سایر زبان ها

صفحه نخست

فیلم

عکس

ورزشی

اجتماعی

باشگاه جوانی

سیاسی

فرهنگ و هنر

اقتصادی

هوش مصنوعی، علم و فناوری

بین الملل

استان ها

رسانه ها

بازار

صفحات داخلی

خشونت تصویر یا تصویر خشونت

۱۳۹۳/۱۱/۲۵ - ۱۲:۴۰:۱۳
کد خبر: ۲۶۲۲۹۸
احمد غلامی . سردبیر

به گزارش خبرگزاری برنا، شرق نوشت: در این جهان پرآشوب که انگار آدمیزاد به سیم آخر زده است و در چهار‌گوشه جهان شاهدیم که هرازچندی یکی، گروهی و گاه دولتی روی چنگیز و نرون و هیتلر را سفید می‌کنند و به بهانه‌ای واهی حمام خون به راه می‌اندازند؛ رسانه، آن‌هم رسانه‌ای مستقل تا چه حد محق است چنین صحنه‌هایی را بازنمایی کند؟ از دهه‌٥٠میلادی به‌بعد، به‌خصوص پس از آنکه ویرانه‌های اردوگاه‌های تمرکزیافته نازی‌ها روی دست بشر، آن هم بشر مدعی تمدن و ترقی باد کرد، بازنمایی جنایت به‌نوعی شراکت در آن قلمداد شده است.

در مقام تحلیل، معمولش این بود که می‌گفتند، تنها آن‌کس می‌تواند فاجعه را با خونسردی و بی‌طرفی محض بازنمایی کند که خود در سایه امن فاجعه‌آفرینان از هر خطری مصون مانده باشد. علاوه‌بر‌این، با بمباران هیروشیما و ناکازاکی، بشر با نوعی از فاجعه رودررو شد که عملا هیچ شاهدی از آن جان سالم به‌در نمی‌برد. از این‌رو، بازنمایی فاجعه ذیل قاعده‌ای اخلاقی و زیبایی‌شناختی ممنوع اعلام شد و توسل به آن مصداق تعدی به حقوق مخاطبان فرضی به‌حساب می‌آمد. رسانه‌های رسمی از نشان‌دادن تصاویر دردناک و موحش پرهیز می‌کنند تا مبادا احساسات مخاطبِ نوعی خود را جریحه‌دار یا زندگی را بر آنها سخت کنند. چه‌بسا بیماران مبتلا به ناراحتی‌های قلبی از دیدن چنین تصاویری جانشان به خطر افتد. این‌روزها در رسانه‌های تصویری، پخش تصاویری که در آنها دوربین فلاش‌خورده است بدون پیش‌آگهی به بیننده کراهت دارد، زیرا احتمال آن می‌رود که بیننده‌ای مبتلا به صرع یا میگرن ناراحتی‌اش عود کند. 

اما از طرف دیگر در عرصه زیبایی‌شناختی، بازنمایی فاجعه ظرف دو‌سده گذشته بازارگرمی داشته است. نقاشی که در غیاب عکاسی، رسانه‌ای خبری و مستندساز نیز به‌شمار می‌آمد، بی‌هیچ محدودیتی فاجعه را بازنمایی می‌کرد. ژریکو از دست‌ها و پاهای بریده در میدان درگیری نیروهای متخاصم انقلاب و اعتراض‌های فرانسه نقاشی می‌کرد. دلاکروا آدمکشی خیابانی را به‌جلوه تابلویی در‌می‌آورد که نمایش عمومی آن مایه اشمئزاز اکثر مخاطبان می‌شد. گرنیکای پیکاسو را هم از یاد نبریم که صحنه بمباران روستایی بی‌دفاع، در تاریکی و سیاهی تکه‌پاره‌های زندگی قبل از فاجعه بر پرده نقش بسته است. ادموند برک، گزارشگر محافظه‌کار انقلاب فرانسه در روزنامه‌های انگلیس، در کتابی که به زیبایی‌شناسی اختصاص داد، در کنار زیبایی، از مقوله‌ای موسوم به «امر والا» نام می‌برد که خصیصه اصلی ترسناکی و هول‌انگیزی اثر هنری بود. اندیشمند معاصر، پل ویریلیو به‌تفصیل شرح می‌دهد که تجربه اثر هنری با تجربه ترس‌های زیسته به‌هم گره خورده است. 

همان‌طور که در سرمقاله شنبه گذشته اشاره کردیم، جهان بعد از دو رویداد ١١سپتامبر و رکود اقتصادی ٢٠٠٩-٢٠٠٧ شکل عوض کرد و ما حالا با معضلاتی دست‌وپنجه نرم می‌کنیم که بسیاری از آنها کاملا تازگی دارد. بازنمایی فاجعه نمونه‌ای از تحول را آشکار می‌کند. آیا تصاویر دوربین‌های حرفه‌ای و آماتوری از فروریختن برج‌های سازمان تجارت‌ جهانی و سقوط ناگزیر آدم از آن ارتفاع از مصادیق بازنمایی مجاز است یا غیرمجاز؟ آیا پخش و تاکید بر چنین تصاویری آب‌ریختن به آسیاب القاعده یا جنگ‌طلبان، بهانه‌جویی نبود که دقیقا با چنین مستمسکی عراق و افغانستان را به خاک‌و‌خون کشیدند؟ آیا بازنمایی کودکانی که در غزه، آن‌هم در مدرسه‌ای تحت‌نظر سازمان‌ملل زیر آوار مانده یا با ترکش تکه‌تکه شده‌اند، در زمره بازنمایی جنایت به‌شمار می‌آید و رسانه باید تا حد ممکن به‌تلویح از کنار آن بگذرد و با پخش چنین تصاویری روان مخاطب خود را آزرده نسازند؟ تعارف را کنار بگذاریم، همه می‌دانیم که بازنمایی خشونت با خشونت بازنمایی از زمین تا آسمان فرق می‌کند. هم‌اینک اکثر ساکنان جهان به‌آسودگی حین میل غذا، شنیع‌ترین اخبار جهان را از تلویزیون تماشا می‌کنند و شب با خیال تخت به بستر می‌روند و تا خود صبح می‌آرامند.
 
ظاهرا مخاطبان رسانه‌ها آنطور که معمولا تصور می‌شود اشکشان دم مشکشان نیست و به این راحتی‌ها به هیجان نمی‌آیند. بر‌خطاییم اگر فکر می‌کنیم تماشاگران تصویرهای مندرج در رسانه‌ها عقلشان به چشمشان است و به‌محض اینکه تصویری اندوهبار و موحش را ببینند، دست‌و‌پایشان را گم می‌کنند یا می‌ترسند یا می‌زنند زیر گریه. 

 تصویر خلبان اردنی که در قفس داعشی‌ها زنده‌زنده می‌سوزد، یکی از مصادیق همین بحث است. بدیهی است که داعش با تهیه چنین فیلم‌ها و تصاویری برآن است تا در دل دیگران رعب ایجاد کند. اما تکثیر چنین تصاویری لزوما به این معنی نیست که نیت داعشی‌ها محقق خواهد شد. رسانه‌ها می‌توانند ضمن تکثیر چنین تصویری، زمینه متن را تغییر دهند. حتی می‌توانند انحصار دلالت بصری را از چنگ داعش درآورند و خلبان اردنی را شبیه به ققنوسی بازنمایی کنند که از دل آتش پر می‌کشد و حسرت شنیدن یک آخ را هم بر دل دژخیم می‌گذارد. اینکه ممکن است سطح آگاهی برخی مخاطبان پایین باشد، دلیل آن نمی‌شود که آنها را منفعل فرض کنیم. 

نظر شما