گروه سیاسی و بین الملل برنا/ نتایج انتخابات میاندورهای سوم نوامبر ۲۰۲۶ آمریکا، فراتر از یک جابهجایی معمول در ترکیب کنگره، نشانهای از تغییر در فضای سیاسی و اجتماعی این کشور و افزایش نارضایتی از عملکرد دولت دونالد ترامپ ارزیابی میشود. پیروزی دموکراتها در رقابتهای مجلس نمایندگان و سنا، از دست رفتن شماری از پایگاههای سنتی جمهوریخواهان و تغییر گرایش بخشی از رأیدهندگانی که در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ به ترامپ رأی داده بودند، مجموعهای از تحولات را رقم زد که پیامدهای آن به عرصه سیاست داخلی محدود نمانده است.
در این میان، تداوم جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، افزایش قیمت انرژی، فشارهای معیشتی، نارضایتی از سیاست خارجی دولت ترامپ و اختلافنظر درباره اولویتهای اقتصادی و امنیتی، از جمله عواملی هستند که در تحلیل نتایج انتخابات مورد توجه قرار گرفتهاند. اهمیت این انتخابات زمانی بیشتر میشود که اظهارات جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، و گزارش رسانههایی مانند CNN و CBS درباره اختلافات در کاخ سفید و احتمال تغییر در ترکیب کابینه دفاعی دولت ترامپ را در کنار یکدیگر قرار دهیم. مجموعه این تحولات نشان میدهد که شکست انتخاباتی جمهوریخواهان میتواند به نقطه آغاز دورهای از فشار سیاسی و بازنگری در تصمیمات دولت آمریکا تبدیل شود.
شکست انتخاباتی جمهوریخواهان و تغییر آرایش سیاسی کنگره
بر اساس نتایج اعلامشه دموکراتها در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ توانستند اکثریت هر دو مجلس کنگره را به دست آورند. این پیروزی در شرایطی رقم خورد که جمهوریخواهان پس از انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴، کنترل کاخ سفید و هر دو مجلس کنگره را در اختیار داشتند. دموکراتها با احتساب دو سناتور مستقل همسو، دستکم ۵۴ کرسی سنا و دستکم ۲۳۱ کرسی مجلس نمایندگان را کسب کردند. اهمیت این نتیجه تنها در تغییر اکثریت کنگره نیست؛ بلکه گستردگی شکست جمهوریخواهان در ایالتهایی که طی چند دهه گذشته پایگاه سنتی این حزب محسوب میشدند، از جمله کانزاس، تگزاس، آیووا، کارولینای جنوبی، کارولینای شمالی، مین و اوهایو، نشاندهنده تغییراتی فراتر از رقابتهای معمول حزبی است.
پیروزی دموکراتها در این ایالتها، بهویژه در کانزاس و تگزاس، از نظر تاریخی اهمیت دارد. در کانزاس، آدام همیلتون پس از ۹۴ سال توانست یک کرسی سنای این ایالت را به سود دموکراتها به دست آورد. در تگزاس نیز جیمز تالاریکو پس از دههها ناکامی دموکراتها در انتخابات سراسری ایالت، به سنا راه یافت و جینا هینوجوسا نیز بهعنوان نخستین فرماندار زن لاتینتبار این ایالت انتخاب شد. در ایالتهای دیگر نیز بازگشت شرود براون به سنای اوهایو، پیروزی روی کوپر در کارولینای شمالی و شکست سوزان کالینز در مین، نشاندهنده کاهش حمایت از جمهوریخواهان در بخشهایی از پایگاه انتخاباتی سنتی این حزب است.
از سوی دیگر، افزایش مشارکت زودهنگام و هزینههای انتخاباتی نیز از ویژگیهای قابل توجه این دوره بود. بر اساس آمارهای منتشرشده، بیش از ۶۱ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر پیش از روز اصلی انتخابات رأی داده بودند و هزینه رقابتهای انتخاباتی فدرال به حدود ۱۱ میلیارد و ۹۰۰ میلیون دلار رسید. با این حال، مهمترین مسئله در تحلیل انتخابات، نه صرفاً میزان مشارکت، بلکه تغییر جهت بخشی از آرای رأیدهندگان جمهوریخواه در سال ۲۰۲۴ است؛ موضوعی که جیدی ونس نیز در تحلیل خود به آن اشاره کرده است.
تغییر رفتار رأیدهندگان؛ از جوانان تا مستقلها و اقلیتهای اجتماعی
یکی از مهمترین ویژگیهای انتخابات ۲۰۲۶، تغییر محسوس در گرایش گروههای مختلف اجتماعی به نامزدهای دو حزب اصلی آمریکا بود. بر اساس دادههای اولیه مرکز پژوهشی سیرکل دانشگاه تافتس، حدود ۷۲ درصد رأیدهندگان ۱۸ تا ۲۹ ساله از نامزدهای دموکرات مجلس نمایندگان حمایت کردند، در حالی که سهم جمهوریخواهان در این گروه حدود ۲۵ درصد بود. این فاصله ۴۷ واحد درصدی، در دادههای تاریخی این مرکز بیسابقه توصیف شده است. این تحول در میان مردان جوان نیز قابل توجه بود؛ گروهی که در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ حمایت قابل توجهی از ترامپ نشان داده بودند، اما در انتخابات ۲۰۲۶ بخش بزرگی از آرای خود را به نامزدهای دموکرات اختصاص دادند.
در میان لاتینتبارها نیز نظرسنجی ملی فاکسنیوز از حمایت ۶۴ درصدی از نامزدهای دموکرات در برابر ۳۴ درصد جمهوریخواهان حکایت داشت. در میان رأیدهندگان سیاهپوست نیز حمایت از دموکراتها به حدود ۹۰ درصد رسید. رأیدهندگان مستقل نیز تغییر جهت قابل توجهی نشان دادند؛ بهطوریکه برآوردهای ارائهشده از حمایت ۵۸ درصدی آنان از دموکراتها در برابر ۳۲ درصد برای جمهوریخواهان حکایت داشت. در میان یهودیان آمریکایی نیز نتایج نظرسنجی فاکسنیوز از حمایت ۶۸ درصدی از نامزدهای دموکرات حکایت داشت. این موضوع در شرایطی اهمیت پیدا میکند که بخشی از نامزدهای دموکرات با انتقاد از سیاستهای دولت ترامپ در قبال اسرائیل و جنگ ایران وارد رقابت شدند.
در جامعه مسلمانان آمریکا نیز پیروزی عبدل السید در میشیگان و تبدیل شدن او به نخستین مسلمان منتخب سنای آمریکا، از تحولات قابل توجه این انتخابات بود. مواضع انتقادی او نسبت به کمکهای نظامی آمریکا به اسرائیل و سیاستهای دولت نتانیاهو، در کنار حمایت گسترده بخشی از جریانهای اجتماعی و سیاسی، اهمیت این پیروزی را افزایش داد. البته باید توجه داشت که نتایج نظرسنجیهای گروههای اجتماعی بهتنهایی علت تغییر رأی را اثبات نمیکنند؛ اما در مجموع، این دادهها از شکلگیری ائتلاف انتخاباتی گستردهتری به سود دموکراتها حکایت دارند.
جنگ ایران؛ عامل مهم در افزایش هزینه سیاسی دولت ترامپ
یکی از مهمترین محورهای تحلیل انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶، تأثیر جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران بر وضعیت اقتصادی و سیاسی ایالات متحده است این جنگ که در ابتدا با وعده دولت ترامپ برای دستیابی سریع به اهداف نظامی همراه بود اما ادامه درگیریها و اختلال در صادرات انرژی از تنگه هرمز، پیامدهایی را به اقتصاد آمریکا منتقل کرد که بهتدریج به یکی از موضوعات مهم رقابتهای انتخاباتی تبدیل شد. افزایش قیمت سوخت، هزینه حملونقل، فشار بر کشاورزان و رشد هزینههای زندگی، از جمله پیامدهایی بود که بهویژه در ایالتهای مرکزی و مناطق روستایی آمریکا اهمیت پیدا کرد.
بر اساس گزارش آسوشیتدپرس در ۲۶ اکتبر ۲۰۲۶ میانگین قیمت هر گالن بنزین از ۲.۹۸ دلار پیش از جنگ به ۴.۲۹ دلار و قیمت گازوئیل از ۳.۷۶ دلار به ۶.۳۵ دلار افزایش یافته بود. این ارقام نشان میدهد که جنگ از سطح یک موضوع صرفاً نظامی و سیاست خارجی فراتر رفته و به مسئلهای ملموس در زندگی روزمره شهروندان آمریکایی تبدیل شده بود. در چنین شرایطی، وعدههای انتخاباتی ترامپ درباره کاهش هزینههای زندگی، مهار تورم و پرهیز از ورود آمریکا به جنگهای پرهزینه، با چالش جدی روبهرو شد.
بر اساس نظرسنجی فاکسنیوز و مؤسسه SSRS، ۶۳ درصد پاسخدهندگان اقدام نظامی علیه ایران را اشتباه و ۳۷ درصد آن را درست ارزیابی کرده بودند. همچنین ۷۴ درصد رأیدهندگان اعلام کرده بودند که جنگ در تصمیم انتخاباتی آنان عاملی مهم یا تعیینکننده بوده است. این دادهها بهتنهایی رابطه علّی میان جنگ و شکست جمهوریخواهان را اثبات نمیکند، اما در کنار تغییر آرای گروههای اجتماعی و اظهارات مقامهای دولت آمریکا، از اهمیت بالای این موضوع در فضای انتخاباتی حکایت دارد.
اعتراف کمسابقه جیدی ونس؛ جنگ، عامل اصلی شکست جمهوریخواهان
یکی از مهمترین تحولات پس از اعلام نتایج انتخابات، انتشار تحلیل جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، درباره دلایل شکست حزب جمهوریخواه بود؛ تحلیلی که از منظر سیاسی اهمیت زیادی دارد، زیرا برخلاف بسیاری از توجیهات مطرحشده در اردوگاه جمهوریخواهان، مستقیماً به نارضایتی رأیدهندگان از جنگ و سیاست خارجی دولت ترامپ اشاره میکند. ونس در این تحلیل توضیح داد که بررسیهای انتخاباتی جمهوریخواهان پیش از رأیگیری نشان میداد بخشی از کسانی که در انتخابات ۲۰۲۴ به ترامپ و ونس رأی داده بودند، از عملکرد دولت ناراضی شدهاند و قصد دارند در انتخابات میاندورهای به نامزدهای دموکرات رأی بدهند.
به گفته او، مشکل اصلی جمهوریخواهان کمبود مشارکت نبود، بلکه تغییر گرایش بخشی از رأیدهندگان خود حزب بود. ونس با اشاره به وضعیت فلوریدا تأکید کرد که حتی در شرایطی که ترکیب رأیدهندگان به نفع جمهوریخواهان بود، این حزب نتوانست حمایت انتخاباتی مورد انتظار را حفظ کند. او در ادامه به چهار مطالبه اصلی رأیدهندگان ناراضی اشاره کرد: پایان دادن به جنگ، تمرکز بر هزینههای زندگی و تورم، بازگشت به اولویتهای سیاست «اول آمریکا، تغییر نگرش و رابطه دولت آمریکا با اسرائیل.
اما مهمترین بخش اظهارات ونس، جمله صریح او درباره علت شکست جمهوریخواهان بود: «دلیل شکست ما جنگ است؛ خود رئیسجمهور هم همین را گفت. این اظهارات از چند جهت اهمیت دارد. نخست اینکه نشان میدهد حتی در درون دولت ترامپ نیز این ارزیابی وجود دارد که ادامه جنگ با ایران با بخشی از انتظارات پایگاه انتخاباتی جمهوریخواهان در تعارض قرار گرفته است.
بحران در کاخ سفید؛ از احساس فریبخوردگی ترامپ تا احتمال تغییر وزیر دفاع
پیامدهای شکست جمهوریخواهان تنها به از دست رفتن اکثریت کنگره محدود نمانده و گزارشهای منتشرشده از رسانههای آمریکایی، از احتمال افزایش تنشها در سطوح بالای دولت ترامپ حکایت دارد. شبکه CNN در گزارشی اعلام کرده است که ترامپ احساس میکند درباره جنگ با ایران فریب خورده و ممکن است پس از شکست جمهوریخواهان، مسئولیت بخشی از پیامدهای جنگ را متوجه مقامات ارشد دولت خود کند. این روایت، در صورت صحت، میتواند نشاندهنده شکلگیری اختلاف بر سر نحوه تصمیمگیری برای ورود به جنگ، ارزیابی تواناییهای نظامی و برآورد پیامدهای اقتصادی و سیاسی آن باشد.
در همین ارتباط، شبکه CBS گزارش داده است که ترامپ پس از شکست انتخاباتی جمهوریخواهان، موضوع جایگزینی پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، را بررسی کرده است. بر اساس این گزارش، ترامپ از مشاوران خود درباره ادامه فعالیت هگست در این سمت سؤال کرده، اما هنوز تصمیم نهایی نگرفته است. نام ران دیسانتیس، فرماندار فلوریدا، نیز بهعنوان یکی از گزینههای احتمالی جانشینی هگست مطرح شده است. در کنار این گزارشها، اظهارات ونس درباره نقش جنگ در شکست جمهوریخواهان، تصویری از اختلافات احتمالی در ارزیابی عملکرد دولت ارائه میدهد. با وجود این، همزمانی این گزارشها نشان میدهد که شکست انتخاباتی میتواند فشارها برای بازنگری در ساختار تصمیمگیری امنیتی دولت ترامپ را افزایش دهد.
ایلان ماسک؛ هزینه سیاسی حمایت از جمهوریخواهان و پیامدهای اقتصادی شکست
یکی دیگر از پیامدهای قابل توجه انتخابات، وضعیت اقتصادی و سیاسی ایلان ماسک، میلیاردر آمریکایی و از حامیان مالی برجسته جمهوریخواهان، پس از شکست این حزب است. بر اساس گزارش فایننشال تایمز ماسک پس از نتایج انتخابات بیش از ۶۰ میلیارد دلار از ثروت خود را از دست داده است؛ این در حالی است که او حدود ۴۴۶ میلیون دلار برای حمایت از جمهوریخواهان و حفظ کنترل کنگره توسط این حزب هزینه کرده بود. بخش قابل توجهی از سرمایهگذاری سیاسی ماسک در تگزاس انجام شده بود؛ ایالتی که جمهوریخواهان در آن با شکستهای انتخاباتی مهمی روبهرو شدند. همزمان، سهام تسلا ۵.۷ درصد افت کرد و گزارشهایی نیز از کاهش ۷.۶ درصدی ارزش اسپیساکس در معاملات اولیه منتشر شد.
به این ترتیب، شکست جمهوریخواهان علاوه بر پیامدهای سیاسی برای دولت ترامپ، میتواند بر روابط میان قدرت سیاسی، سرمایهداران بزرگ و شرکتهای فناوری در آمریکا نیز تأثیر بگذارد.
پیروزی چهرههای جدید و تغییرات اجتماعی در ساختار سیاسی آمریکا
انتخابات ۲۰۲۶ از منظر ترکیب اجتماعی و هویتی نمایندگان منتخب نیز قابل توجه بود. عبدالسید با پیروزی در میشیگان به نخستین مسلمان منتخب سنای آمریکا تبدیل شد. پیگی فلاناگان نیز نخستین زن بومی آمریکایی منتخب سنا شد و کریس پاپاس عنوان نخستین مرد همجنسگرای آشکارا منتخب سنا را به دست آورد. در سطح فرمانداریها نیز کیشا لنس باتمز در جورجیا به نخستین زن سیاهپوست منتخب فرمانداری در تاریخ آمریکا تبدیل شد. دب هالند در نیومکزیکو نخستین زن بومی آمریکایی منتخب فرمانداری شد و جینا هینوجوسا نیز در تگزاس عنوان نخستین فرماندار زن لاتینتبار این ایالت را به دست آورد. این تحولات در کنار افزایش حمایت گروههای جوان، لاتینتبار، سیاهپوست و بخشی از رأیدهندگان مستقل از نامزدهای دموکرات، نشاندهنده تغییراتی در ترکیب اجتماعی ائتلاف انتخاباتی این حزب است. در عین حال، پیروزی عبدالالسید از منظر سیاست خارجی نیز اهمیت دارد. او در جریان رقابتهای انتخاباتی از منتقدان کمکهای نظامی آمریکا به اسرائیل بود و در انتخابات مقدماتی نیز با تبلیغات و هزینهکرد گسترده گروههای حامی اسرائیل مواجه شد.
بنابراین، موفقیت او را میتوان در چارچوب گسترش حضور گروههای اجتماعی جدید در ساختار سیاسی آمریکا و افزایش اهمیت موضوع فلسطین، اسرائیل و جنگ ایران در بخشی از رقابتهای انتخاباتی تحلیل کرد. البته این تحولات به معنای تغییر یکپارچه دیدگاه همه گروههای اجتماعی آمریکا نیست؛ بلکه نشان میدهد مطالبات اجتماعی و اقتصادی متنوعتری در حال ورود به رقابتهای سیاسی این کشور هستند.
پیامدهای شکست جمهوریخواهان برای سیاست خارجی و آینده دولت ترامپ
پیروزی دموکراتها در هر دو مجلس کنگره، از سوم ژانویه ۲۰۲۷ و با آغاز به کار کنگره جدید، ابزارهای نظارتی و سیاسی بیشتری در اختیار این حزب قرار خواهد داد. در چنین شرایطی، دولت ترامپ برای پیشبرد برنامههای خود با محدودیتهای بیشتری مواجه خواهد شد. کمیتههای کنگره میتوانند نظارت بر هزینههای نظامی، قراردادهای دفاعی، تصمیمات امنیتی، انتصابهای دولتی و نحوه مدیریت جنگ را افزایش دهند. یکی از مهمترین حوزههایی که احتمالاً تحت تأثیر این تغییر قرار میگیرد، سیاست دولت آمریکا در قبال ایران است. اگرچه اکثریت دموکراتها در کنگره بهمعنای پایان خودکار جنگ یا تغییر فوری سیاست خارجی آمریکا نیست، اما این تحول میتواند هزینه سیاسی و نهادی ادامه درگیری را افزایش دهد.
دموکراتها اکنون فرصت بیشتری برای مطالبه توضیح درباره هزینههای جنگ، نحوه تأمین مالی عملیات نظامی، پیامدهای اقتصادی آن و میزان انطباق تصمیمات دولت با اختیارات قانونی رئیسجمهور خواهند داشت. از سوی دیگر، ادامه جنگ و افزایش فشارهای اقتصادی میتواند اختلافات درون حزب جمهوریخواه را نیز تشدید کند؛ بهویژه میان جریانهایی که همچنان از رویکرد نظامی ترامپ حمایت میکنند و گروههایی که بازگشت به سیاست «اول آمریکا» و تمرکز بر مشکلات داخلی را ضروری میدانند. در این میان، موضعگیری ونس اهمیت ویژهای دارد. معاون رئیسجمهور که در جایگاه یکی از چهرههای اصلی دولت قرار دارد، با معرفی جنگ بهعنوان عامل شکست جمهوریخواهان، عملاً ضرورت بازنگری در اولویتهای دولت را مطرح کرده است. این وضعیت میتواند بر آینده روابط سیاسی درون دولت و حتی آرایش نیروهای جمهوریخواه در رقابتهای ریاستجمهوری سال ۲۰۲۸ تأثیر بگذارد؛ هرچند در شرایط کنونی نمیتوان درباره نتیجه یا شکل نهایی این رقابتها پیشبینی قطعی داشت.
جمعبندی
انتخابات میاندورهای سوم نوامبر ۲۰۲۶ را میتوان نقطه عطفی در تحولات سیاسی آمریکا و ارزیابی عملکرد دولت دونالد ترامپ دانست. جمهوریخواهان که پس از انتخابات ۲۰۲۴ کنترل کاخ سفید و هر دو مجلس کنگره را در اختیار گرفته بودند، این بار با شکست در رقابتهای کنگره و از دست دادن شماری از پایگاههای سنتی خود مواجه شدند. بررسی مجموعه دادههای انتخاباتی و اظهارات مقامهای آمریکایی نشان میدهد که این شکست را نمیتوان صرفاً با یک عامل توضیح داد. نارضایتی اقتصادی، افزایش قیمت انرژی، تورم، تعرفههای تجاری، مسائل مهاجرتی، تغییر گرایش رأیدهندگان جوان و مستقل و کاهش حمایت بخشی از اقلیتهای اجتماعی، همگی در شکلگیری نتیجه انتخابات نقش داشتهاند.
با این حال، جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران به یکی از مهمترین محورهای مناقشه سیاسی در داخل آمریکا تبدیل شد. جنگی که قرار بود در مدت کوتاهی به پایان برسد، با تداوم درگیریها و اختلال در بازار انرژی، هزینههایی را به اقتصاد آمریکا تحمیل کرد که آثار آن مستقیماً در زندگی روزمره شهروندان نمایان شد. در چنین شرایطی، وعدههای ترامپ درباره اولویت دادن به اقتصاد داخلی و پرهیز از جنگهای خارجی با عملکرد دولت او در تضاد قرار گرفت. بخشی از رأیدهندگانی که در سال ۲۰۲۴ از ترامپ حمایت کرده بودند، این بار به نامزدهای دموکرات رأی دادند؛ موضوعی که جیدی ونس نیز در تحلیل خود بهصراحت به آن اذعان کرده است.
در مجموع، شکست جمهوریخواهان سه پیامد مهم برای دولت ترامپ به همراه دارد: در عرصه داخلی: کاهش قدرت مانور دولت در کنگره و افزایش نظارت بر تصمیمات اجرایی و امنیتی. در عرصه سیاسی: تشدید اختلافات درون حزب جمهوریخواه و افزایش فشار برای پاسخگویی درباره جنگ و هزینههای آن. در عرصه سیاست خارجی: افزایش موانع سیاسی و نهادی برای ادامه سیاستهای نظامی و احتمال بازنگری در اولویتهای امنیتی دولت. با این وجود، نباید پیروزی دموکراتها را بهمعنای پایان فوری جنگ یا تغییر قطعی سیاست آمریکا در قبال ایران تلقی کرد. ساختار تصمیمگیری در آمریکا همچنان اختیارات مهمی در حوزه سیاست خارجی و نظامی برای رئیسجمهور در نظر گرفته است. آنچه تغییر کرده، محیط سیاسی و میزان هزینه تصمیمگیری برای دولت ترامپ است. دولتی که تا پیش از انتخابات از حمایت اکثریت کنگره برخوردار بود، اکنون باید در برابر کنگرهای با اکثریت دموکرات پاسخگو باشد و برای پیشبرد بسیاری از برنامههای خود با موانع بیشتری مواجه شود. از این منظر، انتخابات ۲۰۲۶ را میتوان آزمونی برای میزان تحمل جامعه آمریکا در برابر هزینههای جنگهای خارجی دانست؛ آزمونی که نتایج آن نشان داد بخشی از رأیدهندگان آمریکایی حاضر نیستند مشکلات اقتصادی و معیشتی خود را در سایه اولویتهای نظامی و سیاست خارجی دولت نادیده بگیرند.
انتهای پیام/