قبل از آنکه به بهانه نوشتن این یادداشت یعنی برنامه"زاویه" که چندی است از شبکه پنج صدا و سیما پخش می شود بپردازم، بد نیست نکاتی را در باب رسانه با هم مرور کنیم:
ژان بودریار در مقاله فاتحه خوانی برای رسانه ها تاکید می کند که اساساً به بیراهه می رویم اگر فکر کنیم که رسانه، وسیله ای ساده و بی آلایش برای پخش اطلاعات و ارتباط جمعی است. رسانه های جمعی همواره یک سویه و غیرارتباطی بوده و پیوسته سعی کرده اند که از پاسخ دهی طفره رفته و تمامی فرآیند ارتباط متقابل در آنها بی اثر است.
یک قانون ساده در جوامع ابتدایی همه را مجاب کرده است: قدرت از آنِ کسی است که بتواند دستور دهد و هرگز کسی نتواند به او دستور دهد. دستکاری در امر واقع و نشان دادن آنچه دوست دارند نشان بدهند، چنان تاثیر عمیقی بر شکل دهی افکار عمومی برجای گذاشته که ما را نیز مجاب می کند دست ها را بالا ببریم و بپذیریم که هرگونه تغییر و اصلاح کاربری در ذات رسانه، تماما پوچ و بی تاثیر است. امروز وضعیت مخاطب به راحتی نشانگر چنین وضعیتی است. در این میدانِ مصرف، دیگر چیزی به نام "دادن" وجود ندارد بلکه فضایی است که در آن شما تنها "گیرنده و مصرف کننده " کالا هستید. این یعنی حذف مردم، اربابان واقعی رسانه با دستکاری ذهن آنها.
مدلی را که در روش شناسی رسانه های جمعی کشورمان می توان به راحتی پیگیری کرد، مدلی ساده اما با کارکردی بسیار بالاست. استفاده از قدرتِ زبان در شکل دهی افکار عمومی و ارائه آمار و تعمیم آن به کل جامعه جهت اثبات نظرهای خویش.
رسانه ها همواره از مقوله زبان سود جسته اند. قدرت زبان را می دانند و تاثیر آن بر افکار عمومی را در این سال ها به خوبی تجربه کرده اند. سوالاتی که بصورت پیامک در برنامه های مختلف طرح می شود، غالبا با دستکاری زبان و تاکید بر واژه ای خاص شکل می گیرند تا هدایت گر پاسخها به سمت نقطه دلخواه گردند. در کنار برنامه های دیگر، برنامه زاویه نیز جایی است که به راحتی می توان عناصر این تحریف واقعیت را در نوع ادبیات مجری و ساختار آن جست و جو کرد. آخرین سوال پیامکی این برنامه که در هشتم آذرماه طرح گردید را با هم مرور کنیم:
ارزیابی شما از وزارت ورزش و جوانان مانند خصوصی سازی و انتخاب روسای فدراسیون...
همین جا بایستید لطفا! استفاده ابزاری از زبان در همین نقطه آغاز می شود. گویا طراح سوال مذکور بعد از رسیدن به واژه "جوانان" شک می کند که مبادا کلی گویی در این سوال به نتیجه دلخواه برنامه که از قبل برای آن تدارک دیده و ادبیات جمع کرده اند ختم نشود و فوراً دست به کار شده و دو پاشنه آشیلِ این وزارتخانه را که خود نیز در طی ماه ها آن را پرورانده اند یادآور می شود تا حضور مخاطبین را در راه خود صرف کند. نتیجه از همان ابتدا معلوم است؛ مخاطبین که بسیاری از آنها طرفدار یکی از دو تیم آبی یا قرمز هستند، نتیجه گیری ضعیف تیمشان را بر گردن نهادی چون وزارتخانه تفویض می کنند و خود به گوشه ای نشسته و مشغول تماشا می شوند. رولان بارت بارها در فنون داستان نویسی از چنین حربه هایی یاد کرده و ادوارد سعید در توصیف ادبیات اخبار غرب یاداور می شود که حتی با بکاربردن یک ضمیر خاص می توان کشوری را تحقیر کرد.
ادبیات بکارگرفته شده از جانب مجری برنامه مدام حمایتی می شود برای هدایت پیامک طرح شده و کار به جایی می رسد که به کلی بی طرفی رسانه را نادیده می گیرد. طرح سوالات احساسی همچون: پس دیگر کی می خواهند وزیر ورزش را استیضاح کنند، غلطکی می شود برای همراهی مخاطب عام در ایران که همواره نشان داده است با سازوکارهای قدرت در زاویه است.
هیچ نهادی نباید از نقد منصفانه مصون بماند و بر کارکرد وزارت ورزش نیز نقدهایی وارد است اما نقدی که ساختارگرایانه نباشد، کودکانه است. مخدوش نمودن چهره مدیران دانشگاهی در ورزش و ناکارآمد جلوه دادن فارغ التحصیلان مدیریت ورزشی می تواند عواقب وخیمی همچون حذف دوباره آنها، بازگشت مدیریت غیرحرفه ای و تجربی بر بدنه ورزش باشد.
پیش ترها در مقاله ای با عنوان "دایرهی وارونه" به این نکته پرداختم که همواره مفهوم قدرت و مدیریت از جانب موجی در بیرون تهدید می شود که تنها و تنها وارونه ای از دایره موجود است و سعی میکند تفاوت خود را تنها با وارونه بودن برجسته کند.
نقد هر سیستم و کارکردی، اگر ساختارنگر و برگیرنده واقعیت تام اجتماعی نباشد، راه را دوباره پیمودن است و به راستی چه کسی است نداند که دایره، همواره دایره است. حتی اگر وارونه باشد.