پیروزی دموکراتها در رقابتهای سنا با کسب اکثریت ۵۱ کرسی لازم و دستیابی این حزب به اکثریت ۲۱۸ کرسی لازم در مجلس نمایندگان، موازنه قدرت در واشنگتن را تغییر میدهد؛ روندی که در کنار پیشتازی دموکراتها در انتخابات فرمانداریها، از نارضایتی گسترده رأیدهندگان آمریکایی از عملکرد دولت ترامپ، رئیسجمهور آمریکا حکایت دارد.
نتایج انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا که روز سهشنبه سوم نوامبر برگزار شد، از شکست جمهوریخواهان و پایان تسلط این حزب بر دو مجلس کنگره (مجلس نمایندگان و سنا) حکایت دارد. دموکراتها فعلاً با کسب ۵۳ کرسی در سنا و دستیابی به حد نصاب ۲۱۸ کرسی در مجلس نمایندگان، اکثریت هر دو مجلس را به دست آوردهاند.
این نتیجه ضربهای جدی به رئیسجمهور آمریکا و دستورکار سیاسی دولت او در دو سال پایانی دوره ریاستجمهوریاش به شمار میرود. جمهوریخواهان که پیش از انتخابات کنترل هر دو مجلس کنگره را در اختیار داشتند، اکنون با از دست دادن این موقعیت، با محدودیتهای بیشتری برای پیشبرد برنامههای دولت مواجه خواهند شد.
آخرین نتایج انتخابات کنگره تا ساعت ۱۰ صبح
نارضایتی از سیاست خارجی جنگطلبانه واشنگتن، هزینههای سنگین درگیریهای نظامی و وضعیت نابسامان اقتصادی، از جمله عوامل مهمی هستند که در تحلیل شکست جمهوریخواهان مورد توجه قرار گرفتهاند. تبعات جنگ علیه ایران و حملات متجاوزانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به این کشور در نهم اسفند، از جمله موضوعاتی است که در کنار پیامدهای اقتصادی و افزایش هزینههای زندگی، بر فضای سیاسی و افکار عمومی آمریکا تأثیر گذاشته است.
در این میان، پیروزی دموکراتها در چندین رقابت مهم فرمانداری نیز بر ابعاد شکست انتخاباتی جمهوریخواهان افزوده است. تغییر ترکیب کنگره میتواند در دو سال باقیمانده از ریاستجمهوری ترامپ، مسیر تصویب طرحهای دولت، نظارت بر عملکرد کاخ سفید و پیشبرد سیاستهای داخلی و خارجی آمریکا را با چالشهای جدیتری مواجه کند. پیش از این نیز ترامپ ضمن تبریک پیروزی دموکراتها در انتخابات اذعان کرده بود که پرونده ایران یکی از عواملی است که در شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای آمریکا نقش داشته است.
در همین راستا، ابوالقاسم دلفی، سفیر اسبق ایران در فرانسه، در گفتوگو با خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری برنا، درباره پیامدهای شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا اظهار کرد: از حدود دو تا سه ماه آینده و با آغاز به کار کنگره جدید، دونالد ترامپ با کنگرهای مواجه خواهد شد که بهطور کامل در اختیار حزب مخالف قرار دارد. این مسئله طبیعتاً قدرت مانور رئیسجمهور آمریکا را برای پیشبرد برنامهها و سیاستهای مورد نظرش کاهش خواهد داد و او دیگر نمیتواند به سادگی گذشته تصمیمات خود را عملیاتی کند.
وی افزود: البته باید توجه داشت که اختیارات رئیسجمهور آمریکا بر اساس قانون اساسی این کشور بسیار گسترده است و حتی در شرایطی که کنگره با رئیسجمهور همراه نباشد، او میتواند در چارچوب اختیارات قانونی و با استناد به ملاحظات امنیت ملی و حفاظت از منافع آمریکا، اقدامات مهمی انجام دهد و در ادامه درباره تصمیمات خود به نمایندگان کنگره توضیح دهد. بنابراین، پیروزی دموکراتها به معنای خلع سلاح کامل ترامپ و پایان قدرت اجرایی او نیست، بلکه به معنای افزایش محدودیتها و کاهش امکان مانور سیاسی وی خواهد بود.
دلفی با اشاره به چشمانداز سیاسی دموکراتها در آمریکا تصریح کرد: هدف مخالفان ترامپ صرفاً پیروزی در انتخابات میاندورهای و تصاحب اکثریت کنگره نبوده است. آنها از هماکنون انتخابات ریاستجمهوری دو سال آینده را در نظر دارند و تلاش میکنند با استفاده از شرایط ایجادشده، زمینه بازگشت به کاخ سفید و کنار زدن جمهوریخواهان از قدرت را فراهم کنند. از این منظر، تحولات اخیر کنگره را باید در چارچوب رقابتهای سیاسی آینده آمریکا نیز تحلیل کرد.
وضعیت جنگ با ایران؛ چالش مهم پیش روی ترامپ
سفیر اسبق ایران در فرانسه با اشاره به شرایط جنگی میان ایران و آمریکا گفت: مسئله مهم دیگر، وضعیت کنونی آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران است. در شرایط فعلی، میان دو کشور صلح برقرار نشده و آمریکا درگیر جنگ با ایران است. این موضوع برای کنگره و بهویژه ساختار نظامی ایالات متحده اهمیت زیادی دارد؛ چراکه ارتش یکی از مهمترین ارکان حاکمیت آمریکا محسوب میشود و اعتبار و حیثیت آن برای هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه اهمیت دارد. حمایت از ارتش آمریکا همچنان در دستور کار کنگره باقی خواهد ماند، اما این حمایت لزوماً به معنای همراهی با تمام رویکردها و خواستههای ترامپ نیست. دموکراتها احتمالاً تلاش خواهند کرد نظارت بیشتری بر عملکرد دولت و نهادهای نظامی داشته باشند و اجازه ندهند همه ساختارهای حکومتی و نظامی صرفاً در چارچوب اراده رئیسجمهور عمل کنند.
دلفی با بیان اینکه ترامپ همچنان به دنبال خروج پیروزمندانه از جنگ با ایران است، اظهار کرد: رئیسجمهور آمریکا تمایل دارد جنگی که در آن درگیر شده، برای افکار عمومی این کشور دستاوردی ملموس داشته باشد. او از ابتدای فعالیت سیاسی خود و بهویژه در جریان رقابتهای انتخاباتی، همواره بر ضرورت جلوگیری از جنگهای پرهزینه و دستیابی به نتایج اقتصادی و سیاسی تأکید کرده است. از این رو، برای ترامپ بسیار مهم است که بتواند با ارائه یک دستاورد بزرگ، از این درگیری خارج شود. حتی در میان مخالفان و موافقان جنگ در آمریکا نیز این نگاه وجود دارد که ایالات متحده نباید از این درگیری با شکست و سرافکندگی خارج شود. بنابراین، ترامپ با شرایط دشواری مواجه است؛ از یک سو باید برای جنگ دستاوردی تعریف کند و از سوی دیگر، با محدودیتهای سیاسی و اقتصادی و مخالفتهای داخلی روبهرو است.
این دیپلمات پیشین با اشاره به تلاشهای میانجیگرانه کشورهای مختلف در روزهای اخیر گفت: در مدت گذشته، رفتوآمد هیئتهای مختلف و تلاش کشورهای میانجی از جمله عربستان، ترکیه، پاکستان، قطر و عمان و همچنین طرحهایی که از سوی برخی کشورهای دیگر مطرح شده، عمدتاً با این هدف دنبال شده است که زمینه پایان جنگ از مسیر مذاکره و توافق فراهم شود. با این حال، پس از انتخابات و مشخص شدن نتایج آن، برخی ملاحظات سیاسی ترامپ تغییر کرده است. پیش از انتخابات، نگرانی از تأثیر جنگ بر آرای رأیدهندگان آمریکایی یکی از عوامل اثرگذار بر تصمیمات او بود، اما اکنون این ملاحظه تا حدی تغییر کرده و باید توجه داشت که ترامپ ممکن است با محاسبات متفاوتی درباره ادامه یا پایان جنگ تصمیمگیری کند.
ضرورت بازنگری در سیاست مذاکراتی ایران
سفیر اسبق ایران در فرانسه در ادامه با تأکید بر ضرورت ارزیابی دقیق تحولات سیاسی آمریکا برای تأمین منافع ملی کشورمان گفت: جمهوریخواهان اگرچه انتخابات کنگره را از دست دادهاند، اما همچنان برای انتخابات ریاستجمهوری آینده برنامهریزی میکنند. چهرههایی مانند جی دی ونس و مارکو روبیو که از گزینههای بالقوه جمهوریخواهان برای رقابتهای آینده محسوب میشوند، تلاش خواهند کرد شرایطی ایجاد کنند که حزب جمهوریخواه بتواند بار دیگر اعتماد افکار عمومی را برای اداره کشور به دست آورد. از این منظر، موضوع جنگ با ایران همچنان میتواند در محاسبات سیاسی جمهوریخواهان اهمیت داشته باشد. بنابراین، نباید نتایج انتخابات کنگره را صرفاً به معنای تضعیف جمهوریخواهان یا تغییر قطعی سیاست آمریکا در قبال ایران تلقی کرد. مهم این است که بتوانیم از تحولات جدید، ارزیابی درستی داشته باشیم و بر اساس آن، راهبردی متناسب با منافع ملی کشور طراحی کنیم.
دلفی با اشاره به تجربه مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در سالهای گذشته اظهار کرد: طی یکی دو سال گذشته، بهویژه پس از تحولات و درگیریهای نظامی، بخش قابل توجهی از تلاشهای دیپلماتیک کشور بر مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا از طریق میانجیها متمرکز بوده است. کشورهای مختلفی از جمله قطر، پاکستان و عمان در این مسیر نقشآفرینی کردهاند و حتی روسیه و چین نیز در مقاطعی برای میانجیگری اعلام آمادگی کردهاند. با این حال، حاصل این تلاشها برای جمهوری اسلامی ایران دستاورد قابل توجهی نداشته است. در مواردی، در حالی که مذاکرات از طریق میانجیها در جریان بوده، آمریکا اقدام نظامی علیه ایران انجام داده است. بنابراین، باید این پرسش را جدی مطرح کنیم که آیا ادامه همان مسیر و تکیه صرف بر میانجیگری میتواند ما را به اهداف مورد نظر برساند یا خیر. تجربه گذشته نشان میدهد که لازم است درباره شیوههای مذاکراتی و ابزارهای دیپلماتیک خود بازنگری کنیم.
این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به تغییر ترکیب کنگره آمریکا گفت: اکنون با بازگشت دموکراتها به اکثریت در کنگره، فرصت جدیدی در ساختار سیاسی آمریکا ایجاد شده است که باید آن را بهدرستی ارزیابی کرد. تجربه گذشته نشان داده که جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات با دولتهای دموکرات، دستکم در برخی مقاطع، امکان دستیابی به نتایج متفاوتی را داشته است. نمونه روشن آن مذاکرات منتهی به توافق برجام در دوران ریاستجمهوری باراک اوباما است که توانست پرونده هستهای ایران را به یک چارچوب توافقی برساند. نباید این تصور را مبنا قرار دهیم که دموکراتها و جمهوریخواهان در قبال ایران هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند و هر دو دقیقاً یک سیاست را دنبال میکنند. هرچند منافع ملی آمریکا برای هر دو حزب در اولویت قرار دارد و امنیت اسرائیل نیز برای هر دو جریان سیاسی مهم است، اما تعریف و شیوه تأمین این منافع و نگاه آنها به مسائل منطقهای و ایران یکسان نیست. از این رو، لازم است تفاوتهای موجود در رویکرد دو حزب را بهدرستی شناسایی کنیم. طبیعتاً دموکراتها نیز در پی تأمین منافع آمریکا هستند، اما ممکن است برای دستیابی به این هدف، راهکارهای متفاوتی را در قبال جمهوری اسلامی ایران دنبال کنند. در چنین شرایطی، اگر بتوانیم از ظرفیت سیاسی ایجادشده در کنگره و تغییر موازنه قدرت در واشنگتن استفاده کنیم، امکان طراحی مسیرهای جدید دیپلماتیک فراهم خواهد شد.
این دیپلمات پیشین با اشاره به نقش محاسبات شخصی ترامپ در تصمیمگیریهای آینده آمریکا گفت: نباید تصور کنیم که منافع حزب جمهوریخواه الزاماً اولویت اصلی ترامپ در همه تصمیماتش است. ترامپ بیش از آنکه یک سیاستمدار حزبی سنتی باشد، شخصیتی اقتصادی و اهل کسبوکار است که تصمیماتش تا حد زیادی تحت تأثیر محاسبات شخصی و منافع مورد نظر خودش قرار میگیرد. بنابراین، نمیتوان از پیش فرض کرد که او در تمام تصمیمات باقیمانده دوران ریاستجمهوریاش، صرفاً منافع انتخاباتی آینده جمهوریخواهان را در نظر خواهد گرفت.
تحولات داخلی اسرائیل و اروپا؛ دو مؤلفه مهم در معادلات آینده
دلفی در بخش دیگری از این گفتوگو با اشاره به تحولات سیاسی داخلی رژیم صهیونیستی بیان کرد: وضعیت سیاسی اسرائیل نیز با دشواریهایی همراه است و تشکیل ائتلاف برای دستیابی به یک دولت باثبات با چالش مواجه شده است. احتمال برگزاری انتخابات مجدد یا تداوم وضعیت شکننده دولت فعلی وجود دارد. این شرایط نیز میتواند در کنار تحولات سیاسی آمریکا، فرصتها و محدودیتهای جدیدی در معادلات منطقهای ایجاد کند که باید مورد توجه سیاستگذاران کشور قرار گیرد.
وی با تأکید بر اهمیت پرونده هستهای ایران در روابط با غرب گفت: همه این تحولات در شرایطی اتفاق میافتد که آمریکا و کشورهای غربی همچنان موضوع هستهای ایران را یکی از مسائل اصلی مرتبط با امنیت منطقهای و بینالمللی میدانند. موضع رسمی جمهوری اسلامی ایران نیز همواره بر مخالفت با دستیابی به سلاح هستهای استوار بوده است. بنابراین، یکی از محورهای مهم سیاست خارجی کشور باید مدیریت صحیح روابط با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و تلاش برای کاهش اتهامات و تنشهای هستهای باشد. در این میان، اروپا میتواند نقش مهمی در مدیریت مشکلات و ایجاد مسیرهای ارتباطی میان ایران و آمریکا ایفا کند. با بازگشت دموکراتها به موقعیت قدرتمندتر در ساختار سیاسی آمریکا، احتمال تقویت روابط فراآتلانتیکی و هماهنگی بیشتر اروپا و واشنگتن نیز مطرح خواهد بود؛ شرایطی که در دوران ریاستجمهوری اوباما و مذاکرات منتهی به برجام تجربه شد.
کارشناس مسائل بین الملل در پایان تأکید کرد: باید برای مدیریت روابط با اروپا و استفاده از ظرفیت آن در تعامل با آمریکا برنامهریزی دقیقی داشته باشیم. تحولات اخیر آمریکا، وضعیت سیاسی اسرائیل و شرایط پرونده هستهای، مجموعهای از فرصتها و چالشها را پیش روی سیاست خارجی ایران قرار داده است. مهم آن است که با ارزیابی واقعبینانه این شرایط و پرهیز از نگاههای کلیشهای، از فرصتهای موجود برای دور کردن کشور از جنگ، کاهش تنشها و تأمین منافع ملی استفاده کنیم.
انتهای پیام/