سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

گزارش اختصاصی خبرگزاری برنا؛

نارضایتی بیماران از بیمارستان‌های کرمانشاه

۱۳۹۳/۱۰/۱۸ - ۱۵:۴۶:۰۶
کد خبر: ۲۵۲۱۴۷
پنجره‌های اتاق بسته است و هوای خفه‌ای را تنفس می‌کنم.

نارضایتی بیماران از بیمارستان‌های کرمانشاه توسعه پایدار در سایه سلامتی افراد جامعه محقق می‌شود، بهبود خدمات سلامت رابطه مستقیمی با رشد اقتصادی كشور دارد. كشور ما جزء 17 كشور و معدود كشورهایی است كه پرداخت از جیب مردم در حوزه سلامت آنها بالای 50 درصد بود و در اكثر كشورها این رقم زیر 20 درصد است.

هرچقدر پرداخت مستقیم از جیب مردم افزایش یابد تعداد فقرای جامعه نیز افزایش می‌یابد، ولی انصراف از مراجعه به درمان، تشخیص و پی‌گیری درمان و بی‌عدالتی در دسترسی به خدمات درمانی از جمله پیامدهای حاصل از بالا بودن پرداخت هزینه‌های سلامت از جیب مردم است و با این روند عده‌ای فقیرتر و زیرخط فقر می‌روند.

در دو سال قبل از اجرای طرح تحول سلامت به دلیل بالا بودن هزینه‌های درمان 700 هزار نفر زیر خط فقر رفته‌اند و هزینه‌های كمرشكن و فاجعه بار سلامت زمانی است كه بیش از 40 درصد هزینه‌های یك خانواده صرف سلامت و درمان شود.

در سال 90 به میزان 6.9 درصد تولید ناخالص ملی (GDP) برای هزینه‌های سلامت در نظر گرفته ‌بودند و سهم پرداخت از جیب مردم برای هزینه‌های سلامت در این سال 56 درصد بوده است و این میزان حتی به 70 درصد هم رسید و 18 درصد هزینه را هم دولت، كمتر از 20 درصد را بیمه‌ها و بخشی را هم بیمه‌های خصوصی پرداخت می‌كردند.
 
این در حالی است كه براساس برنامه‌های چهارم و پنجم توسعه، پرداختی از جیب مردم برای هزینه‌های سلامت باید به 30 درصد می‌رسید و سهم پرداخت هزینه‌های سلامت از جیب مردم در كشور ما، این میزان به 60 درصد هم رسیده بود. هر چند براساس اصل 29 قانون اساسی برخورداری مردم از خدمات بهداشتی درمانی و مراقبت‌های بهداشتی از طریق بیمه‌ها حقی همگانی است و در سند چشم‌انداز 20 ساله كشور برخورداری از سلامت، رفاه اجتماعی به طور عام و برخورد با فساد، فقر و تبعیض مورد تاكید قرار گرفته و آمده است ایران باید به لحاظ تولید و نشر و بهره‌مندی از علوم و عدالت در سلامت و دسترسی مردم به خدمات اولیه بهداشتی رتبه اول را در منطقه داشته باشد.
 
اما از سال‌های 1335 تا به امروز به بعد به لحاظ تغییر بیماری‌ها واگیر به غیرواگیر و پیشرفت علوم و سبك زندگی به تدریج شرایط امید به زندگی در كشور بهتر شده است و اکنون امید به زندگی در كشور 74 سال است. بانك جهانی و سازمان جهانی بهداشت استراتژی كه برای دسترسی كشورها به خدمات اولیه سلامت پیشنهاد كرده‌اند دارای دو هدف می‌باشد، براساس این استراتژی تا سال 2030 مردم باید بتوانند حداقل از پوشش بیمه‌ای 80 درصدی خدمات اولیه سلامت برخوردار باشند و در عین حال محافظت و مراقبت‌ مالی از آنها 100 درصد باشد یعنی بیمه‌ها قوی باشند و مردم برای دریافت خدمات اولیه نیازی به پرداخت از جیب نداشته باشند.
 
اما طرح تحول نظام سلامت در اسفند ماه سال 92 تصویب و برای اجرا ابلاغ شد. ارتقای خدمات هتلینگ بیمارستان‌ها، متناسب‌سازی تعرفه پزشكان، ماندگاری پزشكان در مناطق محروم، اورژانس هوایی، رایگان شدن زایمان طبیعی و داشتن پزشك در شیفت‌های شب در بیمارستان‌های بالای 64 تخت و مهم‌تر از همه کاهش پرداختی مردم را از جمله بسته‌های خدمتی طرح تحول سلامت است که در جلسه هیات دولت نیز مورد موافقت و تصویب قرار گرفته است.
 
دسترسی مردم به خدمات اولیه بهداشتی در شهرهای زیر 100 هزار نفر و داشتن پزشك، ماما، دارو واكسن و ارائه مكمل‌های غذایی برای زنان باردار و نوزادان در مراکز بهداشتی درمانی از جمله اقدامات صورت گرفته در حوزه بهداشت بوده است. که انصافاً دكتر سیدحسن هاشمی وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی یکی از وزیران موفق دولت آقای روحانی بوده که تاکنون کارنامه قابل قبولی از خود ارایه داده‌ و باعث تحول شده‌ است رضایت 70 درصدی مردم از اجرای طرح تحول سلامت است، اما در استان‌های مرزی کشور نیاز به کار بیشتری در حوزه بهداشت و درمان دارد.
 
هنوز پرسنل بیمارستان‌‌ها در این استان‌ها رفتار مناسبی با بیماران ندارند و از میان این استان‌ها به ویژه در کرمانشاه و شهرستان‌های تابعه آن برخوردهای ناشایستی با بیمار می‌شود و برخی از کارکنان این بیمارستان‌ها در کرمانشاه در راستای عملکرد مثبت وزیر بهداشت، درمان و آموزش پژشکی گام بر‌ نمی‌دارد و موجبات نارضیتی بیماران را فراهم آورده‌اند، هر جند این ربطی به عملکرد وزارتخانه ندارد، اما برخورد ناشایست در ذهن تا مدت‌ها مدیدی باقی خواهد می‌ماند و در مورد آن قضوت خواهد شد و در این جا کارهای مثبت این وزارتخانه کمتر می‌شود و در نهایت موجبات نارضایتی در اذهان عمومی را دوچندان فراهم آورده است، بس باید فکری به حال آن شود.
 
گزارشگر سرپرستی خبرگزاری برنا در این راستا به بیمارستان امام‌ رضا(ع) و بیستون مراجعه و با بیماران و کمبودهای این بیمارستان‌ها گفتگو کرده است که در پی می‌آید.

مادر کودک بیمار در این باره می‌گوید: هنوز پس از گذشت یک سال، خاطره تلخ آن روز دوباره زنده می‌شود. دو روز مانده به تولد یک سالگی پسرم بود که دچار تب شد.

به دستور پزشک معالج، رضا، پنج روز در بیمارستان بستری شد و روز ششم با رضایت همسرم، ترخیص شد، اما دو روز بعد تب کرد و دوباره پسر یک ساله‌ام را به بیمارستان بردم. او می‌آفزاید: ساعت هشت و سی دقیقه بود که سراسیمه وارد بخش کودکان شدم. دکتر تاجگردون را، که قبلاًَ دستور بستری پسرم را دربخش کودکان داده بود، در ایستگاه پرستاری دیدم. در حالی که فرزندم در آغوشم از تب می‌سوخت، هراسان و گریان به دکتر گفتم: حال پسرم خوب نشده که بدتر هم شده است! اما دکتر! در آن لحظه نه تنها حاضر به معاینه جگرگوشه‌ام نشد، بلکه با بی‌اعتنایی گفت: پسرت را به اورژانس بیمارستان ببر، «اگر لازم باشد صدایم می‌کنند، اینجا قانون دارد!» و پرستار همراهش گفت:«سرماخوردگی دوره دارد، باید دوره‌اش طی شود.»

مرضیه رفیعی، مادر رضا اسمعیلی است. این مادر جوان، گلایه‌های زیادی از وضعیت کلینکی در بیمارستان بیستون کرمانشاه دارد و چنین می‌گوید: در آن لحظه درمانده شده بودم. از برخورد دکتر مات ومبهوت، با خود گفتم، اگر پسرم مشکلی نداشت پس چرا شش روز پیش دکتر تاجگردون دستور بستری او را صادر کرده بود و بعد از گذشت پنج روز از بستری،حاضر به ترخیص او نبود. می‌گفتند فرزندت عفونت دارد، اگر او را از بیمارستان ببری مسوولیتش با خودت است، اما حالا بعد از گذشت دو روز می‌گویند: پسرت چیزیش نیست، سرماخوردگی است، دوره دارد؟!

انسانیت در ایستگاه پرستاری نیست مادر جوان رضا، با یادآوری بی‌مهری‌های، پزشک معالج فرزندش در بیمارستان بیستون در ادامه چنین بیان می‌کند و می‌افزاید: بعد از برخورد دکتر و پرستار در ایستگاه پرستاری در بخش کودکان، پسرم را به اورژانس بیمارستان بردم و قبل از معاینه، قبض پرداخت حق ویزیت را به دستم دادند. پزشک اورژانس پس از معاینه رضا به من گفت: بیماری پسرت سرماخوردگی است باید دوره‌اش طی شود. مرضیه رفیعی عصبانیت فرو خورده‌اش را پس از گذشت یک سال با یادآوری آن روز، بیرون می‌دهد: هیچ وقت فراموش نخواهم کرد به خاطر یک سرماخوردگی، پنج روز پسرم بستری شد و 750هزار تومان با دفترچه تأمین اجتماعی هزینه مثلاًَ درمان رضا شد، اما روز ششم؛ نه تنها دکتر معالجش حاضر به معاینه فرزندم نشد، بلکه وقتی با اصرار من به اورژانس آمد، بعد از معاینه پسرم به من گفت: «به خاطر انسانیت؛ پسرت را معاینه کردم.»

این مادر جوان با ناراحتی ادامه می‌دهد: شاید در این زمانه سوگندنامه بقراط را پزشکان فراموش کرده باشند! نکند انسانیت فدای مادیات شده باشد! مگر پزشکان قسم یاد نکرده‌اند که با پاس قداست اخلاق حرفه‌ای؛ حتی دشمن را هم در میدان جنگ مداوا کنند؟! می‌خواهم بگویم:«دکتر انسانیت در ایستگاه پرستاری جامانده است، آن جا بود که انسانیت معنا پیدا می‌کرد که اما! حتی کودک خردسالم را معاینه نکردی! قداست پزشکی یعنی هم دردی با بیمار، همراه بیمار.» مادر رضا اسمعیلی تهرانی است و به خاطر شغل همسرش ساکن کرمانشاه شده است.
 
او می‌افزاید: پسرم از بدو تولد تحت نظر دکتر اقدم در تهران است. هر وقت کودکم بیمار می‌شود برای درمان، به مطبش می‌روفتم. دکتر اقدم با خوشرویی پذیرای کودکم می‌شود. بعد از ویزیت تا دو هفته حتی اگر 10 بار نیز رضا را به مطبش می‌بردم؛ دیگر حق ویزیت دریافت نمی‌کرد و با گشاه رویی پسرم را معاینه می‌کرد. مرضیه می‌گوید:در آن لحظه می‌خواستم مدیریت بیمارستان را ببینم تا شاید به اعتراض من رسیدگی شود، برای همین موضوع؛ در حالی که کودکم نا آرام بود به طرف اتاق مدیریت به راه افتادم. سرو صدایی نزدیک و نزدیک‌تر می‌شد.
 
پشت در اتاق مدیر رسیدم. ناگهان در باز شد و خانمی شیک‌پوش فریاد زنان بیرون آمد و با موبایلش حرف می‌زد:«آخر این چه وضعی است. مادرم بیماری قلبی دارد، داروی اشتباهی به او داده اند! دریغ از دکتر که بر بالینش حاضر شود. مثلاَ اینجا بهترین بیمارستان شهر است. کسی هم پاسخ درستی به من نمی‌دهد و تلفنی دنبال آشنایی، برای سفارش در بیمارستان بود.

من که اوضاع را چنین دیدم؛ راهم را کج کردم و با پسر تب دارم، از بیمارستان بیرون زدم. دیگر حاضر نیستم، کودکم را حتی یک بار دیگر برای معالجه به پزشکان بیمارستان بیستون در کرمانشاه بسپارم. او می‌افزاید:«در این شهر که بیمارستان خصوصی‌اش این گونه به بیمار رسیدگی می‌کنند وای به حال بیماران در بیمارستان دولتی!». حرف‌ها و گلایه‌های این مادر جوان جای بحث و تأمل دارد. اینجا چه خبر است بر همین اساس، به بیمارستان آموزشی درمانی امام رضا(ع) که تحت نظر دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه است رفتم. ساعت ملاقات 15 تا 17 است.

لطفاَ در راهروها تجمع نکنید. بعد از ساعت ملاقات، به خاطر رعایت حا ل بیمارتان، بخش را ترک کنید. سعی کردم با آسانسور به طبقات بالا بروم، اما ازدحام جمعیت آن قدر بود که عطایش را به لقایش بخشیدم. پله‌ها را یکی‌یکی، برای ملاقات بیماران در طبقات بالا طی کردم. آقایی در راهروی بخش زنان، در حال بگومگو با خانم پرستار بود. نظرم را جلب کرد:«آخر چرا این بیمارستان این جوری است! چون عمومی است به بیماران رسیدگی نمی‌کنند! هربار خودم باید بیام وصدایتان کنم. حال مادر بزرگم خوب نیست! خوب کسی را ندارد. من هم کار دارم، گرفتارم و نمی‌توانم مدام بالای سرش باشم. تکلیف بیمارانی که همراه ندارند چیست! آیا باید بمیرند؟!»

خانم پرستار از کوره در رفته و می‌گوید:«آقای محترم آرام تر! اینجا مریض زیاد است، ماهم نمی‌توانیم دائم بالای سر بیمار شما باشیم. تعداد پرستارها کم است. من چکار کنم. من تنها وظیفه‌ام را انجام می‌دهم. کوتاهی که نکرده‌ام!» پرستار و همراه مریض هنوز در حال بحث هستند که آنها را می‌گذارم و وارد یکی از اتاق‌های بخش زنان می‌شوم. صدای خنده و همهمه‌ی ملاقات کنندگان فضای اتاق چهار تخته را پر کرده است. کنار هر تخت، عده‌ای جمع شده و حرف می‌زنند و با بیمارخود، خوش و بش می‌کنند. پنجره‌های اتاق بسته است و هوای خفه‌ای را تنفس می‌کنم. سراغ ملک خانم می‌روم. آرام خوابیده است و پتو را رویش کشیده‌اند. دو خانم جوان کنار تختش نگران ایستاده‌اند. گاهی زیر چشمی نگاهی به جمعیت می‌کنند و سری از تأسف تکان می‌دهند. می‌پرسم خواب است؟ یکی از خانم‌ها که دختر ملک خانم است، با گلایه می‌گوید: نه! تازه از اتاق عمل بیرون آمده، بیهوش است.

دکتر کیسه صفرایش را عمل کرده است. او با دلخوری می‌افزاید: اتاق خیلی شلوغ است من تحمل سرو صدا را ندارم چه برسد به بیماران. خواهردیگر، در ادامه حرف‌های خواهرش می‌گوید: فرهنگ بیمارستان‌های شهر ما همین است، شخصی که تازه عمل کرده حداقل در دو ساعت ملاقات در اتاقی دیگر نگه می‌دارند نه وارد اتاقی که ملاقات کنندگان بیماران در آن وجود دارد، پرسنل بیمارستان به این نکته واقف هستند که بعضی از بیمارها دوست دارند ملاقات کننده‌هایش از تخت کناریش بیشتر باشد.
 
این همراه بیمار می‌گوید: کاش مسوولان بیمارستان، به خاطر بیماران به این معضل رسیدگی کنند و بیمارانی را که تازه جراحی کرده‌اند در بخش ویژه نگه داری کنند تا شاید دور از سرو صدا باشند. ناگهان در راهرو بیمارستان بحث‌ها و بگو و مگوهای دو جوان نظر من را در بخش مردانبه خود جلب کرد به سمت آنان رفتم، پرسیدم یکی از بیماران، درحال آماده شدن بود که برای تصویربرداری برود. جوانی 33 ساله که سرطان داشت. حالش را پرسیدم با لبخند بی‌رمق به پهنای صورت استخوانی‌اش، احساس رضایت داشت. دو نفر همراه مریض در حال گفتگو با هم بودند:« آیا پول همراهت هست؟! مگر چقدر می‌خواهد! آخر این چه وضعی است!
 
بیمارستان به این عظمت نمی‌توانند دستگاه خراب شده را درست کنند! هزینه رفت و آمدش به کنار، باید از این سر شهر به آن سر شهر برویم. بیمار، برادرشان بود و برای انجام پاره‌ای عکسبرداری و تصویربرداری بایستی حسب دستور پزشک، به مرکز تصویربردای افق در پارکینگ شهرداری بروند. آسایش مریض است بیمارستان آموزشی درمانی امام رضا زیرنظر دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه با دارا بودن 722 تخت در 11 طبقه و 24 بخش فعال است که دارای 20 اتاق عمل جراحی و بیش از 100 پزشک در بخش خدمات کلینکی و پاراکلینکی فعالیت دارند و در یک سال گذشته، بالغ بر 100هزاربیمار از نقاط دور و نزدیک استان کرمانشاه به این مرکز مراجعه کرده‌اند.
 
این در حالی است که بر اساس گفته دکتر نیکبخت، رییس دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در سال گذشته بر اساس یک نظر سنجی، میزان رضایت‌مندی مردم، از بیمارستان طالقانی کرمانشاه، 78 درصد-امام علی87 درصد- معتضدی88 درصد- امام خمینی78 درصد- و میزان رضایت‌مندی مردم از بیمارستان امام رضا 86 درصد بوده و به دنبال آن گفته بود:«نتایج به دست آمده از نظرسنجی‌ها به دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد و به نحو احسن نواقص بر طرف خواهد شد.» اما حالا که به انتهای سال 93 می‌رسیم؛ آیا در این یک سال دربخش بهداشت و درمان؛«نقصی» بر طرف شده است؟! چه قدرمقاله! در باره میزان رضایت‌مندی بیماران در بیمارستان‌های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی نوشته می‌شود. چند مقاله!

جایزه‌های رنگارنگی می‌گیرند! در یک سال برنامه‌ها و سمینارها و همایش در خصوص برنامه جامع بهبود کیفیت در بیمارستان بر گزار می‌شود. چه حرف‌های زیبا می‌زنند:«هدف ما خدمت به مردم است. برای آسایش بیماران در بیمارستان برنامه‌های کلان داریم.» کیفیت را فدا نکنیم یک کارشناس برنامه جامع بهبود کیفیت، درباره بهبود کیفیت، در بیمارستان‌ها، بر اساس مدل حاکمیت بالینی می‌گوید:معمولاَ در هر بیمارستان شش بخش وجود دارد که وظیفه آن‌ها ارئه خدمات به بیماران است.

او این بخش‌ها را شامل مدیریت- امور مالی- خدمات کلینیکی(پزشکی)- خدمات پرستاری- خدمات پاراکلینیکی و خدمات عمومی و پشتیبانی می‌داند که درشش حیطه: شامل اثربخشی- ممیزی بالینی- مدیریت خطر- مدیریت کارکنان – تعامل با بیمار و همراه بیمار- مدیریت اطلاعات- آموزش- توسعه و یادگیری هستند. او اثر بخشی کارکنان را، انجام درست کار و ایفای وظیفه برای رسیدن به یک نتیجه مطلوب می‌داند و در این مورد توضیح می‌دهد: ایجاد انگیزه برای انجام درست کار و رسیدن به نتیجه مطلوب، نیازمند تشویق و پاداش است که جای خالی آن در برنامه بهبود کیفیت در بیمارستان‌ها خالی است.

او می‌افزاید: در نتیجه، کارکنان بیمارستان، خسته‌تر از همیشه سرکار حاضر می‌شوند، چون انگیزه‌ای ندارند و بیمار و همراه او ناراضی از بیمارستان خارج می‌شوند. اما حرف‌های یک کارشناس آزمایشگاه شنیدنی است: امروزه نیاز پزشکان برای تشخیص بیماری؛ به خدمات پاراکلینیکی افزایش یافته است و کمتر پزشکی بر اساس معاینه بالینی و تشخیص طبی دست به مداوای بیمارش می‌زند.
 
در حال حاضر در مقاطع کارشناسی ارشد، متأسفانه برخی افراد با رشته‌های کارشناسی شبیه کارشناس امور دامی، کارشناس علوم جانوری، کارشناس علوم گیاهی و...در مقطع کارشناسی ارشد، در رشته‌هایی همچون بیوشیمی بالینی و یا ایمونولوژی، پذیرفته شده و ادامه تحصیل می‌دهند و پس از فارغ‌التحصیلی، شوربختانه در آزمایشگاه‌های تشخیص طبی بالینی جذب کار شده و گاهی سمت‌های مسوولیتی را هم تصاحب می‌کنند.
 
این کارشناس در پایان می‌گوید: قطعاَ این افراد کارآیی لازم را در زمینه‌های مورد تصدی خود نداشته و عوارض ناشی از عملکرد این مسوولان در فرایند آزمایش‌های بالینی و یا عملکرد سایر پرسنل در بخش بهداشت و درمان کاملاً مشهود است. گزارش از سوسن امیری

نظر شما
نظرات
میتراانگزی
|
|
۱۵:۴۶ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۸
بیمارستان امام رضا و بیستون بیترین سرویسها وبیشترین اشتباهات ونارضایتی رو دارن
م.اعظمی
|
|
۱۵:۴۶ - ۱۳۹۳/۱۰/۱۸
باسلام چندروزازبستری دخترم دربیمارستان امام رضامیگذرد هنوز هیچ تغییری نکرده چون بیماری دخترم صرع است و مشکل حافظه دارد نیازبه آرامش دارد وباسروصدا به بهم میریزد و عصبی میشود دخترم تحمل اتاقهای کوچک و۴تخته با همراهان چندنفری رانداشت مجبورش
دم اتاق ۲تختی که هزینه اش چندباربراش برایش بگیرم متاسفانه امروز یکی ازپرستارها میگوید از آی سی یو مریض بدحال با بیماری سل کرونا به تخت اتاق شما منتقل شده
شما قضاوت کنید آقای رئیس بیمارستان امام رضا اگردخترخودتان بود قبول میکردی که این چنین مریضی راکنارش بگذارند
دخترم ۱۶سالشه بغلی بیماری سندرم بهجت چشم چپش نابیناشده چشم راستش هم باعینک ۲۰/درصد بینایی دارد تشنج دارد الان هم حافظش راازدست داده شما قضاوت کنید پرستارمیگوید اولویت با شمانیست.
بخدا قسم محاله بزارم کسی با وضعیت سل وکرونابیاورند اتاق دخترم اگرهم بیاورند بلافاصله دخترم رابارضایت خودم ترخیص میکنم و باعث وبانی وپرستارودکتری که چنین کاری کردند روبه خدا واگذار میکنم
ازخدامخوام توی زندگی خیرنبینن
همه کارهاشون فیلمه روزاول سوگندیادکردن که هیچگونه رحم ومروتی نداشته باشن فقط مادیات میشناسن