زوج جوانی مقابل قاضی عموزادی - رئیس شعبه ۲۶۸ دادگاه خانواده - نشستند و منتظر رسیدگی به پرونده بودند كه قاضی سر از اوراق پرونده برداشت و به مرد جوان گفت: پرونده را مطالعه كردم. همسرتان مهریهاش را به اجرا گذاشته و این جلسه به درخواست او و برای شنیدن حرفهای شما برگزار شده است، اگر توضیحی دارید، بفرمایید.
مرد جوان هم گفت: «آقای قاضی! من میهماندار هواپیما هستم و حدود یك سال قبل با همسرم «تینا» در یك سفر خارجی آشنا شده و پس از چند جلسه گفتوگو با هم برای ازدواج به توافق رسیدیم. پس از مدت كوتاهی موضوع را با خانوادههایمان در میان گذاشتیم. همه چیز به خوبی پیش رفته بود كه هنگام عقد پیشنهاد مهریه عجیب از سوی «تینا» تعجب خانوادههایمان را برانگیخت، چرا كه همسرم درخواست داشت به جای سكه طلا، سفر به ۱۲۰ كشور خارجی را به عنوان مهریهاش انتخاب كنیم، چرا كه بشدت عاشق سفر خارج و گشت و گذار بود.
با شنیدن این پیشنهاد از آنجا كه همسرم را عاشق سفر و علاقهمند به شغلم دیدم، خوشحال بودم، اما از سوی دیگر وقتی به هزینه سنگین مهریه فكر كردم، تنم به لرزه افتاد. با این حال به دلیل اینكه خوشحالی تینا برایم بیشتر اهمیت داشت، برخلاف میل خانوادهام خواسته همسرم را پذیرفته و او را با همان مهریه دلخواهش به عقد دائم خود درآوردم.
چند ماهی از شروع زندگی مشتركمان گذشته بود كه همسرم از من خواست تا در سفرهایم او را نیز همراه خود ببرم، اما هرچه گفتم این درخواست امكانپذیر نیست، قبول نمیكرد. امكان پرداخت هزینه سفرش از سوی خودم نیز وجود نداشت. به خاطر این مسئله كمكم اختلافهای ما شروع شد.
از سوی دیگر او كه گرفتار شك و بدبینی است، علت مخالفتم را حضور زن دیگری در زندگیام میدانست و...با این حال هرچه سعی كردم تا او را متقاعد كنم، بیفایده بود. از سوی دیگر وقتی لابهلای حرفها و جروبحثهایمان از همسرم شنیدم كه به خاطر علاقهاش به سفر با من ازدواج كرده، بشدت عصبانی و خشمگین شدم. بعد هم همسرم به حالت قهر راهی خانه پدرش شد.
من هم همان شب راهی سفر كاری شدم. طی دو روز ترجیح دادم با تینا تماس نگیرم تا هر دو كمی آرامتر بشویم و ماجراهای آن روز را فراموش كنیم. اما وقتی به خانه برگشتم، در كمال ناباوری متوجه شدم همسرم در غیاب من تمام وسایلش را به خانه پدرش انتقال داده و مهریهاش را به اجرا گذاشته است.
من كه بشدت از او ناراحت شده بودم، تصمیم گرفتم طلاقش دهم!
زن جوان كه تا آن لحظه سكوت كرده بود، با قطع حرفهای همسرش گفت: زمانی كه با مسعود آشنا شدم، به خاطر هیجان شغلش به او وابستهتر شدم، زیرا به سفر علاقه شدیدی داشتم و تصور میكردم كه از این به بعد میتوانم در كنار همسرم همه دنیا را ببینم، اما افسوس كه سخت در اشتباه بودم. بنابراین حالا كه نمیتوانم او را راضی كنم تا همراهش باشم، مهریهام را به اجرا گذاشتم تا بلكه از این طریق بتوانم به خواستهام برسم و كشورهای مورد علاقهام را ببینم. اگر هم مسعود مهریهام را بپردازد، حاضرم از او جدا شوم.
قاضی عموزادی پس از شنیدن اظهارات زوج جوان وقتی آنها را در تصمیمشان مصمم دید، حكم پرداخت مهریه را صادر كرد. مرد جوان هم محكوم شد سالی یك بلیت سفر به خارج از كشور به عنوان مهریه همسر سابقش تهیه و پرداخت نماید.
منبع: باشگاه خبرنگاران