سرویس سیاسی برنا: اجماع اصلاح طلبان در انتخابات سال 92 را می توان تعیین کننده ترین کنش سیاسی جمعی طی یک دهه گذشته در سپهر سیاسی نامید. اتفاقی که تمامی معادلات را دچار تغییر و تحول کرده و صحنه سیاسی را دچار دگرگونی کرد. اصلاح طلبان با حداقل امکانات و محدودیت ها و مضایق بسیار تنها با یک وحدت درون گفتمانی توانستند صحنه بیرونی را تحت الشعاع کنش خود قرار داده و صحنه را آنگونه که می خواستند آرایش دهند.
نکته آنکه این وحدت رویه و انسجام بر بستر اتفاقات ناگوار پیشین و افتراق ها در سال 84 رقم خورد و اصلاح طلبان با درس گیری تاریخی از آن رویداد به اجماع راهبردی در سال 92 رهنمون شدند. حال سئوال بزرگ پس از این رویداد آن بود که آیا اصلاح طلبان می توانند به عنوان یکی از دو بازی همیشگی رقابت در اتمسفر سیاسی نظام جمهوری اسلامی این وضعیت را حفظ و در تعامل با دولت و جبهه اعتدال گرایان باقی بمانند.
به طور معمول و به شکل نهادینه شده ایرانیان تمایل فراوانی به کنش های فردی و مستقلانه نشان داده و همواره پس از مدت کوتاهی افتراق و انشقاق جای خود را به اتحاد و اجماع می دهد و از طرف دیگر بدیهی و مسلم است که رقبای سیاسی با توجه به تاثیر گذاری اجماع اصلاح طلبان به دنبال خدشه در این فرآیند باشند و با توجه به این نکات به نظر می رسید که حفظ و دوام وحدت در این اردوگاه سیاسی پس از انتخابات کار سخت و شاقی باشد.
این روزها با گذشت یکسال و نیم از برهه انتخابات ریاست جمهوری دوره یازدهم و نزدیک شدن به انتخابات مجلس شورای اسلامی و رونق فعالیت های سیاسی در اردوگاه اصلاح طلبان به نظر می رسد که ماجرای اجماع و اتحاد با روندی مطلوب به پیش می رود و اصلاح طلبان توانسته اند آرایش راهبردی خود را حفظ و بسط و تعمیق دهند.
برگزاری همایش های متعدد و حضور پر رنگ چهره های اصلاح طلب در این مراسم ها و اظهار نظرهای پخته و منسجم پیرامون اتحاد و اجماع و نیز واقع نگری مستتر در بیانات چهره های اصلاح طلب نسبت به شرایط عمومی کشور و الزامات و اختیارات دولت که مانع بالابری توقعات و بالطبع آن ایجاد اختلاف و انشقاق است، به خوبی نشان می دهد که اصلاح طلبان عمل گرایانه و پراگماتیستی و بدور از نگاه های تصنعی و نگرش های انتزاعی به پیش می روند و با این اوصاف اجماع و اتحاد آنان قابل خدشه و آسیب نخواهد بود.
اصلاح طلبان که نقش کلیدی در برآمدن دولت داشته اند منطبق بر منافع ملی به دنبال سهم خواهی نرفته و شرایط گریبانگیر دولت را به خوبی درک کرده و تنها مطالبات عمومی و وعده داده شده از سوی رئیس جمهوری را پیگیر و در راستای منافع مردم خواستار تحقق آن هستند.
از طرف دیگر اصلاح طلبان چهره های کلیدی و مورد وثوقی دارند که نقش محوریت در این اردوگاه سیاسی را داشته و از آن حیث که این چهره ها کوله باری از تجارب گرانسنگ را در سمت های عالیه نظام داشته اند و به شرایط گذشته و حال و معادلات قدرت آگاهی و اشراف کاملی دارند، در تلطیف نگرش ها و مطالبات و حرکت بر مدار منطقی و متوازن و متعادل نقشی ممتاز ایفا کرده و این نکته نیز بر قوام و استحکام کنش های اردوگاه اصلاحات می افزاید.
محوریت بزرگانی چون سید محمدخاتمی، آیت الله هاشمی رفسنجانی و دیگر چهره های مورد وثوق و تجربه اندوخته اصلاح طلبان یک مزیت ویژه برای این اردوگاه سیاسی در تحولات آتی خواهد بود و از طرف دیگر ارتباط مستحکم این چهره ها با معتدلان جریان اصولگرا امکان اتحاد و اجماع راهبردی میان تحول خواهان از هر دو اردوگاه را فراهم می کند.
هر چه هست به نظر می رسد که دهه 90 یکبار دیگر صحنه اوج گیری اصلاح طلبان در سپهر سیاسی ایران باشد. دهه هشتاد آغاز افول اصلاح طلبان در صحنه سیاسی بود و آنان با انشقاق های ایجاد شده نه به رقیب سیاسی که به تشتت درون تشکیلاتی خود رقابت های انتخاباتی را واگذار کردند و اکنون در نقطه مقابل و معکوس با روند اجماع و اتحادی که وزین و با طمانینه در حال پیش روی است به نظر می رسد اصلاح طلبان صحنه را آماده برتری و تفوق خود می کنند.
نکته آنکه اصلاح طلبان علاوه بر نگاه راهبردی به محوریت بزرگان، یکبار دیگر درصدد فعال سازی بدنه های حامی خود هستند و نگاه بالادستی و پایین دستی را متوازن به پیش می برند. با توجه به آنکه تشکیل احزاب فراگیر تا زمان انتخابات آتی مجلس ممکن و میسر نیست، اصلاح طلبان با برگزاری همایش ها و نشست های فراگیر در سطوح مختلف در اقصی نقاط کشور تحرکی مطلوب به خود گرفته اند و می خواهند با نگاه متوازن و غیر متمرکز نیروهای عام خود را درگیر در فرآیند معادلات کرده و بدین سان کنش هماهنگ و پیگیرانه را تا انتخابات مجلس در میان توده های عام حامی خود رقم بزنند.
هر چه هست این دور از انتخابات مجلس بر خلاف دوره قبلی شاهد رقابتی جدی خواهد بود و باید دید اصولگرایان برای مواجهه با رقیب سنتی اما تازه نفس و قبراق چه تمهید و تدارکی خواهند دید.