سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

دختران سیگاری می گویند؛

اوایل تفننی می کشیدم / عاشق ژست گرفتن با سیگار بودم

۱۳۹۳/۰۹/۱۵ - ۱۳:۳۰:۲۳
کد خبر: ۲۴۳۴۸۹
قلیان هایی که جای خود رابه سیگار دادند و قلیان سراهایی که جای خود را به کافی شاپ ها می دهند تا اوقات فراغتی باشد برای جمع شدن دخترانی که تفریحی جز کشیدن سیگار نمی یابند .

تفریح ما دختران ایرانی محدود شده به اینکه هر وقت احساس دلتنگی و بی حوصلگی می کنیم زنگ می زنیم به چند تا از دوستان قرار می گذاریم همدیگر را در پارک یا  رستوران ببینیم با کمی شوخی و خنده و سر و کله زدن با همدیگر از  فضای رخوت انگیز و کسل کننده رها شویم تا بتوانیم با انرژی مثبتی که از جمع دوستان دریافت می کنیم باقی روزهای هفته را طی کنیم. بعضی وقت ها هم اگر یکی از بچه ها ماشین شخصی داشته باشد سوار می شویم و به اصطلاح خودمان می رویم دور دور .

چند سال پیش وقتی دور هم جمع می شدیم و تصمیم می گرفتیم کجا برویم همگی می گفتند فرحزاد یا دربند  که غذا و قلیان ردیف باشد. کم کم قلیان میان دختران جوان مد شد حتی در کشیدن آن از پدرانشان هم پیشی گرفتند. مسوولان با دیدن این شرایط از حضور دختران در اماکنی که قلیان مصرف می شد جلوگیری کردند. اما امروز پشت فرمان ماشین ها، کافی شاپ ها و پارک ها دخترانی را می بینیم که در حال کشیدن سیگار هستند.

سیگار چگونه توانست جای خود را در میان دختران ایرانی باز کند؟ این سوال را با چند تن از دخترانی که تفننی یا همیشگی سیگار می کشند در میان گذاشتم.
 
ابراز وجود و جلب توجه جنس مخالف

سارا دانشجوی ترم آخر کارشناسی ارشد رشته مدیرت می گوید: من وقتی با دوستانم دور هم جمع می شویم و به کافی شاپ می رویم دوست دارم سیگار بکشم با کشیدن سیگار در چنین مکانهایی ابراز وجود می کنم و حال خوبی به من دست می دهد اینکه در میان هم سن و سالانم می توانم خودی نشان دهم و مخصوصا اینکه بتوانم توجه جنس مخالف را جلب کنم.

به نظرم افرادی که سیگار می کشند شخصیتی نوگرا دارند که دوست دارند هر چیزی را در زندگی خود تجربه کنند.

او می گوید هیچ وقت بعد از کشیدن سیگار احساس آرامشی را که دیگران ادعا می کنند با مصرف سیگار به آنها دست می دهد را تجربه نکرده و نبود سیگار به زندگی اش خللی وارد نکرده است و نبودش اصلا برایش مهم نیست .

به خاطر لجبازی با شوهرم سیگاری شدم

مریم در خانواده ای بزرگ شده که پدرش هیچ وقت سیگار نکشیده است و ازآن متنفر بوده و حتی وقتی پدربزرگش سیگار می کشیده دزدکی به سراغ پاکت سیگار او می رفته و سیگارهایش را مخفی می کرده و در اولین فرصتی که به دست می آورده آن را دور می ریخته و سر این موضوع همیشه با او بحث و جدل داشته . اما بعدها وقتی که ازدواج کرده و از قضا شوهرش سیگاری از آب درآمد هر چه سعی کرد نتوانست مانع شود که او سیگار نکشد و به همین دلیل که نتیجه اصرارهایش را بیهوده دید تصمیم گرفت که با او لجبازی کند و خودش هم سیگار بکشد .

او می گوید اول به طور تفننی و تفریحی سیگار می کشیدم مثلا وقتی در مهمانی ها می رفتم سیگار می کشیدم شوهرم در ابتدا مخالفتی نکرد اما بعدها وقتی دید که من بیشتر اوقات سیگارمی کشم و دیگر از تفنن خبری نیست سعی کرد که مرا منصرف کند ولی دیگر حریف من نشد تا اینکه برایم اتفاقی افتاد که من را بسیار ناراحت کرد و من وقتی سیگار می کشیدم احساس می کردم که آرامش می گیرم . این احساس کاذبی بود که من بعد از مصرف سیگار داشتم و فکر می کردم که می توانم از فشار مشکلاتی که برایم پیش می آمد رهایی پیدا کنم .

ژست کشیدن سیگار را دوست دارم

لیلا دانشجوی رشته حسابداری می گوید:  ژست کشیدن سیگار را همیشه دوست داشتم و مخصوصا اینکه پشت فرمان ماشین سیگاری روشن کنم تا بتوانم نظر مردم را به خودم جلب کنم و اینکه احساس می کردم که با این کار بزرگ می شوم .

به نظرلیلا دخترانی که سیگار می کشند بیشتر تحت تاثیر دوستان خود قرار می گیرند و نمی خواهند جلوی آنها کم بیاورند .

نظر شما