به گزارش سرویس ورزشی برنا، هنوز آخرین پنالتی عراق در جام ملت ها به سمت دروازه حقیقی شوت نشده بود که فضای فوتبال ایران به دو قسمت تبدیل شد. عده ای منتظر بودند پنالتی گل نشود و از خجالت کی روش دربیایند و عده ای دیگر منتظر بودند از خجالت مخالفان کی روش دربیایند.
فضای فوتبال ایران سال هاست دو قطبی شده، دو قطبی زشتی که اخلاق، حرمت و فرهنگ را زیر سوال می برد. شکست ایران مقابل عراق این دو قطبی را بیشتر و بیشتر نمایان کرد، یک عده به هر ریسمانی چنگ زدند تا کی روش را تخریب کنند و عده ای به هر دلیلی روی آوردند مخالفان کی روش را نابود کنند. نتیجه این دو قطبی هم همین فضایی می شود که در فوتبال ایران سال هاست رخنه کرده و مانع هرگونه حرکت توسعه ای آن شده است.
کارلوس کی روش، نه سیاه است و نه سپید، او هم مثل هر انسان دیگری نقطه ضعفی دارد و نقطه قوتی، می توان در روز شکست نقطه ضعف او را برجسته کرد و آن انگشت روی آن نقطه ضعف گذاشت که در حد یک انسان سیاه جلوه کند. مخالفان کی روش هم همین شرایط را دارند، آن ها هم حتما کارنامه ای دارند که روزهای خوش دارد و روزهای ناخوش و می توان برای عقب نشستن آن ها چنان روزهای ناخوش را برجسته کرد و چنان فضای «بگم بگم» راه انداخت که نتوانند سرشان را بالا بیاورند ولی آیا این روش برای حذف طرفین اخلاقی است؟ آیا دردی از دردهای بیشمار این فوتبال درمان می شود؟
کسی منکر و مانع نقد نیست و اتفاقا نقد مبتنی بر اخلاق است که می تواند روند توسعه ای ایجاد کند، ولی این همه هتاکی طرفین به همدیگر و این همه زیر سوال بردن افراد قرار است چه نتیجه ای را در پی داشته باشد؟ مخالفان کی روش که عموما از اهالی فوتبال هستند شاید خیلی سریعتر از آنچه که تصور می شود دست به نقد تند سرمربی تیم ملی زدند ولی این چه اخلاقی است که عده ای با کوچکترین نقد و انتقاد، طرف مقابل را آماج حملات سنگین و توهین های زشت قرار می دهند؟ این چه فرهنگی است که باعث می شود اهالی فوتبال برای همدیگر شمشیر بکشند و از کارهای کرده و نکرده همدیگر بگویند؟
در این فوتبال سال هاست همه، متفق القول فریاد می زنند «فوتبال را به دست فوتبالی ها بسپارید»، حالا با شرایطی که ایجاد شده آیا این سوال پیش نمی آید که فوتبالی های این مملکت کدام طیف هستند؟ فوتبال باید به دست قشر سنتی فوتبال که امروز منتقد و مخالف کی روش هستند سپرده شود یا به دست قشر روشنفکر مآب فوتبال که عموما در رسانه ها مشغول فعالیت هستند؟ با این هتاکی هایی که صورت می گیرد آیا جایی برای واگذاری فوتبال به فوتبالی ها باقی می ماند؟
تصور غلطی است اگر فکر کنید هر قدر با صدای بلندتر و با قلم تندوتیزتری نقد کنید حتما در جایگاه حق نشسته اید که دقیقا برعکس، صدای هر که بلندتر باشد منطقش ضعیفتر است. به جای این همه توهین و هتاکی کاش بنشینید و از راه منطق نقد کنید، شاید راهکاری پیدا کنید که این فوتبال از برزخ موجود خلاص شود. باور کنید همین هتاکی هاست که روزبروز جمعیت فوتبال ایران را کاهش می دهد و هر روز بیشتر از روز قبل مردم را از فوتبال بی فرهنگ جدا می کند. این تیشه ای که طرفین برداشته اند به ریشه ای می زند که فوتبالی ها بر ساقه های آن نشسته اند و کار را به جایی می رساند که مردم فریاد بزنند: «این فوتبال هتاک را تعطیل کنید»
/سیدمحمدحسن بلاغی مبین/