سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

شایعه می سازم چون یه دنیا کیف داره

۱۳۹۳/۰۹/۱۵ - ۱۳:۰۷:۵۴
کد خبر: ۲۴۳۴۳۷
از بچگی موجود فضولی بودم کافی بود که پشه ای رد بشه، همیشه هم از جایی آویزون بودم ببینم چه خبره تا چند تا بذارم روش و شایعه درست کنم.

«از بچگی موجود فضولی بودم کافی بود که پشه ای رد بشه، همیشه هم از جایی آویزون بودم ببینم چه خبره تا چند تا بذارم روش و شایعه درست کنم.» زهره شایعه ساز یا به قول دوستانش زهره چاخان را یکی از دوستانش معرفی می کند 20 ساله است و دانشجوی رشته مهندسی نرم افزار. به قول خودش شایعه ساختن مثل یک مرض توی جانش افتاده، آنقدر که آخر مصاحبه می خواهد برای من هم شایعه بسازد! او قبول نمی کند رودررو یا تلفنی گفتگو کند اما به صورت پیام وایبری می پذیرد جواب سوالاتم را بدهد. مصاحبه با زهره از آن دست مصاحبه هایی ست که نه تصویر مصاحبه شونده را می بینم و نه صدایش را می شنوم، تنها راهی که با آن می توانم عکس العملهایش را تصور کنم sticker (برچسب) هایی ست که همراه پاسخ سوالاتم می فرستد.


چند وقته شایعه می سازی؟
«از دبیرستان»

چی می گفتی؟
«مثلا می گفتم؛ معلممون پاش شکسته فردا نمیاد.»

چرا دوست داری شایعه بسازی؟
«چون یه دنیا کیف داره! وقتی می بینم مردم یهو می ریزن سرم، می پرسن چی شده؟ از کی شنیدی؟ کی گفت؟ کیف می کنم.» (علامت خوشحالی)

چه چیزی باعث میشه که شایعه بسازی؟
«وقتی می بینم دوستام سرشون تو کار خودشونه کسی با من حرف نمی زنه حوصله ام سر میره، یهو میاد تو ذهنم که یه شایعه ای درست کنم همه بیان ازم سوال کنن.»(خوشحالی)

اولین شایعه ای که گفتی چی بود؟
«انقدر شایعه درست کردم یادم نیست.»

شایعه ای گفتی برات دردسر بشه؟
«نه تا حالا نشده، ولی بعضی وقتها می ترسم دردسر بشه، اما خوب به هیجانش که فکر می کنم می گم گور بابای دردسر!»

اگه یه روز یکی از دوستات برات شایعه بسازه چی کار می کنی؟
«می خندیم دور همی.» (خوشحالی)

بیشتر برای چه کسانی شایعه می سازی؟ شایعه های بزرگ هم ساختی مثلا شایعه هایی که  بپیچه یا تو جامعه تاثیر گذار باشه؟
«نه، فقط برای اطرافیانم، دوستام ،معلمای مدرسه و استادای دانشگاه.»

برای اعضای خانواده خودت هم شایعه ساختی؟
«نه.» (عصبانیت)

چرا؟ مگه کیف نمیده؟ دوست نداری با خانواده ات شوخی کنی؟
«آخه خانواده حرفمو باور نمی کنن، می دونن چاخان میگم!
ولی بعضی وقتها از بیرون میام خونه میگم فلانی گفت بعداز ظهر میام خونتون یا مثلا به مامانم میگم فلانی زن گرفته فلانی شوهر کرده و از این حرفها.»

وقتی می فهمن واقعیت نداره چه برخوردی دارن؟
«عادی شده براشون هیچی نمیگن میگن مرض داری دروغ میگی»


چرا از بین این همه شوخی و سرگرمی شایعه سازی رو انتخاب کردی؟
«خب، هیچی مثل شایعه هیجان نداره، یهو جو بهم می ریزه یه دنیا حال می کنم!»

در روز چند تا شایعه می سازی؟
«هر چند روز یه بار» (خوشحالی)

اگه همین الان بخوای یه شایعه بسازی چی میگی؟
«برای دوستم مریم قراره پنج شنبه یه خواستگار فامیل بیاد.» (غمگین)

دوست داری برای خودت چه شایعه ای ساخته بشه؟
«دوست دارم بگن عباس رفته خواستگاری زهره، تو فامیل به عنوان خبر بد بپیچه مجبور بشن بیان خواستگاری!» (خوشحالی)

در طول روز چه برنامه هایی داری؟
«فقط خیالات می بافم!»

چند تا خواهر و برادر داری؟
«دو تا خواهر دارم. خودم هم بچه آخر خانواده هستم.»

رابطه ات با خانواده مخصوصا با پدر و مادرت چه جوریه؟
«با مامانم خوبم با پدرم راحت نیستم. با خواهر بزرگم هم رابطه خوبی ندارم، ولی با خواهر کوچیکم رابطه ام خوبه.»(خوشحالی)

برنامه ات برای آینده چیه؟
«لیسانس بگیرم، فامیلمون پارتی داره می بردم سرکار، دلم می خواد معلم بشم.( علامت غمگین) بعد هم در آینده سه تا پسر میارم یه دختر، ترتیبشون مهمه برام اول پسرا بعد دختر!»

تا حالا بابت این شوخی ها کسی ازت ناراحت شده یا به خاطر این سرگرمی دوستی و از دست دادی؟
«نه، خوشبختانه کسی ناراحت نشده» (خوشحالی)« آخه همه می دونن چرند میگم زیاد جدی نمی گیرن می خندن.» (خوشحالی)

می دونی مرز شایعه با دروغ چیه؟
آره، شایعه درست می کنی برای شوخی و خنده ولی دروغ که بگی خدا قهرش می گیره(غمگین) شاید دروغت کسی رو بدبخت کنه. 

به اینجا که می رسیم اینترنت زهره  قطع و وصل می شود ادامه این مشکل باعث می شود گفتگو را تمام کنیم زهره برای آخرین بار برایم می نویسد؛
«می دونی اصل شایعه درست کردن من از کجا میاد؟ از قدرت تخیل قوی که دارم، خیالات می بافم بعد میگم بیام بین دوستام بگم. این شایعه درست کردن مثل یه مرض افتاده تو جونم. الان دوست دارین برای شما هم شایعه بسازم؟»

کدخبرنگار: 931102

نظر شما