسیون این استان و خاصه مطبوعات و روزنامه‌نگاران کرمانشاه، حسابی جدی باز کرد. اکثر روزنامه‌های استان در آن دوران با بیداری، آگاهی و شجاعت مثال زدنی، با قلمی روان و شیوا و بدون هیچ واهمه‌ای، خفقان و استبداد شدید حاکم را به باد تمسخر و انتقاد گرفته و با زدن تیترها و تدوین و چاپ گفتارها و تحلیل‌های سیاسی جدی و قوی، اقتدار و پویایی و نفوذ سیاسی - اجتماعی خود را به رخ دولت و وابستگان آن در استان می‌کشیدند، اگر چه گاهی با تهدید و ضرب و شتم نیز مواجه می‌شدند.

در جریان ملی شدن صنعت نفت نیز، زمانی که جهانشاه صمصام استاندار کرمانشاه بود و سرهنگ تیمور بختیار به عنوان عنصری وابسته به بیگانه و سخت‌گیر فرماندهی تیپ کرمانشاه را برعهده داشت و با حدت و شدت زیادی برای سرنگونی دولت مردمی و ملی مصدق تلاش می‌کردند، نیروهای خودجوش مردمی و بزرگان و اعیان کرمانشاه را با هدایت و راهبری فکری روزنامه‌نگاران برجسته، علنا علیه نیروهای ضد نهضت ملی شدن صنعت نفت و مخالف با مصدق می‌ایستادند.
 
در آن زمان کفن پوشانی که از حسینیه‌ی حاج دلال باشی «پدر اخوان کریمی»اعتراضات خود را هماهنگ و طرح‌ریزی می‌کردند در اعتصابات و اعتراضاتی حضور داشتند که روزنامه‌نگاران فهیم کرمانشاهی در راس آن‌ها قرار داشتند هر چند پس از کودتای 28 مرداد 1332، دولت کودتا به قلع و قمع آزادی خواهان و از میان آن‌ها روزنامه‌نگاران آزاده و خوش فکر پرداخت، اما تاریخ مبارزات این ملت، هیچ‌گاه یاد و خاطره ی مبارزات بی‌امان و بیدادگری‌های روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی کرمانشاهی را فراموش نخواهد کرد. این گونه است که تفاوت فاحش روزنامه‌نگار و روزنامه‌نگاری آن دوران در کرمانشاه با فعالیت‌های امروز روزنامه‌نگاری در این استان را نمی‌توان مقایسه کرد و به تعبیر بهتر و البته با تاسف بایستی اذعان داشت که قیاسی مع‌الفارق است! اگر نیم نگاهی به برخی تیترهای مطبوعات آن دوران بی‌اندازیم با خود خواهیم گرفت که تفاوت ره از کجا تا به کجاست، در جایی که قاسم باستانی مدیر مسئول روزنامه افسر کیان که در کرمانشاه منتشر می‌شد، نامه‌ای با فخامت، استواری، زیبایی و شیوایی تمام برای دکتر مصدق می‌نویسد و این گونه می‌گوید که لایحه جدید قانون مطبوعات را که در معرض افکار عمومی گذاشته‌اید، حتی کسانی هم که از مطبوعات و اوضاع آن خوششان نمی‌آید، از آن ناراحت هستند که مگر می‌شود استبداد و خفقان تا به این حد باشد؟!

نظر شما