به گزارش برنا، با این حال، برآورد ۱.۸ میلیارد دلاری هزینه فاز نخست، نامشخص بودن سازوکار تأمین مالی و ضرورت همراهی طرف ترکیهای، سه گره اصلی پیش روی پروژهای است که موفقیت آن به چیزی فراتر از تصویب یک مصوبه وابسته خواهد بود.
اتصال ریلی ایران به ترکیه از مسیر چشمهثریا، یکی از طرحهای مهم توسعه زیرساختهای حملونقل و تجارت خارجی کشور به شمار میرود؛ پروژهای که در صورت اجرا میتواند جغرافیای دسترسی ریلی ایران به بازارهای منطقهای و اروپایی را تغییر دهد. اهمیت این مسیر فقط به ایجاد یک خط ریلی جدید محدود نمیشود، بلکه موضوع اصلی، افزایش گزینههای ترانزیتی، کاهش تمرکز بر گذرگاههای موجود و تقویت جایگاه ایران در شبکه حملونقل شرق به غرب است.
ایده اجرای این مسیر از سال ۱۳۹۷ و در قالب تفاهمنامهها و مطالعات اولیه مطرح شد، اما از سال ۱۴۰۴ با جدیت بیشتری در دستور کار قرار گرفت. اکنون نیز ابلاغ مصوبه شورای اقتصاد درباره شیوه تأمین مالی پروژه، بار دیگر توجهها را به این طرح جلب کرده است. مسیر پیشبینیشده ۳۲۴ کیلومتر طول دارد و قرار است با ایجاد اتصال ریلی جدید میان ایران و ترکیه، امکان انتقال بار و توسعه مبادلات تجاری از مسیرهای متنوعتری فراهم شود.
نکته مهم آن است که این پروژه در شرایطی دنبال میشود که تنوعبخشی به مسیرهای تجارت خارجی و کاهش آسیبپذیری زنجیره تأمین، به یکی از ضرورتهای اقتصاد ایران تبدیل شده است. اتکای بیش از اندازه به تعداد محدودی از گذرگاههای مرزی، در زمان بروز تنشهای سیاسی، محدودیتهای حملونقلی یا اختلالات منطقهای میتواند هزینه و زمان جابهجایی کالا را افزایش دهد. ایجاد مسیر چشمهثریا میتواند بخشی از این وابستگی را کاهش دهد و گزینه تازهای برای انتقال کالا میان ایران و ترکیه در اختیار فعالان اقتصادی قرار دهد.
۳۲۴ کیلومتر ریل برای تغییر نقشه ترانزیت ایران
اهمیت راهبردی چشمهثریا زمانی روشنتر میشود که این مسیر در چارچوب کریدور شرق به غرب بررسی شود. ایران از طریق شبکه ریلی خود به مرز سرخس و کشورهای آسیای مرکزی متصل است و در سوی دیگر، ترکیه میتواند دروازه ورود به شبکه حملونقل اروپا باشد. بنابراین، تکمیل اتصال ریلی ایران به ترکیه از مسیری جدید، ظرفیت پیوند دادن مبدأهای شرقی با مقصدهای غربی را افزایش میدهد.
در چنین ساختاری، چشمهثریا صرفاً یک پروژه عمرانی ۳۲۴ کیلومتری نیست، بلکه حلقهای از یک زنجیره بزرگتر حملونقل بینالمللی محسوب میشود. ارزش اقتصادی این خط به میزان باری بستگی دارد که بتواند جذب کند، سرعت و هزینه انتقال کالا در آن چقدر باشد و تا چه اندازه با زیرساختهای ریلی کشورهای همسایه هماهنگ شود. به همین دلیل، ارزیابی پروژه نباید فقط بر طول مسیر یا هزینه ساخت متمرکز بماند؛ شاخصهایی مانند ظرفیت سالانه جابهجایی بار، زمان سیر، هزینه حمل هر تن کالا، میزان استفاده از ظرفیت خطوط و حجم تجارت عبوری نیز باید در محاسبات اقتصادی آن لحاظ شود.
۱.۸ میلیارد دلار، گره اصلی پروژه کجاست؟
مهمترین چالش پیش روی طرح، تأمین منابع مالی است. هزینه تکمیل فاز نخست پروژه ۱.۸ میلیارد دلار برآورد شده؛ رقمی که نشان میدهد اجرای آن به منابع مالی قابلتوجه و برنامهای دقیق برای تأمین سرمایه نیاز دارد. در شرایطی که بودجه عمرانی کشور با محدودیت روبهرو است و پروژههای زیرساختی برای دریافت اعتبارات با یکدیگر رقابت میکنند، اتکا به منابع عمومی بهتنهایی نمیتواند تضمینکننده پیشرفت سریع چنین طرحی باشد.
ابلاغ مصوبه شورای اقتصاد درباره شیوه تأمین مالی، گامی در جهت فراهم کردن بستر اجرایی پروژه است، اما تصویب سازوکار مالی با تأمین قطعی منابع تفاوت دارد. پرسش اساسی این است که چه سهمی از سرمایه مورد نیاز از منابع داخلی تأمین میشود، چه میزان سرمایهگذاری خارجی امکانپذیر است و آیا میتوان از ابزارهایی مانند تهاتر نفت، تأمین مالی پروژهمحور یا مشارکت بخش خصوصی برای پیشبرد طرح استفاده کرد؟
تهاتر نفت میتواند یکی از گزینههای مورد بررسی برای تأمین مالی پروژههای زیرساختی باشد، اما موفقیت چنین مدلی به تعریف دقیق تعهدات، ارزشگذاری منابع، زمانبندی تحویل و تضمین اجرای قرارداد وابسته است. از سوی دیگر، سرمایهگذاری بخش خصوصی زمانی شکل میگیرد که بازده اقتصادی پروژه، میزان تقاضای حمل بار، تعرفهها و چارچوب حقوقی فعالیت برای سرمایهگذاران روشن باشد. بدون انتشار جزئیات شفاف درباره این موارد، نمیتوان صرفاً با اعلام رقم سرمایهگذاری، از فراهم بودن منابع مالی سخن گفت.
ترکیه، شریک ضروری در آن سوی خط آهن
چالش دیگر پروژه به میزان همراهی ترکیه بازمیگردد. اتصال ریلی بینالمللی زمانی ارزش اقتصادی پیدا میکند که زیرساختهای دو سوی مرز به یکدیگر متصل باشند و طرفین برای بهرهبرداری تجاری از مسیر، برنامه مشترک داشته باشند. بنابراین، اراده اجرایی ایران بهتنهایی برای به نتیجه رسیدن چشمهثریا کافی نیست و میزان تمایل ترکیه به توسعه این مسیر، هماهنگیهای فنی و مرزی و توافق درباره نحوه بهرهبرداری از خط، نقش تعیینکنندهای خواهد داشت.
برای طرف ترکیهای نیز تصمیمگیری درباره این مسیر به محاسبه هزینه و فایده وابسته است. اگر مسیر جدید بتواند زمان و هزینه انتقال کالا را کاهش دهد، ظرفیت تجارت با ایران و کشورهای آسیای مرکزی را افزایش دهد و به شبکه ریلی ترکیه امکان دسترسی به بازارهای شرقی را بدهد، انگیزه اقتصادی بیشتری برای مشارکت ایجاد خواهد شد. در مقابل، اگر مزیت رقابتی مسیر نسبت به گذرگاههای موجود روشن نباشد یا حجم بار تضمینشدهای برای آن وجود نداشته باشد، جذب سرمایه و تعهد بلندمدت طرف مقابل دشوارتر خواهد شد.
رقابت کریدورها و فرصت ایران برای بازگشت به نقشه تجارت منطقهای
در اقتصاد حملونقل، موقعیت جغرافیایی بهتنهایی مزیت رقابتی ایجاد نمیکند. کشورها برای جذب بار ترانزیتی باید مجموعهای از عوامل شامل زیرساخت مناسب، تعرفه رقابتی، تشریفات گمرکی سریع، امنیت مسیر، قابلیت اطمینان در تحویل کالا و هماهنگی میان شبکههای حملونقل را فراهم کنند. به همین دلیل، توسعه مسیر چشمهثریا باید با برنامهای جامع برای افزایش جذابیت شبکه ریلی ایران همراه شود.
اگر این خط ساخته شود اما زمان توقف واگنها در مرز طولانی باشد، ظرفیت خطوط داخلی محدود بماند یا هماهنگی عملیاتی میان راهآهنهای دو کشور بهدرستی انجام نشود، بخشی از مزیت اقتصادی سرمایهگذاری از بین خواهد رفت. در مقابل، اتصال این مسیر به شبکه ریلی داخلی، بهبود خدمات لجستیکی و ایجاد توافقهای پایدار با کشورهای مسیر میتواند امکان جذب بارهای عبوری را افزایش دهد.
از منظر اقتصادی، پروژه چشمهثریا میتواند سه دستاورد مهم داشته باشد: نخست، ایجاد مسیر جایگزین برای مبادلات ریلی ایران و ترکیه و کاهش تمرکز بر مرز رازی؛ دوم، تقویت اتصال ریلی آسیای مرکزی از مسیر سرخس به ترکیه و بازارهای اروپایی؛ و سوم، افزایش فرصتهای درآمدزایی از محل حملونقل، خدمات لجستیکی و ترانزیت بینالمللی. البته تحقق این دستاوردها به بهرهبرداری تجاری از مسیر وابسته است و صرف احداث زیرساخت، بهمعنای دستیابی قطعی به درآمد ترانزیتی نخواهد بود.
مصوبه کافی نیست، پروژه به قرارداد، سرمایه و بار تضمینشده نیاز دارد
چشمهثریا اکنون در نقطهای قرار گرفته که فاصله میان تصمیمگیری و اجرا باید با برنامه عملیاتی روشن پر شود. تعیین سهم منابع مالی، مشخص شدن روش تأمین ۱.۸ میلیارد دلار سرمایه مورد نیاز فاز نخست، ارائه جدول زمانبندی اجرایی، نهایی کردن توافقهای دوجانبه با ترکیه و برآورد واقعبینانه از میزان بار قابل انتقال، از جمله اقداماتی است که میتواند چشمانداز پروژه را شفافتر کند.
در نهایت، ارزش این طرح را نباید فقط با کیلومترهای خط آهن یا رقم سرمایهگذاری سنجید. معیار اصلی، میزان باری است که از مسیر عبور میکند، درآمدی که برای شبکه حملونقل کشور ایجاد میشود و سهمی است که ایران از تجارت و ترانزیت منطقهای به دست میآورد. پروژه ۳۲۴ کیلومتری چشمهثریا میتواند به یکی از مسیرهای مهم اتصال ایران به بازارهای غربی تبدیل شود، اما تحقق این هدف به عبور همزمان از سه مانع تأمین مالی، همکاری ترکیه و تضمین تقاضای ترانزیتی وابسته است. ابلاغ مصوبه شورای اقتصاد نقطه شروع مهمی است، اما موفقیت واقعی زمانی رقم میخورد که این تصمیم به تأمین اعتبار، آغاز عملیات اجرایی و در نهایت جابهجایی پایدار کالا منتهی شود.
انتهای پیام/