گروه سیاسی خبرگزاری برنا: شاید برای بسیاری باور کردنی نبود که تنها طی 100 روز دیپلمات های دولت تدبیر و امید بتوانند پرونده پر فراز و نشیب 11 ساله هسته ای را برای اولین به یک نقطه ثبات رهنمون کنند. دلایل مختلفی برای این موفقیت عنوان می شد، پرهیز از سخنان جنجالی و هیجانی، اتخاذ سیاست های عقلانی و رویکردهای تعاملی، بهره گیری از تیمی متخصص و کارآزموده و موارد دیگری به عنوان مولفه های تاثیر گذار در این وضعیت لیست می شد اما شاید مهم ترین شاخصه چیز دیگری بود. « انعکاس صدای واحد» از اردوگاه جمهوری اسلامی را می توان مهم ترین مولفه ارتقا بخش ایران در مذاکرات هسته ای دانست.
نشان به آن نشانی که رئیس جمهوری در مصاحبه تلویزونی با « آن کری» خبرنگار شبکه ان بی سی پیش از اولین سفر خود به نیویورک با صراحت اعلام داشت که در مذاکرات هسته ای اختیار تام دارد، در مرحله ای که اولین گام دولت تدبیر و امید در مسیر مذاکرات هسته ای رقم می خورد. رئیس جمهوری در سخنرانی مهم خود در اجلاس سالیانه مجمع عمومی ملل متحد نیز بر این نکته پای فشرده و خطاب به طرف آمریکایی گفت که با صدای واحد سخن گفته و به مذاکره با ایران بیایند. بدان معنی و مفهوم که طرف ایرانی با اقتدار و صلابت لازم و با وحدت گفتمانی پای به میز مذاکره گذاشته است.
توافق ژنو با این اتفاق نظر و اتحاد درونی رقم خورد و حمایت رهبرمعظم انقلاب و اضلاع و اجزای حاکمیت از مذاکره کنندگان برگ برنده ایران بود. پس از توافق ژنو و با فاصله زمانی اندکی سیل انتقادات از سوی منتقدان دولت سرایز شده و به طور مستمر و ممتد در دستور کار قرار گرفت اما حمایت رهبر انقلاب و قاطبه مردم نگذاشت که کارشکنی ها کارگر افتد.
طرف ایرانی نسبت به طرف غربی یک مزیت ویژه داشته و دارد و آن اینکه در ایران دوگانگی در اصول سیاست خارجی و رویکردهای معطوف به آن وجود ندارد مشکلی که اوباما با آن دست به گریبان بوده و کنگره مانع بزرگی در برابر اوست. در ایران نیز البته منتقدان بیکار ننشسته و به انحاء مختلف سعی در کارشکنی در مذاکرات دارند.
محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان در آخرین حضور خود در پارلمان اعلام کرد که نگرش طیفی و جناحی به مذاکرات به معنای شکست کامل آن است چون می دانست و می داند که مزیت طرف ایرانی وحدت رویکردی آن در قبال مذاکرات است و اگر قرار باشد برخی تنها با توجه به منافع طیفی و جناحی در این مسیر اختلال ایجاد کنند اردوگاه طرف ایرانی در آوردگاه مذاکرات هسته ای با ضعف و خلل روبرو خواهد شد.
حال در اقدامی تازه از سوی اقلیت منتقد مذاکرات 21 تن از نمایندگان نام و نشان دار مخالف دولت سئوالی تازه از ظریف را مطرح کرده و از وی پیرامون سفر به فرانسه و پیاده روی با جان کری در حاشیه مذاکرات ژنو پرسیده و او را متهم به عدول از وظایف خود و خطای دیپلماتیک کرده اند.
این در حالی است که هر ناظر منصف و بیطرفی که کمترین آشنایی را با حوزه دیپلماسی و مرودات معطوف به آن دارد این نکته را به خوبی می داند که پیاده روی ظریف و کری وزرای خارجه ایران و آمریکا در حاشیه مذاکرات ژنو امر شاق و پیچیده ای نبوده و یک اتفاق طبیعی و بسیار ساده است.
پس از چند ساعت مذاکرات فشرده آنهم در این سطح عالی و پیچیده آیا اعلام یک تنفس پانزده دقیقه ای و پیاده روی برای استراحت و بازیابی توان برای ادامه مذاکرات یک امر پیچیده و غیر منتظره است؟ همگان می دانند چند ساعت مذاکره و نشست میان چند فرد عادی نیز نیازمند توقف و استراحت است و حال چرا این امر برای عده ای آنهم در این سطح سئوال برانگیز شده است، نکته ای است که شایسته تامل و توجه است.
اگر برداشت های خاص و ویژه از این اتفاق ساده و طبیعی جامه عمل می پوشد نشان دهنده حساسیت و اهمیت مذاکرات بوده و مسئولیت برداشت های من عندی و انتزاعی از یک پیاده روی ساده بر عهده وزیر خارجه نیست که او بخواهد در قبال آن پاسخ گو باشد و به خوبی این نکته نشانگر رویکردهای غیر مسئولانه ای است که منافع طیفی و جناحی در آن موج زده و هدفش نه مساعدت که تخریب و تقبیح روند مذاکرات و بچه های انقلاب در این کارزار خطیر است.
از طرف دیگر وزیر خارجه در چارچوب رایزنی های فشرده و از قبل برنامه ریزی شده به پاریس سفر کرد تا با وزیر خارجه فرانسه به عنوان یکی از اعضای موثر گروه موسوم به 1+5 دیدار و رایزنی داشته باشد، این سفر همزمان با توهین یک نشریه فرانسوی به پیامبر اکرم شد و منتقدان به ظریف ایراد می گیرند که چرا در چنین شرایطی به پاریس سفر کرده است.
این انتقادات در حالی بیان می شود که نمی توان هیچ ارتباط منطقی و عقلانی با این دو رویداد برقرار کرد. وظیفه دستگاه دیپلماسی محکومیت اینگونه اقدامات موهن است که وزارت خارجه نیز طی بیانیه ای به محکومیت این اقدام پرداخت و شخص وزیر امور خارجه نیز در سفر پاریس، موضع گیری قاطعانه ای در این زمینه از خود نشان داد.
از طرف دیگر فرانسه عضو موثر 1+5 است و بدیهی است که ایران نمی تواند در مرحله حساس و نفس گیر مذاکرات این کشور را از دایره معادلات و مذاکرات هسته ای حذف کند و هیچ عقل سلیمی این موضوع را نمی پذیرد. ظریف نیز که وفق وظایف مصرح خود به محکومیت اقدام نشریه فرانسوی پرداخته بود در پاریس به رایزنی با طرف فرانسوی در زمیننه پرونده هسته ای پرداخت و بس.
هر ناظر منصفی این نکته را می داند که موضع گیری نابخردانه و عملکردهای موهن یک نشریه یا یک طیف سیاسی و فرهنگی را نمی توان به کلیت یک جامعه بسط و تعمیم داد و بواسطه خطای بخشی از جامعه کلیت یک کشور را مورد نکوهش و شماتت قرار داد و این امر در حوزه دیپلماسی نیز صادق است. در لبنان و افغانستان مخالفان ایران تندترین واکنش ها را نسبت به جمهوری اسلامی دارند اما ایران با این کشورهای دوست روابط گسترده خود را قطع نمی کند، در ایران برخی نشریات تندترین مواضع را نسبت به حاکمین عرب اتخاذ کرده و ادبیات خاصی را به کار می برند اما کشورهای عربی به این بهانه روابط دیپلماتیک خود را قطع نمی کنند چون همگان می دانند موضع یک طیف و جناح و نحله قابل تعمیم به یک کشور و ملت آن نیست.
حال در ماجرای فرانسه و توهین یک نشریه به ساحت پیامبر گرامی اسلام موضع گیری عقلانی محکومیت این اقدام با تمام توان و پتانسیل های اجتماعی و سیاسی است نه آنکه در حوزه دیپلماسی به قطع روابط بپردازیم این نکته هیچ دستاورد و تاثیر گذاری برای ما نخواهد داشت. حال باید از منتقدان ظریف پرسید که بر چه اساس و رویکردی و با کدام درایت و تامل و تعمقی این واکنش ها را از خود نشان داده و آیا انعکاس این اقدامات خود را در عرصه های داخلی و خارجی لحاظ می کنند و منافع ملی برای آنان چه اولویت و اهمیتی دارد؟.