ما در میان کوره قهر شما پیوسته میسوزیم
و دم به دم هرم نفسهای شما
از مهر می گوید برای ما!
از لحظه تاریک پیوند شما با سایههای ما
از لحظه تاریک پیوند شما با سایههای ما
آغشته حتی نور با خون در دهان ما
ای رومیان روسپید سینماهای جهان ما
ای دوستان جانی آری جانیان نابکار داستان ما!
با آبشار صخرهها ویرانه میسازید اگر از روستای ما!
میریزد آخر کوههاتان را صدای ما
هم دامن رقص شما را شعله خواهد کرد
کبریتهای نیمسوز دستهای ما
هشدار میبیند خدای ما!
هشدار میبیند خدای ما!
***