سرویس سیاسی برنا: مذاکرات هسته ای به مرحله حساس و نفس گیر خود رهنمون شده و هفته های طلایی در برابر دو طرف مذاکره کننده است. حال بدیهی است که موافقان و مخالفان پر و پا قرص توافق هسته ای تمامی تمهیدات و توانایی های خود را به کار گیرند تا روند مذاکرات را تحت الشعاع خود قرار دهند. دلواپسان داخلی از همان ابتدای کار دولت روحانی هجمه به دستگاه دیپلماسی و رویکرد تعامل سازنده دولت روحانی را کلید زدند و اکنون نیز بدیهی است که بر حجم تخریب ها بیافزایند. در این میان سخنان چند روز پیش رهبر معظم انقلاب در حمایت از اصل مذاکرات پشتوانه قوی برای دولت مردان در آوردگاه سخت پیش رو فراهم کرده است اما نکته آنجاست که دلواپسان بدون توجه به این سخنان صریح به تاویل و تفسیرهای من عندی روی آورده و فرمایش رهبری مبنی بر انعقاد توافق جامع در یک تفاهمنامه را نافی بر روندهای طی شده عنوان می کنند، در این خصوص با مهدی مطهر نیا کارشناس روابط بین الملل به گفت و گو نشستیم که در ادامه آن را می خوانید.
مذاکره عرصه بده و بستان و امتیاز دهی و امتیاز گیری است اما عده ای در داخل هر گونه انعطاف در مذاکره را نفی می کنند و خواستار لغو کامل تحریم ها و در کنار آن حفظ کامل فعالیت های هسته ای هستند. به نظر شما آیا عقل سیاسی این مسئله را قبول می کند؟ آیا مساله را دو امر متناقض در کنار هم نمی بینید؟
در ادبیات سیاسی ما ورود نگرش های گوناگون ایدئولوژیک با تعابیر مختلف از ایدئولوژی و همچنین جهان بینی ها و جهان شناسی های متغیر و متکثر، موجب شده است که ادبیات سیاسی در ایران دچار تکثر برداشت های ایدئولوژیک از مفاهیم عمیق سیاسی شده و همین امر موجب شده نه تنها توده های مردم بلکه نخبگان جامعه ملی نیز دچار بحران واژگان شوند.
این بحران واژگان و مفاهیم به گونه ای است که حتی بعضی از دانش واژگان بدیهی نیز دچار لغزش ها و روان پریشی های مفهومی شده اند. عقلانیت و خرد سیاسی در یک به هم پیوستگی معنادار قرار دارد. عقلانیت به ما می آموزد که چگونه زندگی کنیم و خرد سیاسی به ما می آموزد که آینده زندگی خود را چگونه بسازیم. لذا خرد وجه عالی عقلانیت است و عقلانیت مقدمه ضروری خردورزی سیاسی است. ورود به هر مذاکره ای اولین گزاره عقلانی را در محیط سیاسی تجویز می کند و این گزاره نخست آن است که شما با ورود به مذاکره پذیرفته اید که طرف مقابل و خویش را در بازی وارد کنید که درصدهای متفاوتی مناسب و متناسب با قدرت مذاکره و توانایی های پشتیبانی کننده مذاکره کنندگان برای هر دو طرف ملحوظ است. فلذا در مذاکره نمی توان به صد در صد خواسته ها دست یافت. تن دادن به یک مذاکره یعنی پذیرش گذشت از صد در صد خواسته ها برای دست یابی به بیشترین خواسته های ممکن در موضوع مورد مذاکره.
در واقع آن چه که توسط این افراد گفته می شود خلاف اولین گزاره بدیهی در پذیرش مذاکرات سیاسی و عرصه دیپلماسی است. از سوی دیگر در کنار عقلانیت سیاسی گزاره دیگری وجود دارد که به خرد سیاسی ارجاع می دهد. خرد سیاسی بر این گزاره تاکید دارد که اگر امروز مناسب و متناسب با توان خویش حداکثر حداقل های موجود را به دست آوریم می توانیم با مدیریت توانایی ها در آینده، متکی بر این دستاورد تثبیت شده به حداکثر های خود نیز در زمان آینده بیاندیشیم و برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنیم؛ این یعنی خردورزی سیاسی. نمونه بارز این معنا را در دیپلماسی سیاسی پیامبر (ص) می توان یافت. پیامبر ختمی مرتبت با ترکیب عقل گرایانه؛ عقلانیت سیاسی و خرد سیاسی پیمان صلح حدیبیه را امضا می کند. نام مبارک خود را پاک می نماید و نام رهبر قریش را پیش از خود می نویسد. اگر پیامبر صلح حدیبیه را امضا نکرده بود بعد از ده سال فتح مکه بدون خون ریزی صورت نمی گرفت.
لذا می بینیم که در امضای صلح حدیبیه تمام گزاره های ناشی از عقلانیت سیاسی و خردورزی ناشی از آن در استمرار این عقلانیت و تعالی بخشیدن به آن در رفتار و کنش سیاسی پیامبر دیده می شود.
از این رو باید گفت که آنچه که از سوی این عده گفته می شود یا بر مبنای ناآگاهی از ادبیات سیاسی و الفبای سیاست در عرصه علمی آن است یا خود را به ناآگاهی زدن جهت دستیابی به اهداف و منفعت های دیگری است.
· این خواسته رهبری که توافق باید در یک مرحله انجام بگیرد در عرصه تعاملات سیاسی به چه معنایی است؟
آنچه که رهبری می گویند در باب تصمیم گیری نهایی است ؛ هیچ توافقی در یک مرحله صورت نمی گیرد.
امروز نیز که به تصمیم گیری نهایی در دیپلماسی هسته ای رسیده ایم رهبری بر این نکته تاکید می کنند. چرا که توافقات چندین مرحله ای برای تصمیم گیری نهایی در سال های اخیر به ویژه سال گذشته انجام شده است. آیا ژنو سه یک توافق نبود؟ آیا نشست های متفاوت و کاهش آنچه که پرانتز ها در نگارش توافق نهایی خوانده شد در توافق های متفاوت کم نشد؟ پس توافق اینجا منظور نیست آنچه است خروجی توافقات در قالب یک تصمیم گیری نهایی است. آنچه که از منظر ادبیات سیاسی در اینجا باید به آن اشاره کرد آن است که خروجی توافق های متفاوت باید در یک تعهدنامه جامع هسته ای به طور شفاف که مستلزم توافق هر دو طرف و تعهد به اجرای آن باشد مورد تاکید قرار گیرد. و لذا آنچه که گفته می شود توافق در واقع پایانه یک توافق چندین مرحله ای است که دیگر نمی تواند تحت عنوان نشست و برخواست های دیپلماتیک به توافقات دیگر پس از امضای تعهد ارجا داده شود. چرا که بیم فرسایشی شدن و فراموشی تعهدات ناشی از توافقات قبلی در آن می رود.
· آیا این امر رهبری توافق وین و تمدید مذاکرات را لغو می کند؟
آنچه که از سوی سیاست مداران گفته می شود ایدآل های مطرح در چارچوب وضعیت موجود است. اما در دنیای سیاست حرف آخر همیشه اول زده نمی شود. بلکه برای زدن حرف آخر همواره تلاش می شود که حرف ها و موضع گیری های مستحکم بیان شود. من این فرمایش رهبری را در مسیر ایجاد استحکام بیشتر در رسیدن به یک توافق جامع مورد ارزیابی قرار می دهم نه گفتن آخرین موضع گیری در باب پرونده هسته ای.
· از لحاظ منطق استراتژیک آیا این امر امکان پذیر است که دو طرف طبق خواسته رهبری در یک توافق کلی به یک نتیجه مطلوب برسند و همه چیز را تمام کنند؟
در سیاست تنها غیرممکن غیرممکن است. این صحبتی است که ناپلئون سال ها پیش در ادبیات سیاسی بیان کرد و یک جمله کوتاه ولی بسیار پرمعناست. در سیاست تنها چیز غیرممکن؛ غیرممکن است.
· چهار نوع تحریم علیه ایران وضع شده آیا از لحاظ حقوق بین الملل این امکان وجود دارد که تمامی این تحریم ها برداشته شوند؟
تحریم های چهارگانه یعنی تحریم های رئیس جمهور آمریکا، تحریم های اتحادیه اروپا سپس تحریم های کنگره آمریکا و کاپیتال هال و در نهایت تحریم های شورای امنیت قرار دارند. این تحریم ها به ترتیب دارای چالش برانگیز ترین گام ها برای برداشتن تحریم هستند.
یعنی اینکه تحریم های رئیس جمهوری آمریکا، سپس تحریم های اتحادیه اروپا و بعد از آن تحریم های کنگره آمریکا و سپس تحریم های شورای امنیت که هر کدام زمان بری کمتری نسبت به بعدی برای لغو نیازمندند. لذا با انجام توافق میان ایران و 5+1 آسانترین گام برداشتن تحریم ها، لغو تحریم های پرزیدنت آمریکا سپس اتحادیه اروپا خواهد بود و بعد از آن لایه های سخت تر تحریم ها یعنی تحریم های کنگره آمریکا و شورای امنیت زمان بیشتری را تلف می کند. اما اراده در برداشتن تحریم ها از سوی جامعه بین المللی در یک زمان تعریف شده در توافق نهایی می تواند گامی مثبت در جهت ایجاد یک توافق نهایی باشد.
بله از نظر حقوق بین الملل برداشتن آنی و دفعتی تمام تحریم ها هیچگاه تجربه پذیر نشده است. اگرچه ممکن مفروض شده است اما تجربه موجود در ارتباط با مسایل سیاسی نشان می دهد که همواره برداشتن تحریم ها زمان بر بوده است ولی باید این زمان بر بودن عقلایی و بر اساس منطق ترسیم زمانبندی درست و دور از سیاست بازی های استراتژیک در ارتباط با طرف مقابل باشد. لذا ایران باید منطق زمانبر بودن لغو تحریم ها را بپذیرد و 5+1 نیز بر اساس یک منطق قابل قبول زمان برداشتن تحریم ها را معین کنند.