یادداشت از خبرگزاری برنا؛ به پاس سالها اخلاق، دانش و افتخار؛ نامی که شایسته ماندگاری در حافظه شهر است.
در روزگاری که گاه هیاهوی مدالها، غبار فراموشی بر حقیقت تلاشها مینشاند و نامها بهاندازه چند ثانیه حضور بر سکوی قهرمانی اعتبار مییابند، هستند مردانی که ارزششان را نه در شمار مدالها، بلکه در عمق اثری باید جستوجو کرد که بر جان ورزش و حافظه یک ملت گذاشتهاند.
جمیل لطفاللهنسبی، از همان مردان است؛ مردی که نامش در تنیس روی میز ایران، تنها با عنوان سرمربی تیم ملی شناخته نمیشود؛ بلکه با سالها تلاش، دانش، اخلاق و تعهد به اعتلای نام ایران گره خورده است.
از سال ۱۳۹۴، هنگامی که مسئولیت هدایت تیم ملی تنیس روی میز ایران را برعهده گرفت، مسیری را آغاز کرد که حاصل آن، تنها تغییر جایگاه یک تیم در جدول ردهبندی جهانی نبود؛ بلکه بازتعریف افقهای پیشروی رشتهای بود که برای رسیدن به قلههای آسیا و جهان، به چیزی فراتر از استعدادهای فردی نیاز داشت.
ایران، که در مقطعی در جایگاه سیوپنجم جهان قرار داشت، با تلاش مجموعهای از ورزشکاران، مربیان و کادر فنی، به رتبه هفدهم جهان رسید؛ صعودی که در آن، سهم دانش فنی، شناخت ظرفیتهای انسانی، برنامهریزی و نگاه بلندمدت را نمیتوان نادیده گرفت.
این فاصله، صرفاً هجده پله در یک جدول جهانی نیست؛ فاصلهای است میان محدود دانستن تواناییها و باور به امکان پیشرفت؛ میان رضایت به آنچه هست و جسارت اندیشیدن به آنچه میتواند باشد.
از یک انتظار نیمقرنی تا شکوه یک افتخار تاریخی
تاریخ ورزش، گاه در لحظههایی ورق میخورد که سالها انتظار، در چند ثانیه به ثمر مینشیند.
مدال برنز نوشاد عالمیان در بازیهای آسیایی جاکارتا ۲۰۱۸، پس از ۵۲ سال انتظار برای کسب مدال انفرادی تنیس روی میز ایران در این رقابتها، از همان لحظههای ماندگار بود؛ افتخاری که نام ایران را بار دیگر در جمع بزرگان این رشته قرار داد.
اما مسیر افتخارآفرینی به همان نقطه ختم نشد.
در بازیهای آسیایی هانگژو ۲۰۲۲، تیم ملی ایران با عبور از ژاپن و رسیدن به مرحله نیمهنهایی، نخستین مدال تیمی تاریخ تنیس روی میز کشورمان را در بازیهای آسیایی به دست آورد؛ دستاوردی که معنای آن، فراتر از یک پیروزی ورزشی بود.
برای نخستین بار، تنیس روی میز ایران در قامت یک مجموعه، نه صرفاً با درخشش یک ورزشکار، بلکه با اقتدار تیمی بر سکوی آسیایی ایستاد.
این همان نقطهای است که نقش مربی از هدایت چند بازیکن فراتر میرود؛ جایی که ساختن یک تیم، به معنای ساختن باور مشترک، اعتماد متقابل و تبدیل استعدادهای پراکنده به یک قدرت جمعی است.
تداوم افتخارآفرینی در ناگویا ۲۰۲۶ و تکرار مدال برنز انفرادی نوشاد عالمیان نیز نشان داد که موفقیتهای گذشته، نه اتفاقی گذرا، بلکه بخشی از مسیری پیوسته بودهاند.
اخلاق؛ آن سوی میز پینگپنگ
با این همه، اگر قرار باشد جمیل لطفاللهنسبی را تنها با مدالها و رتبههای جهانی معرفی کنیم، بخش مهمی از حقیقت را ناگفته گذاشتهایم.
ارزش یک مربی بزرگ، پیش از آنکه در نتیجه مسابقه آشکار شود، در منش او تجلی مییابد.
ورزش، عرصهای است که در آن، شکست و پیروزی بهسرعت جای یکدیگر را میگیرند؛ اما آنچه از انسان باقی میماند، شیوه مواجهه او با این دو حقیقت است.
اخلاقمداری، فروتنی، احترام به پیشکسوتان، تعهد به ورزشکاران و پایبندی به اصول حرفهای، ویژگیهایی هستند که به یک مربی اعتبار میبخشند؛ اعتباری که نه با شکست تیم از میان میرود و نه با پیروزی، به غرور و خودبزرگبینی آلوده میشود.
لطفاللهنسبی از جمله چهرههایی است که میتوان درباره او، در کنار کارنامه فنی، از منش انسانی و خانوادگی نیز سخن گفت.
او از خانوادهای ورزشی برخاسته است؛ خانوادهای که ورزش در آن، تنها یک فعالیت یا حرفه نبوده، بلکه بخشی از فرهنگ، زیست و هویت آن به شمار میرود.
شاید از همین روست که در شخصیت او، میتوان پیوندی میان انضباط ورزشی، احترام به ریشهها و مسئولیتپذیری انسانی مشاهده کرد.
مربیای که شایسته تکریم است
در فرهنگ ما، تکریم بزرگان، تنها یک آیین تشریفاتی نیست؛ نشانه بلوغ اجتماعی و قدرشناسی از سرمایههایی است که سالها برای اعتلای نام یک سرزمین تلاش کردهاند.
با این حال، گاه رسم ناصواب آن است که قدر انسانها را پس از پایان مسئولیت، در واپسین سالهای فعالیت یا هنگامی که دیگر امکان اثرگذاری ندارند، بدانیم.
تجلیل از جمیل لطفاللهنسبی، باید فراتر از یک مراسم و اهدای لوح تقدیر باشد؛ باید پاسداشت اخلاق، دانش، تعهد و سالها تلاش بیوقفه برای ورزش ایران باشد.
او از آن چهرههایی است که حضورشان در ورزش، میتواند برای نسل جوان مربیان و ورزشکاران، الگویی از مسئولیتپذیری و حرفهایگری باشد.
برای کردستان نیز، نام او تنها یک افتخار فردی نیست؛ نشانهای از ظرفیتهای انسانی استانی است که در عرصههای مختلف ورزشی، فرهنگی و علمی، سرمایههایی ارزشمند در اختیار دارد؛ سرمایههایی که شایستهاند نهفقط در زمان افتخارآفرینی، بلکه در تمام سالهای خدمت و تلاش، مورد توجه و حمایت قرار گیرند.
نامی که باید در حافظه شهر بماند
و اما سخنی با شورای اسلامی شهر سنندج، شهرداری و فرمانداری شهرستان؛
آیا شایسته نیست شهری که فرزندانش در میدانهای بینالمللی برای اعتلای نام ایران میکوشند، بخشی از حافظه عمومی خود را به نام یکی از همین افتخارآفرینان مزین کند؟
پیشنهاد میشود شورای اسلامی شهر سنندج، با همکاری فرمانداری و شهرداری، نامگذاری یکی از میدانها یا خیابانهای اصلی شهر به نام استاد جمیل لطفاللهنسبی را در دستور کار قرار دهد؛ اقدامی درخور مردی که سالها از عمر خویش را در مسیر اعتلای ورزش ایران صرف کرده و نام کشور را در عرصه جهانی بلندآوازه ساخته است.
نامگذاری یک معبر شهری به نام چنین چهرهای، نه امتیازی شخصی، بلکه ادای احترام به نسلی از انسانهای شریف و پرتلاش است که بیهیاهو، اما با تعهدی عمیق، برای سربلندی این سرزمین کوشیدهاند.
شهرها را تنها با خیابانها و میدانهایشان نمیشناسند؛ با نامهایی میشناسند که بر پیشانی آنها حک میشود.
چه نیکوست که نام جمیل لطفاللهنسبی، این چهره اخلاقمدار و افتخارآفرین ورزش ایران، در کنار نام بزرگان و مفاخر سنندج، در حافظه شهری ماندگار شود؛ تا نسلهای آینده، هر روز در گذر از آن معبر، بدانند که بزرگی، حاصل سالها تلاش، اخلاق و وفاداری به آرمانهای انسانی است.
سخن پایانی؛ قدر بزرگان را در زمان بودنشان بدانیم
مدالها روزی در ویترینها آرام میگیرند؛ رکوردها روزی شکسته میشوند و جایگاهها در جدولهای جهانی تغییر میکنند. اما آنچه از یک مربی بزرگ در حافظه ورزش باقی میماند، تنها نتیجه مسابقهای نیست که در آن پیروز شده است؛ بلکه نسلی است که پرورش داده، اخلاقی است که به آن پایبند بوده و اعتباری است که برای نام ایران به ارمغان آورده است.
جمیل لطفاللهنسبی، مردی است که شایسته آنیم پیش از آنکه تاریخ درباره او داوری کند، قدرش را بدانیم؛ زیرا تکریم بزرگان، ادای دین به گذشته نیست، سرمایهگذاری برای آینده است.
سید بهمن رضوی | روزنامهنگار