باشگاه جوانی برنا/ "غلامحسن شمس" برگزیده اول بخش نمایش در شاخه صحنهای- کارگردانی در اولین جشنواره ملی جوان ایرانی، متولد 1363 در شیراز است. مدرک کارشناسیاش را از دانشگاه آزاد شیراز و فوق لیسانس کارگردانیاش را از دانشگاه هنر و معماری اخذ کرده است. کارگردانی نمایش "تراژدی مونیک در ایالات متحده آمریکا" و بازیگری در نمایشهای "راز ماهی طلایی آکواریم آقای ژان"، "باران"، "پلیس"، "دو پرس روزگار تلخ"، "این نیز بگذرد"، "گل و ریحان"، "اژیدهاک" و ... از جمله فعالیتهای هنری او در عرصه تئاتر به شمار میرود.
در جشنواره دهم تئاتر دانشگاهی رتبه اول بازیگری مرد، در جشنواره تئاتر دانشگاهی منطقه جنوب کشور به عنوان بازیگر برگزیده، در جشنواره آیینی سنتی سال 78 و 80 و در جشنواره تئاتر رضوی و فجر نیز مقامهایی کسب کرده است.
از وارد شدنش به تئاتر میپرسیم، میگوید: ورودم به عرصه تئاتر اصلا اتفاقی نبود، بلکه عاشق تئاتر بودم و از سن 10 سالگی و در مدرسه به صورت مداوم، تئاتر کار کردم و اولین کارم هم در همان سالها، نمایش "باران" با نقش یک پسربچه بوده است.
در برخی زمانها با تئاتر زندگی میکند ولی در زمانهایی هم از زندگی ناامید؛ وقتی علتش را میپرسیم، جواب میدهد: قرار بود که نمایشی را که در این جشنواره به روی صحنه بردم را بعدا باز در سالنی دیگر اجرا کنم، اما تا همین لحظه مرکز هنرهای نمایشی هیچ پاسخی در این خصوص به من ندادهاند. او به سیاستهای موجود در تئاتر اشاره و بیان میکند: اگر بخواهیم با همین سیاستهای غلط موجود پیش برویم به جایی نمیرسیم. باید به تئاترهای شایسته اجرا، اجازه اجرا داده شود و نه صرفا کارهای سفارشی. یکی از این سیاستها، پرداخت دستمزد است؛ برای مثال هنوز پس از گذشتن چند ماه از بازی در نمایش "راز ماهی طلایی آکواریم آقای ژان"، دستمزد هیچ یک از بازیگران داده نشده است. نکته دیگر اینکه اجراهای ضعیف سبب فراری شدن مخاطبها میشود و زمانی که مخاطبی وجود نداشته باشد، تئاتری هم وجود ندارد. مخاطب یکی از رکنهای اصلی تئاتر است ولی متأسفانه روز به روز سالنهای ما خالیتر از قبل و فقط به جشنوارهها بسنده میشود.
وقتی در مورد حضورش در جشنواره تئاتر فجر سوال میکنیم، انگار داغ دلش تازه میشود و میگوید: در جشنواره امسال، کاری پرفورمنس با عنوان "آرش" بر وزن شعر سیاوش کسرایی داشتم و گروه موسیقی این کار به حدود 25 نفر و گروه بازیگری به 8 نفر میرسید، اما گروه بازبینی یک نفره کارم را رد کرد. کار دیگری نیز در بخش پایاننامههای برگزیده داشتم که در این بخش برگزیده اعلام شدم.
در جشنواره تئاتر فجر امسال اتفاقات عجیب و غریبی برایم افتاد. خیلی زمانها پیش میآید که وقتی میخواهیم مسوولی رده بالا در حد وزیر و معاونین وزیر را ببینیم، یکسری مقررات اداری را شامل میشود، اما در حوزه تئاتر، اگر بخواهیم رییس مرکز هنرهای نمایشی و یا دبیر جشنواره تئاتر فجر را ببینیم، باید ماهها در صف باشیم تا درخواستها و انتقادهایمان را مطرح کنیم. همین امسال در جشنواره فیلم فجر، کار ویدئویی داشتم که به جشنواره نرسید، اما به راحتی در همان روزی که به دبیرخانه مراجعه کردم، توانستم مسعودشاهی دبیر جشنواره فیلم را ملاقات کنم، اما زمانی که جشنواره تئاتر فجر تمام شد باز هم نتوانستم دبیر را ببینم.
وی درباره جشنواره ملی جوان ایرانی توضیح میدهد: جشنواره بسیار خوبی بود و این مسأله را نه به خاطر برگزیده شدنم، بلکه به این علت که در خیلی از جشنوارهها شرکت کردم، میگویم. دبیرخانه بسیار خوبی داشت و عملکرد دبیر و افرادی که در دبیرخانه بودند بسیار خوب بود و در برگزاری جشنواره فوقالعاده خوب عمل کردند. دوست داشتم که این جشنواره هر سال برگزار شود و به یک سال بسنده نکنند. آثار خوبی در این جشنواره اجرا شد و فکر نمیکردم جشنوارهای که سال اولی باشد، کارهای خوبی در آن به روی صحنه بروند. امکاناتی که در اختیار گروههای تئاتری گذاشتند نیز به نسبت بقیه جشنوارهها خوب بود و سبب شد تا کیفیت آثار نیز بالا رود.
در همان روز اختتامیه جشنواره در حضور مسوولان گفتم که خدا کند اتفاقی بیفتد تا این جشنواره مثل بقیه جشنوارهها به همین جا ختم نشود و آثار موجود در این جشنواره به اجرای عمومی برسد.
شمس در مورد برگزیده شدنش در این جشنواره اظهار میکند: تا به حال در هیچ جشنوارهای به علت جایزه گرفتن شرکت نکردم، میدانم که اگر به این امید به جشنوارهای بروم، این اتفاق نمی افتد. همین موضوع کمک کرد که هوای جایزه من را از آرزوهایم دور نکند.معتقدم که حضور در یک جشنواره، بهترین اتفاق است و اگر به جایزه فکر کنیم، اتفاقی نمی افتد، چرا که ایدهآلهایش تغییر میکند.
***