به گزارش برنا، اکنون با بازگشت جایگاه ماهانه ایران به رتبه دهم تولیدکنندگان فولاد جهان، موضوع فقط ترمیم خسارتهای جنگ نیست؛ مسئله اصلی، تبدیل این احیا به جهشی تازه در تولید، صادرات و توسعه صنایع پاییندستی است؛ مسیری که در صورت تحقق تولید ۵۵ میلیون تنی، میتواند ظرفیت صادرات فولاد ایران را از ۶ تا ۷ میلیون تن فعلی به حدود ۱۵ تا ۱۶ میلیون تن برساند.
جنگ، برای صنعت فولاد ایران تنها به معنای آسیب دیدن چند واحد صنعتی نبود؛ حمله به زیرساختهایی که بخش مهمی از زنجیره تولید، اشتغال صنعتی و درآمدهای صادراتی کشور به آنها وابسته است، میتوانست جایگاه ایران را در بازار جهانی فولاد نیز تحت تأثیر قرار دهد. با این حال، بازگشت واحدهای آسیبدیده به چرخه تولید نشان داد که ظرفیت صنعتی کشور صرفاً به تجهیزات و ساختمان کارخانهها محدود نیست، بلکه دانش فنی، نیروی انسانی متخصص و توان بازسازی خطوط تولید نیز بخشی از سرمایه راهبردی این صنعت به شمار میرود.
صنعت فولاد در ماههای پس از جنگ، مسیری دشوار را از توقف و کاهش تولید تا ترمیم تجهیزات و بازگشت به مدار فعالیت پشت سر گذاشته است. اهمیت این بازگشت زمانی روشنتر میشود که بدانیم فولاد مبارکه و فولاد خوزستان از مجموعههای اثرگذار در زنجیره تولید فولاد کشور هستند و اختلال در فعالیت آنها میتواند بر تأمین مواد اولیه، تولید محصولات میانی و نهایی و تعهدات صادراتی سایر بخشهای زنجیره نیز اثر بگذارد.
بازگشت به جمع ۱۰ فولادساز بزرگ جهان پس از روزهای سخت جنگ
بهادر احرامیان، عضو هیئتمدیره انجمن فولاد ایران، با اشاره به تأثیر حملات جنگ ۴۰ روزه بر تولید کشور، اعلام کرده است که ایران پیش از این حوادث جایگاه دهم تولیدکنندگان فولاد جهان را در اختیار داشت، اما آسیب به فولاد مبارکه و فولاد خوزستان و کاهش تولید، رتبه کشور را به یازدهم یا دوازدهم تنزل داد.
به گفته وی ، با بازگشت واحدهای آسیبدیده به چرخه تولید، جایگاه ماهانه ایران بار دیگر به رتبه دهم بازگشته است. هرچند ماههای ازدسترفته تولید میتواند حفظ این رتبه را در سال ۲۰۲۶ دشوار کند، اما در صورت تداوم روند احیا و نبود اتفاقات پیشبینینشده، امکان بازگشت و تثبیت جایگاه دهم در سال ۲۰۲۷ وجود دارد.
این تغییر جایگاه، فراتر از یک رتبهبندی آماری اهمیت دارد. فولاد از صنایع پایه و پیشران اقتصاد است و میزان تولید آن بر فعالیت بخشهایی مانند ساختمان، حملونقل، خودروسازی، لوازم خانگی، ماشینسازی و صنایع زیرساختی اثر میگذارد. بنابراین، بازگشت ظرفیتهای تولیدی پس از جنگ، میتواند به معنای کاهش فشار بر زنجیره تأمین و بازسازی بخشی از توان صنعتی کشور باشد.
صادرات ۱۶ میلیون تنی، فاصلهای که با افزایش تولید باید پر شود
یکی از مهمترین ظرفیتهای پیشروی صنعت فولاد ایران، توسعه صادرات است. بر اساس اظهارات احرامیان، صادرات سالانه فولاد کشور در شرایط فعلی حدود ۶ تا ۷ میلیون تن برآورد میشود؛ در حالی که در سناریوی تحقق تولید ۵۵ میلیون تنی، امکان افزایش صادرات به ۱۵ تا ۱۶ میلیون تن وجود دارد.
مقایسه این ارقام نشان میدهد تحقق هدف صادراتی، به معنای افزایش بیش از دوبرابری صادرات نسبت به سطح فعلی است. برای رسیدن به چنین هدفی، تنها افزایش ظرفیت اسمی کارخانهها کافی نیست؛ تولید پایدار، تأمین انرژی، دسترسی به مواد اولیه، حملونقل مناسب، ثبات مقررات صادراتی و امکان رقابت در بازارهای بینالمللی باید همزمان فراهم شود.
از سوی دیگر، بازگشت واحدهای آسیبدیده به تولید، نخستین گام برای احیای توان صادراتی است. کارخانهای که درگیر ترمیم تجهیزات و جبران تولید ازدسترفته است، نمیتواند با تمام ظرفیت بر بازارهای خارجی تمرکز کند. بنابراین، تثبیت تولید پس از جنگ و بازسازی اعتماد مشتریان خارجی، برای افزایش صادرات اهمیت ویژهای دارد.
مزیت مهم ایران، ساخت کارخانه با یکسوم هزینه برخی رقبا
یکی از ظرفیتهایی که در توسعه صنعت فولاد ایران نقش تعیینکننده داشته، توان مهندسی و ساخت تجهیزات و کارخانههای صنعتی با اتکا به دانش داخلی است. احرامیان در این زمینه به تفاوت هزینه احداث واحدهای احیای مستقیم در ایران و برخی کشورهای دیگر اشاره کرده است.
بر اساس نمونه مطرحشده از سوی این عضو هیئتمدیره انجمن فولاد ایران، احداث یک واحد بزرگ احیای مستقیم در کشور با سرمایهگذاری حدود ۱۰۰ تا ۱۳۰ میلیون دلار امکانپذیر بوده، در حالی که اجرای پروژه مشابه در برخی کشورهای دیگر به حدود ۳۰۰ میلیون دلار سرمایه نیاز داشته است.
به این ترتیب، هزینه اجرای پروژه در نمونه ایرانی حدود ۳۳ تا ۴۳ درصد هزینه نمونه خارجی برآورد میشود؛ به بیان دیگر، سرمایه موردنیاز برای اجرای پروژه مشابه در خارج میتواند حدود ۲.۳ تا ۳ برابر باشد. این اختلاف هزینه، در صورت حفظ کیفیت تجهیزات، بهرهوری و استانداردهای فنی، یک مزیت مهم برای توسعه ظرفیت تولید به شمار میرود.
این توانمندی در دوران پس از جنگ اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا بازسازی و نوسازی واحدهای صنعتی به سرمایهگذاری سنگین نیاز دارد و هر اندازه سهم دانش فنی و تجهیزات ساخت داخل افزایش یابد، امکان مدیریت هزینهها و کاهش وابستگی به تأمینکنندگان خارجی بیشتر خواهد شد.
فولاد فقط کارخانه نیست، زنجیرهای برای اشتغال و تولید
اهمیت اقتصادی فولاد را نباید تنها با تعداد کارکنان مستقیم کارخانهها سنجید. بخش مهمی از اثرگذاری این صنعت در فعالیت گسترده صنایع پاییندستی نمایان میشود؛ صنایعی که فولاد را به محصولات متنوع و موردنیاز بازار تبدیل میکنند.
تولید قطعات صنعتی، سازههای فلزی، تجهیزات نفت و گاز، ماشینآلات، خودرو، لوازم خانگی و محصولات ساختمانی، همگی به مواد اولیه فولادی وابستهاند. بنابراین، هرگونه افزایش پایدار تولید فولاد میتواند زمینه رشد فعالیت بنگاههای کوچک و متوسط، افزایش سفارشهای صنعتی و ایجاد فرصتهای شغلی در بخشهای مختلف اقتصاد را فراهم کند.
احرامیان نیز با تأکید بر نقش صنایع پاییندستی، معتقد است صنعت فولاد در جهان لزوماً بهصورت مستقیم اشتغال گستردهای ایجاد نمیکند، بلکه با فراهم کردن زیرساخت تولید، زمینه فعالیت و اشتغال در بخشهای وابسته را توسعه میدهد. از این منظر، ارزش واقعی توسعه فولاد زمانی آشکار میشود که مواد اولیه تولیدشده در داخل کشور به محصولات با ارزش افزوده بالاتر تبدیل شوند.
این موضوع برای اقتصاد ایران اهمیت دوچندان دارد؛ چراکه افزایش صادرات مواد اولیه و محصولات نیمهنهایی، اگر با توسعه صنایع تکمیلی همراه نباشد، تمام ظرفیت ارزشآفرینی زنجیره فولاد را بالفعل نمیکند. توسعه تولید محصولات نهایی و تخصصی میتواند سهم بیشتری از درآمد و اشتغال را در داخل کشور نگه دارد.
عبور از بازسازی، ضرورت اصلاح هزینههای تولید
با وجود ظرفیتهای فنی و مزیت ساخت کارخانه با هزینه کمتر، صنعت فولاد ایران با چالشهایی روبهروست که میتواند سرعت توسعه آن را محدود کند. احرامیان تأکید کرده است که ارزیابی مزیت رقابتی فولاد ایران نباید فقط بر مبنای قیمت انرژی انجام شود؛ زیرا هزینه تأمین مالی، سرمایهگذاری، مواد اولیه و سایر نهادههای تولید نیز در قیمت تمامشده نقش دارند.
در سالهای گذشته، هزینه تأمین مالی در ایران در مقایسه با بسیاری از رقبا بالا بوده و افزایش هزینه انرژی نیز فشار بیشتری بر واحدهای فولادی وارد کرده است. به همین دلیل، برخورداری از انرژی ارزانتر در مقاطعی از زمان، بهتنهایی تضمینکننده رقابتپذیری در بازارهای جهانی نیست.
پس از جنگ، این چالشها اهمیت بیشتری پیدا میکنند. واحدهایی که برای بازسازی خطوط تولید، جایگزینی تجهیزات و جبران خسارتها به منابع مالی تازه نیاز دارند، با هزینه تأمین سرمایه مواجهاند. اگر دسترسی به منابع مالی مناسب و پایدار فراهم نشود، حتی بازگشت فنی کارخانهها نیز ممکن است به افزایش سریع ظرفیت تولید منجر نشود.
از سوی دیگر، مدیریت مصرف انرژی، افزایش بهرهوری تجهیزات، کاهش توقف خطوط تولید و تکمیل زنجیره ارزش میتواند بخشی از فشار هزینهای را جبران کند. صنعت فولاد برای حفظ جایگاه جهانی خود باید از مرحله احیای ظرفیتهای آسیبدیده عبور کند و به سمت تولید رقابتی، صادرات پایدار و توسعه محصولات با ارزش افزوده بالاتر حرکت کند.
احیای پس از جنگ، فرصتی برای جهش دوباره فولاد ایران
بازگشت جایگاه ماهانه ایران به رتبه دهم تولیدکنندگان فولاد جهان، پس از کاهش تولید ناشی از حملات نظامی، نشانهای از احیای ظرفیتهای صنعتی کشور است؛ اما این موفقیت زمانی به دستاوردی ماندگار تبدیل میشود که تولید سالانه نیز به مسیر رشد بازگردد و جایگاه صادراتی ایران تقویت شود.
فاصله میان صادرات فعلی ۶ تا ۷ میلیون تنی و ظرفیت بالقوه ۱۵ تا ۱۶ میلیون تنی، نشان میدهد صنعت فولاد هنوز با فرصت بزرگی برای توسعه بازارهای خارجی روبهروست. تحقق این هدف به بازسازی کامل واحدهای آسیبدیده، تأمین پایدار انرژی و مواد اولیه، کاهش هزینه تأمین مالی و تقویت صنایع پاییندستی وابسته است.
جنگ، بخشی از ظرفیت تولید فولاد ایران را برای مدتی از مدار خارج کرد، اما بازگشت کارخانههای آسیبدیده نشان داد که توان صنعتی کشور قابلیت احیا دارد. اکنون آزمون اصلی، صرفاً بازگرداندن تولید ازدسترفته نیست؛ بلکه استفاده از تجربه بازسازی برای افزایش تابآوری، کاهش وابستگیهای فنی و تبدیل ظرفیت تولید به صادرات و ارزش افزوده بیشتر است. فولاد ایران از مرحله عبور از بحران وارد مرحلهای شده که میتواند با تکیه بر توان داخلی، جایگاه خود را در بازار جهانی دوباره تقویت کند.
انتهای پیام/