در پیاده رو ها و معابر عمومی به وفور می بینیم افرادی در حال صحبت با تلفن همراه خود فریاد می کشند و ناسزا می گویند. در شبکه های اجتماعی نیز شاهد توهین های افراد ناشناس در گروه ها و صفحات اجتماعی هستیم. توهین به مشاهیر، شخصیت های علمی و فرهنگی و شکسته شدن بسیاری از حرمت ها در میان مردم امری رایج شده است؛ مساله ای که ادامه اش منجر به از میان رفتن ارزش های سنتی و مرسوم جامعه می شود. جامعه ای که به اخلاق گرایی شهره بود چرا امروزه شکستن مرزهای اخلاقی و انسانی در آن مثل آب خوردن شده است؟
خشونت کلامی منجر به خشونت های فیزیکی می شود
سعید خراطها آسیب شناس اجتماعی در پاسخ به این سوال می گوید خشونت جلوه های مختلفی دارد. نخست در ذهن تجلی می یابد و در مرحله بعدی به کلام کشیده می شود. خشونت زبانی نشانگر تقابل میان ذهن و کلام افراد است. اگر این تقابل در زبان حل نشود و به فحاشی کشده شود به سمت اختلافات و تقابل فیزیکی کشیده می شود. آمار نزاع و درگیری و پیامدهای آن مانند قتل نشانگر این امر است.
دشنام ها از خانواده ها آغاز می شوند
دکتر داور شیخاوندی جامعه شناس درباره این موضوع می گوید: فحاشی ها از مسائل ساده آغاز می شوند. طیف وسیعی از کلمات موجود در ادبیات کشورها را دشنام ها تشکیل می دهند. فحاشی ها از خانواده آغاز می شوند و در جامعه وسعت می یابد. در ادبیات ما به دشنام ناسزا گفته می شود؛ به این معنا که سزا نیست خطاب به آدمی گفته شود و این واژگان سزاوار آدمی زاد نیستند.
فحاشی؛ خشونت غیرابزاری
فحاشی ها خشونت غیرابزاری هستند و می توانند مقدمه زد و خورد ها باشند. اما اگر افراد در مسافت های طولانی و از طریق تلفن، چت و شبکه های اجتماعی صورت گیرد دیگر امکان درگیری و خشونت فیزیکی وجود ندارد. تنها در طیف خاصی از جامعه و در فاصله نزدیک خشونت کلامی منجر به خشونت فیزیکی می شود.
به احتمال قریب به یقین در خشونت های کلامی یکی از طرفین کوتاه می آید. خشونت کلامی می تواند بازدارنده درگیری های فیزیکی شود. خشونت کلامی می تواند از بروز خشونت های فیزیکی جلو گیری کند و تسکین دهنده باشد.
عوامل محیطی، اجتماعی و روحی بر بروز خشونت موثرند
دکتر امیر حسین جلالی؛ روانپزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران در مورد علل گسترش خشونت های کلامی در ایران می گوید: آمارهای بسیاری بر اساس پژوهش های علمی میزان بروز خشونت منتشر شده که نشانگر افزایش خشونت در جامعه است. خشونت کلامی در اماکن عمومی، ادارات، محیط های کاری و خیابان های کشور به وفور مشاهده می شود. افراد با خشونت علیه یکدیگر صحبت می کنند، عبارات نامناسب به کار می برند و از واژگان توهین آمیز استفاده می کنند.
آستانه تحمل مردم کم شده
شکیبایی جامعه کم شده و آستانه تحمل مردم کاهش یافته است. این از علایم نابهنجاری در جامعه است. در هر نابهنجاری؛ عوامل زیست محیطی، اجتماعی و عوامل متعددی وجود دارد. این مشکلات چند وجهی هستند و نمی توان در چند جمله یا چند مقوله آنها را خلاصه کرد. باید به این مساله با دید کلان نگاه کنیم.
عوامل روانی، محیطی و اجتماعی در بروز خشونت موثر است
آمار منتشر شده حاکی از افزایش اختلالات روانی در کشور؛ افسردگی، اضطراب و انواع مشکلات روحی است. افراد مبتلا به اختلالات روانی زودتر از دیگران صبر و شکیبایی خود را از دست می دهند. عوامل محیطی مانند آلودگی هوا و ترافیک نیز بر ناشکیبایی مردم موثرند. مشکلات اجتماعی مانند تبعیض اجتماعی، نابرابری های اجتماعی، ناکامی فرد و تلاش های بی نتیجه آنها در صحنه اجتماعی نیز در بروز معضل خشونت موثرند.
خشونت کلامی تنها دشنام و ناسزا نیست؛ گاهی خشونت کلامی؛ ابراز ترحمی است که به کودکان کار می کنیم. خشونت کلامی می تواند بسیار مخرب تر از خشونت های فیزیکی باشد. کلام گاهی غرور و عزت نفس اشخاص را نشانه می رود و خنجر به روح افراد می زند بدون اینکه بدانیم شاید این غرور تنها دارایی فرد باشد. خشونت کلامی را صرفا به این دلیل که صدمه فیزیکی قابل رویت ندارد نمی توان نادیده انگاشت.
صبا رضایی