سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

یک معضل طبیعی و یک نگاه عقلانی

به جای شعار به دنبال راهکار باشیم/ نفس مردم اهواز با فیگورهای مردمی چاق نمی شود

۱۳۹۳/۱۱/۲۲ - ۱۵:۲۸:۰۲
کد خبر: ۲۶۱۷۸۷
فاجعه که رخ می دهد می توان شعار داد، می توان جملات پر طمطراق بر زبان راند، می توان نسخه پیچی کرده و به زمین و زمان گیر داد، می توان رقیب سیاسی را کوبید، می توان ...

سرویس سیاسی برنا: نه نیاز به شرح و بسط و تفصیل دارد و نه مداقه و دقت نظر می خواهد، وضعیت حاد تر از این حرف هاست که برای شناساندن بحران زیست محیطی ایجاد شده نیاز به قلم فرسایی باشد. بحران؛ بحران است و هوای این روزهای استان های غرب و جنوب غربی مصادق بارز یک فاجعه زیست محیطی.

فاجعه که رخ می دهد می توان شعار داد، می توان جملات پر طمطراق بر زبان راند، می توان نسخه پیچی کرده و به زمین و زمان گیر داد، می توان رقیب سیاسی را کوبید، می توان برای به دست آورن دل مردم خاصه خرجی کرده و وعده و وعید داد اما آیا می توان با این ادا و اطوارها غم جانکاه مردم، سینه های غبار گرفته آنان و چشم های اشک آلود و جان های فرسوده شان را التیام بخشید؟!

ما طبق یک روال مالوف عادت کرده ایم به هنگام هر فعل و انفعالی که افکار عمومی را متوجه خود کرده و اذهان عمومی را دچار تشویش و نگرانی و البته توجه دو چندان می کند، همچون قهرمانان اساطیری از پس پرده برون آمده و نطق و فرمایشی کنیم و سپس نیز با فروکش کردن التهاب ها گویی نه خانی آمده و نه خانی رفته به خواب خرگوشی فرو برویم تا لمحه و فرصتی دیگر که نیاز به هنرنمایی ما باشد و فاجعه ای دیگر بر پیکره جامعه ما صدمه و آسیبی وارد سازد.

فاجعه زیست محیطی که اکنون حادتر از ادوار پیشین در شهرهای خوزستان و کلان شهر اهواز جلوه گر شده و مردم شهر را تلی از گرد و غبار فرا گرفته و زیست طبیعی و زندگی روزمره آنان را تحت الشعاع قرار داده است و بالطبع کلیت جامعه ایرانی را متاثر از این حادثه کرده است، نه نیاز به فیگورهای مردم نوازانه و نسخه پیچی های آنچنانی و خاصه خرجی های بی محابا دارد و نه چنین اقدامات دفعی و آنی می تواند مرهمی بر آلام خوزستان سرافراز باشد.

فضای احساسی ایجاد شده به طور طبیعی برخی واکنش های فرصت طلبانه و ظاهر الصلاح را به همراه دارد اما راه حل مشکل مردم اهواز و خوزستان و دیگر شهرهای غربی کشور که دستخوش این معضل زیست محیطی شده اند تنها تدبیری موزون، ارائه راهکارهای منطقی و حساب شده و انسجام تشکیلاتی و ساماندهی مطلوب نهادها و سازمان های متولی دخیل در این ماجراست.

نکته کلیدی آنکه کشور ما بر اساس موقعیت جغرافیای خود در ماجرای ریزگردها قربانی فرآیندی است که خود در پدید آمدن آن نقشی نداشته و بر اساس یک فعل و انفعال زیست محیطی با تبعات ناخوشایند گرد و غبار و آلودگی که از کشورهای همسایه به وسیله بادهای موسمی به سمت و سوی ما روانه می شود، دست به گریبان شده و حال طبیعی است که راه حل مشکل هم در گرو هم افزایی و همکاری بین المللی میان تمامی کشورهای درگیر در این فرآیند است.

اختصاص بودجه مناسب و نیز تشکیل کارگروه ویژه در سطوح عالی قوای سه گانه و با مشارکت تمامی دستگاه های ذیربط و با بهره گیری از تمامی پتانسیل ها و ظرفیت های موجود بی شک یک ضرورت غیر قابل انکار و مطالبه ای منطقی از سوی مردمی است که زندگی آنان تحت الشعاع این وقایع دستخوش مشکلات فراوان شده اما این رویکرد داخلی تنها می تواند بخشی از پازل حل مشکلات باشد.

در وجه بیرونی با بهره گیری از دیپلماسی سازنده و منطبق بر اصل حسن همجواری، ایران و تمامی کشورهایی که در این موضوع دخیل هستند با توجه به تجربیات چند دهه ای در موارد مشابهی که در عرصه نظام بین الملل رخ داده، می توانند با تشکیل یک «سازمان همکاری های منطقه ای» و مختص به این موضوع در هماهنگی با یکدیگر راهکاری منطقی و عاجلی را برای مهار کوتاه مدت و بلند مدت این معضل زیست محیطی تدارک ببینند.

شاید در مقام شعار بتوان از حل سریع این مشکل با توجه به حساسیت افکار عمومی نسبت به آن، سخن گفت و بدین سان به زعم خود گره گشایی آنی و مقطعی انجام داد و شاید در نگاه ابزاری صلاح دولت مردان برای کسب محبوبیت در افکار عمومی هم گرفتن چنین فیگورهایی باشد (که خوشبختانه تا این لحظه از سوی دولت مردان چنین برخوردهایی را شاهد نبوده ایم) اما حقیقت آنست که این معضل زیست محیطی به سادگی و سهولت قابل رفع و رجوع نیست و نیازمند طی پروسه ای بلند مدت و زمان بر و نیز حجم کاری عظیم و طاقت فرساست.

بدون شک مردم و آسیب دیدگان از این حادثه نیز به خوبی سختی شرایط و الزامات و ضرورت های آن را درک و اگر اهتمام جدی و غیر شعاری و منطقی متولیان این موضوع را دیده و آن را حقیقی و راهگشا ببینند، با تحمل سختی های گریز ناپذیر این حادثه طبیعی نهایت همراهی و همدلی را نیز انجام خواهند داد. مردم به جای شعار و سخنان پر طمطراق و فرصت طلبی های دفعی و آنی، نیازمند نگاه علمی، مجدانه و مجاهدانه به این معضل و ارائه راهکارهای درست در این زمینه هستند و بس.


نظر شما