به گزارش خبرنگار تجسمی خبرگزاری برنا، اسرافیل شیرچی هنرمند خطاط پیشکسوت کشورمان در آستانه برگزاری نمایشگاه آثارش از گذشته پر فراز و نشیب خود تا رسیدن کاغذ و قلم خوشنویسی که از کودکی سودای آن را به سر داشته است سخن گفت.حاصل این گفتگو را می خوانید.
چند سال است که به حرفه خوشنویسی مشغولید و از کجا شروع کردید؟
شیرچی: از دوران دبستان خطاطی را شروع کردم و به نقاشی هم مشغول بودم. از 14 سالگی شاگرد استاد غلامحسین امیرخانی شدم. در سال 1362 همزمان با ورود به دانشگاه هنرهای زیبای دانشگاه تهران در انجمن خوشنویسان هم مشغول به کار شدم. به اعتقاد من هر هنری در ابتدا از درون آدمی می جوشد و از کودکی حس می کردم خط خطی کردن روی کاغذ نجوای درونی من است و خط را به عنوان یک حریم معنوی انتخاب کردم .
اولین نمایشگاهتان چه زمانی و کجا برگزار شد؟
سال 63 اولین نمایشگاه در دانشگاه هنرهای زیبا برگزار شد که در آن زمان دانشجو بودم اما اولین نمایشگاه بعد از دوران دانشجویی سال 68 در ساختمان انجمن خوشنویسان ایران بود که خوشبختانه با استقبال خوبی روبرو شد. دکتر اسلامی ندوشن، فریدون مشیری، نصرت کریمی و غلامحسین امیرخانی حضور داشتند. در آن زمان سعی کردم شبیه خطاط های دیگر ننویسم مثلا اگر اصول خوشنویسی در داخل کادر بود من خارج از کادر می نوشتم و همیشه می خواستم سبک جدیدی را عرضه کنم. در سال 73 اولین نمایشگاه بین المللی خود را در کشور سوئیس برگزار کردم.
چه نوع شعرهایی را برای خوش نویسی انتخاب می کنید؟
شیرچی: با توجه به روحیات من و آشنایی که با اکثر شاعران معاصر دارم، شعرهای نو را برای آثارم استفاده می کنم.مثلا در نمایشگاه ها از اشعار نیما، سیمین بهبهانی و فروغ فرخ زاد استفاده کردم. سال های 63 تا 65 دورانی بود که ادبیات خیلی خوش رنگ نبود اما سعی می کردم حال و هوای شعرهای خوب آن دوران بر تابلوهایم باشد. می تراود مهتاب، نازلی شاملو، قاصدک اخوان همیشه در گالری های داخل و خارج از کشور همراهم بود اما در نمایشگاه هایی که خارج از کشور برگزار می کردم اشعار مولانا و خیام در آثارم پررنگ بود. یکی از عواملی که باعث شده بود توجه من به شعر بیشتر باشد کودکی من و خانه ای بود که در آن رشد کردم. پدر و مادرم نیز همیشه در خانه شعر نجوا می کردند و حال و هوای خوبی در خانواده برقرار بود. شعر را یک پناهگاه می دانستم که باعث می شد کمی موسیقیایی تر حرف بزنم، زندگی کنم و خطاطی کنم. یکی از مشوق های من برای خواندن شعرهای خوب عمویم بود. اولین کسی بودم که شعرهای فریدون مشیری را خطاطی کردم که از آن نمایشگاهی برپا شد.
چه معیارهایی برای انتخاب اشعار آثارتان دارید؟
شیرچی: انتخاب اشعار به روحیاتم بستگی دارد. دید من مثبت و سرشار از سرزندگی است. به طور مثال وقتی بهار می آید شعر رسیدن گل نسرین به خیر و خوبی باد، بیانگر رسیدن بهار و مژده زیبایی هاست. همیشه سعی کردم شعرهایی را بر روی کاغذ بیاورم که حرف دل مردم کشورم باشد.
در کارهایی از شما دیده می شود ظرافت و دقت زیادی وجود دارد. مثلا در بیتی کلمه مادر را مثل یک دامن کشیده و به آن معنا دادید.
شیرچی: به اعتقاد من خط وجود بصری دارد و پر از ریتم و رقص است. باید به کلمه ها معنا دهیم تا معنی آن القا شود. ما با رنگ ها و رقص قلم می توانیم به بیننده حس خوب بدهیم. مرحله اول آموختن مبانی خط است اما در مرحله بعد در دنیای معاصر رنگ خیلی به چشم می آید و من نمی توانم به آن بی تفاوت باشم. همیشه سعی کردم در آثارم پاسخگوی مخاطب امروزی باشم.
خوشنویسی چقدر می تواند فرهنگ و هنر ایرانی را زنده نگه دارد و به جوامع دیگر معرفی کند؟
شیرچی: خوشنویسی همیشه یار و همراه ادبیات کشور ما بوده و مروج فرهنگ ماست. اگر نگاهی به گذشته داشته باشیم خواهیم دید تمام آثار فاخر ادبیات معنوی و دینی ما با خوشنویسی همراه بوده و برای ایران یک شناسنامه است. در بین آثار نمایشگاه هایم همیشه پنج و شش تابلو کار متون قرآنی و حتی نماز داشته ام. به نظرم متون قرآنی هم به نوعی شعر است برای کسی که یک زندگی معنوی دارد و اکثر مواقع اولین کارهایی که فروش می رود کارهای قرآنی من است. به اعتقاد من هنرمند در اصول کاریش نباید چرتکه و حسابگری داشته باشد و هم شعر و هم قرآن کنار هم باشد همانگونه که دین مردم کشورم با فرهنگشان در آمیخته است من هیچگاه در برگزاری نمایشگاه سانسوری نداشتم و هر چیزی که از کشورم بود به جوامع دیگر ارائه دادم.
این روزها با همه مشغله هایی که در آستانه برگزاری نمایشگاه جدیدتان داشتید دعوت ما را پذیرفتید. چطور شد که بعد از شش سال دوری تصمیم به برپایی این نمایشگاه گرفتید؟
شیرچی: همانطور که اشاره کردید شش سال در ایران نمایشگاه انفرادی نداشتم و آخرین نمایشگاهم سال 87 در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد و خاطره خوبی برایم به جا گذاشت. از آن سال ها همراه من است. از سال 87 هر سال سه چهار اثر کنار می گذاشتم تا یک مجموعه بشود و بتوانم در تهران گالری برگزار کنم. امسال آقای سهیل محمودی یکی از مشوقین من برای دایر کردن این نمایشگاه بود و حس می کردم یک دینی به نسل نوخیز کشورم دارم که باید انجام دهم. این نمایشگاه شامل 72 اثر که باز هم مثل همیشه از فردوسی، مولانا، حافظ، سعدی، شعر نو و متون قرآنی است که 5 دی افتتاح می شود و تا 17 دی ماه ادامه خواهد داشت.
وضعیت کنونی خوشنویسی در کشور ما چگونه است؟
شیرچی: هنر خوشنویسی میراث نیاکان ما است. یک هنر فاخر و با ارزشی که به معنویت و عرفان ناب ایرانی متصل است. عرفانی که مولانا و شاعران دیگر در پی آن بودند. خوشنویسی یک هنر ریشه دار و با قدمتی بیش از هزار سال است. یک دوره رنگ پریدگی در این هنر بود و هنوز هم هست. باید این رنگ پریدگی ها دور شود زیرا خوشنویسی می تواند به روح و روان جامعه ماشینی التیام بخشد و باید روی این هنر بیشتر سرمایه گذاری شود تا جایگاه تغزلی آن حفظ شود و برای نسل نو پرورش داده شود و حتی روی فرش های ما هم ثبت شود. اسرافیل شیرچی برآمده از کوشش های بی دریغ پدر و مادر است. دوست دارم دردها و گرفتاری های جامعه را ببینم و هرچقدر که بتوانم در خوشنویسی به تصویر بکشم. خط هم نماینده رنج ها، دردها و شادمانی یک ملت است. مردم حقشان درد نیست اما وقتی دچارش می شوند من همراهشان هستم.
عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد را به عنوان یک هنرمند در این مدت چطور دیدید؟
شیرچی: هر انسان شریفی که به مصدر اموری گمارده می شود قابل احترام است. آقای جنتی دوره ای وزیر شد که فرهنگ کشور ما سرشار از آشوب و هرج و مرج بود و عرصه هنر به شهر بم بعد از زلزله می ماند. من به عنوان یک هنرمند امکان دارد این مدیر فرهنگی را نقد کنم اما باید صبورتر باشیم زیرا ایشان جامعه را درک می کند، خواسته های جوانان را می فهمد و وزیری است که می تواند خنده های مردم را بیشتر کند، نشاط را در مردم به وجود آورد تا انشاءاله هنر حال و هوای جدی تر و بهتری بگیرد. من اولین کسی بودم که در حوزه مطبوعات راجع به آقای جنتی مثبت نوشتم و آمدنشان را تبریک گفتم.
مصاحبه از: نسرین بخت پور