سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

تاثیرات منطقه‌ای درگذشت ملک عبدالله

۱۳۹۳/۱۱/۱۴ - ۱۲:۴۸:۱۸
کد خبر: ۲۵۹۳۶۲
نویسنده : دکتر امیر مدنی

به گزارش خبرگزاری برنا، مردم سالاری نوشت: 

ملک عبدالله از بدو پادشاهی خود در سال 2005، به قصد تقابل با قدرت رو به افزایش ایران و دوستداران منطقه‌ای‌اش در خاورمیانه به سیاستی مداخله جویانه در امور دیگر کشورهای عربی-اسلامی روی آورده بود. از آنجا كه ساختار قدرت در عربستان مبتنی بر اقتصاد نفتی و تعادلات خانوادگی- قبیلگی و قرائت وهابی از دین اسلام است، این مداخله جویی‌ها تنها ازطریق حمایت از رادیكالیسم ایدئولوژیك و به كمك دلارهای نفتی میسر می شد، سیاستی كه منجر به پیدایش و تحكیم گروه‌های تروریستی سلفی-جهادی –تکفیری در خاورمیانه و آسیای جنوب غربی و دیگر نقاط می‌شد.

سیاست‌های مداخله جویانه ملك عبدالله كه با دخالت در تحولات عراق، تونس، لیبی و مصرآشکار شده بود، با لشکرکشی به بحرین و دخالتهای گسترده در سوریه به اوج می‌رسید. البته پس از شکست سیاست‌های ماجراجویانه بندربن سلطان در سوریه در حمایت گسترده از گروه‌های سلفی- جهادی – تکفیری كه به ظهور داعش انجامید، ملک عبدالله علیرغم باور به ادامه حضور و دخالت از طریق گروه‌های رادیکال سلفی، با حفظ بندر بن سلطان در نهادهای امنیتی، پرونده سوریه آل سعود را در سال2014 به وزیر كشور وقت محمدبن نایف واگذارکرده بود.

با تحویل گرفتن پرونده سوریه، نایف بر آن شده بود تا با كاهش حمایت از گروه‌های تروریستی روانه گشتن خیل بیشمار جهادیون سلفی تكفیری سعودی را محدود سازد و با نزدیك شدن به «ارتش آزاد سوریه» روابط را با آمریکا بهبود بخشد و در اقدام مشترك برضد داعش شركت جوید. اگرچه كاهش حمایت از تروریسم و محدودسازی اعزام جنگجویان به سوریه به علت خروج این گروه‌ها از كنترل و به دلیل ترس اساسی از بازگشت این جنگجویان به عربستان بود، اما خط مشی نایف نسبت به سیاست‌های بندر ابن سلطان در حمایت از تروریسم دارای وخامتی كمتر بود.

به باور كارشناسان، محمدبن نایف که از نسل دوم شاهزادگان سعودی است دارای رگه‌هایی ازعملگرایی و پراگماتیزم می‌باشد و علی‌رغم عمل درچارچوب کلی سیاست‌های مبتنی بر تهدید منافع ایران، دریافته است که قدرت و نفوذ ریشه‌دار منطقه‌ای ایران فراسوی آرایش سیاسی این یا آن لحظه تاریخی، دلایل استوار تاریخی- فرهنگی- مدنیتی و ژئوپولیتیكی غیرقابل انکاری است که باید به گونه‌ای با آن کنار آمد. در همین راستا، مرد قدرتمند جدید، محمد بن نایف سیاست عربستان را به پذیرش نسبی نقش ایران درعراق و یمن سوق داده است.

آقای نایف به گونه‌ای عملگرایانه با تغییرات مورد حمایت ایران درعراق (عبورازمالکی به عبادی) و در یمن( افزایش قدرت حوثی‌ها) کنارآمده است. ظهور ماشین آدمكشی داعش و گروه‌های همانند درعراق و سوریه و دیگر نقاط و یورش آنان به زهدان زایشی وهابی خود که منافع آمریکای پرزیدنت اوباما را نیز مورد تهدید قرار می‌دهد، نایف عملگرا را احتمالا به این نتیجه می‌رساند که باید به توافقات بیشتری با تهران دست یابد. در همین چارچوب سیاسی نایف احتمالا در می‌یابد که بدون مشارکت تهران، بحران لبنان نیز به سوی حل شدن گام برنخواهد داشت.

با سلامت لرزان شاه محافظه كار جدید و شخصیت سیاسی خنثی و بیطرف ولیعهد مقرین و حذف بندر بن سلطان تحت فشار کاخ سفید از تمامی نهادهای تصمیم‌گیری امنیتی، چهره شاخص معماری سیاست جدید و آینده عربستان شاهزاده محمدبن نایف از نسل دوم شاهزادگان سعودی و خط مشی غیر ایدئولوژیك و عملگرایانه وی هستند، عملگرایی‌ای که در انطباق با سیاست آمریکا، می‌تواند راهگشای تحولات منطقه‌ای جهت کاهش بی‌امنیتی و ایجاد صلح و ثبات و تثبیت بازار نفت باشد ؛ صلح و ثباتی که تلاش‌ها را به عرصه حیات و مبارزات مدنی متوجه ساخته و اصحاب خشونت‌های گوناگون را منزوی خواهد ساخت.

نظر شما