مهدی یزدانی /سرویس دانشگاه برنا
حمیدرضا آیتالهی رییس پژوهشگاه علوم انسانی معتقد است که تحول "یعنی اینکه خاستگاه ارزشی خود را در علوم انسانی بیابیم و یک علوم انسانی ایرانی ایجاد کنیم، مانند دیگر کشورها که مثلاً اگر از جامعهشناسی صحبت میشود در کشورهای آلمان، آمریکا و انگلیس درباره این علم تفاوتهایی است و هرکدام براساس جوامع خود (یک جامعه شناسی بومی) ایجاد کردهاند".
ج- یعنی اینکه خاستگاه ارزشی خود را در علوم انسانی بیابیم و یک علوم انسانی ایرانی ایجاد کنیم، مانند دیگر کشورها که مثلاً اگر از جامعهشناسی صحبت میشود در کشورهای آلمان، آمریکا و انگلیس درباره این علم تفاوتهایی است و هرکدام براساس جوامع خود (یک جامعه شناسی بومی) ایجاد کردهاند.
ج- نه، اتفاقاً باید فلسفه غرب را در جامعه ایرانی بفهمیم، یعنی دریافت کنیم و این کار، کاربزرگی است، یکی از اهدافی که در این نشستها قصد داریم به آن دستیابیم همین است که، باید حتماً فلسفه غرب را تفهیم کنیم.
ج- با فهم فلسفه غرب میتوانیم دریابیم که مثلاً اگر جامعهشناسی موضوعی را مطرح کرد، خاستگاه فکریش کجاست و منظور از فهمیدن، فهم نقادانه است، نه منفعلانه، البته نقادانه نه به آن معنا که فقط عیبها راببینیم، مثلاً آنگونه که فلسفه انگلیسی، فلسفه آلمانی را مطالعه میکنند و برعکس. در واقع این دو، دو نوع نگاه است.
ج- واقعیات فلسفی نه ایرانی است و نه اسلامی و نه حتی اروپایی است ،بلکه مورد قبول جامعه بشری است اما برای ساخت فلسفهای ایرانی باید در مسایل دیگر تغییراتی حاصل شود.
ج- بستر نه، من لغت بستر را نمیپسندم، این بدین معنا نیست که این جوامع بستر فلسفی واحدی داشتهاند، بلکه این اصول کلی مورد موافقت، براساس ارتباط این فلسفهها شکل میگیرد. فلسفه جوامع با یکدیگر در ارتباط هستند و در این ارتباط میتوانند با یکدیگر گفتوگو کنند و امکان گفتوگو را فراهم کنند. اما برای رسیدن به بدانجا شناخت و مطالعه نقادانه فلسفه غرب الزامی است.