به گزارش برنا از ایلام،گاهی تاریخ را نه در کتابها، بلکه باید در چهره مردانی جستوجو کرد که عمرشان را با عشق، تلاش و پاسداری از سرزمینشان معنا کردهاند؛ مردانی که گذر زمان نتوانسته شعله دلبستگی به زادگاه و فرهنگشان را در وجودشان خاموش کند.
علیدوست فلاحتی یکی از همین مردان است؛ مردی که ۱۰۱ سال از عمر پربرکتش میگذرد، اما هنوز نامش با دو میراث ارزشمند این سرزمین گره خورده است؛ پاسداری از طبیعت و پاسداری از موسیقی اصیل نواحی ایران.
او تنها یک چهره سالخورده و یادگار روزگاران گذشته نیست؛ گنجینهای زنده از خاطرات، فرهنگ، موسیقی و هویت مردمان زاگرس است. مردی که سالها از عمر خود را در مسیر حفاظت از طبیعت سپری کرده و در کنار آن، نغمههای کهن ایلام را نسل به نسل در حافظه و انگشتان خود زنده نگه داشته است.
فلاحتی را بهعنوان یکی از کهنسالترین محیطبانان ایران و از چهرههای برجسته و کهنسال موسیقی نواحی کشور میشناسند؛ هنرمندی که بیش از ۵۰ مقام موسیقی دوزله را در حافظه دارد؛ مقامهایی که هرکدام بخشی از تاریخ شفاهی، زندگی اجتماعی، شادیها، اندوهها و آیینهای مردمان این دیار را روایت میکنند.
در سرزمینی که کوهستانهای زاگرس، جنگلهای بلوط و طبیعت بکر آن بخشی جداییناپذیر از هویت مردمش است، علیدوست فلاحتی نمادی از پیوند عمیق انسان با طبیعت و فرهنگ بومی به شمار میرود.
بازگشت به لباس سبز؛ تجدید پیمان با طبیعت
روز محیطبان برای بسیاری از فعالان این عرصه، فرصتی برای پاسداشت تلاشهای شبانهروزی حافظان طبیعت است؛ اما این روز برای علیدوست فلاحتی معنایی فراتر دارد.
او در ۱۰۱ سالگی بار دیگر لباس سبز محیطبانی را بر تن کرد؛ لباسی که برای او تنها یک پوشش نیست، بلکه نشانی از سالهای خدمت، مسئولیتپذیری و عشق به سرزمینی است که باید برای نسلهای آینده حفظ شود.
در این روز، دوزله نیز بار دیگر در دستان او جان گرفت؛ سازی که صدای آن از دل تاریخ و فرهنگ ایلام برآمده و سالهاست با زندگی مردم این منطقه عجین شده است.
او برای محیطبانانی نواخت که امروز در گرما و سرما، در دشوارترین شرایط جغرافیایی و در دل کوهستانها و جنگلها، مسئولیت حفاظت از سرمایههای طبیعی کشور را بر دوش دارند.
چه تصویر معناداری؛ مردی که روزگاری لباس سبز پاسداری از طبیعت را بر تن داشته، اکنون در آستانه دومین قرن زندگی، با همان لباس و با نوای سازش به استقبال حافظان امروز طبیعت میرود.
دوزله؛ صدای تاریخ و هویت ایلام
در کنار پیشینه محیطبانی، آنچه علیدوست فلاحتی را به شخصیتی کمنظیر تبدیل کرده، حافظه موسیقایی و تسلط او بر مقامهای اصیل دوزله است.
دوزله در فرهنگ موسیقایی ایلام تنها یک ساز نیست؛ بخشی از حافظه تاریخی مردم این سرزمین است. نوای آن در جشنها، آیینها، مراسم سنتی و لحظههای تلخ و شیرین زندگی مردم جاری بوده و نسلهای مختلف را با ریشههای فرهنگی خود پیوند داده است.
حفظ بیش از ۵۰ مقام موسیقی دوزله در حافظه مردی ۱۰۱ ساله، صرفاً یک توانایی هنری نیست؛ بلکه سرمایهای فرهنگی و گواهی زنده بر اهمیت حفظ میراث ناملموس این سرزمین است.
هر مقام موسیقی که او مینوازد، میتواند دریچهای به گذشته باشد؛ گذشتهای که در آن، موسیقی زبان مشترک مردم برای بیان احساسات، روایت زندگی و انتقال تجربهها بوده است.
امروز که بسیاری از نغمههای محلی در معرض فراموشی قرار گرفتهاند، وجود چنین چهرههایی فرصتی ارزشمند برای ثبت و انتقال میراث موسیقایی ایلام به نسل جوان است.
میراثی که نباید با خاموشی یک نسل از میان برود
داستان علیدوست فلاحتی تنها روایت زندگی یک مرد ۱۰۱ ساله نیست؛ داستان پیوند دو مسئولیت بزرگ است: حفاظت از طبیعت و پاسداری از فرهنگ.
طبیعت و فرهنگ، هر دو میراثی هستند که از نسلهای گذشته به ما رسیدهاند و حفظ آنها وظیفه نسل امروز در برابر آیندگان است. همانگونه که محیطبانان برای حفاظت از جنگلها، حیاتوحش و زیستبوم کشور تلاش میکنند، هنرمندان و میراثداران موسیقی بومی نیز با حفظ نغمهها و مقامهای کهن، از هویت فرهنگی جامعه پاسداری میکنند.
علیدوست فلاحتی در زندگی خود، به شکلی نمادین، هر دو مسئولیت را به دوش کشیده است؛ هم پاسدار طبیعت بوده و هم نگهبان نغمههایی که ریشه در تاریخ و فرهنگ این سرزمین دارند.
اکنون شایسته است دستگاههای فرهنگی، هنری و محیطزیستی، بیش از گذشته به معرفی و تکریم چنین سرمایههایی توجه کنند. ثبت تصویری و صوتی مقامهای موسیقی او، مستندسازی خاطرات و تجربیاتش از دوران محیطبانی، فراهم کردن زمینه انتقال این میراث به نسل جوان و معرفی جایگاه او در سطح ملی، میتواند اقدامی ماندگار برای حفظ بخشی از هویت فرهنگی ایلام باشد.
نغمهای برای ماندگاری یک نام
علیدوست فلاحتی بار دیگر دوزله را به دست گرفت و لباس سبز محیطبانی را بر تن کرد؛ شاید این تصویر بیش از هر سخنی بتواند معنای یک عمر عشق و وفاداری را بیان کند.
۱۰۱ سال زندگی، سالهایی سرشار از خاطره، تجربه و نغمه؛ اما هنوز دستانی که ساز را مینوازند و قلبی که برای طبیعت میتپد، پیامی روشن برای نسل امروز دارند.
پیام او این است که عشق به سرزمین، تاریخ مصرف ندارد؛ میتوان از مرز یک قرن زندگی گذشت، اما همچنان دل در گرو جنگلهای بلوط، کوهستانهای زاگرس، حیاتوحش و نغمههای اصیل سرزمین داشت.
شاید روزی صدای دوزله علیدوست فلاحتی خاموش شود، اما آنچه اهمیت دارد، این است که نغمههایش پیش از آنکه به خاطره تبدیل شوند، ثبت و به نسلهای بعد سپرده شوند.
او فقط یک محیطبان سالخورده یا نوازندهای پیشکسوت نیست؛ او بخشی از حافظه زنده ایلام است؛ مردی که با لباس سبز، از طبیعت پاسداری کرد و با نوای دوزله، از فرهنگ و هویت سرزمینش.
علیدوست فلاحتی به ما یادآوری کرد که گاهی یک ساز میتواند به اندازه هزاران کلمه سخن بگوید؛ سخن از عشق به خاک، احترام به طبیعت و وفاداری به ریشههایی که هیچگاه نباید فراموش شوند.
انتهای پیام
انتهای پیام