وقتی نگاه جناحی منافع عمومی را بر باد می دهد
ریزگرد و سانترفیوژ بهانه و دولت نشانه است
جان و سلامت و آرامش روحی و روانی مردم که همواره زبان گویا و مدعی تمام قامت آنان هستند! برای آنان اهمیتی نداشته و همه چیز در قالب نگاه های تنگ و ترش سیاسی و طیفی می گنجد.
سرویس سیاسی برنا: در مذاکرات هسته ای به عینه ثابت شد که عده ای تنها و تنها اهداف و اغراض سیاسی خود را پی می گیرند و منافع ملی و خیر عمومی مردم برای ایشان حائز اهمیت و دارای اولویت نیست. در حالیکه نتایج چند سال اقدامات هیجانی و سخنان جنجالی جز تنگ تر شدن حلقه تحریم های ظاللمانه و انزوای بین المللی و در مضیقه قرار گرفتن مردم نبود و دولت تازه با رویکرد تعامل سازنده توانست پیشرفت های قابل قبول و غیر منتظره ای را ایجاد و علاوه بر اثبات حق هسته ای به طرف غربی ساختار های تحریم های ظالمانه را دچار گسست کند، عده ای بی مهابا بر مذاکره کندگان تاخته و بدیهی ترین حقایق را نادیده گرفتند تا رقیب سیاسی را کوفته و به این نکته اذعان نکنند که چه دستاوردهای شگرفی در این زمینه جامه عمل پوشیده است.
این روزها شقه دیگری از فرصت طلبی و سوء استفاده گری جماعت دلواپس نمایان شده و یکبار دیگر بر این نکته مهر تایید خورد که تندروهای منتقد از هر فرصت و منفذ و روزنه ای بهره می گیرند تا رویکردهای تخریبی و تبلیغاتی خود را علیه دولت اجرایی کنند و در این میان هیچ چیز دیگری برای ایشان حائز اهمیت و اولویت نیست.
مردم اهواز در تنگنای هجوم ریزگردها قرار گرفته و زندگی روزمره آنان با اختلال و مشکلات عدیده ای روبرو شده است. رویداد طبیعی که جان شماری از شهروندان ایرانی را در خطر قرار داده و دل یک ملت را به درد آورده است. در این میان عقل سلیم و وجدان انسانی حکم می کند که همگان در هر جایگاه و موقعیت و پایگاهی به کمک آنان شتافته و با رویکردهای منطقی و عقلانی این معضل طبیعی را با هم افزایی و هم اندیشی با یکدیگر مهار کنند.
اما مع الاسف تندروهای بی منطق و فرصت طلب به جای اتخاذ رویکردهای سازنده و لحاظ این نکته که در بروز این معضل عوامل طبیعی همچون فقدان بارش مناسب، وجود بادهای موسمی و نیز اشتباهاتی همچون سد سازی های بی ضابطه و غیر حساب شده که از حسن اتفاق در دولت مورد حمایت تمام عیار آنان رخ داده، دخیل است. عدم حضور رئیس سازمان محیط زیست در اهواز را بهانه ای قرار داده تا به دولت و سازمان محیط زیست تاخته و آنان را آماج حملات و انتقادات خود کنند.
نکته ای که به خوبی نشان می دهد جان و سلامت و آرامش روحی و روانی مردم که همواره زبان گویا و مدعی تمام قامت آنان هستند! برای این طیف اهمیتی نداشته و همه چیز در قالب نگاه های تنگ و ترش سیاسی و طیفی آنان می گنجد. البته در این میان لحاظ چند نکته نیز خالی از لطف نیست.
اول آنکه درست که است که به لحاظ تبلیغاتی و آرامش روانی مردم، حضور مقامات عالیه در چنین موقعیت هایی خوب و پسندیده است اما نکته آنجاست که از لحاظ مدیریت بهنگام و سنجیده علمی و عملیاتی لزوما مدیر نباید در منطقه حضور یافته و باید در نقطه ای حضور داشته باشد که امکان مدیریت و اشراف بهینه برای وی در رابطه با ارکان و اضلاع تحت امرش وجود داشته باشد. به خصوص که موضوع ریزگردها نکته تازه و غیر منتظره ای نبوده و بر عوامل پدید آورنده آن اشراف کافی وجود داشته و ایجاد همگانی برای مهار این موضوع میان سازمان های مختلف حایز اهمیت بود که خانم ابتکار با توجه به این نکات ترجیح داده است که از تهران به مدیریت این موضوع بپردازد. همانگونه که اشاره رفت از لحاظ تبلیغی شاید حضور رئیس سازمان محیط زیست وجه خوب و مطلوبی داشت اما در عمل مشخص و واضح است که در آن لحظات حضور وی در منطقه نمی توانست هیچ بار عملیاتی برای حل و فصل این معضل طبیعی داشته باشد. نکته آنکه اگر موضوع بار روانی و آرامش بخشی حضور دولت مردان در میان مردم را نیز منظور کنیم وزیر بهداشت به نمایندگی از دولت در منطقه حضور یافته و این مهم انجام پذیرفته و بازهم آسمان و ریسمان بافی تندروها محلی از اعراب نخواهد داشت.
دوم آنکه در وقوع چنین معضلات زیست محیطی عوامل طبیعی و انسانی فراوانی در بازه زمانی طولانی و مستمری اثر گذار بر وقوع چنین پدیده هایی هستند و بدیهی است که راهکار مهار و حل و فصل این معضلات نیز یک شبه و به یکباره نیست و تلاش و ممارست فراوان و دوچندان متخصصین و مسئولین مربوطه را در یک بازه زمانی بلند مدت می طلبد و مشخص نیست هیاهوهای براه افتاده از سوی تندروها در قبال این موضوع چه ارزش و شان و اعتباری دارد و اینکه رئیس سازمان محیط زیست در اهواز حضور می یافت یا نمی یافت در آن برهه ی اوج بحران چه تاثیری در روند این موضوع ایجاد می کرد؟!
سوم آنکه سازمان محیط زیست همانگونه که در بیانیه ای رسمی اعلام داشته، مدت هاست که در قالب 17 راهکار منسجم علمی و عملیاتی به جنگ این معضل زیست محیطی رفته و بدور از هیاهو و جنجال های مرسوم به انجام وظیفه خطیر خود پرداخته است و جالب آنکه هیاهو گران و منتقدان این روزها که کاسه داغ تر از آش شده اند به جای کمک به سازمان محیط زیست در عملیاتی کردن این برنامه ها و بستر سازی مناسب در این زمینه از تصویب بودجه های لازم و همراهی با دولت مردان در این زمینه سرباز زده و توجهی به این موضوع نمی کردند.
هر چه هست واضح و مبرهن است که عده ای نه به موضوع مذاکرات هسته ای، نه آلودگی هوای اهواز و نه موضوع اعطای مجوز به تکخوانی زنان و نه بسیار مسائل دیگر، که اعتراض دمادم آنان را به همراه دارد، کاری ندارند و اصل و اساس برای ایشان حمله به دولتی است که با خاستگاه سیاسی و فکری آنان همخوانی نداشته و رویکردهای متفاوتی را به منصه ظهور می رساند و مانع چیرگی و تسلط آنان بر مقدرات مردمی شده است که این اقلیت را نپسندیده و به آنان وقعی نمی نهند. خوشبختانه ماهیت این عده برای عموم بیش از هر زمان دیگری هویدا شده و امکان ژانگولر بازی های پوپولیستی را از آنان سلب کرده و خشم و ناراحتی آنان نیز به همین موضوع بازگشته و اینگونه اقدامات ایذایی و جنگ روانی نیز برآمده از همین نکته است.
در پایان نیز گفتنی است که بر اساس اخبار واصله دکتر معصومه ابتکار رئیس سازمان حفاظت محیط زیست روز سه شنبه به اهواز خواهد رفت تا از نزدیک روند اقدامات کارگزاران سازمان متبوع خود در زمینه حل این موضوع را زیر نظر بگیرد و این نکته نیز حایز اهمیت است که بدور از جنجال های تبلیغاتی و در هنگامه ای که حضور وی در منطقه راهگشا بوده و تاثیر گذار است ابتکار به اهواز می رود و کاش دلواپسان نیز به جای جنجال پردازی به فکر مصالح عمومی و منافع ملی بودند و این رویکرد را به جای جنجال طلبی های بی اساس می نشاندند.